کد خبر: ۳۹۲۱۳۹
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۸

وزیر ورزش: گاهی به من ظلم شده اما از حق خود گذشتم

وزیر ورزش و جوانان معتقد است باید جایگاه ورزش قهرمانی تثبیت شود.
آفتاب‌‌نیوز : به گزارش پایگاه خبری دولت، شاید هیچ حوزه ای پیدا نشود که تصمیمات مدیریتی اش به اندازه وزارت ورزش و جوانان، مورد قضاوت عموم قرار گیرد. ساختاری ترین و علمی ترین روش های مدیریتی در این حوزه ممکن است با نتیجه یک تیم ورزشی یا یک ورزشکار در تورنمنتی بین المللی به چالش کشیده شود.

دکتر محمود گودرزی، در نزدیک به دو سالی که اداره وزارت ورزش و جوانان را به عهوده گرفته، تلاش کرده، نگاهی علمی و تخصصی را در بدنه مدیریتی این وزارتخانه حاکم کند. تلاش کرده مشکلات حقوقی و قانونی وزارتخانه را برطرف کند. وزارتخانه ای که به گفته خود او جوان است و کم تجربه.

نگاه تخصصی به ورزش ، رفع تبعیض در ورزش زنان و مردان ، شفاف سازی ارقام قراردادهای فوتبالیستها، مقاومت در برابر حضور غیر ورزشی ها در عرصه ورزش ، برگزاری قانونمند انتخابات فدراسیون های ورزشی ، حمایت از ورزشکاران و پیگیری آیین نامه مربوط به استخدام مدال آوران المپیکی از جمله مواردی است که در سه سال گذشته در وزارت ورزش و جوانان از سوی مجموعه دکتر گودرزی پیگیری و اجرایی شده است .

به مناسبت هفته دولت با وزیر ورزش و جوانان به گفت و گو نشسته ایم. در روزهایی که او و حوزه مدیریتی اش تحت تاثیر شادی مدال های رنگارنگ المپیک بود.

* از سال گذشته تاکنون دومین بار است که خدمت شما می رسیم. به عنوان نخستین سوال، بی تردید از سال گذشته که در خدمت شما بودیم، چشم  انداز و اهدافی را ترسیم کرده بودید، می خواستیم  بدانیم با توجه به  عملکرد و اهداف دستگاه وزارت ورزش و جوانان، چقدر از اهدافتان محقق شده است؟

- وزارت ورزش و جوانان یک وزارت تازه تأسیس است و در مقایسه با وزارتخانه هایی که 70 سال از عمرشان می گذرد و قوام یافته اند، شرایط متفاوت تری دارد . واقعیت این است که اینجا یک سازمانی بوده که  خدماتی را  تحت عنوان  خدمات ورزشی  ارائه می کرد و در قبال وظایفی هم که داشت به هیچ کسی پاسخگو نبود. در کنار سازمان تربیت بدنی، سازمان ملی جوانان را هم داشتیم که  این سازمان هم یک  سازمان جدید التأسیس بود.  که پس از تصمیم مجلس این دو مجموعه کنار هم قرار داده شدند و وزارت ورزش و جوانان تاسیس شد.

با وجود تاسیس وزارت ورزش و جوانان هنوز قانونی در این خصوص وجود ندارد، دراین راستا چند وقت پیش کمیسیون اجتماعی دولت برای نهایی سازی قانون اختیارات و وظایف و مسوولیت های وزارت ورزش و جوانان جلساتی را تشکیل داد ، پس به لحاظ قانونی این وزارتخانه هنوز جایگاهی ندارد و تکلیفش روشن نیست. در این خصوص قانون گذار ما را مکلیف کرده که ظرف 6 ماه قانون مربوط به وزارت ورزش و جوانان را تدوین کنیم .

تا امروز موضوع قانون وزارت ورزش و جوانان  مغفول واقع شده است و از روزی که  مسوولیت وزارتخانه را عهده دار شدیم، تدوین  قانون وزارت ورزش و جوانان را پیگیری کردیم، این قانون در  کمیسیون فرعی و تخصصی دولت بررسی و تغییرات لازم هم انجام شد و هم اکنون  به عنوان لایحه پذیرفته شده است که انشاءلله به صحن مجلس ارسال خواهد شد تا به عنوان قانون مصوب شود .

وزارت ورزش و جوانان به قدری جوان است که قانون تأسیس ندارد، ثانیاً قانون جامع برای حوزه ورزش ، قانون سال 1350 است که به روز نشده است.

 بنابراین ما باید قوانینی را مطابق تنوع نیازهای جامعه ورزش ،  مطالبات مردم و تنوع سازمان های حوزه ورزش تدوین کنیم.

واقعیت این است که قانون سال 50 پاسخگو نیست و  قانون جامع ورزش نیز آماده شده ، مشابهت ها و تعارضاتش مرتفع شده و آماده ایم تا این قوانین را تقدیم دولت کنیم  وامیدواریم به زودی در صحن علنی مجلس مورد بررسی قرار بگیرد که تکلیف بسیاری از معارضات ورزش حل شود.

این وزارتی است که ما تحویل گرفتیم. طبیعتاً گذر از یک فعالیت سازمانی و رسیدن به یک فضای وزارتخانه ای به کار و تلاش نیاز دارد  .

