تلاش دو کارگردان مسلمان برای ساخت دیزنی جهان اسلام
«برخیها میگفتند چنین چیزی وجود ندارد؛ این فقط یک خیال است.» این حرف فلوردلیزا دِیریت دربارهٔ «جادهٔ ابریشم» است، شبکهٔ وسیع مسیرهای تجاری که زمانی آسیا، آفریقا و اروپا را به هم متصل میکرد که نقطه آغازی شد برای انیمیشن «سفرکنندگان زمان: جادهٔ ابریشم»، که او با همسرش، مایکل مایلو، ساخته است.
این زوج توضیح میدهند پروژهای که با کنجکاوی شخصی آغاز شد، به چیزی بسیار بلندپروازانهتر تبدیل شد. با اکران سینمایی در بریتانیا، «سفرکنندگان زمان» این حس کنجکاوی را به یک ماجراجویی تند و سریع برای کودکان تبدیل میکند: داستانی که در آن چهار قهرمان جوان به دوران قرون وسطی در جهان اسلامی سفر میکنند و با دانشمندان و محققانی ملاقات میکنند که کشفیاتشان زندگی روزمرهٔ ما را شکل داده است.
مایلو میگوید: «این یک ماجراجویی علمی–تخیلی با سفر در زمان برای خانوادهها و کودکان است که به یک تعقیب و گریز تبدیل میشود.»
عبدالله، عایشه، خالد و لیلا در آزمایشگاهی با دستگاه سفر در زمان روبهرو میشوند، و متوجه میشوند که یک کیمیاگر سرکش قدرت آن را کشف کرده و آنها را تعقیب میکند. با پیش رفتن داستان در شهرها، کشورها و قرنها، گروه مأمور میشوند که دستگاه را بازپس گیرند و در عین حال از شخصیتهای کلیدی تاریخی در برابر دخالت محافظت کنند.
مایلو میگوید: «هدف ما این است که یادگیری دربارهٔ آن دوران سرگرمکننده و جالب باشد. افرادی که بچهها ملاقات میکنند، دانشمندان و محققان بسیار تأثیرگذار هستند.»
از جملهٔ آنها میتوان به خوارزمی، پدر جبر، ابن هیثم، پیشگام در بررسی دوربین تاریک، و مانسا موسی، فرمانروای امپراتوری مالی که تصور میشود ثروتمندترین مرد تاریخ بوده، اشاره کرد. فیلم همچنین شخصیتهایی مانند مریم الاسطرلابی، زن سوری سدهٔ دهم را که ابزار نجومی اسطرلاب را توسعه داد، برجسته میکند.
دِیریت میگوید: «میخواستیم نشان دهیم که تنها مردان دانشمند یا محقق نبودند و زنان زیادی هم در خط مقدم بودند.» از ابتدا، هدف دِیریت این نبود که چیزی تنها برای مخاطبان مسلمان بسازد. «میخواستیم بقیهٔ جهان هم از آن لذت ببرند.» وقتی کودکان فیلم را دیدند، دِیریت میگوید آنها «خیلی با ذهن باز با آن برخورد کردند» و «دوست داشتند دربارهٔ مکانها و تاریخهای دیگر بیاموزند.»
ریشههای پروژه به سینما برنمیگردد، بلکه به آموزش مربوط میشود. پیش از آنکه «سفرکنندگان زمان» به فیلمی بلند تبدیل شود، ابتدا به شکل کتابی الکترونیکی وجود داشت، سپس به یک بازی و یک مجموعهٔ تلویزیونی منتشرنشده گسترش یافت، بخشی از یک اکوسیستم گستردهتر که از طریق Muslim Kids TV توسعه یافته است، همان پلتفرمی که این زوج تقریباً دو دهه پیش تأسیس کردند.
مایلو میگوید: «ما نزدیک به ۲۰ سال است که محتوا برای کودکان تولید میکنیم؛ و میدانستیم که کودکان مسلمان واقعاً در رسانه به اندازه کافی نمایش داده نمیشوند.»
هم او و هم دِیریت بهطور مستقل در سال ۱۹۹۵ مسلمان شدند و سال بعد ازدواج کردند، و تجربههایشان در کشف دینشان مسیر کار آنها را شکل داد. Muslim Kids TV ابتدا به عنوان محتوای آموزشی و سرگرمکننده برای فرزندان خودشان شروع شد، اما به مأموریتی گستردهتر برای خلق داستانهایی تبدیل شد که در آن کودکان مسلمان بتوانند خود را منعکس شده ببینند.
دِیریت میگوید: «برای ما خیلی مهم بود که داستانی داشته باشیم که، اول و مهمتر از همه، کودکان قهرمانان آن باشند.» این تأکید به ایدهای گستردهتر دربارهٔ نمایندگی مرتبط است: «این فقط دربارهٔ دیده شدن نیست، بلکه دربارهٔ امکانها هم هست.»
برای هر دوی آنها، این مسئله تحت تأثیر زمینهای است که بسیاری از کودکان مسلمان در اروپا و آمریکای شمالی با افزایش اسلامهراسی و مشاهدهٔ نمایشهای منفی از هویتشان در رسانهها رشد میکنند؛ دِیریت میگوید: «وقتی مدام این را در اخبار و زندگی روزمره میشنوی، شروع میکنی به باور اینکه در این فضاها جایگاهی نداری. مهم است که آنها بدانند جایگاه دارند.»
«سفرکنندگان زمان» بخشی از تلاش برای مقابله با این پیام است با بازتعریف تاریخ. تیم تولید با پژوهشگران همکاری کرد تا حس دقیقی از هر دوره، از معماری تا لباسها، ایجاد کند تا مخاطبان جوان با مجموعهای گستردهتر از شخصیتهای تاریخی آشنا شوند تا فراتر از آنچه در برنامهٔ مدرسه میآموزند. مایلو میگوید: «آنها دربارهٔ ارسطو یا افلاطون میآموزند، اما به همان اندازه مهم است که درک کنند افراد دیگری هم به جهان کمک کردهاند.»
استراتژی اکران فیلم نیز مسیر آن را شکل داد. ابتدا با نمایش محدود آغاز شد که پس از استقبال قوی مخاطبان به سرعت گسترش یافت. در آمریکا، فیلم در ۶۶۰ سینما اکران شد و بیش از ۳۵٬۰۰۰ بلیت فروخته شد. در بریتانیا، فیلم از نمایش در ۲۰۰ سینما به ۲۹۹ سینما گسترش یافته است. تیم در حال حاضر روی دنبالهای کار میکند.
دِیریت میگوید: «آنچه به صنعت فیلم نشان میدهیم این است که داستانهای مسلمان محدود نیستند. آنها میتوانند جهانی و از نظر تجاری قابلقبول باشند.» بخش زیادی از این حرکت از طریق مشارکتهای مردمی و محلی شکل گرفته است. مایلو میگوید: «ما حامیان محلی داریم که مردم را هیجانزده میکنند و پیام را منتشر میکنند.»
دِیریت میگوید: «هدف ما همیشه این بوده که به دیزنی جهان مسلمان تبدیل شویم.»، اما فعلاً تمرکز روی کودکان تماشاگر است. «میخواهیم آنها احساس غرور کنند و بدانند میتوانند تفاوت ایجاد کنند.» یا به بیان سادهتر، با یادآوری پیامی که او به کودکان خردسال میدهد و امیدوار است مخاطبان نیز آن را دریافت کنند: «دستها برای کمک هستند، کلمات مهربانند، و ایدهها شجاعانهاند.»