آفتابنیوز :
آفتاب: میتوان گفت شتاب افزایش نرخ این آسیبها در سالهای اخیر بالا بوده است. در حال حاضر طلاق در شهرهای بزرگ به شکل یک آسیباجتماعی جدی مطرح است و از هر چهار تا پنج ازدواج، یکی به طلاق منجر میشود. یعنی اینکه نوعروسان و نودامادان زیر 30 سال قدرت تفاهم بالایی ندارند و این یک هشدار است.
به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی آفتاب به نقل از سایت سازمان بهزیستی، دکتر سعید معیدفر، جامعهشناس و رئیس انجمن جامعهشناسی ایران با اشاره به آسیب اعتیاد نیز گفت: «همسایگی با افغانستان و شرایط سیاسی، اجتماعی کشور باعث شده که میزان اعتیاد در کشور بالا باشد و این نرخ نیز در حال افزایش است .رقم خوشبینانه معتادان را دو میلیون نفر و رقم بدبینانه آنها را چهار میلیون نفر دانست که به مواد مخدر خوراکی و تزریقی (بیش از همه تریاک و هروئین) معتاد هستند».
وی با در نظر گرفتن یک خانواده چهار نفری گفت: «جمعیتی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با اعتیاد سرو کار دارند 17 تا 20 میلیون نفر را شامل میشود».
این جامعه شناس گفت: «جامعهشناسان معتقدند که اعتیاد، آسیبهای اجتماعی مثل طلاق یا بیماریهایی مثل ایدز را نیز به دنبال خواهد داشت».
دکتر معیدفر برخی آسیبهای دیگر را نیز بدین ترتیب برشمرد: «فرار کودکان، قتل و خشونتهای اجتماعی و خانگی، افسردگی و اضطراب، سرقت، کیف قاپی، ناهنجاریهای مالی و غیره ».
او افزود: « در جامعه یک نوع شرایط کمتحملی، بیماریهای روحی، روانی سخت و حاد دیده میشود، افسردگی یا اضطراب نیز در جامعه به دلیل ناپایداریهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بالاست که صدمات روحی و روانی زیادی ایجاد میکند. خشونتهای سنگینی را در جامعه و بازتاب آن را در جراید شاهد هستیم، سرقتها به دلیل مشکلات اقتصادی و ناامنی در مسائل مالی انجام میشود، انواع کلاهبرداریها و ناهنجاریهای مالی نیز مشاهده میشود که جزء آسیبهای اجتماعی است».
سعید معیدفر در مورد علل و عوامل رخداد این آسیبها گفت: «یکی از عوامل اصلی، شدت تغییرات در کشور است. جامعهشناسان میگویند جامعه وقتی در معرض تغییرات خیلی شدید و ناگهانی قرار میگیرد و ناپایداریهای سیاسی، اجتماعی آن افزایش پیدا میکند، تعادل اجتماعی که زمینه حفظ نظم و انتظام اجتماعی است نیز بهم میخورد،از نگاه من این وضعیت باعث میشود جایگاه تعریف شده افراد دچار بیثباتی و ایجاد شرایط روحی و روانی حاد شود ».
دکتر معیدفر اشاره کرد: «اگر افراد احساس امنیت و یا احساس تعادل کنند، بهتر میتوانند شرایط روحی و روانی خود را حفظ کنند. چون در شرایط ناپایدار، افراد از وضعیت مساعدی برخوردار نخواهند بود. در این شرایط ناامنی و استرس بالا میرود و افراد از لحاظ روحی و روانی، به اعتیاد و یا خشونتهای اجتماعی یا طلاق و غیره کشیده میشوند».
این جامعهشناس تأکید کرد: «شرایط ناپایدار، قواعد و هنجارهای اجتماعی که مؤید نظم و انتظام است را سست میکند.در وضعیتی که بیهنجاری یا ضعف هنجاری یا تعارض هنجاری وجود داشته باشد، افراد گرایش زیادی به ناهنجاریها خواهند داشت. هر سه حالت به دنبال تغییرات خیلی سریع و ناگهانی رخ میدهد».
این جامعهشناس دلیل دوم افزایش آسیبها را در کاهش اهمیت و ارزش و اعتقاد به سنتها دانست و افزود: «حتی برخی اعتقادات و باورهای دینی و در نهایت عرف و سنتها کمرنگ شده که اینها بیشتر عامل نظم و انضباط و استقرار جامعه است».
وی با اشاره به ناپایداریهایی که قبلاً نیز در جامعه وجود داشته تأکید کرد: «افراد به دلیل ریشه داشتن در سنتها، ارزشها، عرف و اعتقاد درونی به تعالیم دینی کمتر به ناهنجاری و شکستن پیوندهای اجتماعی دست میزدند».
دکتر معیدفر معتقد است: «زمانی که این ارزشهای سنتی، دینی یا عرف اجتماعی، اعتبار خود را از دست بدهد، آدمها احساس پایبندی کمتری میکنند و بیشتر به ناهنجاریها دست میزنند».