 به هر حال در حوزه ی ورزش ،  فعالیت های  تخصصی و  کارهای بسیار خوبی انجام شده است ، سازمان نظام تخصصی یکی از این اقدامات است ،  لایحه این سازمان با این  هدف که ورزش در اختیار متخصصین  قرار بگیرد و پایگاه پیدا کند، نوشته شد و به تصویب هم رسید و منتظر تصویب آن  در مجلس هستیم.

در حوزه های دیگر از جمله حوزه قهرمانی نیز توانسته ایم به نتایج بسیارخوبی دست پیدا کنیم، به عنوان مثال در سال 1393 ،هزار و هفتصد و یازده مدال بین المللی آسیایی و جهانی گرفتیم در سال 1394 این تعداد به سه هزار و صد و شصت و دو مدال رسید که در واقع این تعداد به لحاظ کمی  دو برابر شده است.

ما میزبانی های مختلف داشته ایم و در رقابتهای برون مرزی بسیار شرکت کرده ایم که به لحاظ آماری بسیار قابل توجه است .

در حوزه همگانی اقدامات خوبی انجام شده است . بگذارید توضیح دهم. در عمومی سازی ورزش رویکردمان دانشگاه محور و منطبق با اصول جهانی ومدرن بوده است . بر این اساس از ورزش به عنوان اصلی ترین ابزار برای جلوگیری از بیماری های جسمی ، روانی و اجتماعی بهره برداری می شود. به وسیله  ورزش حتی می توان  بیماری های  اجتماعی مثل،  اعتیاد،  جرم ، بزه ،  بیماری روانی مثل افسردگی و بیماری های جسمانی را  درمان کرد .

پیش از اینکه بنده مسوولیت این وزارتخانه را برعهده بگیریم، آماری که داشتیم نشان می داد که  کمتر از 10 درصد مردم ورزش می کنند، . الان با  اطلاعاتی که  از همه استان ها به طور جامع دریافت کرده ایم این رقم ،فعالیت  21 در صدی مردم در ورزش را نشان می دهد .

البته لازم به ذکر است که  این آمار نتیجه فعالیت  ما در وزارت ورزش نیست، بلکه شهرداری ها  آموزش و پرورش ،  اموزش عالی ، رسانه ها  و....  کمک کردند .

این نکته این معنا را هم می دهد که  هم اکنون ورزش در کشورما برای مردم اهمیت دارد . البته مقاومت هم زیادی هم در خصوص برنامه های توسعه ای ورزش همگانی  از جانب کسانی که ورزش را فقط درحوزه قهرمانی می بیینند، وجود دارد .

ناگفته نماند، ورزش قهرمانی نیز بسیار مهم است  و یکی از اهداف آن این است که با به نمایش گذاشتن مهارت های زیبایی که دارد، جوانترها و مردم به سراغ ورزش می روند،  اما در خصوص ورزش قهرمانی،  اقتدار ملی و حضور سیاسی کشورها در عرضه بین المللی هم مورد توجه است.

*آقای دکترگودرزی تعریف ورزش همگانی  چیست؟

1345 شعار ما در حوزه ورزش همگانی است که امیدواریم، این شعارها محقق است.

*معنی این عدد چیست ؟

 هزار به معنی یک نفر ،  سیصد، یعنی  سه جلسه در هفته  و هر جلسه 45 دقیقه ورزش کنند، یعنی هر نفر سه جلسه در هفته 45 دقیقه ورزش کنند.

* 21 درصد با همین تعریف است؟

بله این رقم با میانگین و ارقامی که داشتیم به دست آمده است . ولی ورزش همگانی را از سه جلسه تمرین در هفته تعریف کرده ایم .

*پیش از این برای ترغیب مردم جهت شرکت در برنامه های همگانی ورزش، هدایایی بزرگی در نظر گرفته می شد، خیلی ها با هدف ورزش در این همایش ها حضور نمی یافتند بلکه به دنبال جایزه بودند، آیا این تعداد در رقمی که اعلام کردید، گنجانده شده است ؟

این موارد را اگر حساب کنیم عدد خیلی بیشتر از اینها می شود ، نگاه ما به مقوله ورزش همگانی استاندارد است، هر فرد باید دو تا سه جلسه تمرین کند که  ورزش ، تأثیرات بیولوژیک را بر روی جسمش بگذارد.

متاسفانه هم اکنون عدم پرداختن به ورزش و تغذیه نادرست، باعث شده  نسل ما به سمت چاقی برود که در نهایت منجر به دیابت، مشکلات قلبی و عروقی شده و بیماری ها، کیفیت زندگی را پایین می آورد. با توجه به این مهم باید ورزش همگانی در کشور به عنوان یک اصل پیگیری شود. بنابراین من معتقد هستم  با کمک رسانه ها باید کار فرهنگی صورت بگیرد. رسانه های ما تبلیغ درست ندارند. برداشت عمومی از ورزش، کسب چند مدال از رویدادهای مختلف ورزشی ،  فوتبال و حواشی زندگی شخصی و حرفه ای  فوتبالیست هاست. این نوع نگرش بسیار غلط است . مسوولیت رسانه این است که اثرات ورزش در جامعه و زندگی مردم را تبلیغ کند .

