به گزارش آفتاب نیوز، 
اين منبع بدون ارائه جزييات بيشتر افزود :منابعي در بيمارستان از درگذشت ملك فهد خبر دادند . وي كه 84 سال داشت از دو ماه پيش به دليل التهاب ريه در بيمارستان بستري بود. شبكهي خبري الجزيره نیز به نقل از رويتر گزارش داد، ديپلماتهاي غربي اعلام كردهاند ملك فهد، پادشاه عربستان امروز (دوشنبه) در بيمارستان درگذشت.
ملك فهد، پادشاه عربستان از چند هفته پيش در بيمارستان بستري بود، و تلويزيون عربستان نيز تاييد كرد كه وي فوت كرده است. همچنين گزارش شده است، ملك عبدالله بن عبدالعزيز، وليعهد عربستان چهارشنبه جانشين ملك فهد ميشود.
ملك فهد بن عبدالعزيز آل سعود در سال ١٩٢٣ در رياض به دنيا آمد و از سال ١٩٨٢ به اين سو پادشاه عربستان سعودي بود. او در سال ١٩٩٦ دچار سكتهي قلبي شد و چون قادر به انجام وظايف قانوني خود نبود، ملك عبدالله، برادر ناتنياش در مقام وليعهد عربستان به انجام وظايف پادشاهي ميپرداخت.
پادشاه جدید عربستان کیست؟ ملك عبدالله اگرچه ضدآمريكايي نيست، اما گاه از اين كشور به واسطهي حمايت بي چون و چرا از اسرائيل، انتقادات سختي مي كند و با ارزشهاي غربي نيز سر ناسازگاري دارد. در عرصهي داخلي نيز عبدالله با سران قبايل عربستان پيوندهاي محكمي برقرار كرده و اين امر باعث افزايش نفوذ وي در درون اين كشور شده است.
اشتهار عبدالله به صداقت، باعث خواهد شد تا حكومت تحت امر وي كمتر به فساد متهم گردد و بدين طريق يكي از ابزارهاي مهم مخالفين آل سعود، به خصوص اسلامگرايان كه پيوسته اين رژيم را به فساد متهم مي كنند، كاركرد خود را از دست خواهد داد.
اگر عبدالله به طور موفقيت آميز به تحكيم قدرت خويش بپردازد و به اندازهي كافي زنده بماند (عبدالله فقط دو سال از فهد كوچكتر است) احتمالاً بهتر از فهد و هر جانشين ديگري قادر خواهد بود گرههاي كور اصلاحات اقتصادي - به عنوان يكي از معضلات اساسي عربستان- را باز كند. عبدالله پيوسته درصدد كاهش نفوذ خاندان سعودي در عرصهي تجارت، به عنوان يكي از مؤلفه هاي مهم اصلاحات اقتصادي، بوده است.
اما عبدالله در دهه ٨٠ عمر خود است و احتمال دارد كه دوران سلطنت او ديري نپايد. بدين لحاظ مسئلهي جانشيني وي نيز امكان دارد در آيندهاي نزديك به صورت يك معضل رخ نمايد.
موضوع جانشيني عبدالله امكان دارد منجر به بروز دو مسئله گردد: يكي اينكه آل سعود را دچار تشتت نمايد، زيرا نبود چهره بارزي در ميان خاندان سلطنتي براي جانشيني عبدالله، احتمال دارد كه باعث كشاكش ميان آنان گردد.
ديگر اينكه امكان دارد باعث بدست گيري رهبري توسط شخصي نالايق و ناآگاه مانند دوران ملك سعود و دوران ملك خالد گردد، كه در اين صورت احتمالاً مكانيسم رهبري جمعي كارگر خواهد افتاد.
فهد پیش از اینها درگذشته بود در ٢٧ مه ٢٠٠٥ پادشاهي سعودي اعلام كرد كه ملك فهد بستري شده و منابع ديگر خبر از وخامت حال او دادند. حتي در همان روز واشنگتن تايمز اعلام كرد كه ملك فهد فوت كرده است، اما منابع رسمي پادشاهي سعودي خبر مرگ ملك فهد را تكذيب و اعلام كردند كه پادشاه ٨٢ ساله عربستان دچار تب شديدي شده و در ريههايش آب جمع شده است و همين امر عامل اصلي بستري شدن وي بوده است. اما بسیاری از ناظران مسایل عربستان بر این عقیده بودند که تاخیر در زمان اعلام مرگ فهد در گرو آماده سازی زمینه برای انتقال قدرت آرام به عبدلله بود.
