اهدای جایزهی صلح نوبل به آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دبیرکل آن در ایران با واکنشهای مختلف و اغلب نه چندان مثبتی روبرو شد.
روزنامهها، خبرگزاریها و ساتیهای خبری نزدیک به جناح راست و محافظه کاران این خبر را با عنوانهایی چون: «پاداش خوش خدمتیهای البرادعی» (کیهان، شنبه ۱۶ مهر) منتشر کردند و در تفصیل و تفسیر آن نیز چه مستقیم و چه از قول «کارشناسان» و «صاحبنظران» «این انتخاب را اساس پیاده ساختن برنامههایی جهت فشار بیشتر به ایران قلمداد میکنند». (اعتماد، یکشنبه ۱۷ مهر۸۴)
سایت «بازتاب» نیز که جایزهی نوبل را «پاداش البرادعي براي فريب مذاكرهكنندگان ايراني در پرونده هستهاي» عنوان کرده از قول «يك كارشناس ارشد پرونده هستهاي» مینویسد: «اختصاص جايزه صلح نوبل به دبيركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي، به نوعي قدرداني غرب از عملكرد برادعي در پرونده هستهاي ايران و گرفتن امتيازات متعدد از مذاكرهكنندگان ايراني بدون به رسميت شناختن حق داشتن فناوري صلحآميز هستهاي توسط ايران بود.»
به گفته این کارشناس اهدای جایزه برای «فضا سازی بینالمللی» علیه ایران بوده و«جايزه دو سال پيش خانم شيرين عبادي نيز در همين چهارچوب اهدا شد».
روزنامهی جمهوری اسلامی نیز زیر عنوان «البرادعی و آژانس مزد خود را گرفتند!» از جمله مینویسد: « بسياري از تحليل گران، اعطاي جايزه نوبل به آژانس انرژي اتمي و شخص البرادعي را ناشي از تلاش هاي پشت پرده قدرتهاي غربي و به دنبال موضع گيري اين آژانس در قبال پرونده فعاليت هستهاي ايران مي دانند.»
این گزارش همچنین از قول سازمان روسي طرفدار دفاع از محيط زيست نقل میکند که اعطاي جايزه صلح نوبل به محمد البرادعي و آژانس بين المللي انرژي اتمي «بزرگترين خطاي تاريخي كميته نوبل به شمار ميرود».
روزنامهی کیهان روز شنبه نوشت: «غرب محمد البرادعی و آژانس تحت مدیریت او را به دلیل خوش خدمتی و به گروگان گرفتن پروژه هستهای ایران شایسته ی دریافت جایزهی صلح نوبل تشخیص داد.» این روزنامه با اشاره به این که اهدای جایزهی صلح نوبل به آژانس و مدیرش مورد استقبال رهبران کشورهای آلمان و فرانسه و انگلیس قرار گرفته از انقتادها و اعتراضاتی نسبت به این گزینش نیز خبر میدهد.
بنا به نوشتهی کیهان «شبکهی تلویزیونی العربیه در اظهار نظری غیر منتظره اهدای این جایزه را کاملا سیاسی قلمداد کردهاند.» کیهان با این ادعا که «گویا جایزهی صلح نوبل در سالهای اخیر بدل به ابزاری در دستان غرب برای پیش بردن سیاستهای خود در مقابل یک کشور خاص، یعنی ایران، شده است» مینویسد: «این جایزه ظرف چند سال اخیر به طور ویژه جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار گرفته است. ۲ سال پیش شیرین عبادی که دارای پروندههای متعدد تخلف قضایی و مشکوک به اقداماتی علیه امنیت ملی و ارتباط با بیگانگان است از سوی کمیته نوبل برنده این جایزه شد.»
در مورد مخالفان اهدای جایزه صلح نوبل به البرادعی و آژانس روزنامه اعتماد نیز روز شنبه زیر عنوان «تفسیر صهیونیستی از یک رویداد» از قول شیمون پرز، که سال ۱۹۹۵ همراه با عرفات و اسحاق رابین جایزه صلح نوبل را دریافت کرده، مینویسد، اعطای جایزهی صلح نوبل به البرادعی و آژانس «هشداری به ایران محسوب میشود زیرا این کشور امروز بزرگترین و خطرناکترین مشکل محسوب میشود.»
روزنامهی فجر روز شنبه این گفتهی شیمون پرز را «ادعایی در راستای سوء استفاده از اعطای جایزه صلح نوبل به البرادعی» عنوان کرده است. روزنامهی فجر از معدود روزنامههای بود که روز شنبه خبر اهدای جایزهی صلح نوبل به البرادعی را با عکس بزرگی از او به عنوان تیتر اصلی صفحهی نخست منتشر کرده است.
