کد خبر: ۱۰۴۲۴۱۵
تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۱

چاووشی: برخی فکر می‌کنند من «وسط»‌ام

چاووشی بعد از جنگ ۱۲ روزه «علاج» را برای وطن خواند و حالا برای جنگ دیگری که ایران تجربه می‌کند، «حسبی الله» را برای مردم وطنش خواند.
چاووشی: برخی فکر می‌کنند من «وسط»‌ام
آفتاب‌‌نیوز :

محسن چاوشی در این سال‌ها همیشه در برابر همه اتفاقات سکوت نکرده او همیشه برای مردم خوانده، او در برابر حمله اسرائیل موضع می‌گیرد. درباره غزه هم می‌گوید، از خوزستان می‌گوید و از پریشانی اش برای مستضعفان. او سعی می‌کند بدون هیچ موضع سیاسی درباره اتفاقات داخلی سخن بگوید و همیشه برای حق و وطنش می‌خواند. ترانه‌های چاووشی در فیلم‌ها و عکس‌های اتفاقات تلخی که در ایران گذشته، گذاشته می‌شود و در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد. انگار وطن و اتحاد برای این خواننده پاپ که خودش جنگ هشت ساله را از نزدیک تجربه کرده است، مهمترین است. محسن چاوشی یکم تیرماه قطعه موسیقی «علاج» را در واکنش به جنگ ۱۲ روزه خواند. ترانه‌ای خاص که علاج درد مردم را در وطن خواند.

حالا ۹ ماه از جنگ اول م گذرد و اینبار جنگی دردناک‌تر اتفاق افتاده، جنگی که برای ایران متفاوت است. این خواننده این بار از خدایی گفته که برای وطنش کافی است. این خواننده ۴۶ ساله قطعه «حسبی الله» را خوانده است. مانند همیشه در انتخاب شعرش حرف اول را زده و سعی کرده باز هم اتحاد و وطن را در میان هم وطنانش تایید و تاکید کند.

اما او این بار پیش از انتشار قطعه جدیدش از جنگ گفته و این که چطور شد تا «حسبی الله» را خوانده است.

شاید فکر می‌کنید من «وسط»‌ام

از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر می‌کنم و رصد می‌کنم تا نکته‌ای را در آنسوی مرز‌ها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد، اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم! و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم» «وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر می‌کرد و از پشت تیر به سرش خورده بودوسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرص‌هایش را به موقع نمی‌رساند…و این «وسط» خیلی جای بزرگی است و خیلی‌ها در آن جا می‌شونداصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمی‌تواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!

در این دو ماه قلبم سوخت برای کشته‌شدگان…اما دست خودم نبود! من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم می‌سوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت…

در خانه‌ی من نه صدا وسیما یک‌ریز جمهوری اسلامی را تبیین می‌کند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارنددر خانه من، اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثه‌ای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است. در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشته‌اند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار می‌کردند؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینه‌ی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب…و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.

 به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم ده‌ها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سال‌ها و شبانه روز محتوا تولید می‌کردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند…آری همین رسانه کاری با کشور سامورایی‌های متعصب کرد که در خیابان‌ها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بی‌آنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آورده‌اند…به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمی‌توانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند! دیدم نمی‌توانم کنار سلبریتی‌هایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا می‌گویند و تهدید به قرآن‌سوزی می‌کنند و بدون اینکه خنده‌شان بگیرد، بشارت آزادی می‌دهند! دیدم حتی نمی‌توانم از اهالی جزیره‌ی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بی‌گناه وطنم کاری نداشته باشند؟! تا اینکه جنگ شروع شد و کمک‌ها رسیدند، همچنان که قبل از ما کمک‌ها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده بودند

دیدم جنگ است و فقط می‌توانم بخوانم! که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانه‌ای به کشورم یورش می‌برد همین کار را می‌کردم…برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع می‌کنند خواندم… «حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است… اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند! و آن عده! آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست! این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم:اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان… من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرموسط مدرسه مینابوسط خانه‌هایی که سفره‌هایشان کوچک شدوسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…وسط خیابان‌های شهرم…

بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین