کد خبر: ۱۴۹۷۲۶
تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۵
آفتاب:
● مقدمه:

گاه تاریخ آن اندازه تاریک است که جزئی از آن تاریخ بودن چیزی جز روسیاهی و بدنامی برای انسان ندارد، در عوض گاه به اندازه ای روشن و افتخار آمیز است که آدمی سعی می کند بین خود و آن تاریخ به لطایف الحیلی ربط ایجاد کند. نمونه های این دو واقعیت را می توان در تاریخ به وفور مشاهده کرد. تاریخ مردم کوفه و عهد شکنی آنان در مقابل تاریخ کربلا و تاریخچه ایثار و شهادت دو نمونه تاریخی اسلامی است که در ذهن بشریت حک شده است.

حال در این مقال برآنیم تا یک نقطه عطف مهم تاریخی از کشورمان را که تاریخچه ای حوادث سیاه و سفید را از خود بر جای گذاشته مورد بررسی قرار دهیم و با نگاهی دوباره به آن، روح آزادی خفتة در آن را ارج نهیم.

● ملی شدن نفت (مخالفین، موافقین، چگونگی)

مجلس شانزدهم از ویژگی خاصی درتاریخ تحولات برخوردار است. دراین مجلس فراکسیون اقلیت به رهبری مصدق شکل گرفت و فرصت مناسبی یافت برای اینکه خواسته دیرین خود را از سیستم حاکم استعماری مطالبه کند.

آیت الله کاشانی در سال ۱۳۲۷ در اطلاعیه شدید الحنی خواستار لغو امتیاز شده بود که بدین سبب، در سن هفتاد سالگی پس از ضرب و شتم فراوان به قلعه فلک الافلاک خرم آباد و سپس به لبنان تبعید شده بود.

آیت الله کاشانی در مجلس شانزدهم به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب و به همراه دکتر مصدق که رهبری جبهه ملی را به عهده داشت به پشتیبانی اجتماعات مردمی و مطبوعات به همراه گروه کثیری از آیات عظام و علمای برجسته ای نظیر خوانساری (از مراجع ثلاث قم )، بهاالدین محلاتی ، عباسعلی شاهرودی ، سیدحسن چهارسوقی ، شیخ باقر رسولی ، سیدمحمود روحانی قمی ، شیخ محمدرضا کلباسی ، حاج شیخ مهدی نجفی ، فقیه سبزواری و گروه کثیری از روحانیون فعال و مبارز مانند حاج سیدحسین خادمی و حاج شیخ مرتضی مدرسی اردکانی ، حاج سیدمصطفی سیدالعراقین و... از این حرکت حمایت می کردند. آیت الله العظمی بروجردی نیز از نهضت نفت «ضمنی ولی آشکارا» حمایت می کرد و به علمای تهران نامه نوشت که نباید با این حرکت مخالفت کنند.

طبیعتا حرکتی به این بزرگی؛ در مسیر به ثمر نشستن، مستلزم پرداخت هزینه های گزافی است. مقابله با فشارهای سیاسی و نظامی؛ توجیه جامعه بین الملل؛ اقناع،چانه زنی و نهایتا از میان برداشتن مخالفین این جریان و... از هزینه هایی است که در راه ملی شدن صنعت نفت پرداخته شد. رزم آرا، نخست وزیر ، با تاکید فراوان بر غیر عملی خواندن این کار و ترساندن مردم از عواقب این کار، با توجه به موقعیت ویژه اش به بزرگترین و مهمترین مانع داخلی خواست ملی مبدل گشت. وی پس از آنکه در کمیسیون نفت مجلس بر غیر عملی بودن این این کار تاکید داشت، پس از سه روزدر مسجد شاه ، به ضرب گلولة خلیل طهماسبی عضو «فداییان اسلام » به قتل رسید.

این حرکت مورد تایید دیگر حامیان ملی شدن صنعت نفت نیز قرار گرفت. آیت الله کاشانی در مصاحبه ای نظرش را چنین ابراز داشت : « این گلوله و ضربه عالی ترین و مفیدترین ضربه ای بود که به پیکر استعمار و دشمنان ملت ایران وارد آمد. قاتل رزم آرا باید آزاد شود; زیرا این اقدام او در راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانش بوده است .»

جبهه ملی نیز بنا به خاطرات سیدمحمد واحدی و حاج مهدی عراقی که از اعضای برجسته فدائیان اسلام بودند، از فدائیان اسلام درخواست کردند که رزم آرا را از سر راه ملی شدن نفت بردارند. گروه فدائیان اسلام نیز لبیک به پیشنهاد جبهه ملی را مشروط به اجرای احکام اسلامی در صورت به قدرت رسیدن جبهه ملی اعلام کردند.

نواب صفوی در این مورد با آیت الله کاشانی نیز ملاقات و گفتگو کرد و آیت الله کاشانی هم قول داد که «بگذار مرحله اول رزم آرأ برود، بقیه کارها درست می شود.» پس از این حرکت، ترور علاء در دستور کار قرار گرفت که به انجام نرسید و به همین علت گروهی از نمایندگان مجلس شانزدهم مورد پیگیری قرار گرفتند که نام آیت الله کاشانی نیز در میان آنها بود. با دستگیری و اعدام نواب صفوی ، خلیل طهماسبی و چند تن از فداییان اسلام این پرونده بسته شد و در مورد دیگران هم موضوع پی گیری نشد.

ترور رزم آرا اثر خود را فورا بر جای گذاشت. به گونه ای که فردای آن، روز ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ کمیسیون نفت پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را تصویب و اعلام کرد و در روز ۲۴ اسفند ۱۳۲۹، در پی تظاهرات عظیم مردم در خیابانها، مجلس شورای ملی به اتفاق آرا، اصل ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد. مجلس سنا نیز در ۲۹ اسفند ـ به اتفاق آرا ـ اصل مذکور را تأیید نمود و باعث شد این روز نام خود را به عنوان روز ملی شدن صنعت نفت در تقویم تاریخ سیاسی ایران ثبت کند.

● مصدق پس از ملی شدن

در محافل سیاسی آن زمان شایع شده بود که سیدضیاء به نخست وزیری خواهد رسید؛ که ناگهان جمال امامی ، از نمایندگان مخالف مصدق ، و واسطة دربار پیشنهاد کرد مصدق نخست وزیر شود. «از ۹۰ نفر عده حاضر در جلسه خصوصی (مجلس شورا) ۷۹ نفر به دکتر مصدق رأی تمایل دادند.» مصدق خود در مورد پذیرش پیشنهاد نخست وزیری ، در تقریرات زندانش ، چنین می نویسد: ... کابینة (علاء) جنبة محلّل داشت و زمینه را برای نخست وزیری سیدضیاالدّین طباطبایی مهیّا می کرد تا بیاید و مسئلة ملی شدن نفت را به سبک خود منتفی سازد. به همین دلیل متولیان مجلس به این امید که من ـ نظیر دورة چهاردهم ـ نخست وزیری را نخواهم پذیرفت ، در جلسة خصوصی ، به زمامداری من ابراز تمایل کردند، در حالی که در همان موقع سید ضیاالدّین در دربار منتظر بود تا فرمان به نامش صادر شود. اما من که نهضت را در خطر می دیدم ، رأی تمایل را بلافاصله با شرط تصویب قانون طرح اجرای ملی شدن صنعت نفت پذیرفتم .

