کد خبر: ۳۶۷۸۱۹
تاریخ انتشار : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۵

راز گمشدن زن شوهردار که بازاریابی افیونی می کرد +عکس

زن شوهردار به بهانه پرستاری از سالمندان همسرش را فریب داد تا با یک مرد افیونی همکار شود. این راز زمانی فاش شد که در یک شرکت بازاریابی جنایتی خونین رخ داد و زنی از مرگ حتمی نجات یافت.
آفتاب‌‌نیوز : به گزارش ایران، ۷ مهرماه سال گذشته کشف جسد متعلق به یک مرد داخل خانه ای سه طبقه، در خیابان کارون به کلانتری ۱۰۸ نواب اعلام شد.

با حضور مأموران کلانتری و تیم اورژانس در محل مشخص شد که فردی به نام کمال ۴۵ ساله بر اثر اصابت ضربات جسم سخت به ناحیه پشت سر به قتل رسیدند و جسدش توسط همسایه طبقه دوم در پلکان طبقه اول کشف شده است.

راز گمشدن زن شوهردار که بازاریابی افیونی می کرد (+ عکس)

همزمان پیکر نیمه جان متعلق به زنی ۴۲ ساله نیز به نام مریم داخل خانه طبقه اول این ساختمان کشف شد که او نیز همانند مقتول از ناحیه پشت سر مورد اصابت ضربات جسمی سخت قرار گرفته است اما همچنان زنده مانده بود.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمـد و به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

آغاز تحقیقات پلیسی

همزمان با آغاز رسیدگی به پرونده قتلِ کمال، مریم نیز در شرایطی که در حالت بیهوشی به سر می برد، به بیمارستان منتقل شد و تحت مداوا قرار گرفت. با انجام اقدامات درمانی، مریم از مرگ نجات پیدا کرد و پس از چند روز به هوش آمد.

وی گفت که حافظه اش را از دست داده و هیچ خاطره ای از زمان وقوع جنایت را به خاطر نمی آورد.

کارآگاهان اداره دهم با مراجعه به محل وقوع جنایت به تحقیق از اهالی ساختمان پرداخته و اطلاع پیدا کردند که کمال و مریم ضمن معرفی خود به عنوان زن و شوهر، طبقه اول این ساختمان را به عنوان دفتر کاریابی اجاره کرده اند.

همزمان، در همین زمان فردی با مراجعه به کلانتری ۱۰۸ نواب اعلام داشت که همسرش به نام «مریم» چند روز پیش از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است. در همین زمان بلافاصله همسر وی در بیمارستان مورد شناسایی قرار گرقت.

با توجه به پیچیدگی ایجاد شده در پرونده و محرز شدن دروغ بودن ادعای زن و شوهری مریم و مقتول با یکدیگر، کارآگاهان به محل وقوع جنایت رفتند و در بازرسی دقیق از محل جنایت موفق به کشف دفترچه ای می شوند که در آن مشخصات تعدادی از افراد همراه مبالغ دریافتی و پرداختی به آنها ثبت شده بود.

در شرایطی که «مریم» با طرح ادعای فراموشی سعی در پوشاندن واقعیت داشت، وی با هماهنگی مقام قضایی و پس از پایان اقدامات درمانی جهت انجام تحقیقات در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

اعتراف به جنایت بعد از ۵ ماه

مریم پس از گذشت ۵ ماه، سرانجام لب به اعتراف گشود و عنوان داشت که همراه مقتول در پوشش تشکیل «دفتر کاریابی» محلی را برای فروش مواد به فروشندگان موادمخدر اجاره و طی مدت فعالیتشان نیز خریداران موادمخدر با عنوان کاریابی به محل مراجعه داشته اند. اعتراف به تشکیل دفتر کاریابی جهت فروش موادمخدر در حالی ازسوی مریم صورت گرفت که بنا بر اظهارات همسرش، مریم به دروغ مدعی پیدا کردن شغلی با عنوان پرستار سالمندان برای خود شده و هر روز به این بهانه از خانه خارج می شده است.

خرید و فروش مواد مخدر

با اعتراف مریم به فعالیت در امر خرید و فروش موادمخدر و بررسی اطلاعات به دست آمده از دفترچه حساب خریداران موادمخدر، کارآگاهان موفق به شناسایی و دستگیری تعدادی از توزیع کنندگان موادمخدر شدند که پس از تکمیل تحقیقات در خصوص پرونده قتل خیابان کارون و نداشتن ارتباط با پرونده جنایت، تمامی آنها در اختیار پلیس مبارزه با موادمخدر قرار گرفتند.

در ادامه تحقیقات، کارآگاهان موفق به شناسایی جوانی افغان به عنوان یکی از فروشندگان موادمخدر به کمال و مریم شدند که همزمان با وقوع جنایت از مخفیگاهش در شهرستان کرج متواری شده بود. تحقیقات جهت دستگیری وکیل ۲۲ ساله در دستور کار کارآگاهان قرار داشت تا نهایتا کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ اطلاع پیدا کردند که وی به صورت غیرقانونی از کشور خارج و به افغانستان گریخته است.

مسافر غیرقانونی

پس از گذشت ۸ ماه از زمان وقوع جنایت و بدست آمدن دلایل و شواهد ارتکاب جنایت توسط وکیل کارآگاهان اداره دهم اطلاع پیدا کردند که وی به تازگی و مجددا به شیوه غیرقانونی وارد ایران شده و در حال حاضر با هویت جعلی و تحت عنوان کارگر ساختمانی درمنطقه سعادت آباد مشغول به کار شده است.

با شناسایی مخفیگاه «وکیل»، کارآگاهان اداره دهم دیروز به مخفیگاه وی رفته و او را در زمان استراحت دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند.

متهم پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ صراحتا به ارتکاب جنایت کرد و گفت: روز جنایت جهت گرفتن پول خود به محل جنایت رفتم. مریم داخل ساختمان بود. زمانیکه از وی درخواست پول کردم وی مدعی شد که فعلا قادر به پرداخت پول نیست درحالیکه از طریق دوستانم اطلاع داشتم که آنها هر روز چند صد هزار تومان خرید و مواد می فروشند.

مجددا درخواست پول کردم که مریم این بار عنوان داشت اصلا پولی به من نخواهد داد. قصد خارج شدن از داخل اتاق را داشتم که بیاد آوردم یک چکش داخل کوله پشتی خود دارم. چکش را از کوله خود در آوردم و چند ضربه محکم به پشت سر مریم زدم که او روی زمین افتاد. در همین زمان چشمم به گوشی تلفن همراه مریم افتاد و آنرا در ازای قسمتی از طلب خود برداشتم.

قصد خارج شدن از ساختمان را داشتم که مقتول را مقابل خود مشاهده کردم. چند ضربه محکمِ چکش نیز به سر او زدم بگونه ای که بیهوش شد و داخل راه پله افتاد و من نیز به سرعت از محل فرارکردم.
بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
پرطرفدار ترین عناوین