 در کشورهای اسکاندیناوی بیش از 50 درصد مردم ورزش می کنند چون پذیرفته اند  هزینه های دارو بسیار گران است،  شاید  خیلی هم علاقمندی برای ورزش وجود نداشته باشد، اما چون می دانند به این وسیله ، سلامتی شان تضمین می شود و دیگر نیازی نیست که هزینه سنگین دارو را پرداخت کند، بنابراین ورزش می کنند.

این نگاه باید تغییر کند، اینگونه نباشد که یک مدیر به محض عدم کسب مدال حذف شود، نباید محک مان تعداد مدال باشد . باید به مدیران ورزشی برای انجام وظایف و اجرایی شدن مسوولیت های شان فرصت بدهیم باید جامعه ورزش را  آرام و از تنش دور کنیم .

واقعیت این است که ورزش به خودی خود، چالش برانگیز است، ببینید در مورد  همین لباس ورزشکارها برای اعزام به بازی های المپیک ، چه تاثیری در جامعه گذاشت  .

* آیا اتفاقاتی که در این یکسال افتاده چشم انداز روشنی ایجاد کرده؟ فکر می کنید این برنامه هایی که پیش بینی کرده اید و تا مرحله اجرا پیش برده اید کفایت می کند ؟

-وضعیت مناسب تر شده است، بیش از 40 فدراسیون انتخابات برگزار کرده اند، افرادی که آمده اند مقبول آن جامعه ی ورزشی بودند و رای آورند . با قاطعیت می گویم در هیچ یک از این انتخابات، وزاتخانه و مدیرانش اجازه ورود نداشته اند. پیش از این دوره ، همه در همه جا این حق را برای خود ، قائل بودند که بیایند و در موضوع انتخابات دخالت کنند. اما ما سعی کردیم این رویه را تغییر دهیم و  به عنوان اخلاق حرفه ای، عدم دخالت مدیران وزارتخانه در امر انتخابات را جا بیاندازیم و من امیدوارم مدیران بعدی هم ملزم به این شوند که از آیین نامه ها تمکین کنند.

*آیا مدیرانی که انتخاب شده اند به لحاظ تخصصی مورد تایید هستند ؟

اینکه مدیران  ورزشی ما به طور کامل با استانداردهای ورزشی هماهنگ نیستند، دلیلش این است که ما هنوز نتوانسته ایم یک کف استاندارد برای کسانی که می خواهند برای ریاست فدراسیونهای ورزشی کاندیدا شوند ، مشخص و تعریف کنیم .

مثلا در  انتخابات کاراته 27 نفر ثبت نام کردند، این تعداد از یک جهت که همه  اجازه دارند کاندیدا شوند خوب است، من شنیدم در مدیریت های قبلی کاندیداها یک یا دو نفر بوده اند و بقیه هم اجازه شرکت درانتخابات را نداشته اند .

اما دراین دوره  27 نفر برای یک فدراسیون کاندیدا می شوند ، این ها بخش کوچکی هستند. اما اگر می خواهید بدانید همه مدیرانی که هم اکنون سکاندار هدایت فدراسیونها هستند قوی و توانمندند یا نه، من می گویم نه، اما واقعیت این است که این افراد، منتخب همان جامعه ورزشی هستند .

مشروعیت ابلاغی است که به  مدیر داده می شود و  مقبولیت آن چیزی است که به لحاظ عمومی کسب می شود ، در واقع این مدیران عموماً آن مقبولیت را داشته اند و اکثریت جامعه شان هم  به آنها رأی داده اند.

 درخصوص سایر موارد هم طبیعی است اختلافات و اشکالاتی وجود دارد. مثل در فدراسیون فوتبال اساسنامه طوری طراحی شده است که اجازه مشارکت 27 نفر را نمی دهد، در واقع محدودیت کاندیداها وجود دارد ونهایتا می شود 7 نفر، که این غلط است و باید تغییر کند، این تغییرات هم زمان می برد.

در شرایط کنونی، هیأت های ورزشی را رییس فدراسیون انتخاب می کند. در واقع با این اقدام ، مجامع را روسای فدراسیونها می چینند ، آن وقت همان مجامع  رییس فدراسیون را انتخاب می کنند. این شیوه مادام العمر تداوم می یابد.

 حالا اگر مدیر خوبی انتخاب شود، خوبی اثرش در برنامه ریزی ها دیده می شود واگر نه ،فعالیتهای آن رشته ورزشی با چالش مواجه می شود و اگر آن مدیر فاسد باشد این فساد نهادینه می شوند و گسترش می یابد.

ما تلاش کردیم انتخابات و روند آن در شرایط قانونمند انجام شود، حال اگر این مدیرانی که انتخاب شدند، توانمند نیستند، باید اعضای مجمع در مورد انتخاب آن فرد پاسخگو باشند .

ولی واقعیت این است که ما با حجم وسیعی از افراد انتصابی روبرو بودیم که فاقد هرگونه تخصص در حوزه خودشان بودند که آرام آرام وقتی دوره مدیریتشان تمام شد، تغییراتی را  ایجاد کردیم و ترجیحا افرادی سرکار آمدند که از کف توانمندی فنی برخوردار بودند .

