صفحه نخست » عمومی
کد خبر: ۵۶۵۴۱۶
تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۷ - ۱۲:۲۴
یک پاسخ دیگر به توئیت جنجالی محسن رضایی درباره عملیات کربلای 4
واضح است که صدام می دانست میخواستیم عملیاتی در یکی از مناطق نزدیک به بصره انجام دهیم.
آفتابنیوز :
توییت محسن رضایی درباره عملیات کربلای چهار به یک جنجال بزرگ در شبکههای اجتماعی تبدیل شد. فرمانده اسبق سپاه این عملیات را، عملیات فریب برای اجرای کربلای ۵ خواند. همین اظهارنظر کافی بود تا سیلی از انتقادات به سوی محسن رضایی سرازیر شود. بسیاری این اظهارنظر محسن رضایی را دستکم خلاف مصلحت میدانند.
به گزارش آفتابنیوز؛ محمد مرندی استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در رشته توییتی، مشاهدات شخصی خود از عملیات کربلای ۴ را نوشته است:
در سال ۶۵ و در عملیاتهای کربلا ۴ و ۵ در گردان حضرت زینب (س) از لشگر ۱۰ سید الشهدا (ع) غواص بودم. شب عملیات کربلا ۴ دو نفر از اطلاعات و عملیات آمدند روی نقشه ما را توجیه کنند…
قرار شد برخی یگانهای غواص جزایر را آزاد کنند و بعد یگانهای دیگر از جمله دو گروهان غواص از گردان حضرت زینب (س)، به نام القدر و الحدید، از اروندرود عبور کنند و شهر ابو الخصیب را آزاد کنند.
به نظر بنده و برخی از غواصان دیگر نقشه عملیات خیلی سخت و پیچیده بود. آن دو عزیز از اطلاعات و عملیات احتمالاً حس ما را درک کردند و توضیح دادند که در این منطقه عملیاتی خیلی کار شده و نسبت به موفقیت بسیار امیدوار بودند.
آن دو نفر در کنار نیروهای دیگر از اطلاعات و عملیات در آن منطقه عملیاتی خیلی کار کرده بودند و بارها مخفیانه از خطوط نیروهای صدام عبور میکردند. از طرف دیگر نیروهای تخریب مخفیانه معبرهای لازم را برای عبور غواصان ایجاد کرده بودند.
البته روشن است که همه این برادران عزیز اطلاعات و عملیات و همچنین نیروهای تخریب خودشان هم مثل ما غواص بودند. در هر حال از صحبتهای این دو بزرگوار روشن بود که بسیار حرفهای، تیزهوش، و نسبت به موفقیت عملیات امیدوار بودند.
اتفاقاً یکی از این دو بزرگوار فرمودند که اینجا بهترین مکان برای عملیات است و ما روی منطقه دیگری هم خیلی کار کردیم و دژهای نونی شکل داشت که غیر قابل عبور بودند…شب عملیات بود و ما بیشتر مشغول نماز و دعا بودیم ولی حواسمان به آب و جزایر و ساحل مقابل هم بود.
ما را شب و مخفیانه در کامیونهای خاور به منطقه برده بودند و قرار شد اگر کسی سوال کرد خودمان را به عنوان نیروهای گردان مرزی قائم (عج) معرفی کنیم…وقتی که این بنزهای خاور در چالهها میافتاد ما نیم متر میرفتیم هوا.
واضح است که صدام می دانست میخواستیم عملیاتی در یکی از مناطق نزدیک به بصره انجام دهیم. مگر میشد با توجه به کمک گسترده اطلاعاتی غربیها ایشان نداند که ۲۰۰ هزار نیروی بسیج و سپاه و ۵۰ هزار نیروی ارتش برای چه کاری در منطقه اردو زدند؟ ولی قطعاً نمیدانست کجا و کی…
نیروهای ما فوقالعاده حرفهای بودند و برخی در عملیاتهای زیادی حضور داشتند. وقتی که غواصان عزیز موج اول وارد آب شدند و به سمت جزایر حرکت کردند فضا کاملاً ساکت و آرام بود. طبیعتاً اگر دشمن متوجه حضور نیروهای غواص میشد آنها بسیار آسیب پذیر میشدند. جا برای پنهان شدن یا عقب نشینی نبود.
وقتی که بچههای موج اول توی آب بودند اصلاً درگیری نشد. عملیات موقعی افشا شد که برخی نیروها به ساحل جزایر رسیده بودند و درگیر شدند. به سرعت نبرد شدت پیدا کرد و ما کماکان منتظر دستور برای ورود به آب و حرکت به سمت ساحل غربی رودخانه بودیم.
داوطلبان غواص می دانستند که کارشان پر مخاطره است و کلاً در نبرد متغیرهای زیادی وجود دارد و پیش بینی نتیجه نبرد در چنین مواقعی ممکن نیست. همگی آموزشهای سخت را گذرانده بودند و احتمال زیاد میدادند که شهادت، مجروحیت سخت، یا اسارت در پیش هست…بعد از حدود ۲ ساعت درگیری فرماندهان…
...به این نتیجه رسیدند که نیروهای دشمن را با هزینه قابل قبول نمیشود در این منطقه شکست داد، اگر چه برخی از یگانهای غواص با موفقیت به اهداف مورد نظر رسیدند. شاید حدود ساعت سه یا سه و نیم صبح بود که دستور عقب نشینی فوری را دادند و ما قبل از طلوع آفتاب از منطقه خارج شدیم.
غلو برخی در مورد تعداد شهدا نشان می دهد که آنان درک واقعی از این اعداد را ندارند. از طرفی به هیچ وجه قبل از عملیات آسمان پر از منورهای چلچراغی نبود، بلکه فضا بسیار تاریک بود. اگر اکثر قبضهها منهدم شدند، چطور بعد از دو هفته توانستیم از دژهای مستحکم نونی شکل با موفقیت عبور کنیم؟
در مورد کربلا ۵ بعداً خواهم نوشت. خداوند به ایثارگران و خانوادههای شهدا و جانبازان صبر دهد. انشاءالله شهدا از ما ناراضی نباشند و ما در زبان و قلم و عمل انصاف داشته باشیم.
منبع: مشرق
گزارش خطا
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ذخیره عضویت در خبرنامه انتشار یافته: ۴
"قرار شد ....... از اروندرود عبور کنند و شهر ابو الخصیب را آزاد کنند." کمی تفکر
دست بکار شد برای توجیه.
من خودم دراین عملیات نبودم ولی دوستان هم جبهه ای داشتم که جزو اولین نفراتی بودند که به خط دشمن زدند و گفت که جنگ تن به تن در گرفت که حتی نارنجک دستی به طرف هم پرتاب می کردند و اون منطقه ای که آنها عمل کرده بودند توانستند بگیرند( حضور ذهن ندارم ولی فکر کنم آنها سمت جزیره ام الرصاص عمل کرده بودند) و دشمن در ساعات اولیه فرار کردند. ولی بلحاظ نرسیدن نیرو و فشار زیاد و پاتک های سنگین دشمن ، موقعیت به عقب اعلام شد که گفتن برگردید. ایشون هم می گفت که عملیات لو رفته ولی با اینحال در ساعات اولیه دشمن عقب رفت و می گفت که برگشتن ما از عملیات سخت تر بود چون پشت سر ما آب بود و برگشت ما خیلی سخت و در این عقب نشینی شهید و زخمی زیاد دادیم.روح همه شهیدان غریق رحمت الهی باد. شکست ها را نباید به گردن کسی انداخت باید به جلو نگاه کرد.
باشه

