درباره «وصل نیکان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا
زندگی با همه آیینهای زیبایش بیشترین مقابله با جنگ است و با همه چهرههای کریهاش.
در میان همه فیلمهای ایرانی که به ابعاد گوناگون دفاعمقدس میپردازند، «وصل نیکان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا در سال ۱۳۷۰ همچنان تجربهای یکه و منحصربهفرد باقی مانده. چهارمین فیلم حاتمیکیا فیلمی است درباره زندگی در شهرها زیر حملات موشکی دشمن. نخستین فیلم کارگردان که داستانش در پشت جبهه میگذرد و مهمترین روایت باقیمانده از سینمای ایران درباره جنگ شهرها. قهرمان داستان که عضو گروه خنثیکننده موشکهای عمل نکرده است، در گیرودار مراسم ازدواجش در اوج حملات دشمن هنوز نمیداند جنگ در بطن زیست شهری چه معنای ظریفی از جنگاوری متبادر میکند.
فیلم، تماشاگر را با خود به مکانهایی میبرد که جریان زندگی با موشک عمل نکرده دشمن متوقفشده. کارگردان ما را با قهرمانش در شهر خلوت، اما زنده میگرداند. شهر زخم میخورد، اما زمین نمیخورد. مسئله اصلی قهرمان این است که پشت جبهه را دستکم گرفته. او همه جنگ را در مقابله مستقیم با دشمن تعریف میکند. پیشنهاد برگزاری مراسم ازدواج در خرمشهر از همین روحیه او میآید. اما شهر بیدفاع و شهروندان غیرمسلح نوع دیگری از جنگ و مقاومت را تجربه میکنند: جنگیدن با نجنگیدن.
قهرمان «وصل نیکان» در این اودیسه شهری میفهمد که شهری که به زندگی ایمان داشته باشد، هرگز به مرگ رکاب نمیدهد و همین حیات ابدی و روئینتنی تمدنی پیروزی را رقم میزند. مواجهه ایمان با زیست شهری در فیلم چندبار برای قهرمان داستان رقم میخورد. یکبار وقتی همشهری سالمند مسیحی را کول میگیرد و از خانه تخریبشده بیرون میآید و یکبار وقتی عزاداران خامسآلعبا سنت هفتگی را حتی کنار موشک عملنکرده ترک نمیکنند.
زندگی مثل بهار و طبیعت تعطیلبردار و معطل جنگ نیست. شهر زندگی، شهری در آسمان است و با جنگ به زمین هبوط نمیکند. قهرمان عاشقپیشه ما در خیابانهای تهران در میانه حملات دشمن، مومن این ایمان میشود که وصال زیر آتش شایسته نیکان است.