آیا در این دوره اتفاق افتاد که مدیری را به شما سفارش بکنند؟

بله افرادی سفارش شدند اما من تمکین نکردم، از همان ابتدا به این درخواستها پاسخ ندادم ،  و آنها را به قانون رهنمون شان کردم، گفتم در انتخابات مطابق قانون ثبت نام کنید، نتیجه باید از صندوق بیرون بیاید، من دستم را داخل صندوق نمی کنم. نزدیکترین دوستمانم ازمن خواستند و من به آنها نظر کارشناسی دادم و گفتم، شما رأی نمی آورید، بهتر است کاندیدا نشوید، بروید جایی دیگر از شما استفاده کنند. بله این کار را کرده ام .

*یکی از نقدهایی که به دولت می شود مربوط به حوزه جوان است و معتقدند وزارت ورزش وجوانان در این بخش، کاری انجام نداده است.نظر شما چیست؟

این سوال مدام تکرار می شود که ما برای جوانها چه کرده ایم، من از شما سوال می کنم، آیا وزارت ورزش و جوانان باید خزانه ای داشته باشد که وقتی جوانی می خواهد ازدواج کند، هزینه هایش را متقبل شود؟ یا اگر جوانی به یک حد از سن رسید و مسأله سربازی هم نداشت، بلافاصله بیاید وزارت ورزش به او نامه دهد که برود مشغول کار شود؟

این سوال یعنی همین، آیا یک وزارت ورزش داریم که یک عصای موسی دارد که می تواند معجزه کند؟

درست است که جوان شرایط خاص تری دارد، ولی یک نفر از همین جامعه است، در یک خانواده، هم  پدر وجود دارد هم مادر و فرزندان که  یا کودک هستند یا جوان، آیا باید برای هریک از این افراد جامعه یک وزارت تشکیل بدهیم؟ واقعیت این است که  اگر شرایط اقتصادی بهبود پیدا کند، درجامعه هم جوان نفع می برد و هم کهنسال .

قانون گذار نقش  وزارت ورزش و جوانان را تبیین کرده است. نقش ما، هماهنگ سازی دستگاه ها برای رسیدگی به امور مرتبط به جوانان است و باید مثلا  وزارت جوانان بگوید آقای وزیر اقتصاد، آقای وزیر مسکن، شما باید این تعداد شغل و مسکن را ایجاد کنید. از  آقای صدا و سیما سوال کند که چند برنامه برای جوانان تولید شده است  .

*با این تفاسیر به نظر شما این اسم بی معنی نیست؟

چرا هست.

*چرا اقدام نکردید؟

من برای انفکاک اقدام کردم، گفتند سازمان ملی جوانان قبلی را احیا کنید و یک نفر هم مسوول بگذارید.

*اصلاً فکر می کنید سازمان جوانان واقعاً کارایی داشت؟

به اعتفاد من آنگونه که باید کارایی ندارد. در  شورای عالی جوانان هم که به ریاست دکتر جهانگیری برگزارشد، این موضوع را مطرح کردم ، ایشان از طرح این موضوع بسیار  تعجب کرد و گفت شما  اولین وزیری هستی که می خواهید بخشی را از خودتان جدا می کنید. من به آقای جهانگیری گفتم جایگاه حوزه جوان  اینجا نیست. در سطح کلان اگر کشور توسعه یابد، بخش زیادی از مشکلات جوانان هم  کاهش پیدا می کند. اگر جوان اشتغال داشته باشد، بخش زیادی از مشکلاتش حل خواهد شد.

برای حوزه  جوان در این وزارت 7 میلیارد بودجه در نظر گرفته شده است با این رقم چه می توانیم بکنیم؟

*آیا در قانون اختیارات و مسولیت ها وزارت ورزش وجوانان که تقدیم دولت شده، بخش جوانان دیده شده است؟

بله دیده ایم، اتفاقاً قوی هم دیده شده است، منتها من به نظرم نمی آید اتفاق خاصی بیفتد،  برای اینکه مسأله وام ازدواج جوانان به بانک مرکزی و سیستم اقتصادی مربوط می شود، حتی وزیر ورزش عضو شورای پول و اعتبار نیست تا در جریان مصوبات قرار بگیرد. یا در بحث اشتغال ما چطور می تواینم کارآفرینی کنیم؟ یا مسکن، من چه توانمندی در ساخت مسکن دارم؟ بحث ما ، سیاست گذاری است مطابق قانون، چیزی را به نام ستادهای ساماندهی جوانان تشکیل داده ایم ، تمام  دستگاه ها عضو آن ستاد هستند ،  با خواهش و تمنا ستاد را تشکیل داده ایم تا معاونین وزارتخانه ها  را نسبت به تکالیفشان در حوزه جوان  آشنا کنیم ...

*چند دستگاه عضو ستاد ساماندهی جوانان هستند؟

18 یا 20 دستگاه. با این وجود نتوانسته ایم آنها را وادار کنیم که بیایند سر یک میز بنشینند تا تکالیفشان را مشخص کنیم. اساسا اعتنایی هم نمی کنند. ما هم هیچ اوتوریته قانونی نداریم که بتوانیم برخورد کنیم. ما فقط سوال می کنیم و از وزیر محترم می خواهیم بررسی کند ببیند که چرا نماینده اش در جلسه ستاد حضور پیدا نکرده است .حتی حضور فیریکی هم نیست ...

*در مورد بانوان چه اقداماتی صورت گرفته است؟ البته این را می دانیم که بانوان ورزشکار در المپیک عملکرد قابل قبولی داشتند.

در حوزه ورزش بانوان ما به لحاظ کمی، رشد خوبی داشته ایم، مثلا سهیمه هایی که در المپیک بانوان ما کسب کرده بودند و یا پارالمپیک رشد قابل توجهی داشته است. در همین المپیک دیدید که برای اولین بار در تاریخ ورزش کشور، یکی از دختران ما روی سکوی المپیک رفت. در همین دوره دو نفر دیگر از خانم ها به فینال مسابقات تیراندازی رسیدند و در نهایت ششم و هشتم شدند. یک خانم دیگر در قایقرانی به نیمه نهایی رسید. همه این ها نشان دهنده رشد و توسعه ورزش قهرمانی بانوان است.

درحال حاضر 8 هزار خانم در حوزه مدیریت ورزش کشور نقش ایفاء می کنند، در هیچ وزارتخانه ای چنین چیزی دیده نمی شود ، 15 هزار نفر هم داوطلبانه به فعالیتهای ورزشی در حوزه های برنامه ریزی و اجرا فعال هستند و حقوق ناچیزی هم دریافت می کنند. ما معاونت ورزش بانوان داریم، ضمن اینکه در ادارات کل نیز در این پست بانوان ما انجام وظیفه می کنند. نواب رییس فدراسیونهای ورزشی از دیگر مناصبی است که در حوزه زنان وجود دارد .

تلاش ما این است که بانوان وررش کنند و سطح سلامتی این قشر ارتقاء پیدا کند، زنان ما در حوزه ورزش بسیارمظلوم هستند، چرا که همچنان یک نگاه مرد سالارانه وجود دارد که ناشی از نگاه فرهنگی است .

ما در تلاش هستیم تا شرایط را برای توسعه ورزش زنان مهیا کنیم. مثلا به دنبال این هستیم که از امکاناتی که در شهرها وجود دارد به طور مساوی برای زنان و مردان بهره برداری کنیم.

 با اجرای طرح تحول سازمان نظام تخصصی قرار است چه تحولی در ورزش ایجاد شود ؟

نگاه ما به ورزش بایستی مثل نگاهی باشد که جامعه به خانواده پزشکی دارد.

*این نگاه منتقدانی هم دارد.

ایرادی ندارد منتقدانش دولتی هستند.

*می گویند این حوزه چندان تخصصی نیست که مثل نظام پزشکی دیده شود.

ما باید یک تعریف از حرفه ای گری بدهیم ، حرفه ای گری براساس تعاریف مدیریت جهانی ده یازده ویژگی دارد . من از شما سوال می کنم، فرد حرفه ای کیست؟ اساسا حرفه چه ویژگی هایی دارد؟ اول اینکه باید آکادمیک باشد و تحصیلات دانشگاهی داسته باشد که این رشته در بالاترین سطوح تخصصی در دانشگاه ها تدریس می شود. تنوع تخصص داشته باشد، در علوم ورزشی همه تخصص ها وجود دارد، مثل فیزیولوژی ورزشی، مدیریت بازار یابی، اقتصاد ورزشی، بیولوژی ورزشی، مدیریت اماکن ورزشی ، و...

بعد مهارتی آن مد نظر گرفته شده است، نشریات علمی و پژوهشی داشته باشد در این رشته 10 تا 12 نشریه علمی و تخصصی داریم. از قبل آن باید ارتزاق شود ، سمینار سالانه داشته  باشد که دارد.

*راه اندازی نظام تخصصی چه مشکلاتی می تواند برای ورزش داشته باشد ؟

این سوال را شما به من جواب بدهید این همه سال ورزش ما از حضور غیر ورزشی ها سود دیده یا زیان؟

به هرحال اگر بپذیریم یک مدیر 3 تخصص و مهارت داشته باشد اول مهارت ادراکی و  برنامه ریزی استراتژیک بداند، دوم با  مهارت انسانی آشنا شود و سوم  مهارت فنی داشته باشد .

به هرحال این سازمان می تواند از این صنف حمایت کند وباعث ارتقاء ورزش  شود. این حرفه را باید به رویکرد علمی و فنی نزدیک  کند .

*پیش بینی می کنید که مجلس آن را تصویب کند ؟

نمی دانم، علی الاصول باید بکند. چون اقدامی موثر است. این موضوع هم بستگی به رایزنی وتلاش ما دارد. البته این را هم بگویم که اعضای هیات علمی تقریبا به طور قاطع از این طرح حمایت کرده اند. آن چند نفری هم که ما را نقد کرده اند، نقدشان برروی این است که می گویند این سازمان لازم است ولی چرا گودرزی این کار را کرده، باید می گذاشت ما وزیر می شدیم و ما این کار را انجام می دادیم. ما هم در پاسخ به آنها می گوییم ما این کار را انجام می دهیم اما منافع، از آن شما باشد .