در شهریور ماه ، که شرکت نفت تکنسینهای خود را خارج و تأسیسات نفتی را تعطیل کرد، دولت انگلیس هم نیروی دریایی خود را در خلیج فارس تقویت و علیه ایران به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد. شکایت انگلیس به شورای امنیت ، فرصت مغتنمی بود تا از ایران در یک مجمع جهانی دفاع شود و تبلیغات انگلیسیها خنثی گردد. «مصدق ، در مهر ماه ، برای اقامة دعوا در شورای امنیت به نیویورک رفت ، برای دستیابی به کمک مالی بانک جهانی به تلاش ناموفقی دست زد و با متهم کردن انگلیس به مداخله در سیاست داخلی ایران ، همة کنسولگریهای این کشور را تعطیل کرد.

انتخابات مجلس هفدهم در راه بود و همة نیروهای سیاسی غنیمت می طلبیدند. به رغم همة محدودیتها و زمینه ها و ریشه های تقلّب و اعمال نفوذ، انتخابات به نحوی برگزار شد که همة نیروها در مجلس نماینده داشتند.

نتیجه انتخابات دوره هفدهم برخلاف انتظار دکتر مصدق بود. همه مخالفان دولت در مجلس شانزدهم که با دربار بستگی داشتند، از شهرستانها انتخاب شده بودند. » ایشان طی پیامی رادیویی گفت : «مداخلات بعضی از مأمورین دولتی و ثروتمندان متنفذ محلی در شهرستانها و آزادی بی سابقه انتخابات موجب گردید بعضی از انجمنهای نظارت سوءاستفاده کنند.» مع الوصف «وی در عین حال اظهار اطمینان کرد که هشتاد درصد نمایندگانی که به مجلس می روند، نماینده حقیقی ملت خواهند بود.»

مصدق از مجلس تقاضای شش ماه اختیارات تام کرد و از شاه خواست که «وزارت جنگ » را ـ با همة اختیارات ـ به وی بسپارد; شاه نپذیرفت و مصدق «روز ۲۵ تیر بدون اطلاع دوستان ، همکاران ، مشاوران یا وزیران کابینه استعفا کرد...» و حتی «برای مردم یک پیام رادیویی نفرستاد.»

در ۲۶ تیر ۱۳۳۱ مجلس در غیاب نمایندگان عضو «جبهة ملی »، به نخست وزیری احمد قوام (قوام السلطنه ) رأی تمایل داد و شاه نیز فرمان نخست وزیری او را صادر کرد. قوام پس از دریافت فرمان ، اعلامیة شدیداللّحن و تندی صادر کرد و تعبیراتی را به کار برد که عصبانیت مردمی را به اوج خود رساند. او در بیانیه خود آورده بود که : «وای بر حال کسانی که در اقدامات مصلحانة من اخلال نمایند و در راهی که در پیش دارم مانع بتراشند یا نظم عمومی را بر هم زنند. این گونه آشوبگران با شدیدترین عکس العمل از طرف من روبه رو خواهند شد» و یا «به عموم اخطار می کنم که دورة عصیان سپری شده است و روز اطاعت از اوامر و نواهی حکومت رسیده است »

روز ۲۶ تیر، اعلامیه شدیداللحن و قاطع آیت الله کاشانی خطاب به ملت در مخالفت با قوام و حمایت از دولت دکتر مصدق انتشار یافت . در این اعلامیه که صلابت انقلابی و عزم ملّی در آن بارز بود، چنین آمده بود: احمد قوام باید بداند: در سرزمینی که مردم رنجدیدة آن ، پس از سالها رنج و تعب ، شانه از زیر دیکتاتوری بیرون کشیده اند نباید رسماً اختناق افکار و عقاید را اعلام و مردم را به اعدام دستجمعی تهدید نماید. من صراحتاً می گویم : بر عموم برادران مسلمان لازم است که در این جهاد اکبر کمر همت بربندند و برای آخرین مرتبه ، به صاحبان سیاست استعمار ثابت کنند که تلاش آنها در به دست آوردن قدرت و سیطرة گذشته محال است .

