آفتابنیوز :
آفتاب: سید مجتبی واحدی، سردبیر روزنامه آفتاب یزد، در سرمقاله امروز این روزنامه، به موضوع هجمه اخیر افراطیون، به حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی پرداخته است.
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، واحدی با یادآوری ایام تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری دهم آورده است: «چهل ماه پیش، در و دیوار شهرهای كشور شاهد انواع پوسترهای تبلیغاتی بود كه مردم را به روزهای بهتر بشارت میداد. تریبونهای فراوانی نیز فعالیت میكردند تا به مردم وعده دهند با آمدن رئیسجمهور جدید، بسیاری از مشكلات آنها حل خواهد شد».
سردبیر روزنامه آفتابیزد میافزاید: «برخلاف ادوار پیشین، این بار كمتر كسی به امور سیاسی، مذهبی و بینالمللی میپرداخت و نهایتاً هم كسی بر كرسی ریاست جمهوری تكیه زد كه تراكتهای تبلیغاتی او، باوعده آوردن نفت بر سر سفرههای مردم مزین شده بود و خود او نیز در جمع نمایندگان، از مبارزه با مافیای نفتی و تشكیل كابینه هفتاد میلیونی سخن میگفت».
واحدی ادامه میدهد: «شاید هم عدهای به او رای دادند زیرا او درگفتگوی تلویزیونی به مردم وعده داده بود: "مشكل كشور، مدل موی جوانان و لباس آنها نیست". تاكید بر اجرای عدالت و جلوگیری از رانتخواریها نیز از دیگر وعدههای جذابی بود كه قطعاً تصمیمگیری بعضی از رای دهندگان را تحت تاثیر قرار میداد. به فاصله چند ماه، كم كم نشانههایی از كمرنگ شدن این وعدهها و جایگزینی شعارهای جدید آشكار گردید».
در ادامه این سرمقاله آمدهاست: «لیست نهایی وزیران، نه تنها به كابینه هفتاد میلیونی شبیه نبود بلكه حتی اعتراض بعضی از حامیان دولت را به دنبال داشت. شعار آوردن نفت بر سر سفرههای مردم رسماً توسط رئیسجمهور تكذیب شد و شعار مبارزه با مافیای نفتی نیز كم كم جای خود را به تهدید تریبونی كسانی داد كه به تعبیر رئیس دولت، با گردن كلفتی وامهای كلان گرفته بودند و با قلدری از پرداخت اقساط، خودداری میكردند. تهدید رسمی و تریبونی مبنی بر معرفی 15 روزه این افراد نیز نهایتاً به یك خبر غیررسمی از قول یك منبع ناشناس ختم شد كه نام یك نفر را مطرح میكرد؛ بدون آنكه بعدا مشخص شود با این «قلدر گردن كلفت» چه برخوردی شده است»!
واحدی افزوده است: «همزمان با كمرنگ شدن بعضی شعارهای دوره انتخابات، شعارهای جدیدی بر سخنرانیهای دولتمردان جدید سایه افكند كه اكثرا به تحولات بین المللی مربوط میشد و در زمان تبلیغات انتخاباتی، حتی یك بار مورد اشاره تیم تبلیغاتی كاندیدای پیروز قرار نگرفته بود. به موازات این تغییر فاز، اتهامافكنیها علیه مسئولان سابق شدت گرفت».
این روزنامهنگار در ادامه اظهار داشتهاست: «یك روز، برنامه چهارم و سند چشمانداز بهانه شد تا مدیران پیشین به پیگیری منافع شخصی یا تاثیرپذیری از دشمنان كشور در برنامهریزیها متهم شوند و روز دیگر ادعاهایی درخصوص تداوم سوءاستفاده بعضی سیاستمداران پیشین از طریق نفوذ در مراكز قانونگذاری و نظارتی مطرح گردید. در فرصتی دیگر هم، انتقادات سیاستمداران رقیب از وضعیت اقتصادی، این پاسخ را دریافت كرد كه دست آنها را از رانتها قطع كردهایم به همین جهت به دولت اعتراض میكنند»!
وی میافزاید: «اما به هر حال هر كسی میدانست كه این ادعاها و شعارها، تاریخ مصرف دارد و باید به فكر روزی بود كه مردم دولتمردان را مخاطب قرار میدهند و به آنها میگویند:بسیار خوب! فرض كنیم كه همه حرفهای شما در مورد پیشینیان درست است، اما خودتان چه؟ با نفت 100 دلاری و بالاتر از آن چه گلی به سر ملت زدید؟ حمایتهای بیسابقه از دولت، تا چه حد توانست دولت را در اجرای برنامهها و شعارهای خود یاری برساند؟ و...».
واحدی ادامه میدهد: «البته شاید دولتمردان تصور نمیكردند كه این سوالها خیلی زود آغاز شود و در این پرسشگری، میان اصولگرایان، اصلاح طلبان و كارشناسان مستقل و گروههای مختلف مردمی اجماع نسبی حاصل گردد».