نگاهی به زندگی فهد ملك فهد بن عبدالعزيز در سال ١٩٢٣ زماني متولد شد كه اوضاع عربستان مساعد بود چرا كه پدرش عبدالعزيز بن آل سعود وحدت قبايل پادشاهي سعودي را كامل كرده بود، پادشاهياي كه ٦٠ سال بعد ملك فهد به عنوان پادشاه آن بر مسند قدرت نشست.
بنا به عقيده عموم، رابطهي شاهزاده فهد و پدرش رابطهاي صميمي و نزديك بود. در سال ١٩٣٢ عبدالعزيز بن آل سعود با عقد پيمان جده يعني زماني كه ملك فهد ٩ سال داشت رسما پادشاهي سعودي را بنيان نهاد.
اولين دورهي علم آموزي شاهزاده فهد در مدرسهي شاهزادههاي رياض سپري شد، مدرسهاي كه بوسيلهي پدرش براي تضمين اينكه پسرانش و فرزندان امراي عربستان آموزش خوبي براي تصدي امور مهم كشوري و لشگري ببينند، بنيان نهاده شده بود.
در مدرسهي شاهزادهها، شاهزاده فهد تحت تعليم معلمهاي خصوصياي چون احمد العربي و شيخ عبدالغني خياط قرار داشت. پس از سپري شدن سالهاي تحصيل در مدرسهي شاهزادهها، شاهزاده فهد وارد موسسهي علوم ديني در شهر مقدس مكه شد.
شاهزاده فهد علاوه بر كسب علوم اسلامي وهابي به تحقيق و تفحص در سنتهاي جامعهي عربستان پرداخت و در تماس با پدرش مكانيزمهاي قدرت و لوازم مورد نياز براي كار درست و مناسب اين مكانيزمها را فرا گرفت.
اولين سفر و ديدار رسمي شاهزاده فهد از خارج، شركت در مراسم افتتاح سازمان ملل در نيويورك در سال ١٩٤٥ بود، زماني كه او به عنوان عضوي از هيات نمايندگي عربستان سعودي كه رياست آنرا شاهزاده فيصل كه در آن زمان وزير امور خارجه بود بر عهده داشت.
در سن ٣٠ سالگي يعني در سال ١٩٥٣ شاهزاده فهد به عنوان وزير آموزش و پرورش پادشاهي سعودي منصوب شد.
در اين زمان هنوز ٣٠ سال تا پادشاه شدن او باقي مانده بود. در همين سال وي در راس هياتي از پادشاهي عربستان در مراسم تاجگذاري ملكه اليزابت دوم به انگلستان سفر كرد.
در سال ١٩٥٩ شاهزاده فهد رياست هيات نمايندگي پادشاهي عربستان براي شركت در سي و سومين جلسهي اتحاديهي عرب در كازابلانكاي مراكش به اين كشور سفر كرد. در سال ١٩٦٢ وي به عنوان وزير كشور پادشاهي عربستان منصوب شد و در سال ١٩٦٧ نيز به عنوان معاون دوم پادشاهي عربستان منصوب شد.
وي در همين سال با ژنرال دوگل، رئيس جمهور فرانسه ديدار داشت. شاهزاده فهد در سال ١٩٧٠ رياست هيات نمايندگي اين كشور را در گفتگوها با انگلستان براي تعيين تكليف آيندهي خليج فارس بر عهده داشت. در سال ١٩٧٤ شاهزاده فهد اولين سفر رسمي خود را به واشنگتن انجام داد و در همين سال بود كه كميسيون مشترك همكاري اقتصادي عربستان سعودي - آمريكا بنيان نهاده شد.
در ٢٥ مارس ١٩٧٥ ملك خالد پس از مرگ ملك فيصل شاه عربستان شد و شاهزاده فهد به عنوان وليعهد و معاون نخست وزير اين كشور منصوب شد. وقتي ملك خالد در ١٣ ژوئن ١٩٨٢ فوت كرد ملك فهد جانشين او در مقام پادشاهي عربستان شد.
در مقام پادشاهي عربستان، اولين نگراني ملك فهد به مانند تمام زمامداران در كشورهاي جهان سوم برقراري امنيت و ثبات در كشور بود.
يكي از عوامل اصلي ثبات زدا در عربستان سعودي تضاد سنت و مدرنيسم بوده است. تضاد ميان آنهايي كه خواستار مدرنيزه شدن هرچه زودتر كشور بوده و هستند با آنهايي كه ميترسند مدرنيزه شدن كشور به انسجام فرهنگي و اخلاقي كشور لطمه وارد سازد.
اقتصاد قبیله ای کشور جهان در دوران فهد در دورهي ملك فهد ٥ برنامهي اقتصادي ٥ ساله به مرحلهي اجرا درآمد. برنامههاي اقتصادي اول و دوم پادشاهي عربستان در دهه ١٩٧٠ به مرحله اجرا درآمدند. برنامهي سوم از سال ١٩٨٠ آغاز و در سال ١٩٨٥ خاتمه يافت.
در برنامهي پنج ساله هفتم (٢٠٠٤ - ٢٠٠٠) تاكيد زيادي بر متنوع سازي اقتصادي و گسترش دادن نقش بخش خصوصي در اقتصاد عربستان شد. طي اين دوران دولت سعودي به نرخ رشدي ١٦/٣ درصدي در سال در توليد ناخالص ملياش دست يافت. همچنين رشد بخش خصوصي در اين دوره ٠٤/٥ درصد و رشد بخش غير نفتي ٠١/٤ درصد بود. در طول برنامه هفتم دولت موفق شد ٨١٣ هزار و ٣٠٠ فرصت شغلي جديد ايجاد كند.
عليرغم رشد بخش خصوصي در اين كشور و اينكه ٣٥ درصد توليد ناخالص ملي را بخش خصوصي تشكيل ميدهد هنوز هم ٧٥ درصد بودجه، ٤٠درصد توليد ناخالص ملي و ٩٠ درصد درآمدهاي صادراتي اين كشور از فروش نفت حاصل ميشود.
در حال حاضر توليد ناخالص ملي پادشاهي عربستان ٨/٢٨٧ ميليارد دلار است كه نرخ رشدي برابر با ٣/٥ درصد دارد. از اين ميزان توليد ناخالص داخلي ٧/٤ درصد را بخش كشاورزي، ٨/٥٨ درصد را بخش صنعت و ٥/٣٦ درصد را بخش خدمات تشكيل ميدهد. درآمد سرانهي عربستان ١١ هزار و ٨٠٠ دلار است و نرخ بيكاري ٢٥ درصد است.
عوايد حاصلهي اين كشور حدود ٧٨ ميليارد و ٧٧٠ ميليون دلار در سال و هزينههاي آن ٦٦ ميليارد و ٧٦٠ ميليون دلار و ميزان بدهي خارجي اين كشور ١٦/٣٩ ميليارد دلار است.
سیاست خارجی عربستان در دوران زمامداری ملک فهد در عرصهي سياست خارجي تلاش اصلي دولت ملك فهد حفظ امنيت اين پادشاهي و موقعيت برتر آن در شبه جزيرهي عربستان، دفاع از منافع عمومي عربي و اسلامي، ارتقا بخشيدن به همبستگي كشورهاي اسلامي خصوصا كشورهاي عربي و حفظ روابط همكاريجويانه با ديگر توليد كنندگان نفت و همچنين كشورهاي اصلي مصرف كننده اين سوخت حياتي بود.
در اين دوره عربستان سعودي نقش قابل توجهي در صندوق بينالمللي پول، بانك جهاني و نهادهاي مالي و توسعهيي جهان عرب و اسلام داشت.
در سال ٩١ - ١٩٩٠ عربستان سعودي نقش مهمي در جنگ خليج فارس بازي كرد و روابط خود را با آمريكا و غرب هرچه بيشتر بهبود بخشيد.
در طي دوران جنگ سرد و پس از آن، دولت سعودي آب، مواد غذايي، سرپناه و سوخت لازم براي نيروهاي ائتلاف فراهم آورد و حدود ٥٥ ميليارد دلار هزينه جنگ خليج فارس را تقبل كرد كه بيش از ١٥ ميليارد دلار آن فقط به آمريكا پرداخت شد.
عربستان سعودي يكي از سه كشوري بود كه حكومت افراطي طالبان در سال ١٩٩٧ در افغانستان را مورد شناسايي قرار داد و حمايتهاي لازم را به اين رژيم كرد.
برآورد شده است كه هر سال ٢ ميليون دلار از طريق انجمنهاي خيريهي عربستان به رژيم طالبان كمك مالي ميشد.
روابط آمریکا و عربستان در خصوص رابطه عربستان سعودي با ايالات متحده آمريكا در دوران حكومت بيش از دو دههاي ملك فهد لازم است اشاره گردد كه اين كشور از پس از جنگ جهاني دوم به اين سو نقش بسيار مهمي در مختصات راهبردي ايالات متحده آمريكا در منطقهي خاورميانه ايفاء كرده است.
برخورداري از ميزان زيادي از ذخاير نفتي جهان، موقعيت محاط بين سه گذرگاه بين المللي دريايي (تنگه هرمز، تنگه باب المندب و كانال سوئز)، مركز ارتباطات دريايي سه قاره اروپا، آسيا و آفريقا، مركز عبادي جهان اسلام، بازاري بزرگ براي كالاهاي اقتصادي و تجهيزات نظامي، اعتبار و نفوذ قابل قبول در جهان عرب از يك سو و همسو بودن اهداف و اولويتهاي سياست خارجي عربستان با ايالات متحده در تحديد نفوذ شوروي و ايران در خلال سه دههي گذشته از سوي ديگر، اهميتي ويژه به اين كشور در معادلات آمريكا و جايگاه آن در ساختار نظام بين الملل بخشيده بود.
اين شرايط رضايت بخش و ايده آل با بروز صاعقه ١١ سپتامبر به پاياني تراژيك بين عربستان و آمريكا مبدل شد.
پس از مشخص شدن عوامل تروريست عرب تبار كه اكثرا از اتباع عربستان سعودي بودند، سيل اتهامات و انتقادات از سوي آمريكا متوجه دولتمردان عربستان سعودي گرديد تا جائيكه دو ماه قبل از برگزاري اولين سالگرد حملات ١١ سپتامبر اطلاعيه اي به واشنگتن پست درز كرد كه "عربستان سعودي دشمن شماره يك، شر بزرگ، محرك اصلي و خطرناك ترين دشمن آمريكا در خاورميانه است".
در اين اطلاعيه به مسئولان پنتاگون توصيه شد كه مقام هاي رسمي آمريكا اولتيماتومي را به رهبران عربستان مبني بر اينكه "يا دست از حمايت تروريسم بردار يا حوزه هاي نفتيات اشغال و اموالت در آمريكا مصادره خواهد شد"، ارسال كنند.
چنين وضعيتي رژيم سلطنتي و شديدا محافظه كار عربستان را به تكاپو واداشت.
به هر تقدير كارگزاران سعودي پس از وقوع اين حوادث، جهت حفظ روابط سنتي خويش با ايالات متحده از هيچ تلاشي فروگذار نكردند و با رايزني هاي فراوان درصدد تخفيف موج اتهامات برضد خود برآمدند. اما نكته اساسي كه رهبران عربستان از آن غافل ماندند، تغيير استراتژي ايالات متحده آمريكا در منطقه خاورميانه است.
به اين معني كه آمريكا براي تأمين منافع بلندمدت خود ديگر نيازي به حكومت هاي سلطنتي بسته ندارد و درصدد اصلاحات گسترده و عميق در منطقه است. طرح خاورميانه بزرگ به خوبي در اين راستا قابل ارزيابي است.
با همه اينها بايد اذعان كرد كه هرچند روابط آمريكا با عربستان به گرمي گذشته نيست اما نبايد فراموش كرد كه وجود يك چهارم ذخاير نفت در اين كشور و برخي مؤلفهها، وضعيتي ابهام گونه به چگونگي تفسير روابط اين دو كشور داده است و به نظر مي رسد كه حتي دولتمردان آمريكايي نيز در چگونگي برخورد با عربستان دچار ابهام راهبردي شده اند