آفتابنیوز :
آفتاب: آیتالله مهدویکنی در جمع مسئولان حزب موتلفه اسلامی، جناح اصولگرا را به گذشت و داشتن تحمل توصیه کرد.
مهمترین بخشهای بیانات رئیس مجلس خبرگان که در اواخر فروردین ایراد گردیده و در آخرین شماره نشریه"شما" ارگان حزب موتلفه منتشر میشود به شرح زیر است:
*همیشه دغدغه حقیر به راهنمایی بنیانگذار انقلاب، این بود که روحانیت در مسائل سیاسی حضور داشته باشد. گاهی اوقات به دلیل بعضی از حوادث و شکستهای ظاهری بعضی میگفتند دوره روحانیت گذشته و بیمصرف شده است. ولی بنده از همان اول عرض میکردهام که اینطور نیست. ممکن است نوساناتی در مسائل سیاسی پیش بیاید امّا نباید اصول را فراموش کنیم.
* در جلسهای که بحث تشریح منشور دوازدهگانه اصولگرایی بود گفتم ما نباید فقط برای مجلس و انتخابات بحث کنیم. بحث ما در منشور اصولگرایی این نیست که فقط در مجلس باشد.
* یکی از نمادهای حضور روحانیت در خود مجلس است. اگر که به تدریج روحانیت هر دورهای کم بشود این نشان میدهد که انقلاب دارد از مسیر خودش منحرف میشود ... نگویید که [اگر]فلان روحانی از فلان شهر انتخاب شود، ممکن است در مجلس فعال نباشد و یک کلاهی تحصیلکرده امروزی ممکن است بتواند بیشتر فعال باشد. اینطور نباید فکر کرد. فعالیت در مجلس یک فعالیت جمعی است که راهنمایی آن به دست یک عدهای از نخبگان است. مجلس را نخبگان میگردانند. امّا یک عدهای باید باشند که فعالیت این نخبگان را تأیید کنند و اگر روحانیت نباشد چیز بدی میشود.
* حضور روحانیت در همه نهادهای انقلاب یکی هم مجلس برای بقای انقلاب لازم است. همین طور که روحانیت در اصل انقلاب رشد نموده و نمیشود انکار کرد در بقاء انقلاب نیز باید حضور داشته باشد.
*روحانیت نمیخواهد خودش را تحمیل کند. نباید هم تحمیل کند. این معنایش این نیست که هر چیز که ما بگوییم مردم گوش کنند. در مصادیق انتخاب ما این را نمیگوییم ولی میگوییم روحانیت حضور داشته باشد؛ مشاورهای، بحثی، صحبتی ...
*بعضی از اصولگراها در حضور خود من در یک جمعی اظهار کردند که روحانیت نفوذ خودش را از دست داده و دیگر نمیتواند مردم را جمع کند. پس باید چه کار بکنیم؟ باید یک کاری کنیم که مردم را جمع کنیم. خوب حالا مردم را بخواهیم جمع کنیم چه کار کنیم؟ باید شعارهای روحانی و شعارهای امام(ره) را عوض کنیم؟ شعارهای اسلامی و انقلابی یا سنتی را حذف کنیم؟ یک شعارهایی بدهیم که یک طبقه دیگری از مردم را جذب کنیم؟ این مسأله ایران [و مکتب ایرانی] و این حرفها شاید معلول همین فکر است ... این مثل آن حرفی میماند که در زمان رفراندوم جمهوری اسلامی امام(ره) فرمود جمهوری اسلامی. نگویید دموکراسی اسلامی. اسلامی را با دموکراتیک قاطی نکنید.
* در آن مجلس صریحاً گفتم امام(ره) در انقلاب چه قبلش و چه در بعدش با چه اصطلاحاتی مردم را به میدان کشید؟ امام(ره) با سنتهای اسلامی و اعتقادی توانست مردم را جمع کند. با شعارهایی که ریشه محکم و ریشه فطری در دلها ندارد در موقع خطر نمیتوان مردم را نگه داشت. یک جوان ممکن است به اسم ایرانی در یک راهپیمایی شرکت کند اما وقتی خطر باشد خیلیهایشان فرار میکنند. ولی وقتی پای اسلام وسط باشد و به نام اسلام باشد با اعتقاد میایستند...