واحدی با اشاره به اینکه ظاهراً همین وضعیت، نوعی عصبانیت افراطی بر بعضی حامیان دولت حاكم كرده است كه میتوان اوج این عصبانیت را در برخورد با انتقادات اخیر حسن روحانی مشاهده كرد، اظهار میدارد: «پس از آنكه نماینده رهبری در شورایعالی امنیت ملی، بیسابقهترین انتقادها را متوجه دولت نهم كرد، احتمالاً بعضی از دولتمردان توقع داشتند تا چهرههای سرشناس و صاحب نفوذ جناح اصولگرا به میدان بیایند و او را محكوم كنند. اما این اتفاق نیفتاد و در نخستین روز، تنها یك روزنامه كه سخنگوی رسمی دولت است به پاسخگویی مبادرت كرد. در مرحله بعد یك نماینده نه چندان سرشناس مجلس هشتم در گفتگوی تفصیلی با خبرگزاری حامی دولت، به جای پاسخگویی به ادعاهای روحانی، به صورت متقابل اتهاماتی را متوجه روحانی نمود. در حالی كه به نظر میرسد نه سوابق و جایگاه روحانی به گونهای بوده است كه بتوان از كنار سخنان او به صورت بی تفاوت عبور كرد و نه كمیت و كیفیت اعتراضات او به دولت، در حدی است كه با برخی اتهام افكنیهای نخنما شده و تكراری، موضوع به دست فراموشی سپرده شود».
واحدی در این سرمقاله تصریح میکند: «وضعیت دولتمردان و حامیان تبلیغاتی آنها نیز با نقطه صفر آغاز تبلیغات انتخاباتی متفاوت است و دیگر كسی از آنها قبول نمیكند كه با كلیگویی و یا قرار گرفتن در جایگاه كاندیداهای انتخاباتی، تنها با تخریب رقیب، پروندههای باز شده در ذهن مردم را مختومه نمایند. كسانی كه سوابق حسن روحانی از سال 56 یعنی سخنرانی زیبا و آتشین او در مراسم فوت مرحوم سید مصطفی خمینی تا امروز را بررسی كردهاند، لابد میدانند كه او با تهدید و تخریب، عقب نشینی نمیكند».
این روزنامه نگار میافزاید: «اما حتی اگر روحانی مانند بعضی از عناصر اصولگرای مجلس، دست از ادعاهای خود بردارد، سخنان اخیر او در حدی نبوده است كه مردم بتوانند آن را فراموش نمایند».
سردبیر روزنامه آفتابیزد سپس به دولتمردان نهم توصیه میکند، به جای تكرار پاسخهای رایج در دو سه سال اخیر، در برابر تكتك ادعاهای حسن روحانی پاسخهای مستدل ارائه نمایند.
وی ادامه میدهد: «روحانی در مورد حضور در جمع سران شورای همكاری خلیج فارس و نشستن در زیر تابلوی «دول خلیج العربیه» اعتراض كرده و نگرانی خود را از دریافت قطعنامه ضدایرانی در همین اجلاس بیان داشته است. اگر ادعای او در این مورد گزاف است، میتوان تصاویر تابلوهایی را ارائه نمود كه حضور رئیسجمهور ایران را در "اجلاس شورای همكاری خلیج فارس" گرامی داشته و نیز نسخهای از بیانیه پایانی اجلاس را منتشر نمود كه نشان میدهد سران عرب دست از ادعای ضدایرانی خود برداشتهاند»!
واحدی افزوده است: «روحانی از خالی شدن صندوق ذخیره ارزی سخن گفته است. می توان آمار دقیقی از فروش نفت و درآمد مازاد – نسبت به پایه تعیین شده در بودجه– كه باید به حساب ذخیره ارزی ریخته شود ارائه نمود و آن را با موجودی فعلی آن حساب تطبیق داد. در این راه میتوان از بعضی نمایندگان اصولگرای مجلس هشتم نیز كمك گرفت كه در آستانه افتتاح مجلس هفتم، مصوبه مجلس ششم برای برداشت چندصدمیلیون دلار از آن حساب را خیانت میدانستند»!
وی ادامه میدهد: «روحانی برخی اقدامات از جمله انحلال سازمان مدیریت را به مثابه زدن مهر پایان بر اقدامات كارشناسی دانسته است. اگر كسانی این سخن او را قبول ندارند بهتر است به میان نمایندگان اصولگرای مجلس و كارشناسان نزدیك به اصولگرایان بروند و با گرفتن تاییدیه از آنها، عملا سخن روحانی را غیرواقعی قلمداد كنند».