این روزنامه زیر عنوان «پیام صلح نوبل» مینویسد: «سه سال پیش وقتی خانم شیرین عبادی جایزهی صلح نوبل را دریافت کرد بسیاری از جریانات محافظهکار داخلی و حتا اسلامی در کشورهای عربی این موضوع را به «سیاست» مربوط دانستند. مطابق این دیدگاه اهدای جایزه به یک زن مسلمان که در درون یکی از مذهبیترین نظامهای سیاسی دنیا با چالشهایی مواجه است در واقع پیام مستقیمی به جریانات سیاسی فعال در این گونه ممالک است که به منابع بینالمللی پشت گرمی داشته باشند. این تحلیل، البته بدبینانهترین نوع نگرش به جایزهای است که هر ساله به شخصیتی تعلق میگیرد که گامهایی در جهت صلح و حقوق بشر برداشته باشد.»
روز شنبه روزنامهی شرق نیز بخش اعظم نخستین صفحهاش را به عکس و خبر اهدای جایزهی نوبل به البرادعی اختصاص داد. این روزنامه زیر عنوان «نوبل صلح برای آقای مدیرکل» ضمن بازگویی تاریخچهی تشکیل و ساختار آژانس بینالمللی انرژی اتمی، شرح مفصلی نیز در مورد زندگی و فعالیتهای البرادعی در آژانس ارائه داده است. روزنامهی شرق در «تفسیر سیاسی» خود در همین صفحه از تلاشهای مدیر کل آژانس در ایجاد «فضای متعادل» میان ایران و غرب یاد کرده و مینویسد البرادعی «سعى كرده چونان شاهين ترازوى ميان ايران و اروپا و آمريكا عمل كند.»
در این تفسیر همچنین آمده که «جايزه صلح نوبل به محمد البرادعى و آژانس بشارتى براى ايران نيز هست و آن اينكه آژانس هم اينك نيز به اندازه گذشته صلاحيت بررسى پرونده را دارد و ارجاع ايران به سازمان ملل متحد موضوعيتى ندارد.» گرچه این روزنامه در مورد اهدای جایزهی صلح نوبل به الیرادعی و آژانس ادعا میکند «مقام هاى ديپلماتيك ايرانى در گفت وگو با «شرق» محتاطانه از آن استقبال مى كنند.» هنوز بسیاری از مقامات بلندپایهی ایران در این ارتباط موضعی نگرفتهاند. اما نشانههایی حاکی از آن است که به رغم موضعگیرهای تند برخی مطبوعات و رسانهها، بسیاری از مقامات ایرانی از این انتخاب چندان ناراضی نیستند.
روز یکشنبه روزنامهی ایران در گزارشی با عنوان «تحرکات تازه در مباحث هستهای ایران» از قول لاریجانی نوشت: «نسبت به ادامه مذاکرات هستهای خوشبین هستیم.» روزنامه ایران در این گزارش مینویسد: «با فرونشستن گرد و غبار تنشهای ناشی از قطعنامهی شورای حکام، پرونده هستهای ایران فضای نوینی را تجربه میکند. فضایی که در آن آرامش و منطق آرام آرام به لحن غالب دیپلماتها تبدیل میشود و ادبیات گفتگو جای واژگان تهدید را میگیرد.»
اعلام اعطای جایزهی صلح نوبل به آژانس و رئیس مصری آن، روز جمعه انجام شد. در این روز در تهران و برخی شهرستانها در ادامهی نماز جمعه تظاهراتی برای پشتیبانی از برنامههای هستهای ایران برپاشد. برخی از روزنامههای شنبه، مانند کیهان و جوان و اعتماد و جمهوری اسلامی که خبر تظاهرات روز جمعه را منتشر کردهاند از قول راهپیمایان خواستار «راهاندازی سایت نطنز» شدهاند.
به نوشتهی «جام جم» محمود احمدینژاد که برای چهارمین بار پس از انتخابات ریاست جمهوری در این مراسم شرکت کرده بود «پس از اقامه نماز جمعه اين هفته که به امامت آيت الله جنتي ، دبير شوراي نگهبان اقامه شد ، همراه با مردم در راهپيمايي برگزار شده در دفاع از فعاليت هاي صلح آميز هسته اي کشورمان شرکت کرد.»
روزنامهی اعتماد روز شنبه ضمن انتشار گزارشی از سخنان امام جمعه، آیتالله جنتی، (به نقل از ایسنا) به تظاهرات نمازگزاران اشاره کرد که از جمله شعار میدادند: «تغییر چرخهی سوخت خیال باطل بود / رای نشست حکام نشسته بر گل بود.»
محمد البرادعی که هنگام باخبر شدن از گزینش کمیتهی صلح نوبل در مسکو اقامت داشت، این انتخاب را «غیرمنتظره» و «غافلگیرکننده» خواند. اما او و آژانس تحت سرپرستیاش از مدتها پیش به عنوان نامزدهای پرشانس دریافت این جایزه در محافل دیپلماتیک نام برده می شدند و حتا شایعهی اهدای نوبل صلح به البرادعی در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۴ بسیار قوی بود.