کد خبر: ۴۶۶۵۹۷
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۷
دهمین جلسه محاکمه دو متهم پرونده فساد نفتی
دهمین جلسه رسیدگی به اتهامات متهمان پرونده موسوم به فساد نفتی صبح امروز در شعبه 28 دادگاه انقلاب به صورت علنی برگزار شد.
آفتاب‌‌نیوز :
 قاضی مقیسه در ابتدای جلسه رسیدگی گفت: در این جلسه به اتهامات متهمان شبکه سازمان یافته اخلالگران در نظام اقتصادی، فساد قاضی خطاب به متهم: دخترت گفت بابا با بابک‌جون کار کرده و پول در آورده است!/متهم پرونده: هیچ رابطه‌‌ای با احمدی‎نژاد نداشتم.مالی، کلاهبردای از شرکت نفت، شرکای بابک زنجانی آقایان مهدی شمس و حمید فلاح هروی در شعبه 28 دادگاه انقلاب به صورت علنی در حال تشکیل است و نماینده دادستان، متهمان و وکلای آنها، وکلای شرکت نفت و اچ کی و وکلای بانک مرکزی و نماینده حقوقی تامین اجتماعی در جلسه دادگاه حاضر هستند.

به گزارش آفتاب‏‎نیوز؛ قاضی مقیسه خاطرنشان کرد: حسب کیفرخواست صادره از سوی دادستان و قرائت کیفرخواست توسط نماینده دادستان، اتهامات حمید فلاح هروی افساد فی الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی کشور به طور کلان با علم به ضرر زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران و مشارکت برای ارتکاب جعل، کلاهبرداری و پولشویی است.

قاضی مقیسه پس از قرائت عناوین اتهامی حمید فلاح هروی او را به جایگاه دعوت کرد و گفت: دفاعیات شما را استماع می کنیم، به حاشیه نروید و در موضوع صحبت کنید.

متهم ردیف سوم پس از حضور در جایگاه عنوان کرد: می خواهم قبل از اینکه شروع کنم وکیلم دو تا سه دقیقه صحبت کنند.

قاضی گفت: چه صحبتی؟ شما دفاع کنید، اتهامات شما را خواندم.

متهم ردیف سوم گفت: در جلسات قبل در مورد تفاهمنامه امضاء شده با بانک ملت گفتم در فروش سهام بانک FIIB هیچ سمتی نداشتم. هیچ صورت جلسه‌ای را امضاء نکردم؛ اگر در فروش تاثیرگذار بودم در خرید هم باید تاثیرگذار می بودم. در بند یک آمده که ایشان 84 میلیون سود کرده است. بر اساس برگه‌ها آقای زنجانی به من می گوید ده میلیون یورو سود کرده‌ام، اگر تاثیرگذار بودم آقای زنجانی به من چنین دروغی می‌گفت.

متهم ردیف سوم با نشان دادن سندی که زنجانی به او داده بود، گفت: زنجانی به من گفته 10 میلیون یورو سود کرده ام من به ایشان گفتم طبق محاسبات من 11 میلیون سود می شود؛ در نتیجه اگر من می دانستم 84 میلیون یورو بوده، آیا به ایشان نمی گفتم؟

فلاح هروی با بیان اینکه من قصد داشتم این موارد را زمان طرح مسائل مالی مطرح کنم، گفت: نمی‌دانم کدام سند را نشان دادید که من ٥ میلیون یورو گرفتم.

قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده پاسخ داد: اختصاص ٥ میلیون یورو از محل فروش بانک  FIIB که شخصا در پرونده به آن اقرار کردید، سند است. ثانیا شما دیروز اقرار کردید صورت جلسه ٦٠ درصد از فروش بانک FIIB را نخوانده، امضا کردید. گفتید بانک متضرر نشده است، بله؛ بانک متضرر نشده بلکه بیت‌المال متضرر شده و توسط شما سه نفر غارت شده است.

وی افزود: ٤ میلیون دلار ارزش کل بانک بوده است و شما این بانک را ٩٠ میلیون یورو به بانک ملت فروختید. ١٦٠ میلیارد دلار از شرکت نیکو نفت برداشتید و به بانک ملت دادید. این پول‌ها را از پول شخصی خود که پرداخت نکردید. بابک و شمس چیزی ندادند شما از پول ملت و پول نفت که باید خرج ملت و تاسیسات نفتی می شد، آن را پرداخت کردید. آیا هنر کردید؟ بعد می گویید من سهامدار نبودم؟ بابک زنجانی می گوید حمید فلاح هروی از موضوع مجعول بودن سند مالکیت بیمارستان مطلع بوده است. شما بازداشت می شوید و در نامه‌ای که به بابک زنجانی می‌نویسید می گویید که دیروز به بازپرسی مراجعه کردم و به عنوان معاونت در جرم برایم قرار ١٠٠ میلیونی صادر کردند.

