کد خبر: ۱۴۲۳۷
تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۳۸۴ - ۰۹:۵۷

مصباح یزدی: انقلاب اسلامی معجزه بود

آفتاب‌‌نیوز : بسم‌الله الرحمن الرحيم

اين گرايش عظيمي كه امروز در سراسر جهان و در همه اقطار كشور اسلامي به اهل بيت و اين مكان مقدس (مسجد جمكران) وجود دارد، از بركات پيروزي انقلاب است. بحمدالله به بركت معارف اهل بيت كه با تلاش‌هاي علما و بزرگان در اختيار ما قرار گرفته، نسبت به شخصيت امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف معلومات خيلي خوبي داريم.

چيزي كه امروز جوان‌هاي ما بيشتر به آن نياز دارند، تبيين معارف اسلامي است كه باعث تقويت ايمانشان شود و در سايه آن، وظايف خود را بهتر بشناسند و عمل كنند. يكي از مفاهيمي كه ما از دوران طفوليت با آن انس گرفته‌ايم «انتظار فرج» است. «افضل عباده امتي انتظار الفرج» بالاترين عبادت مردم، انتظار فرج است. به گمان من بسياري از جوان‌هاي ما برداشت روشني از انتظار فرج ندارند. چنانچه بگوييم «انتظار ظهور آن حضرت»، معنا روشن است اما چرا اين همه در مورد مفهوم انتظار فرج، تاكيد شده؟‌ فرج يعني چه و چگونه بايد در انتظار فرج بود و چه ارتباطي با وجود مقدس امام زمان و وظيفه ما در زمان غيبت دارد و چرا بالاترين عبادت است؟ سؤالي است كه شايد در ذهن بسياري از جوان‌ها باشد.

براي پي بردن به مفهوم انتظار فرج و دانستن وظيفه خود در اين زمان، بايد به هدف امامت و ظهور آن حضرت توجه كنيم. فلسفه امامت، اين است كه خداي متعال بعد از فرستادن پيغمبر اسلام – كه بعد از او پيامبري نخواهد آمد – از فرط لطف، براي اين كه بهره مردم در ساليان دراز و قرون متوالي به كمال برسد، كساني را وصي و جانشين پيغمبر قرار داد كه همه ويژگي‌هاي او را دارند منهاي دريافت وحي، نبوت و رسالت، تا بتوانند هدف پيغمبر را تكميل كنند. به همين دليل در آيه ولايت در روز غدير تعبير «اكملت لكم دينكم» به كار رفت. فلسفه اصلي امامت، به كمال رساندن دين است. خداي متعال، در نسل حضرت زهرا سلام الله عليها چنين استعدادي را قرار داد كه يازده نفر از فرزندان آن حضرت، به مقام امامت نايل شوند.

ما شيعيان واقف هستيم كه ائمه در طول دو قرن، چه خون دل‌هايي خوردند تا توانستند معارف اسلام را فراگير و از دستبرد راهزنان حفظ كنند و حقايق اسلام را به نسل‌هاي آينده برسانند. تدبيرهاي زيادي انديشيده بودند كه معارف اسلامي در دورترين بلاد عالم،‌ منتشر شود؛ اين پخش شدن امام‌زاده‌ها در شهرهاي مختلف، بي‌برنامه و بي‌هدف نبوده است. به هر حال، با تدبيرها و زحمات خود، كاري كردند تا معارف حق اسلام – كه در مكتب تشيع متبلور است – به همه بلاد تا آن جا كه ممكن است برسد. اين كار انجام گرفت؛ ولي هدف ديگر (برقراري نظام حكومتي عادلانه به دست امام معصوم) به پذيرش مردم مشروط بود. تا آن جا كه به وظايف خود ائمه اطهار سلام‌الله عليهم مربوط بود، آنها با تمام تلاش و در مواردي با احياء خون‌هاي پاك خود و عزيزانشان، اين وظيفه را انجام دادند و معارف اسلام را منتشر كردند. اما برقراري يك نظام حكومتي اسلام، فقط وظيفه شخص امام نبود؛ بلكه پذيرش مردمي مي‌خواهد. هرگاه مردم آمادگي پيدا كردند كه حكومت امام معصوم را بپذيرند، او بايد آن را عهده‌دار شود. خطبه معروف اميرالمؤمنين عليه‌السلام را شنيده‌ايد كه مي‌فرمايد:‌ به اين دليل متصدي حكومت شدم كه مردم حاضر شدند و با وجود ناصر و ياور، حجت بر من تمام شد ... . بيعتي كه با اميرالمؤمنين شد، در تاريخ اسلام بي‌نظير بود. خود حضرت مي‌فرمايد كه نزديك بود حسنين زير دست و پا له شوند!

خداوند، يازده امام را كه يك تار مويشان به همه عالم مي‌ارزد، در اختيار مردم قرار داد تا سعادت دنيا و آخرت انسان را تضمين كند؛ ولي قدر ندانستند، گفتند دلمان مي‌خواهد خودمان انتخاب كنيم، مي‌خواهيم حكومتمان دموكراتيك باشد، نمي‌خواهيم خدا برايمان نصب كند. نوبت رسيد به امام دوازدهم، اگر آن حضرت هم – مثل ساير ائمه – در ميان مردم حضور مي‌يافت، همان سرنوشتي را داشت كه ائمه پيشين داشتند. خداي متعال از باب رحمت واسعه‌اش وجود او را ذخيره كرد براي روزگاري كه مردم صلاحيت امامت را پيدا كنند؛ زماني كه مردم براي رهايي از سختي‌هايي كه مي‌كشند، به هر دري مي‌زنند و دنبال هر صدايي راه مي‌افتند، ولي همه جا سرشان به سنگ مي‌خورد و از همه نااميد مي‌شوند؛ آن وقت آمادگي پيدا مي‌كنند تا نداي داعي الهي را پاسخ بگويند و حكومت او را بپذيرند. آن زمان حضرت عجل‌الله تعالي فرجه الشريف تشريف خواهد آورد. اما چه وقت؟ رازي است كه هيچ‌گاه افشا نشده و نخواهد شد؛ البته حكمت‌هايي دارد. اگر تاريخ معيني بود، مردم براي ايجاد آمادگي در خود، اقدامي نمي‌كردند و مي‌گفتند: آقا خودش مي‌آيد و كارها را درست مي‌كند.

اراده الهي بر اين قرار گرفته است كه مردم با اختيار و انتخاب خودشان، راه صحيح راشناسايي كنند و بپيمايند و هر كسي به اندازه توانش، قدمي در اين راه بردارد تا به بركاتش نايل شود. به هر حال با توجه به فلسفه وجود امامت و غيبت امام، بايد بدانيم فرج يعني چه و چگونه از آن بيشتر بهره‌مند باشيم.

فرج، گشايشي است كه بعد از تنگنا حاصل مي‌شود. گاه انسان در زندگي فردي خود، در يك وضعيت خاصي قرار مي‌گيرد كه احساس مي‌كند همه درها به روي او بسته شده و راه نجاتي ندارد؛ حال چنانچه روزنه‌اي باز شود و او بتواند نجات يابد مي‌گويند فرج حاصل شده است. همه ما كم و بيش در زندگيمان چنين چيزهايي اتفاق افتاده است؛ گاه در وضع سختي هستيم و چنان وسايل غم‌انگيز و گرفتاركننده، ما را احاطه كرده است كه راه نجاتي براي خودمان نمي‌بينيم؛ ولي خداي متعال، راهي بازكرده و فرجي رسانده است. اين گرفتاري‌ها، گاه شخصي است و براي هر كسي در هر زماني پيش مي‌آيد، حتي در زمان حضور امام هم براي اشخاص پيش مي‌آيد و مي‌توانند انتظار فرج داشته باشند؛ اين انتظار فرج يعني: اميد به رحمت الهي و رفع گرفتاري‌ها كه بزرگترين عامل در فعاليت و نشاط آدمي است.

اگر انسان، به نتيجه مطلوبي اميد نداشته باشد، تلاش نخواهد كرد؛ اما چنانچه روزنه اميدي در دلش باز شود،‌ حركتي در او پديد مي‌آيد و تلاش مي‌كند تا به نتيجه برسد.

اميد به گشايش بعد از سختي و واقع شدن در تنگناها، لازمه ايمان؛ و نااميدي از رحمت خدا، در زمره گناهان كبيره است. در مقابل يكي از بهترين راه‌ها براي نجات از تنگناهاي مادي و معنوي، توسل به وجود مقدس پيغمبر اكرم و ائمه اطهار سلام‌الله عليهم اجمعين است. در حقيقت، توسل، دعايي است كه پشتوانه مضاعف دارد و وقتي ما متوسل مي‌شويم، دعاي خودمان را با پشتوانه مهم‌تري تقويت مي‌كنيم.

انتظار فرج شخصي، از راه توسل است؛ چه در زمان ظهور پيغمبر و امام، چه در زمان غيبتشان. توسلاتي كه حتي به امام ‌زاده‌ها و بندگان صالح مي‌شود، براي اين است كه دعاي ما، يك دعا كننده ديگري هم پيدا كند.

خوب است به نكته‌اي اشاره كنم؛ يكي از مراجع بزرگ مي‌فرمودند: كسي در عالم خواب، از مقام حضرت معصومه سلام‌الله عليها سؤال كرد كه آيا آن حضرت فقط براي مردم قم شفاعت مي‌كنند يا براي همه؟ جوابش دادند كه براي مردم قم، ميرزاي قمي كافي است. توسل به بندگان شايسته خدا هم مي‌تواند مفيد و كارساز باشد.

غير از انتظار فرج شخصي، انتظار فرج عمومي نيز داريم كه بيشتر در زمان غيبت مورد توجه است و بالاترين عبادت در اين زمان شمرده مي‌شود.

فرج عمومي مراتبي دارد:‌ فرج مطلق و فرج نسبي. فرجي كه براي جامعه اسلامي حاصل مي‌شود، همه جهان را فرا مي‌گيرد و هيچ منطقه‌اي از بركات آن محروم نمي‌ماند، آن فرج به دست مبارك شخص حضرت بقية الله الاعظم (ارواحنا فداه) حاصل مي‌شود و ما بايد انتظار آن را داشته باشيم.

غير از انتظار فرج مطلق، يك فرج نسبي هم داريم كه براي جامعه اسلامي شيعي است. خداي متعال در اين دوران، اين فرج نسبي را براي جامعه ما رساند.

يعني با شروع نهضت روحانيت به دست مبارك امام رضوان‌الله تعالي عليه، روح اميدي در جامعه دميده شد كه مي‌توان احكام اسلامي را اجرا و دست اجانب را از مملكت كوتاه كرد. قبل از آن، كسي باور نمي‌كرد، مي‌گفتند: همه‌چيز از دست رفته، جز با ظهور ولي‌عصر عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف چاره‌اي نيست، هرچه تلاش كنيم برباد خواهد رفت.

اما وقتي يك مرجع تقليدي مانند امام رحمة‌ الله عليه با آن صفا و از خودگذشتگي و ساير صفاتي كه مجموع آنها كمتر در انساني يافت مي‌شود، مردم را دعوت كرد، انتظار در آنها شكوفا شد؛ خدا هم پاسخ مثبت داد. بعد از اين كه امام رحمة الله عليه نهضت را شروع كرد، گروه‌هايي از مردم صادقانه با وي بيعت كردند و در راه پيروزي او از هيچ كمكي مضايقه نكردند. مادرهايي بودند كه مي‌گفتند كاش فرزندان ديگري هم داشتيم تا در راه انقلاب مي‌داديم، جوان‌هايي بودند كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بودند و در رفتن به جبهه، مسابقه مي‌گذاشتند. كساني خود به لوازم زندگي محتاج بودند؛ اما به كمك همسايه‌ها شتافتند. آنها راست مي‌گفتند و خدا چنين نعمت عظيمي را به آنان داد كه اگر نگوييم بي‌نظير، لااقل خيلي كم‌نظير است. ما هنوز درك نمي‌كنيم كه پيروزي اين انقلاب، چه نعمت عظيمي است. بايد آن را در شمار معجزات دانست. متاسفانه بعد از پيروزي و برقراري اين نظام، كساني خدا را فراموش كردند و گفتند: ما بين قدرت‌هايي آمريكايي هستيم كه اطراف ما را احاطه كرده‌اند هيچ چاره‌اي نداريم و بايد تسليم شويم!

پس خدا چه‌كاره است؟! چه كسي در جنگ بدر، مسلمان‌ها را پيروز كرد؟ چه كسي از 15 خرداد به بعد، يك مشت مردم پابرهنه و آموزش نديده بدون اسلحه را بر حكومت مجهز به پيشرفته‌ترين سلاح‌هاي روز پيروز كرد؟ آيا ياري‌كننده امروز نيست؟ آمريكا جاي او را گرفته؟

امروز انتظار فرج اين است كه ما در حمايت از ولايت صادق باشيم. اگر امام نيست، جانشين شايسته او وجود دارد. نعمتي است كه قدرش را نمي‌دانيم. كساني كه صلاحيت دارند، تفاوت اين شخصيت را با شخصيت‌هاي مشابه‌اش و با نزديكانش بسنجند، تا ببينند تفاوت چقدر است. اگر خداي متعال اين نعمت را به ما نداده بود، بيش از ده سال در چنگال آمريكا له شده بوديم. دولتمردان ما آماده تسليم بودند، تنها قدرت الهي اوست كه با دعا و توسل و سخنان حكيمانه‌اش، روحيه‌ ايمان و اميد را در مردم ما نگه داشته، عزت اسلامي و غيرت ديني را در جامعه ما حفظ كرده است و جوان‌هاي ما صادقانه براي حفظ اين باورها و ارزش‌هاي فداكاري مي‌كنند. خدا نكند كه اين تعادل به هم بخورد؛ پروردگار هيچ ضمانتي نكرده كه اگر گروهي در يك زماني، صداقت داشتند، الي‌الابد آنها را به عزت برساند؛ مادامي است كه آنها صداقت دارند. اگر انحرافي پيدا كردند، مدتي به آنها مهلت مي‌دهد؛ اگر مسير را عوض كردند، بدانند خدا با كسي خويش و قومي ندارد.

براي اين كه حكومت اسلامي برقرار باشد و پرچم اسلام در سراسر عالم با عزت و افتخار برافراشته بماند، به فرج اجتماعي احتياج داريم. يعني مردم بايد صادقانه در راه اسلام تلاش كنند و عملا به ثبوت برسانند كه ما حاضريم جان، مال و آبرويمان را براي حفظ اسلام بدهيم.



بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
پرطرفدار ترین عناوین