در ادامه این سرمقاله آمده است: «روحانی از اینكه ایرانیان در برخی كشورها، مورد بیاحترامی قرار میگیرند اظهار تاسف كرده است و به خاطر همین حرف مورد حمله قرار گرفته است. درحالی كه یك ماه پیش، همه رسانههای ایرانی، سخنان یك نماینده اصولگرای مجلس را منتشر كردند كه مصادیق مشخصی از هتك حرمت و خدشه بر عزت ایرانیان در كشورهای همسایه را اعلام میكرد.اما در آن روز هیچ كس آن نماینده مجلس را با عباراتی كه اخیراً برای حمله به روحانی مورد استفاده قرار میگیرد، نوازش نكرد! اگرادعای روحانی در خصوص خدشه به عزت ایران و ایرانیان غلط است حامیان دولت نشانههایی از پاسخ مثبت مصر به پیشنهاد سخاوتمندانه احمدی نژاد برای برقراری فوری رابطه با آن كشور یا رفتار روسیه و چین در موضوع هستهای - پس از ابراز اعتمادهای مكرر مسئولان دولت نهم به این دو كشور– ارائه نمایند»!
واحدی اظهار داشتهاست: «روحانی به فرصتهای ناشی از حماقت آمریكاییها و رفتار روسها اشاره كرده و تاسف خود را از این بابت اعلام نموده است كه ایران نتوانست از این فرصتهای طلایی استفاده كند. حامیان دولت میتوانند به جای حملات مبهم به روحانی، چند نمونه از فرصتسازیها و فرصتیابیهای خود كه به نتایج عملی در انعقاد قراردادهای بزرگ نفتی، تجاری یا حتی سیاسی برای كشورمان منجر شده است اشاره كنند تا ادعاهای روحانی به صورت عملی رنگ ببازد. در میان سخنان روحانی نكات دیگری هم وجود دارد كه در ارتباط مستقیم با زندگی روزمره مردم، كاهش قدرت خرید و تحمیل فشارهای فراوان بر آنهاست. در مورد این ادعاها، مردم بهتر از هر كس تشخیص میدهند كه ادعاهای روحانی بیاساس است و هدف انتخاباتی دارد یا ادعاهای كسانی كه همه روزه از بهتر شدن وضعیت معیشت مردم سخن میگویند! ادعای روحانی در خصوص تاثیر مستقیم اقدامات و اظهارات نسنجیده بر شرایط كسب و كار مردم نیز نكتهای است كه اگر از واقعیت به دور باشد با سخنرانی هیجانی روحانی، بر مقبولیت این سخنان در میان فعالان اقتصادی و آحاد مردم افزوده نخواهد شد و اگر حقیقت داشته باشد تكذیب مسئولان دولتی و متهم كردن سخنران به اهداف انتخاباتی، چیزی از ارزش این سخنان كم نخواهد كرد».
این روزنامه نگار مجدداً به مسئولان دولت نهم و حامیان آنها، توصیه میکند اگر خواستند ادعاهای منتقدان روز افزون دولت را پاسخ دهند بد نیست به مقایسه دو مطلب منتشرشده در روزنامه كیهان بپردازند و برای مطلب دوم نیز پاسخی ارائه نمایند.
سردبیر روزنامه آفتابیزد ادامه داد: «روزنامه كیهان روز سهشنبه 31 خرداد84 (سه روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری) به نقل از احمدینژاد نوشت: "در صورتی كه ریاست جمهوری را برعهده بگیرم دست مافیای قدرت و قبیله را ازسر نفت كوتاه خواهم كرد و حاضرم جانم را پای این قضیه بگذارم". همین روزنامه چهار روز قبل، اظهارات وزیر فعلی كشور و سرپرست تیم مذاكره كننده در خصوص یك قرارداد بزرگ نفتی – كرسنت– را به چالش كشید و ضمن تاكید بر احتمال وجود برخی مفاسد و سوءاستفادهها در روند مذاكرات اخیر، ماجرای كرسنت را دارای ابعاد سیاسی و امنیتی دانست كه بایستی توسط مراجع ذیربط پیگیری شود. كسانی كه انتقادات روحانی از دولت نهم را غیر منصفانه میدانند خوب است قبل از تشدید حملات خود به نماینده رهبری در شورایعالی امنیت ملی، برای ابهامات مطرح شده توسط منتقد منصف دولت – مدیر مسئول كیهان – نیز پاسخی ارائه نمایند».
واحدی در پایان ذكر این نكته را ضروری دانستهاست كه حتی اگر سخنان اخیر روحانی، كلید زدن تبلیغات انتخاباتی باشد او كاری نكرده است جز پیروی از همان روشی كه برخی طرفداران احمدی نژاد در دوره تبلیغات انتخابات سال 84 انجام دادهاند؛ اگر چه برخی سخنان روحانی به دلیل ارائه برخی شواهد ملموس برای مردم، از مقبولیت بیشتری برخوردار بوده است. اما حامیان دولت نمیتوانند با پاسخگوییهای احساسی، به نقطه صفر خود یعنی دوره تبلیغات سال 84 باز گردند. آنها اكنون مدارك كافی در اختیار دارند و اگر ادعاهای روحانی و سایر منتقدان جدی دولت را ناصحیح میدانند باید با سند و مدرك به جنگ آنها بروند.