قاضی مقیسه در ادامه قرائت نامه خطاب به فلاح گفت: شما در نامه به بابک می نویسید چند نکته وجود دارد، اولا من کارمند شما نبودم بلکه رییس هیت مدیره و سهامدار و دارای اختیاراتی در قانون تجارت بودم. ثانیا چک ها را به من تحویل ندادید... بعد می رسد به جایی که می‌گویی حق فروش نداشتید. نامه ادامه دارد و بابک زنجانی جواب می دهد که آقای دکتر حتما جو شما را گرفته که این مطالب را می گویید. برای یادآوری اعلام می کنم که بدانید همیشه از طرف من بوده است نه از طرف شما، اعتبار من بیشتر از شماست. ببینید مال دنیا چه می کند. از حلال و حرام صحبت می کنید؟ به اطرافتان نگاه کنید آقای فلاح. منزل شهرک غرب که هدیه شد در زمان بی پولی‌ام، خودروی بنز و ویلای کیش که هدیه شد به شما زمانی که چک داشتم و از خودت قرض گرفتم و ...

فلاح هروی خطاب به قاضی گفت: شما فرمودید بند ١١...

قاضی عنوان کرد: شما می گویید سهامدار نبودم.

متهم ردیف سوم پرونده اظهار کرد: اینکه می گویم سهامدار نبودم مربوط به FIIB است.

قاضی مقیسه خطاب به متهم ردیف سوم گفت: جزء به جزء را برایت می خوانم که اقرار خودتان است که در همه جا سهامدار بودید.

فلاح هروی با حالت اعتراض به قاضی گفت: اجازه بدهید بگویم.

قاضی مقیسه عنوان کرد: چرا اقرار کردید؟

متهم ردیف سوم پاسخ داد: اقرار نکردم. دفاعیات من شروع شده است.

قاضی مقیسه گفت: شما اظهار کردید که ٩٢/١٢/٢٨ در موضوع فروش بانک به بانک ملت بر اساس توافق با بانک ملت ١١ میلیون و ٧٠٠ هزار یورو ارزش افزوده برای فروش بود که آقای زنجانی طبق سندی که به من دادند و در اختیار دارم ٥ میلیون یورو سهم من را در سال ٨٩ منظور کردند.

فلاح هروی ادامه داد: شما عجله می‌کنید.

قاضی رسیدگی کننده به پرونده اظهار کرد: عجله نیست، ادعاهایی که انکار می کنید را نشان می دهم.

متهم ردیف سوم خطاب به قاضی گفت: آقای قاضی من قبل از شما گفتم اگر می دانستم ٨٤ میلیون یورو بوده است به او می گفتم. شما می‌گویید ٥ میلیون یورو گرفتم ...

قاضی مقیسه گفت: کم گرفته‌ای؟

فلاح هروی ادامه داد: اصلا بحث گرفتن یا نگرفتن نیست.

قاضی گفت: طلبکاری؟

نجفی نماینده دادستان عنوان کرد: تهاتر شده است.

متهم ردیف سوم خطاب به نماینده دادستان گفت: کجا تهاتر شده است؟

قاضی مقیسه خطاب به وی ادامه داد: قرارداد فروش را امضاء کردی و می گویی نخوانده بودم. ٥ میلیون یورو گرفتی می گویی نگرفتم...

فلاح هروی در پاسخ مدعی شد: شما دارید پیش داوری می کنید. اجازه بدهید به خانه برسد توضیح دهم. یک دروغی او گفته اجازه...

قاضی مقیسه خطاب به متهم ردیف سوم خاطرنشان کرد: سه سال قبل که نشسته بودیم، همسرت، دخترت و دامادت بودند و دخترت گفت پدرم کار کرده و کل خانواده اقرار کردند که بابک جون این پول‌ها را پرداخت کرده است.

فلاح هروی در پاسخ گفت: دختر من هیچ وقت نمی‌گوید بابک جون!

قاضی مقیسه ادامه داد: دخترتان گفته پول برای پدرم است.

متهم ردیف سوم پاسخ داد: آیا شما وقتی به کسی هدیه می دهید آن را به حساب بدهکاری می‌گذارید؟ یا همچنین هزینه‌هایی را به حساب بدهکاری می‌گذارید؟

قاضی رسیدگی کننده به پرونده اظهار کرد: مهم پرداخت است. حرف من این است که شما در آن بانک هم سهامدار بودید.

فلاح هروی پاسخ داد: من در بانک FIIB  CONT و  نه هیات مدیره بودم، نه سهامدار که حتی آقای نجفی هم آن را پذیرفتند.

قاضی مقیسه افزود: خودت گفتی هیات مدیره پوششی بودی، مهم این است که اموال را چگونه جابجا کردید.

متهم ردیف سوم این پرونده گفت: به جز من 5 – 6 نفر دیگر بودند و هیچ خطایی نداشتند و تمام سندها هم موجود است.

قاضی مقیسه خطاب به وی عنوان کرد: تا بازنگشتن بیت المال هیچ چیز تمام نمی‌شود.

فلاح هروی خاطرنشان کرد: در مورد بانک و 5 میلیون یورو توضیح دادم. بابک زنجانی وقتی فروخت به من گفت 10 میلیون یورو سود کرده‌ام. گفتم طبق محاسبات من 11 میلیون یورو است. 5 میلیون یورو باید تخفیف می‌داد، رسما 5 میلیون یورو داده است.

قاضی مقیسه در واکنش به صحبت فلاح گفت: به چه چیزی اختصاص داده است؟ دلش خواسته بود؟ شما که می‌دانستید حرام است و باد آورده؛ دلش خواسته بدهد تو هم دلت خواسته بگیری. به همین دلیل اینجا هستید. او دلش خواسته از اموال بیت المال، محرومین، کپرنشین‌ها بدهد ...

فلاح هروی ادامه داد: این 5 میلیون یورو مربوط به نفت نیست.

قاضی رسیدگی کننده به پرونده خطاب به متهم ردیف سوم گفت: شما خودت اقرار می کنی 5 میلیون یورو برای فروش بانک FIIB بوده است. پول بانک ملت را از کجا آوردید؟

متهم ردیف دوم پاسخ داد: بحث 160 میلیون یورو نیست،‌ بحث 90 میلیون یورو است.

قاضی مقیسه افزود: شما وقتی ندانسته پولی به شما اختصاص می‌دهند نمی‌گویید از کجا آمده است و به چه عنوانی و به چه حقی است؟

فلاح هروی پاسخ داد: قیمت آن زمان 15 میلیارد دلار... چرا احساسی صحبت می‌کنید؟

قاضی رسیدگی کننده به پرونده خطاب به وی افزود: احساسی نیست، شما می‌گویید دلش خواسته به من بدهد. شما خودتان توافق کردید که به جای 15 میلیارد 6 میلیارد محاسبه شود.

در این میان نماینده بانک ملت گفت: آن تاریخ ارز هزار تومان بوده است.

نماینده دادستان گفت: در زمان بدهکاری حسابدار شما می‌گوید به من نداده است، تهاتر یک اصل اولیه است. حساب بدهکار و بستانکار دارید. مانده بستانکاری شماست.

فلاح هروی پاسخ داد: ماشین حساب جلوی خود بگذارید تا بگویم. در این سند نوشته است 6 میلیارد، من 5 میلیارد طلبکار می‌شدم.

قاضی مقیسه خطاب به وی گفت: چرا طلبکار می‌شدید؟ مگر چه کار کرده بودید؟ شما که می‌گویید من هیچ کاره بودم.

متهم ردیف سوم پاسخ داد: اگر می‌گویید بدهکار که در روزنامه‌ها تیتر کردید بدهی بابت ماساژ بوده و بدهکار بوده‌ام، بگویید کدام بدهی؟

قاضی مقیسه پاسخ داد: شما از کوچکترین مقدار نگذشتید.

فلاح هروی گفت: اگر هدیه است، چرا در حساب بدهی من است؟

قاضی مقیسه افزود: دخترت پیش خود من اقرار کرد. شما از هیچ چیز دریغ نکردید. هلدینگ، خرج‌کرد شما را صورت جلسه کرده است.

متهم ردیف سوم خاطرنشان کرد: به اندازه کافی آبرو رفته است. در بالای آن برگه بدهکاری هست، بستانکاری هم هست. بدهکار یعنی من به او بدهکارم. وقتی ماساژ و غیره را در حساب بدهکاری می‌نویسد یعنی من باید پرداخت کنم، یعنی به من قرض داده‌اند.

قاضی مقیسه گفت: قرض برای چه؟

فلاح هروی پاسخ داد: اگر بدهکاری است چرا در مخارج و حساب‌های من است؟ در ارتباط با این موضوع همه این اعداد را که جمع زدم، 5 میلیارد طلبکار می‌شدم. اگر می‌خواستم بگویم 14 میلیارد را طلبکار نیستم به آنها می‌گفتم، همه این‌ها سند است.

قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده افزود: سند چیست؟ همه موارد روی زمین هستند. آپارتمان شما و محل زندگی بستگان شما موجود است. چند بار گفتم وکالت بدهید و ندادید؟

فلاح هروی خطاب به قاضی گفت: شما اجازه نداید دفاع کنم. دو بار خدمت شما رسیدم که چه کار کنم؟ شما گفتید وکالت بده. من به شما گفتم من چک کشیده‌ام. بابت این موضوع چک داشتم. 92.12.25 رفتیم طی سه روز نوشتیم کل بدهی من شد 14 میلیارد. در تاریخ 92.12.28 بعد از ظهر من را بازداشت کردند.

قاضی مقیسه گفت: برای اثبات حقیقت می‌گفتید من مبلغ حرام گرفته‌ام می خواهم آن را برگردانم. آن زمان عکس العمل دستگاه قضایی را می‌دیدید، این که حساب را خالی کردید صداقت است؟

قاضی مقیسه ادامه داد: گفتم وکالت بده، آپارتمان، ویلای کیش، یک میلیارد هدیه دخترت را برگردانید، اما انجام ندادید. سه سال و نیم از مذاکرات آن زمان می گذرد.

متهم ردیف سوم گفت: بعد از دو ماه من را آوردند پیش شما، ‌گفتم به چه کسی بدهم؟ شما تلفنی به آقای «پ» گفتید فلاح گفته پول را می دهم. گفتم شما یک طرف را تایید کنید من به آن وکالت بدهم. حتی گفتم حاضرم به یک سازمان وکالت بدهم تا آنها پول را بدهند ولی شما گفتید تو قرار نیست آزاد شوی.

قاضی رسیدگی کننده به پرونده خطاب به متهم ردیف سوم گفت: به شما گفتم اگر پرداخت نکنید روزی می‌رسد که در ملاء‌عام محاکمه می‌شوید. گفتم به همسرت بگو خانه را بفروشد و به بدهکار و غیره بدهد.

فلاح هروی خطاب به قاضی گفت: به عزت نمازهایی که پشت شما خواندم، خانواده‌ام رفتند پرداخت کنند، اما قبول نکردند. یک نفر من را راهنمایی نکرد.

قاضی مقیسه گفت: گفتم پول را شما و شمس و بابک برگردانید، مدام گفتید باشد، اما یک ریال هم برنگشت.

فلاح هروی گفت: من گفتم، شما خودتان انجام ندادید.

قاضی مقیسه ادامه داد: من بازپرس و مسئول رسیدگی بودم نه مسئول وصول مطالبات، فرصت زیاد بود. می‌گفتید تحت الحفظ من را به بانک ببرید.

فلاح هروی مدعی شد: قربانتان بروم من همه این‌ها را گفتم.

قاضی رسیدگی به این پرونده گفت: الان برگردانید.

فلاح هروی خطاب به قاضی مقیسه گفت: بهترین جمله ای که از شما به خاطر دارم این است که گفتید اگر این کار مدیریت می شد، این مشکلات پیش نمی آید، من به خانواده وکالت دادم و خانواده آن را نوشتند، اما شما گفتید نه.

قاضی مقیسه عنوان کرد: شما به چه کسی وکالت نوشتید، همسر دختر، داماد که این بدهی را بدهید.

فلاح گفت: وکالت دادم.

 قاضی مقیسه گفت:‌ شما یک وکالت نامه بیاورید یا حتی یک خط بیاورید که چکی صادر کرده باشید و در خواست کرده باشید دادستان من را تحت‌الحفظ برای پرداخت بدهی ببرد.

متهم ردیف سوم پرونده مدعی شد:‌ در خصوص 6 میلیارد بر اساس صورت های مالی حرف می زنم نه اینکه آیا تهاتر کردم یا نکردم.

قاضی مقیسه بیان کرد:‌ بر اساس آنچه من خوانده‌ام بابک گفته است مجموع پرداختی هایش به شما 30 میلیارد تومان بوده است.