روز ۲۸ تیر قوام «برای اعاده امنیت » از شاه تقاضای اختیارات فوق العاده کرد، ولی در واقع اشرف و علیرضا ـ خواهر و برادر شاه ـ «عملاً زمام قدرت نظامی و انتظامی کشور را در اختیار گرفته بودند و با فرامینی که صادر می کردند، سرکوبی مردم را از نیروهای انتظامی خواستار بودند».از اولین ساعات بامداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تهران در محاصرة نیروهای نظامی و انتظامی و تانکها و زرهپوشها قرار گرفت ولی مردم بی محابا به حرکت درآمدند. اصناف و بازاریان ، کارگاهها، مغازه ها و حجره های خود را از روز پیش بستند و از صبح ۳۰ تیر به همراه دیگر مردم ، از بازار به سوی مجلس به راه افتادند. کارمندان دولت ، کارکنان راه آهن و رانندگان وسایل نقلیة عمومی دست از کار کشیده به تظاهرکنندگان پیوستند. دانشجویان دانشگاه تهران و دانش آموزان کلیة مدارس نیز به صف مردم درآمدند و مقاومت هر زمان بیشتر اوج می گرفت . همة نیروها به قیام پیوسته بودند

نبرد نیروهای شاه با مردم ، در نیمه راه مجلس ، قریب پنج ساعت به طول انجامید. «پس از پنج ساعت تیراندازی ، فرماندهان نظامی که از میزان وفاداری نیروهایشان نگران بودند دستور دادند تا افراد به پادگانها باز گردند و شهر را در اختیار تظاهرکنندگان قرار دهند.

قوام استعفا کرد و گریخت . شاه هم ، زیر فشار قیام مردم ، مجدداً فرمان نخست وزیری دکتر مصدق را صادر کرد. طرفداران قوام خانه نشین شدند و مردم پیروزی قیام ۳۰ تیر را جشن گرفتند. در شب ۳۱ تیر ماه خبر اعلام رأی دیوان داوری لاهه مبنی بر عدم صلاحیت آن دادگاه در رسیدگی به شکایت دولت بریتانیا راجع به مسئلة نفت به تهران رسید و این رأی ، که حقّانیت مردم ایران را در مبارزه با استعمار به ثبوت می رساند، پیروزی مردم را تکمیل و محبوبیت مصدق را به اوج خود رساند و سبب شد دوباره حکم نخست وزیری ایشان توسط شاه صادر شود.

به مرور زمان مصدق کم کم تاخت و تاز خود را به حکومت و ارتش و مجلس سنا وملی بیشتر و بیشتر کرد و کار تا جایی پیش رفت که پس از تصویب اختیارات شش ماهه، مجلس هفدهم را منحل کرد. مصدق در مرداد ۱۳۳۲، برای مشروع ساختن این انحلال ـ با پشتیبانی حزب توده ـ خواستار برگزاری همه پرسی ملی شد. زیرا به نظر او در چنین مواردی تنها مردم حق قضاوت داشتند... چون قوانین برای مردم است و نه بر عکس ، آنها می توانند در مورد قانون اظهارنظر کنند و در صورت تمایل آن را تغییر دهند...... اشرافی آزادیخواهی که در گذشته روی سخنش اغلب با طبقه متوسط بود، اکنون به طبقات پائین متوسل می شد. اصلاح طلب میانه رویی که سلب حق رأی از بی سوادان را توصیه کرده بود و این چیزی نبود جز یکی از مقدمات فاصله گرفتن مصدق فعلی از مصدق سابق.

● جمع بندی:

در این مقال سعی شد ملی شدن صنعت نفت، با نگاهی دوباره به صفحات تاریخی مورد بررسی قرار گیرد. بیان شد که خواست ملی و دیرینه ملت ایران در میان اقشار مختلف باعث همدلی و همزبانی آنان شد و علی رغم مخالفت های شدید درونی و بیرونی خود را به کرسی پیروزی نشاند. در این میان سعی شد نقش رهبران این نهضت با استنادات تاریخی مورد بررسی قرار گیرد.