 *شاخص های این وزارت در دولت تدبیر و امید در طی سه سال گذشته چه بوده است و دکتر گودرزی چه کارنامه ای از خود به جا گذاشته است ؟

تلاش ما مبتنی بر مبانی تئوریک بوده و مبانی نظری داشته ایم. اگر می گوییم توسعه ورزش همگانی، برای این است که در دنیا در این حوزه تحقیقات گسترده ای انجام شده و علم معتقد است هر جامعه ای که در آن ورزش رونق داشته باشد، بیماری ها کاهش می یابد.

و اما نکته دیگر این است که در ایران نشاط اجتماعی کم است و ما جامعه خوشحالی نداریم. ورزش  می تواند دلایل شادی را در کشور مهیا کند. یکی از این تحقیقات را خودم بین ورزشکاران و غیر ورزشکاران انجام داده ام. بررسی ها که به پایان رسید، تفاوت معنی داری وجود داشت. همچنین  دو گروه ورزشکار را بررسی کردیم. ورزشکارانی که رشته های  انفرادی وگروهی  را پیگیری می کردند. حتی به این نتیجه رسیدیم که  ورزشکاران ­رشته های اجتماعی شادکام تر از ورزشکارانی بودند که در رشته های انفرادی تمرین می کردند.

اینها تجربه شده و مبنای نظری دارد. دنبال چه هستیم ؟ با این مبنای نظری، می خواهیم مردم ورزش کنند و در این خصوص سیاست گذاری و سرمایه گذاری شود. ضمن اینکه  سهم ورزش قهرمانی را هم کاهش بدهیم.

اثر کار ما برای آیندگان ایجاد نشاط اجتماعی و ارتقاء سلامتی است. این کاری است که  از ما باقی خواهد ماند.

البته ورزش قهرمانی هم مهم است، ما بایستی جایگاهمان را در ورزش قهرمانی تثبیت کنیم و به این حوزه نیز نگاه علمی داشته باشیم. مثلا چطور می شود در یک المپیک 4 مدال می گیریم و در یک المپیک 8 و در یک المپیک دیگر این عدد به 2 می رسد؟

این نوسان، بیانگر توسعه ناپایدار است و دلیل آن هم این است که کار علمی انجام نشده و برای آن پشتوانه سازی فکری نشده است. من از شما سوال می کنم، چرا کشتی گیرهای ما حتما در المپیک مدال می گیرند؟ چون درایران در این رشته پشتوانه داریم ، پس برای رسیدن به توسعه پایدار در حوزه قهرمانی ، نظام استعدادیابی ورزشی باید در کشور راه اندازی شود .

*در این خصوص چه اقدامتی انجام شده است ؟

هم اکنون در 31  استان مرکز استعدادیابی داری. ابزارهای اندازه گیری که بتواند ویژگی های جسمانی و روانی را اندازه گیری کند. در واقع ما برای رسیدن به توسعه پایدار و علمی، ورزش علمی  31 استان را فعال کردیم .

ما با راه اندازی این پایگاههای استعدادیابی قهرمانی می خواهیم نگاه آمایشی فنی وعلمی سرزمینی در رشته های ورزشی مختلف داشته باشیم و امیدواریم بعد از ما هم هرکسی که  آمد، این راه  را ادامه دهد.

حتی در حوزه زیر ساختها باید نگاه آمایشی در نظر گرفته شده، هم اکنون 4 هزار ورزشگاه نیمه کاره داریم، در ساری یک پیست دوچرخه سواری با هزینه 50 میلیارد احداث شده ، این درحالی است که استان مازندران، مهد کشتی ایران است. اگر فقط در جویبار یک سالن استاندار برای کشتی احداث شود، خواهید دید که کشتی ایران متحول خواهد شد. ببینید در بیابان ها کلنگ احدث ورزشگاه های 15 هزار نفری زده شده است که هرگز 15 هزارتماشاچی نخواهد داشت.

 این اقدامات نشات گرفته از نگاه غیر فنی غیر آمایشی است. ما هیچ کسی را محکوم نمی کنیم، ولی اگر فردی متخصص ورزش باشد، دیگر هر جایی کلنگ نمی زند.

*آیا بودجه ورزش از زمانی که شما مسوولیت این وزراتخانه را عهده دار شدید، افزایش پیدا کرده است ؟

سالی که ما آمدیم اواخر سال 92 بود که تقریباً بودجه بسته شده بود و کاری از دست ما بر نمی آمد، ولی در سالهای 93 و 94 خوشبختانه اعتبار ما 2 برابر شد، صد در صد افزایش یافت، این افزایش در حالی اتفاق افتاد که اعتبار خیلی از وزارتخانه ها  15 و 10 درصد افزایش پیدا کرد ه بود. این نگاه ویژه به بودجه ورزش جای قدردانی دارد، البته برای توسعه پایدار ورزش در ابعاد مختلف به ارقامی بیش از این نیاز است که  امیدواریم این رقم برای سال آینده  افزایش یابد.

* نگاه تخصص محور شما چقدر محقق شده؟ می توانید بگویید که امروز کار به متخصصان داده شده است ؟

بله تا حدودی. هم اکنون کف تحصیلی  اکثر مدیر کل استان های ما، فوق لیسانس و سقف آن دکترا است، ضمن اینکه وجهه قهرمانی هم دارند ...

