کد خبر: ۲۲۲۵۸۸
تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۹

محاکمه مامور متهم به قتل بعد از رضایت اولیای‌دم

مامور پلیس که جوان مظنونی را شش‌سال قبل با شلیک گلوله در خیابان به قتل رسانده ‌بود، با رضایت اولیای‌دم از قصاص نجات یافت و به لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شد.
آفتاب‌‌نیوز : آفتاب: به گزارش شرق، این پرونده که به پرونده «قتل در خیابان شکوفه» معروف شده‌ است 19 فروردین سال 86 تشکیل شد و یکی از افسران گشت نیروی انتظامی به پلیس110 خبر داد مظنونی که در تعقیبش بود به قتل رسیده ‌است.

پرونده برای رسیدگی به دادسرای جنایی تهران فرستاده‌ و مرگ جوان مظنون با توجه به نحوه شلیک گلوله‌ها مصداق قتل عمد محسوب شد و با صدور کیفرخواست پرونده به دادگاه کیفری‌ استان تهران رفت.

 ابتدا این پرونده در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی و با توجه به مدارک موجود و درخواست اولیای‌دم رای بر قصاص صادر شد. رای صادره نقض شد و پرونده این‌بار در شعبه 74 مورد رسیدگی قرار گرفت و بار دیگر رای بر قصاص صادر شد. حکم صادره این‌بار مورد تایید دیوانعالی کشور قرار گرفت. پرونده برای گذراندن آخرین مراحل به دادسرای جنایی رفته ‌بود که نیروی انتظامی موفق شد رضایت اولیای‌دم را با پرداخت مبلغ کلانی به‌عنوان دیه جلب کند.

متهم روز گذشته برای محاکمه به لحاظ جنبه عمومی جرم به دادگاه کیفری استان تهران منتقل ‌شد. بعد از اینکه نماینده دادستان تهران درخواست کرد متهم به لحاظ جنبه عمومی جرم مجازات شود به دستور دادرس اسلامی متهم در جایگاه حاضر شد.

او گفت: روز حادثه بر اساس اعلام پلیس 110 برای انجام ماموریت رفتم. جایی که اعلام شده ‌بود پارکی بود که معمولا خریدوفروش مواد در آنجا انجام می‌گرفت وقتی به محل رسیدیم چند جوان که سوار لندرور قرمزرنگ بودند از ماشین پیاده شدند و فرار کردند و فقط راننده ‌ماند.

 راننده داشت دنده‌عقب می‌گرفت تا برود که من اجازه ندادم و گفتم پیاده شود او توانست فرار کند. سوار ماشین گشت شدم. سربازی هم به‌عنوان راننده بود. من از مرکز استعلام گرفتم به من گفتند تعقیبش کن. من هم همین کار را کردم چند تیر هوایی زدم و دستور ایست صادر کردم. راننده متوقف نشد. او از محدوده ما خارج شد. دوباره با مرکز تماس گرفتم گفتند خودت او را تعقیب کن، نیروی کمکی می‌رسد و به کلانتری‌ای که محل حوزه استحفاظی‌اش است خبر داده‌ایم لندرور وارد خیابان شلوغی شد.

مدرسه تعطیل شده ‌بود و ترافیک سنگین بود. متهم مرتب فحاشی می‌کرد و از مردم می‌خواست کنار بروند. من پیاده شدم و به سمت راننده رفتم و سلاحم را سمتش گرفتم و گفتم پیاده شو، بهتر است تسلیم شوی. او به سمت من حمله کرد و اسلحه را گرفت و درگیری بین ما ایجاد شد. او دسته سلاح را گرفته ‌بود می‌خواست از دستم بیرون بیاورد که من در لحظه‌ای او را مغلوب کردم اما باز دوباره سلاح را از من گرفت در این هنگام سربازی که راننده بود پیاده شد و به کمک من آمد. او یک ضربه محکم روی دست مظنون زد و سلاح از دستش خارج شد در همین حین ترافیک هم باز شد و مظنون حرکت کرد. من هم سوار ماشین شدم و حرکت کردیم.

او را تعقیب می‌کردیم. من با مرکز در تماس بودم مرکز به من گفت به تعقیب ادامه بده. حتی اجازه شلیک تیر را هم از آنها گرفتم. دوباره وارد کوچه دیگری شدیم. بعدها متوجه شدم چون مظنون اهل همان منطقه است آنجا را خوب بلد است و می‌داند از کدام کوچه‌ها برود. مرد مظنون خیابان را یکطرفه می‌رفت و من هم برای اینکه متوقفش کنم و به بچه‌هایی که از مدرسه بیرون آمده ‌بودند آسیبی وارد نشود سعی کردم تیر را به لاستیک ماشین مقتول بزنم وقتی ماشین متوقف شد به سمت مظنون رفتم اما این‌بار از سمت راننده وارد شدم.

 متهم ادامه داد: استرس زیادی داشتم، چون مظنون فرار می‌کرد و سعی کرده ‌بود سلاح را از من بگیرد، وقتی دوباره خم شد تا قفل فرمان را بردارد تیرها را به سمتش شلیک کردم. قصدم این بود که پای او را بزنم و نمی‌خواستم بکشمش.

وقتی از ماشین بیرون آوردمش اول رفتم جک ماشین را پیدا کنم و پنچری را بگیرم تا بتوانم او را به بیمارستان برسانم آنقدر اضطراب داشتم که نمی‌توانستم درست فکر کنم بعد از چند لحظه به ذهنم رسید او را سوار ماشین پلیس بکنم و به بیمارستان ببرم که همین کار را هم کردیم.

من هیچ قصدی برای زدن او نداشتم و تمام مراحل تعقیب را هم با فرماندهی بررسی کرده‌ بودم از اینکه چنین اتفاقی افتاده خیلی متاسف هستم اما من به‌عنوان مامور نیروی انتظامی انجام وظیفه می‌کردم.

متهم همچنین در آخرین دفاعیاتش گفت: بیشتر از شش‌سال است که در زندان هستم بدون اینکه یک روز مرخصی داشته‌ باشم. مجرمان دیگر که دوران محکومیتشان را می‌گذرانند از عفو مشروط، رای باز، مرخصی و سایر تخفیف‌هایی که قانون برایشان گذاشته است استفاده می‌کنند اما من که وظیفه‌ام را انجام می‌دادم و بر اثر اتفاق شلیکم که با مجوز هم بود باعث مرگ یک جوان شده ‌است بدون هیچ مزایایی تحمل زندان کردم.

 زن جوانم این شش‌سال را تحمل کرد و دلخوشی‌ام فقط روزهای ملاقات بود. من کسی نیستم که امنیت جامعه را به خطر بیندازد و حافظ امنیت مردم بودم و هستم به همین خاطر هم سازمان از من حمایت و پولی را که اولیای‌دم درخواست کرده‌ بود پرداخت کرد.

 درخواست دارم به لحاظ جنبه‌عمومی جرم در مجازاتم تخفیف بدهید. بعد از پایان جلسه هیات قضات شعبه 74 برای صدور رای وارد شور شدند.
بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
پرطرفدار ترین عناوین