چگونه زامبی نباشیم!
ابراهیم اسکافی- نفرت موتور محرک زامبی است، این نفرت فردی نیست بلکه جنبه بینالاذهانی دارد. زامبیها در برخورد با همدیگر صحبت ایجابی و منطقی ندارند فقط همان نفرت را هر روز با شدت و حدت بیشتری با یکدیکر در میان میگذارند تا پیوندشان را عمیقتر کنند. آنها از رسانههایی استقبال میکنند که با پمپاژ نفرت آنها را تغذیه کرده و هر روز منابع جدیدی برای نفرتپراکنی برایشان باز کنند. همانطور که برای ورود به جمع زامبیها ابراز نفرت در حکم وفاداری و گاهی غسلتعمید است، ایستادگی هرچند اندک و ناهمراهی هم باعث طرد شدن از جمع زامبیها و ریزش عمیقاً دردناک میشود.
پرسش کردن در جمع زامبیها خطری هولناک است. فکر کردن برای زامبی سودی ندارد. به نظر میرسد زامبی از هر چیزی که مغزش را به کار بیندازد وحشت دارد، گویی زامبی دچار مرگ مغزی شده است. درواقع او میداند پرسش و تفکر راه گریزی است برای فرار از وظیفه سنگین نفرتپراکنی، پس قطعاً توطئهای در کار است. در برههٔ حساس کنونی گسترش نفرت مهمترین وظیفهٔ زامبی است، فکر کردن و گفتوگو را میشود برای فرصتی بهتر، به تعویق انداخت. زامبی معمولاً استدلالی نمیکند، اگر استدلال کند، شیوه استدلال او نه منطقی است و نه علمی، بلکه استدلالش نیز کینهتوزانه است، همهچیز در نهایت باید به نفرت ختم شود، از همه چیز در نهایت باید سوخت نفرتپراکنی خود را تهیه کند، نه حقیقت اهمیتی ندارد و نه منطق.
زامبیها عمل هم میکنند و اتفاقاً بهصورت جمعی کار میکنند زمانی که نفرت بینالاذهانی بهاندازه کافی تثبیت شد به راه میافتند، عموماً مجازی و گاهی هم واقعی. البته نه برای ساختن. زامبیها هیچ اقدام مثبت و سازندهای نمیتوانند انجام دهند. اقدام سازنده نیاز به فکر دارد و زامبی سیاسی قرار نیست فکر کند، چون اگر فکر کند ممکن است بیدار شود و دیگر زامبی نباشد. از زامبیها میتوان خواست دست به تخریب بزنند، به اینجاوآنجا و اینوآن حمله کنند، نابودی نیاز به فکر کردن ندارد، چیزی که لازم دارد خشم و نفرت است. اندیشیدن طلسم نابودی زامبی است. فکر کردن خطر مهمتری هم دارد و میتواند جمع زامبیها را پراکنده کند. پس تاریخ، فلسفه، روشنفکر و مطالعه برای زامبی سموم خطرناکی هستند و باید پرهیز کرد. تمایز زامبی با دیگران در ندانستن نیست، همه انسانها چیزهایی را نمیدانند، آنچه زامبی را متمایز میکند این است که به ندانستن افتخار میکند. ندانستن هویت او را میسازد.
زامبی سیاسی بحث و گفتوگو نمیکند شعار میدهد و منطق ذهنی او کاملاً سیاهوسفید است. یا چیزی بهترین است یا بدترین، مقایسه و درجهبندی معنایی ندارد. همهچیز باید ساده باشد، پیچیدگی سمّ زامبی است. شعارها معمولاً در فضای بینالاذهانی پمپاژ میشوند. گاهی این شعارها عوض میشوند و ناگهان ممکن است شعاری که تا دیروز شعار رسمی و هشتگ زامبیها بود خیانت و عامل تفرقه محسوب شود. زامبیها ازآنجاکه قرار نیست به چیزی فکر کنند به شعارها هم فکر نمیکنند فقط تکرار میکنند. ازاینجهت اصلاً نباید تعجب کرد که زامبی سیاسی دو شعار متناقض را با هم سر دهد. یافتن تناقض میان شعارها از درون جامعه زامبی امکانپذیر نیست، چون نیاز به فکر و تحلیل دارد که در دسترس نیست. علیرغم آنکه میلی به مطالعه و آموختن ندارد، گاهی از اصطلاحات سیاسی و ایدئولوژیک هم استفاده میکند، اما برای او این عبارات صرفاً سلاحی برای حمله و تخریب است، دشنام است و قرار نیست معنای آن را بداند. اگر از او معنای اصطلاحی را که خودش به زبان میآورد بپرسید احساس میکند توطئهای در کار است. چهبسا اصطلاحات به معنای متضاد خود به کار روند.
اگر احساس میکنید تنها اشتراک سیاسی شما با جامعه سیاسی همراهتان از جنس نفرت است؛ اگر فکر میکنید تمام کتابها، تمام نویسندگان، تمام روشنفکران، تمام گذشتگان به شما خیانت کردند؛ اگر تحمل دیدگاه مخالف را ندارید، اگر تردیدافکنی در احساسات و باورهای سیاسیتان شمارا آزار میدهد؛ اگر فکر میکنید، چون در حوزه خاصی از دانش تخصص دارید، این دانش اندک به شما اجازه میدهد در تمام حوزههای معرفتی نظر تخصصی و قطعی بدهید؛ اگر از آخرین باری که کتابی به دست گرفتید سالیان زیادی میگذرد، اگر نیازی به مطالعه احساس نمیکنید؛ اگر فکر میکنید با ساختن تشبیهات و استعارههای فانتزی بامزه میتوانید نادانستههای خود را پنهان کنید و با این ترفند از قریحه ادبی خود احساس شعف میکنید؛ اگر تمام هویّت سیاسی شما را نفرتی پرشور پوشانده است؛ اگر تمام برنامه سیاسی مطلوب و قطعی شما، همان رؤیایی است که رسانهها به شما فروختند؛ اگر تمام دنیای سیاسی شما سیاهوسفید است، اگر بدون استفاده از صفتهای «ترین» نمیتوانید یک جمله سیاسی بگویید، اگر احساس میکنید از چیزی که فکر میکنید بد است، بدتری وجود ندارد و از چیزی که فکر میکنید خوب است، بهتری وجود ندارد و نخواهد داشت؛ اگر فکر میکنید تمام تصمیماتتان باید بر مبنای منطق خشک صفرویک یا سیاهوسفید باشد؛ اگر فکر میکنید بهترین واکنشی که میتوانید به نظرات مخالف نشان دهید، فحاشی و نفرتپراکنی است؛ وقتش هست کمی نگران باشید، شاید شما هم دارید به یک زامبی سیاسی تبدیل میشوید! شاید فقط کافی باشد کمی استراحت کنید، مدتی دست نگهدارید و از فاصلهای اندکی دورتر به اوضاع نگاه کنید، تا ببینید هیچچیز مانند دنیای سفید و سیاه شما نیست، نه در سیاست نه در تمام دنیای واقعی.
در هر سرزمینی ممکن است روزی باد سفاهت وزیدن بگیرد، اما دیر یا زود این بادها و توفانها فرو خواهند نشست، انسانها سر عقل خواهند آمد، اگر شانس داشته باشند، تمام سرزمین و مردمشان را باد سفاهت با خود نبرده باشد.