* اگر بخواهیم اصول را حفظ کنیم، انقلاب را حفظ کنیم باید گذشت داشته باشیم. این نمیشود که بنده یک اصولی را بگویم قبول دارم ولی در مقام پیاده کردن مصادیقش بگویم الا و لابد همینی که من میگویم باید باشد. من به آن دوست دیگر هم که بحث همین نفوذ روحانیت را مطرح کرد گفتم مسائل اجتماعی، سیاسی را در کوتاه مدت نگاه نکنید. همیشه در درازمدت نگاه کنید. اگر در مشروطه این اشتباه شد که حتی بعضی از علمای بزرگ هم اشتباه کردند نگاه کوتاه مدت بود. همین که دیدند یک مخالفتی شد و آن مخالفت ضعف جریان شد خود آقایان اشتباه کردند و جریان مخالف را تأیید کردند. شهادت مرحوم شهید شیخ فضلالله نوری همین بود. به یک معنا خود روحانیت هم تقصیر داشت. باید میگفتند شیخ فضل الله یک مخالفتی کرده باید با او راه آمد نه اینکه به دست دشمن رهایش کنند و دشمن هم محکمه تشکیل بدهد و یک عالم بزرگوار، مجتهد مسلم جامعالشرایط را با آن سوابق محکوم به اعدام کند بعد هم پای دارش کف بزنند. چه اشتباه بزرگی کردند. ولی بعد فهمیدند که این مسألهای را حل نکرد و ضربه بزرگی به روحانیت زد. بعد مرحوم بهبهانی از بین رفت، بعد دیگران از بین رفتند. امروز ما مراقب باشیم این اشتباهات را نکنیم.
*ما طرفدار انقلاب و امام(ره) هستیم، شاگردان او هستیم. بنا براین گذشت میخواهد.
*هدف اصلی ما حفظ انقلاب و نظام است که امام فرمود حفظ نظام از اوجب واجبات است و حفظ نظام وابسته به حفظ ستون آن است و ستون آن ولایت فقیه و ولی فقیه زمان است. در راهپیمایی بیست و دوم بهمن بعضیها مرگ بر آمریکا را میگویند و بعد به ما هم که میرسند میگویند حاجآقا اوضاع هم خوب نیست. یک فکری برای اوضاع بکنید. میگویم چی شده که آمدی مرگ بر آمریکا میگویی، نظام را تأیید میکنی؟ من تحلیل خودم را به دوستان اینطور میگویم، مردم ما که انقلابی هستند قلبشان دو لایه دارد. لایه زیرین و لایه رویین. لایه رویین مشکلات را میبیند اما لایه زیرین وابسته به اسلام و انقلاب است. مثلا روز نه دی، همین مردم که برخی از آنها شاید به جناح مخالف رای داده بودند وقتی دیدند مسأله اصل انقلاب و امام حسین(ع) مطرح است آمدند و از عمل مخالفان اظهار برائت کردند. این فرهنگ را باید حفظ کنیم و این نمیشود الا اینکه کسانی که مسئولیت دارند باید گذشت داشته باشند یعنی برای مصالح عالیه مصالح کوچکتر را فدا کنند. بنده اگر که در مقام ریاست در جمهوری اسلامی باشم اگر یک وقت احساس کنم که اگر الان بروم کنار به مصلحت است باید بروم. مردم که این را ببینند میگویند پس معلوم میشود یک چیزی هست که فلانی با همه این امکانات و با همه این چیزهایی که داشته و کسی هم نمیتوانسته او را بیرون کند ولی خودش رفت.
* باید این انقلاب را حفظ کنیم و بدانیم برای حفظ انقلاب گذشت لازم است و اینطور فکر نکنیم که برای حفظ انقلاب باید من باشم. این یکی از اشتباهات است. امام(ره) همیشه توصیه میکرد انقلاب را حفظ کنید نمیگفت من را حفظ کنید. بعضیها فکر میکنند واقعاً اگر بروند کنار هیچکس و هیچ چیز باقی نمیماند. نه اینجوری نیست. بنده بروم کنار طوری نمیشود. ستون خیمه را باید حفظ کرد.
* نکته آخر من توصیه به دولتیها و جناب آقای رئیسجمهور است که واقعاً یک وقت خدای ناکرده، خود آقای رئیسجمهور را نمیگویم، اطرافیان کاری نکنند که باعث جدایی بشود. این همان اشتباهی است که گاهی ممکن است بعضی بکنند، خیال کنند که فعلاً که ما میتوانیم، یک کاری بکنیم و راه همین است. نه اشتباه است. راه کار جمعی با جمع است. نباید کار جمعی را فردی کرد.