شعر دیگری از بهجت مهدوی؛
دلم سازی را میخواهد ...
واژهها در قالب شعر معنا میگیرند. شعر از دل بر میآید تا جای خالی احساس را از مشق عشق پر کند و اشعار زندگی را در آهنگی دلنشین، نجوا کند.
آفتابنیوز :
هزار چهره
خستهام از نفسهای بریده
دلقکهای درباری
موسیقیهای مبتذل
خستهام از تابلوهای پر رنگ
در سفرههای بیرنگ
دلم میخواهد کسی بیاید
فکرها را صیقل دهد
چشمها را شستشو
نگاهها را
زلال سازد
دلم ...
سازی را میخواهد
کوک کوک ...
برای دل پرنیازم از بینیاز بنوازد
شعری که واژه هایش
طعم باران دهد
بوی خاک و دلسپردگی به وطن را
دلم عشق را میخواند
به نوای ساز او
میان شعرهای سپید
دل نوشتههای بیغم و درد
دلم نگاه خدا را میخواهد و
بس
میان عطر بابونههای سپید
بهجت مهدوی
دل نوشته های نیلوفرانه
برای
حرف دل گاهی تردید میکنیم. مینویسیم تا حال و هوایمان دگرگون شود. در
یک لحظه رونقی از حس و حال، ما را به ضیافت شعر دعوت می کند. حسی که تو را
به آغوش دنیای پرتلاطم ذهن میکشاند تا دمی "با خود به سر بردن" را به
آرامشی ناب فراخواند. زیباترین وجه این حس و حال تنها در دوران کودکی رخ
میدهد. اندیشه معصومانه کودکی است که اسرار ناگفتهها را با زبان شعر
میسراید. در بازی با کلمات، مست میشود تا در شعر سرودن، دلبستگی به
واژهها چیده شود.
شعر ذیل، دلنوشته ای دیگر از بهجت مهدوی است که آفتاب نیوز منتشر میکند.
*****************************************************************************
دلم سازی را میخواهد
ز دردها خسته ام
هیاهوی آدمهای بیچهره هزار چهره
خستهام از نفسهای بریده
دلقکهای درباری
موسیقیهای مبتذل
خستهام از تابلوهای پر رنگ
در سفرههای بیرنگ
دلم میخواهد کسی بیاید
فکرها را صیقل دهد
چشمها را شستشو
نگاهها را
زلال سازد
دلم ...
سازی را میخواهد
کوک کوک ...
برای دل پرنیازم از بینیاز بنوازد
شعری که واژه هایش
طعم باران دهد
بوی خاک و دلسپردگی به وطن را
دلم عشق را میخواند
به نوای ساز او
میان شعرهای سپید
دل نوشتههای بیغم و درد
دلم نگاه خدا را میخواهد و
بس
میان عطر بابونههای سپید
دل نوشته های نیلوفرانه
گزارش خطا
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ذخیره عضویت در خبرنامه