*آیا در لایه های پایینی هم تسری پیدا کرده است ؟

تا حدودی، البته جذب نیرو نداشته ایم ولی مجوز استخدامی برای صد نفر داشته ایم که حداقل تحصیلات فوق لیسانس و سقف آن دکترا اعلام شد.

در حوزه ورزش تا جزئی ترین ارکان باید این اتفاق  بیفتد و به سمت تخصص گرایی برویم. آخرین آیین نامه که در دولت تصویب شده استخدام قهرمانان  ورزشی بود، این خود یک نگاه تخصصی به ورزش است. در واقع  قهرمان ورزشی بعد از اتمام دوره قهرمانی اش اشتغال پیدا می کند، ضمن اینکه این لایحه باعث می شود که نیروی تخصصی وارد فضای ورزشی شود، اگر هم جذب جای دیگری شد، این افراد به توسعه ورزش در آن وزارتخانه کمک می کنند  .

شما بحث شفاف سازی در فوتبال را پیگیری کردید. فکر می کنید در این خصوص اطلاعات واقعی ارائه شده است ؟

چاره ای جز اعتماد به نهادهای رسمی نداریم. این نهاد رسمی برای ما سازمان لیگ است، دو نسخه اش به آنجا ارسال می شود و آنها  باید افشا کنند، واقعیت این است که ما تمام ارقام را اعلام خواهیم کرد و این جا می گویم هر کس از مسائل زیر میزی پنهان و تبانی اطلاعات دارد، اعلام کند تا ما برخورد کنیم. نهادهای ناظر ما  مثل حراست و بازرسی حتما موضوعات را پیگیری می کنند.

مثلا در این خصوص  به ما می گویند یک تیم به اصطلاح عابر بانک مخصوص دارد ، من  از مدیرعامل دو یا سه  تیم سوال کردم آنها می گویند آن آقایی که معروف به عابر بانک است، یک ریال به آنها نداده است. ممکن است خودش بخواهد به یک فردی رقمی  بدهد ولی ما از آن مطلع نیستیم و واقعیت این است اگر کسی می خواهد پولش را به کسی  بدهد، هیچ سازمانی پیگیری این موضوع را نخواهد کرد .

از نظر ما  سازمان لیگ موظف به افشای ارقام است. آنچه برای ما رسمیت دارد  قراردادهایی است که مطابق قانون بسته می شود. دو باشگاه تحت نظر وزارت  ورزش وجوانان است که ملزم شده اند علاوه بر اعلام ارقام، بر روی سایت رسمی شان هم درج کنند تا همه مردم ببینند .

*آیا تاکنون گلایه مندی هم از سوی برخی تیم ها صورت گرفته است ؟

بله یکی از تیم ها نسبت به این موضوعات  گلایه ای داشت مبنی براینکه این ارقام جز اسرار افراد است، ما هم گفتیم فعلاً در این شرایط  اسرار نداریم ، چون مردم حساس شده اند.

ببینید ارقام نجومی در فوتبال غوغا می کند یک میلیارد وصد میلیون، یک میلیارد و دویست میلیون تومان و..

*فکر می کنید انتشار قرار دادها به تنهایی کمک می کند؟

بله، مردم آگاه می شوند. البته ممکن است خوش بین ها بگویند، این ارقام  دراین حد است و بدبین ها اظهار می کنند که حتما زیر میز دیگری هم وجود دارد. در هرصورت مردم همه چیزی را باید بدانند .

در مرحله بعد ما هم از قرار دادها مطلع می شویم و هر رقمی مازاد برآنچه که اعلام شده در قرار دادی به امضاء برسد ، بنده خودم با مسبب و کسانی که تبانی کرده اند، برخورد خواهم کرد.

 هم اکنون هم پیگیری قرار دادهای یکی از باشگاه ها هستم  و چنانچه ثابت شود تبانی صورت گرفته، حتما از طریق مراجع قضایی پیگیری می کنم .

*بحران هایی که شما طی این دوسال داشتید چه بود و این بحران ها بیشتر در چه حوزه ای بوده است ؟

بحران که بسیار داشته ایم. مثلا دو تا تیم داشتیم که همیشه از صندوق دولت ارتزاق می کردند و سالی 30 یا 35 میلیارد از دولت می گرفتند و سالی هم  20 تا 30 تا بدهی،  برروی دست ما می گذاشتند.

روزی که این دو باشگاه را تحویل گرفتیم 150 میلیارد حدودا بدهی داشتند. این رقم در حالی است که دولت پولی را برای ورزش حرفه ای در نظر نگرفته، هر روز هم طلبکارانش سر و صدا می کردند و رسانه ها هم که شرایط شان در این خصوص مشخص است. خوشبختانه هم اکنون سرخابی های تهران یک سال است که خودشان درآمدزایی می کنند و از منابع غیر دولتی استفاده می کنند.

ما هم خوشحالیم، چون باری از دوش مردم، بیت المال و دولت برداشته شده است.

