آفتابنیوز : 
گذشته از عراق، ايران تنها کشور خاورميانه است که قشر نسبتاً بزرگ تحصيلکرده، منابع عظيم نفتی و ذخيره آب کافی در اختيار دارد. در ميان کشورهای خاورميانه فقط ايران و عراق قابليت دنبال کردن سياستهای داخلی و خارجی مستقل از اوامر دولتهای قدرتمند غربی و موسسات مالی بين المللی تحت سلطه اين دولتها را از خود نشان داده اند. به منظور تسلط بر عراق، دولت بوش تصميم گرفت از نيروی نظامی استفاده کند.
شکی نيست که چنين طرحهايی شامل حال ايران نيز می توانست بشود، تا زمانی که مشکلات آمريکا در مديريت و ثبات بخشيدن به عراق روشن ساخت که اشغال ايران روش عاقلانه ای نيست. قدرت نظاميان پنتاگون به شدت تحليل رفته است و مديريت هزينه های مالی و سياسی جنگ جاری عراق برای دولت بوش مشکل بوجود آورده است.
بعلاوه تجاوز به ايران و اشغال اين کشور به مراتب مشکل تر از عراق خواهد بود. جمعيت و خاک ايران بالغ بر سه برابر جمعيت و خاک عراق است و رشته کوههای انبوه ايران و ديگر موانع جغرافيايی، تجاوز و اشغال اين کشور را مشکل تر خواهد کرد. ايران بر خلاف عراق در سالهای قبل از هجوم امريکا، تحت تحريمات شديد تسليحاتی از سوی جامعه بين الملل نبوده است و توانسته است استحکامات نظامی خود را افزايش دهد.
به همان اندازه که ممکن است نظام سياسی ايران مشکل ساز باشد، ايرانيان نيز به مراتب بيش از عراقی های تحت سلطه نظام مستبد صدام حسين از پلوراليسم سياسی بهره مند هستند. نتيجتاً، ايرانيان به احتمال تغيير نظام از داخل بيشتر اميد دارند. اگرچه جمعيت ايران شامل گروههای متفاوت قومی با زبانهای متفاوت است، اما احساس بسيار قوی ملی گرايی در ميان ايرانيان وجود دارد که احتمالاً سبب می شود در قياس با تجاوز امريکا به عراق در سال 2003، ايرانيان با شتاب بيشتری از کشور خود در برابر تصرف و اشغال بيگانه دفاع کنند.
حتی دليل قانونی برای حمله نظامی به ايران در قياس با عراق ضعيف تر است. انگليس، لهستان و ديگر متحدانی که از امريکا در تجاوز به عراق حمايت کردند، با صراحت بيان کرده اند که در تصرف ايران شرکت نخواهند کرد.
بنابراين، احتمال تصرف حتمی ايران وجود ندارد، اما اين به آن معنا نيست که حمله نظامی، مستقيماً از سوی امريکا يا از سوی موکلش، اسرائيل، محتمل نيست. احتمال دارد که قوی ترين سناريو بمباران دوره ای و حملات موشکی به اهداف مشکوک نظامی، صنعتی و دولتی وجود داشته باشد. اگرچه ممکن است اين اقدام نظامی به اندازه حمله همه جانبه فجيع نباشد، اما اشتباه بزرگ تراژيک خواهد بود.
احتمالاً ايرانيان راههايی را برای تلافی کردن اين قبيل حملات پيدا خواهند کرد، راههايی از قبيل ممانعت از همکاری با آژانس بين المللی انرژی اتمی و افزايش حمايت از گروههای تروريستی. واکنش به اين قبيل حملات به احتمال يقين منجر به افراط گرايی ضد امريکايی و ضد اسرائيلی، در منطقه حتی در ميان شيخ نشينان عرب ضد ايرانی و حامی غرب در خليج فارس خواهد شد.
بعلاوه، همانگونه که فمينيست اسلام گرا و مبارز حقوق بشر شيرين عبادی بيان کرده است: " رعايت حقوق بشر هرگز با اعمال زور و قدرت نظامی بيگانه امکان پذير نيست، اين شيوه ای مملو از تناقض است. " عبادی افزود، حمله به ايران نه تنها " حمايت مردمی را از اجرای حقوق بشر بی اعتبار می کند بلکه جنگ با نابودی افراد، نهادها و زيربنای غيرنظامی سرآغاز هرج و مرج و بی ثباتی خواهد شد. احتمال می رود که رعايت حقوق بشر يکی از اولين قربانيان جنگ باشد. "
تاکنون فشار امريکا بر ايران اساساً از طريق تحريمات يک جانبه به شدت اقتصادی صورت گرفته است. برخلاف تحريمات بين المللی برعليه دولت اسبق آفريقای جنوبی يا شورای حاکم فعلی و نظامی برمه، تحريمات واشنگتن برعليه ايران مبتنی بر وظايف مهم قانونی يا اخلاقی نبوده است. تلاشهای امريکا، همانند تلاشهای مشابه برون مرزی در ارتباط با کوبا، برای تحت فشار قرار دادن ديگر کشورها به منظور سخت گرفتن به ايران حتی قوي ترين متحدان امريکا را با اين کشور بيگانه کرده است، متحدانی که اين قبيل اقدامات را نقض اصول سازمان تجارت جهانی می دانند.
همچنين، تلاشهای امريکا برای سرنگونی دولت ايران با کنوانسيونهای حقوقی بين المللی که حقوق مسلم و مبانی عدم مداخله را به رسميت می شناسد، مغايرت دارد. بعلاوه، تلاشهای امريکا بی شک با اعلاميه 1981 الجزيره، که به موجب آن امريکا به صراحت قول داده است که در امور داخلی ايران مداخله سياسی و نظامی نکند، در تعارض است. با وجود اينکه هنوز هم دولت بوش تصديق می کند که ايران دولتی مستقل است، اما تأکيد می کند که حق دارد به دولتهايی که " حاکميت مطلق خود را مسئولانه به کار نمی گيرند " حمله کند.