وی در این زمینه به حرمت خانواده نیز اشاره کرد و گفت: «حفظ پیوندهای خانوادگی به لحاظ دینی و عرف امروز چندان حائز اهمیت نیست، بیشتر افراد به دلیل حرمت جامعه یا نان و نمک پاکی که خورده بودند، دست به هر رفتار اقتصادی نمیزدند، اما امروز به دلیل سستی آن سنتها و ارزشهای دینی، حتی افراد راحتتر میتوانند دست به رفتار پرخطر اقتصادی بزنند».
وی سستی پیوندهای اجتماعی و ارزشهای سنتی را عامل مهم افزایش آسیبهای اجتماعی میداند.
دکتر معیدفر در تحلیل تغییر و تحولات جامعه ایران گفت: «ایران جامعهای است که از دهه 40 به این سو دستخوش تغییرات بسیار عمده ای شده است. یکی از این تغییرات در راستای نوسازی اقتصادی بوده که از دهه 40 باشتاب و سرعت زیادی انجام شد. این تغییرات منجر به جابهجاییهای وسیع جمعیتی از مناطق کمجمعیت به مادرشهرها و گسترش حاشیهنشینی و مشاغل جدید و تحولات سریع اقتصادی شد».
وی با برشمردن تحولاتی که به دنبال انقلاب در جامعه رخ داد نیز گفت: «انقلاب تحول عظیم دیگری بود که از سال 56 ساختار سیاسی جامعه را دستخوش یک تغییر بنیادی کرد».
به گفته این استاد دانشگاه، در دهه40 تا 50 تغییر بنیادی در نظام اقتصادی و از اواخر دهه 50 تغییرات جدی در نظام سیاسی به وجود آمد.
این جامعهشناس با تأکید بر اینکه ممکن بود، وضعیت خیلی بدتری از آسیبهای اجتماعی را تجربه می کردیم، گفت: «یکسری عوامل تا حدی توانستند نقش بازدارنده را ایفا کنند که آن هم اعتقادات دینی و ارزشهای دینی در جامعه است».
اما دکتر معیدفر وضعیت فعلی را نگرانکننده دانست و افزود: «ارزشهای دینی فعلی در جامعه دستخوش تغییر شده است. نوع دینداری نسل جدید تغییر کرده، به عبارتی دینداری، فردی شده، در حالی که دینداری جمعی و غیرفردی، کارکرد بیشتری برای کنترل اجتماعی دارد».
وی معتقد است که در شرایط نوین خطر جدیتر است. دکتر معیدفر افزود: «این روند از دهه 40 به بعد استمرار دارد و ناپایداریها همچنان سریع است و به شرایط نرمالی نرسیدهایم، تغییر در ارزشها و کاهش هنجارهای سنتی و غیره میتواند وضع را از این که هست بدتر کند».
این استاد دانشگاه درباره نقش دانشگاه در حل مشکل آسیبهای اجتماعی گفت: «ما در دنیایی هستیم که به سمت عقلانیت پیش میرود، همان فرآیند عقلانیت و فردیت نشان میدهد برای مواجهه با مشکلات آتی به مداخله اندیشه و تفکر نیاز داریم. بدون این تفکر، کنترل مشکلات ممکن نیست».
دکتر معیدفر تصریح کرد: «امروزه اندیشمندان و دانشگاهیان به طور جدی به حل مسئله آسیبهای اجتماعی دعوت نشدهاند و حضور آنها نظم مشخصی ندارد. یک اراده واحد برای استفاده از نیروی دانشگاهی و حل مشکلات وجود نداشته است. از ابتدا دانشگاه فقط محل تولید مدرک بوده است».
این جامعهشناس معتقد است جز در موارد نادر، دانشگاهها کارکرد اصلی خود در دنیای مدرن را انجام ندادهاند.
این جامعهشناس در نقد برخورد با آسیبهای اجتماعی نیز گفت: «چند سال پیش این ذهنیت وجود داشت که برای برخورد با آسیبها باید به مسئله «پیشگیری» میپرداختیم، مطالعه، تحقیق و بررسیهایش در حال انجام بود که به یکباره «استراتژی برخورد»جایگزین شد و تصمیم به سمت بگیر و ببند تغییر کرد».
وی معتقد است که این روند وضع را بدتر میکند، دیر یا زود سیاستگزاران متوجه میشوند با این روش مشکل حل نمیشود و بدتر میشود و این تجربه کل دنیاست.
دکتر معیدفر عوامل تشدید آسیبهای اجتماعی را عدم درک منسجم و یکپارچه از مسئله، عدم استفاده درست از جامعه دانشگاهی و نبود راهکارهای پیشگیرانه دانست.
این استاد دانشگاه در مورد نقش دین در این بین گفت: «همه مطالعات و تحقیقات تأیید میکند که دینداری باعث کاهش آسیب میشود و تقویت ارزشهای دینی تا حدی میتواند یکی از عوامل کنترل و پیشگیری از آسیبها باشد».
دکتر معیدفر در خاتمه افزود: «تقریباً همه مردم و نهادهای مردمی باید احساس تعهد دینی کنند و تنها یک دولت دینی نمیتواند از پس مشکل برآید ».