یکی دیگر از این چالش ها که خوشبختانه آرام آرام شکل گرفته، حضور شبه سیاسیون و سیاسیون درعرصه ورزش بود که من بسیار مخالف آن هستم . اینگونه است که از این طیف کسی که شغلی دارد و می آید و پست مطالبه می کند، ولی واقعیت این است که باید این مطالبه را رها کنند و اجازه بدهند خود ورزشی ها، ورزش را اداره کنند، نمی گویم سیاست زدایی از ورزش ، اما اجازه بدهید این مشاغل در اختیار ورزشی ها قرار بگیرد .

*یعنی آدم های دولتی با سمت های دولتی دنبال این هستند که ریاست فدراسیون را داشته باشند؟

 آدم دولتی نه به معنای افرادی در قوه مجریه، بیشتر می شود گفت افراد حاکمیتی یا افرادی از قوای دیگر.

 به آنها گفتم، شما اگر علاقمند به فعالیت هستید، بروید در حوزه فنی خود تلاش کنید و اجازه بدهید ورزشی ها اینجا را اداره کنند. نکته قابل توجه این است که اینها بعضا به مراکز قدرت هم وابسته هستند و امکان اعمال فشار هم دارند و می توانند فشار بیاورند. ولی من تلاش کرده ام خیلی تحت تاثیر این فشارها قرار نگیرم و از آنها هم  خواهش کرده ام که  فشار نیاورند و اجازه بدهند ما کار خودمان را انجام بدهیم.

عده ای هم هستند که مسائل ورزشی را سیاسی یا قومیتی می کنند. اخیرا در مورد کشتی ، دو کشتی گیر آذری و مازندرانی حتما چیزهایی شنیده اید. من از آنها می خواهم که اجازه بدهند فدراسیون ها و کمیته های فنی را تصمیم بگیرند.

واقعیت این است که افرادی در فدراسیونها هستند که می خواهند بهترین گزینه را برای مسابقات المپیک انتخاب کنند، متاسفانه موضوع را قومیتی می کنند .

مثلا یک مسابقه فوتبال برگزاری می شود فورا نماینده های مجلس معترض می شوند و  بلافاصله مساله قومیتی می شود، این ها چالش است و بسیار هم بزرگ. فردا برای کل کشور مساله می شود. آقایان باید توجه داشته باشند آلوده کردن ورزش به نگاه های سیاسی، اجتماعی و رادیکال کردن آن جایز نیست. نباید  به واسطه ورزش ، جامعه ای را به چالش بکشانیم. در این سه سال تلاشمان این بوده که  چالشها را مدیریت کنیم .

*مدیریت رسانه و روابط عمومی امروز با گذشته متفاوت شده است. دیگر مثل گذشته نیست که شما فقط با چند رسانه مشخص و کلاسیک طرف باشید. حالا تا اتفاقی می افتد، موضوع را به صفحه های مجازی رییس جمهوری و... می کشانند.

من مدیرعامل سابق باشگاه استقلال را دعوت کردم و سوال کردم چرا قراردادی بالای میلیارد امضا کرده اید که اصلا جایز نبوده، بر چه اساسی مگر این ارقام سقف ندارد؟ این موضوع به مجموعه دیگر و گروه های دیگر انتقال داده شد و همه علاقمندان آن تیم  معترض شدند که وزیر تیم را متلاشی کرد . هوادار هیجانی هم وزیر را مقصر می بیند و  سایت رییس جمهوری، سایت رهبری و رییس مجلس را مورد هجمه قرار می دهند، هتاکی و فحاشی می کنند که این پسندیده نیست.

آغاز چنین رفتاری همزمان با برگزاری مسابقات جام جهانی بود که به یکی ازسایت های مربوط به یک فوتبالیست خارجی حمله شد، الفاظ  زشتی به کار برده شد که در شان جامعه ایرانی نبود. بعد از آن زمان به  همه بخشها این موضوع تسری پیدا کرد.

 حالا طوری شده که مدیران اجازه ندارند در مورد هیچ چیزی اظهار نظر کنند. البته خیلی ازاین اتفاقات تبانی سازمان یافته است. کسانی هستند که منافعی دراین رابطه دارند، شاید این اختلاف رقم 150 میلیون تومان تا نهصد میلیون تومان، این اختلاف شاید در جیب آن فوتبالیست نرود و عده ای دیگر منتفع شوند .

این ها چالش های بسیار سنگینی است. خوشبختانه دولت و مجلس توجهی به این نوع فضا سازی ها نمی کنند، اما اینها چالشهای جدی است وبه ورزش آسیب می زند ومدیران را منفعل می کند.

به نظر می آید نهضتی نیاز است که این بداخلاقی ها را از جامعه  و فضایی مجازی  حذف کند و نشان بدهیم ما مردم فرهنگی با ریشه ای کهن در حوزه فرهنگ و ادب واخلاق هستیم. در این بین  نقش رسانه ها و جامعه روشنفکری  بسیار مهم است که باید تلاش کنند این فضاها را تلطیف کنند .

با همه این چالش ها،  من سعی کرده ام در شرایط خاص  وقتی چالشی رخ می دهد، از حق خود بگذرم تا فضا آرام شود. گاهی اوقات از سوی همکارانم هم  تحت فشار قرار گرفته ام ولی سکوت کرده ام، برای اینکه فضا ملتهب نشود. گاهی هم به من ظلم شده است اما از حق خود گذشته ام.
بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
پرطرفدار ترین عناوین