فلاح پاسخ داد:‌ پنج میلیون یورو را من به ایشان برگردانم . نمی دانم الان باید بخش مالی را توضیح دهم یا بخش FIIB . آیا حرف بابک سند است؟

قاضی مقیسه افزود:‌ بابک مدیر مالی یا رئیس هئیت مدیره هلدینگ بوده که شما با او شراکت داشتید.

متهم ردیف سوم خاطرنشان کرد: تمام زیر مجموعه آن زمان تحت نظر بازپرسی بوده است و ربطی به اظهارات بابک ندارد. در همین 14 میلیارد خانه، ویلای کیش، خودرو و ... آمده است.

قاضی مقیسه خطاب به وی گفت: همه اینها 14میلیارد؟ به چه دلیل؟

متهم ردیف سوم پاسخ داد:‌ بابک از دیگران طلب دارد، 14 میلیارد برای بابک عددی نیست.

قاضی مقیسه به صورت کنایه آمیز گفت:‌ برای شما عددی نیست، برای من عدد است.

فلاح هروی مدعی شد:‌ اگر تحصیل مال نامشروع بود در هزینه‌ها می آمد نه در بدهی من، شما اگر وامی گرفته باشید دلیل بر پولشویی نیست. از هر کسی بپرسید همین را می گوید.

قاضی رسیدگی کننده به پرونده افزود:‌ بال بال نزنید، اجازه دهید. شما هیأت مدیره هلدینگ بودید یا نه. نائب رئیس هیأت مدیره هلدینگ سورینت کیش بودید یا نه؟ این ها را قبول دارید؟

فلاح پاسخ داد:‌ بله، قبول دارم.

قاضی مقیسه خطاب به او گفت:‌ سکوت کنید و توجه کنید.

فلاح هروی ادامه داد: این موضوع بند 7 و 8 کیفرخواست است. من بند یک، سه و چهار را توضیح می دهم. ماشاءالله شما همه را گفتید. همه بحث ها من هستم، هیأت امنا پوششی بوده، دیروز آن‌ها را بحث کردیم تمام شد.  

قاضی مقیسه خاطرنشان کرد: نامه بابک را بخوانم؟

فلاح هروی پاسخ داد: بخوانید، شما که همه را خواندید.

قاضی مقیسه خطاب به وی پاسخ داد: می خوانم انکار نکنید و در ادامه اظهارات بابک زنجانی را در مورد فلاح هروی برای او خواند.

فلاح هروی پاسخ داد: سند مالی مهم است یا اظهارات ایشان، دروغ گفته است. به والله دروغ گفته؛ آقای نجفی یک بحثی را مطرح می‌کند و کل فضا را تغییر می‌دهد. ما زیر نظر آقای «پ» محاسبه کردیم. رقم 14 میلیارد شده است. به نظر شما کسی که هزینه پست را به حساب من می‌گذارد پول بنز را نمی گذارد.

قاضی مقیسه اظهار کرد: آنچه بابک می گوید و آنچه مردم می دانند چیز دیگری است.

متهم ردیف سوم پاسخ داد:  اگر سند مالی دارید رسید بدهید. من هنوز بحث مالی را شروع نکردم. یعنی آقای نجفی نمی گذارند در این مسیر پیش برویم. خرید خودروی اس 500 برای آقای فلاح، ولی اظهار کرده در حالی که پول نداشتم خودروی خود را گذاشتم. بابت همان کیش 500 میلیون را خودم دادم. یک میلیارد را آقای زنجانی پرداخت کرده است، وقتی دروغ می گوید یعنی بدون صورت مالی دارد این حرف ها را می‌زند.

قاضی مقیسه خاطرنشان کرد: این ادعای شماست، اینها کارشناسی می‌شود.

فلاح عنوان کرد: از اول گفتیم کارشناسی کنید. گردن ما از مو باریک تر است. شما به من تذکر دادید. بندهای کیفرخواست را توضیح دهم بعد بند یازده را مطرح می کنید.

در میان اظهارات متهم ردیف سوم قاضی خطاب به متهم گفت: اگر بدهی ها را پرداخت نکنید روزی می رسد که در ملاءعام محاکمه شوید.

منبع: ایسنا
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۲ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۷
0
0
این دادگاه است یا داستان هزار ویکشب
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۳ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۸
0
2
چه کسی پول و نفت به بابک زنجانی داده؟ چرا به جای عوامل اصلی دنبا ل متهمان ردیف دهم و ... هستید؟
ياسر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۸
0
0
بايدديد چرا گفته بابك جون...من اين قسمتو جنايي ميبينم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
لینک های مفید
x