اما اینکه این نهضت و دولت برآمدة از آن بعدا چگونه در اثر کودتا ساقط شد بحث دیگری است که مقالة دیگر را می طلبد.


سید ابوالحسن توفیقیان
کارشناس ارشد علوم سیاسی

۱. ر.ک: مکی ، حسین ، استیضاح حسین مکی ، بقایی ، حائری زاده از دولت ساعد، تهران ، امیرکبیر، چ ۳، ۱۳۵۷ش ، ص ۸.
۲. دهنوی ، م ، مجموعه ای از مکتوبات ، سخنرانیها و پیامهای آیت الله کاشانی ، تهران ، چاپخش ، ج ، ۱۳۶۱ش ، ص ۵۷.
۳. حسینیان ، روح الله، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران ، تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ۱۳۸۱ش ، صص ۱۰۴ـ۱۰۰، به نقل از مطبوعات سال ۱۳۲۹ و روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت ; ترکمان ، محمد، نقدی بر مصدق و نبرد قدرت ، تهران ، رسا، ۱۳۷۱ش ، صص ۲۸ و ۳۲ و ۶۵ـ۴۵.
۱ . ترکمان، محمد، نقدی بر مصدق و نبرد قدرت، ، تهران ، رسا، ۱۳۷۱ش ، ص ۲۸.
۲. ایرانی ، ناصر، بحران دمکراسی در ایران ، تهران ، مرکز نشر دانشگاهی ، ۱۳۷۱ش ، صص ۸۳ـ۸۲.
۳. همو، ایران کوه آتشفشان ، ترجمه سیدمحمد اصفیای ، تهران ، بی نا، ۱۳۵۸ش ، ضمائم ، ص ۱۸۴.
۴. خوش نیت ، سیدحسین ، سیدمجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها و مبارزات و شهادت او، تهران ، منشور برادری ، ۱۳۶۰ش ، ص ۵۱.
۵. ر.ک: همان ، صص ۷۵ـ۷۲.
۶. ر.ک: همان. صص ۷۷ـ۷۵.
۷. ر.ک: سفری ، محمدعلی ، قلم و سیاست ، ج ۱، تهران ، نامک ، ۱۳۷۱ش ، ص ۴۲۲.
۱ . نجاتی ، غلامرضا، جنبش ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تهران ، شرکت انتشار، ۱۳۶۶ش ، ص ۱۲۶.
۲ . ر.ک: سفری، محمد علی، پیشین، ص ۴۴۵.
۳ . تقریرات مصدق در زندان ، تهران ، سازمان کتاب ، ۱۳۵۹ش ، ص ۱۲۱
۴ . آبراهامیان ، یرواند، ایران بین دو انقلاب ، ترجمه گل محمدی ـ فتاحی ، تهران ، نی ، ۱۳۷۷ش ، ص ۳۳۰.
۵. نجاتی، غلامرضا، پیشین، ص ۲۱۹.
۱۶. همان؛ همان جا. به نقل از روزنامه کیهان ، مورخ ۱ فروردین ۱۳۳۱۱۷. همان.
۱۸ . کاتوزیان ، همایون ، مصدق و نبرد قدرت ، ترجمه احمد تدین ، تهران ، رسا، ۱۳۷۱ش ، ص ۲۳۳.
۱۹ . همان.
۲۰ . نجاتی، غلامرضا، پیشین؛ ص ۲۲۳.
۲۱ . همان.
۲۲ . آبراهامیان، یرواند، پیشین، ص ۳۳۵.
۲۳ر.ک: سفری ، محمدعلی ، پیشین، ص ۴۴۲_ ۴۴۶.
۲۴. آبراهامیان. یرواند، پیشین، ص ۳۳۷۷ـ۳۳۶.

نظرات کاربران
نام:
ایمیل:
* نظر: