آفتابنیوز : آفتاب: روزنامه قدس نوشت: بیش از چهار میلیون و پانصد هزار پیامک برای یک برنامه زنده تلویزیونی در ایران! این هنری است که پس از نام محبوب «ناصر حجازی»، تنها از عهده برنامه «نود» برمیآید.
در برنامه این هفته «نود» علاقه مندان زنده یاد «ناصر حجازی» به یاد او عدد «یک» را به شماره پیامک برنامه «نود» فرستادند تا خاطره او را زنده کنند.
پیشتر نیز برنامه «نود» که اکنون دیگر به یک الگوی برنامهسازی از نوع زنده اش در رسانه ملی و حتی فراسوی مرزهای ایران - درمنطقه- تبدیل شده است، به آمار بیش از سه میلیون و اندی پیامک مخاطبان رسیده بود و این حجم انبوه ارتباط با مخاطبان، درشرایطی که موفقترین برنامههای رادیویی و تلویزیونی کشور با دریافت دویست- سیصد هزار پیامک، سر به آسمان میآسایند، این فرضیه را که برنامه «نود» یک پدیده و الگوی تمام عیار رسانهای است، بیهیچ مناقشهای به یک «اصل» تبدیل کرده است.
همین دیروز به یکی از دوستان می گفتم، برنامه «نود» به عنوان پدیده رسانهای با هویت و جریان ساز در ده سال اخیر، نیازمند تحلیل جدی از سوی اهل فن است تا از دل این ارزیابی، تئوریهایی «بومی» درباره ساخت یک برنامه زنده تلویزیونی پر مخاطب به دست آیند و در مباحث مرتبط با جامعه شناسی رسانه تدریس شوند.با این همه، تحلیل درباره چگونگی ماندگاری و استمرار موفق برنامه «نود»، بدون توجه به رمز و رازهای پدیده سحرانگیز ورزش فوتبال و نیز شخصیت پدید آورنده آن- «عادل فردوسیپور» - پروژه مطالعاتی کامل و همهجانبهای نخواهد بود. در این میان، صرفنظر از ظرفیت های شگرف ورزش فوتبال که درباره آن فراوان گفته شده و به راستی واقعیت انکارناپذیر جهان ماست، توجه به شخصیت «عادل فردوسی پور» که نقش آن، فرا تر از تهیه کنندگی و اجرای این برنامه ارزیابی میشود، میتواند در انجام این مطالعه راهگشا باشد.
دراین بحث، بیان چند پرسش و یافتن پاسخهای آنها، ما را به نتایج جالبی میرساند. پرسشهایی از این دست که «عادل» به عنوان نفر اول و آخر برنامه زندهای که بصورت ذاتی، پرحاشیهترین برنامه رسانه ملی است، دراین سالها چه اندازه برای خودش و پیرامون زندگی شخصیاش، حاشیهسازی کرده و جنجال درست کرده است؟ او چه قدر از آبروی برنامه «نود» برای خود و خانوادهاش و به اصطلاح، برای بالا رفتن از نردبان ترقی هزینه کرده و آیا «فردوسیپور» موفقیت این برنامه را دستمایه ایجاد رانت و امتیاز ویژه برای به دست آوردن کرسیهای تحصیلی، سیاسی و اجتماعی و یا کسب مال و منال بیشتر کرده است یا خیر؟!
همچنین آیا تا به امروز شنیده اید، «عادل» از بگومگوها و چالشهای تند و تیزی که در استودیوی برنامه، به فراوانی میان او و مهمانان حضوری یا تلفنی رخ میدهند، کینه به دل بگیرد و به تسویه حساب و انتقامگیری دست بزند؟ واقعیت این است که «عادل فردوسیپور» یک سرمایه انسانی غریزی و فوقالعاده باهوش در عرصه رسانه است و اگر هم بیش از اکنون، به کامیابیهای اجتماعی و حرفهای برسد، تنها و تنها به حقش رسیده است و مدیران رسانه نیز بدون هیچ منت گذاری، باید این خشنودی قلبی را داشته باشند و مباهات کنند که زمینه و اسباب رشد یک «سوپر استعداد» را در این حرفه فراهم کردهاند و از آن سو نیز، به دستاوردهای درخشان درخصوص «اعتبارزایی» برای رسانه، ایجاد شفافیت در گستره فوتبال ایرانی و جلب رضایت مردم و جوانان مشکل پسند، با کمترین هزینه ممکن رسیده اند.
به بیان دیگر، در هنگامهای که روز به روز فشارهای آشکار و پنهان بر برنامه «نود» و سازندگانش بیشتر میشود، همراهی شجاعانه مدیران رسانه، درکنار کاربلدی «عادل»، تربیت خانوادگی، ظرفیت وجودی و شخصیت «سالم» و به دور از حاشیه اش، یک بازی به تمام معنا «برد- برد» را در سپهر ورزش و رسانه ایرانی رقم زده است.
به نظرم، این بازی «برد- برد» میتواند در دهه دوم زندگی این برنامه، همچنان شاداب و سرزنده به کار خود ادامه دهد، به دهها شرط؛ از جمله اینکه همه ما و البته خود «عادل فردوسیپور»، منزلت و بزرگی کارش را دریابیم و مدیران هم درک کنند که کار کردن با «آقای خاص رسانه» الزامات خاص خودش را دارد و البته مواهب و دستاوردهای بیشمار را نیز؛ خاصه اینکه همه شواهد و یافتهها گویای این حقیقت است که خداوند، «عادل» داستان ما را دوست دارد و تا به اکنون هم دستش را محکم گرفته است و نگذاشته، او به زمین بخورد. با این وصف، آیا جا ندارد، برایش آرزوی موفقیت کنیم و از خدا بخواهیم، او را دربرابر شر جن و انس محفوظ بدارد؟!