آفتابنیوز : 
متن كامل سخنراني منوچهر متكي، وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران در سيزدهمين همايش بينالمللي آسياي مركزي و قفقاز با عنوان "تحولات منطقه: تعامل و تقابل راهبردها" به شرح زير است:
حضار گرامي
مهمانان عاليقدر
خانمها، آقايان
بسيار خوشحال هستم از اين كه فرصتي به دست آمده است تا به مناسبت برگزاري سيزدهمين همايش بينالمللي آسياي مركزي و قفقاز با شما محققان، پژوهشگران و دانشمندان گرامي درباره تحولات منطقه به گفتگو بپردازم.
چهارده سال پيش كه اولين همايش بينالمللي دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي وزارت امور خارجه درباره تحولات شوروي برگزار گرديد، عنوان جالب دگرگونيهاي اتحاد شوروي و پيامدهاي آن بر جهان سوم را براي معرفي خود انتخاب نموده بود. در آن زمان تحولات شوروي موضوع جديدي بود كه نه تنها همايش دفتر مطالعات را به خود مشغول نموده بود بلكه در سراسر جهان همايشهايي با عناوين مشابه برگزار ميشد. امروز پس از 14 سال مجددا درباره موضوعي با عنوان "تحولات منطقه: تعامل و تقابل راهبردها" صحبت ميكنيم؛ لذا مناسب است تا قبل از هر چيز اندكي درباره اين دو مرحله از دگرگونيها و تحولات صحبت كنيم.
اتحاد شوروي به دنبال مجموعهاي از تحولات سياسي، اقتصادي و اجتماعي فروپاشيد و نتيجه حاصل از آن ظهور كشورهاي جديد و مستقل در عرصه ژئوپلتيك منطقه بود. اكنون نيز صحبت از تحولات جديد است و بعضي از صاحبنظران از عباراتي چون موج دوم دگرگونيها صحبت به ميان ميآورند و چنين تحليل ميكنند كه در موج اول تحولات كشورها ظاهر شدند و در موج دوم كشورها ماهيت پيدا ميكنند.
به راستي چيستي و ماهيت اين موج دوم يا تحولات جديد چيست؟ تشابهات و تفاوتهاي آن دو كدام است؟ آثار و پيامدهاي آن بر خود كشورها و منطقه چه خواهد بود؟
اينها مجموعه سوالاتي است كه انتظار ميرود در طول جلسات مختلف اين همايش به آنها توجه شده و پاسخهاي علمي و منطقي براي آنها ارائه شود. اما من به عنوان يك فرد آشنا به تحولات منطقه اجازه ميخواهم از بعد خاصي به اين دو نوع دگرگوني و تحول توجه كنم.
در بررسي و تجزيه و تحليل واژگان و ادبيات سياسي اين دو مقطع مختلف از تحولات در مجموعه كشورهاي شوروي سابق يك نكته مهم را ميتوان دريافت و آن نكته اين است كه در مرحله اول تحولات در شوروي سابق كه منتج به استقلال كشورهاي مختلف تشكيل دهنده اتجاد شوروي گرديد واژگان و ادبيات سياسي بر بنيادهاي فرهنگي و تاريخي استوار بود و تحولات و دگرگونيهاي شوروي مترادف با استقلال، آزادي، بازگشت به هويت، تاريخ و فرهنگ كشورها و احياي سنتها و باورهاي ملي و ديني و تمدني در اين كشورها بود. كشورهاي تازه استقلال يافته با نگاهي آرمانگرايانه به آينده به جستجو در تاريخ، فرهنگ و ميراث تمدني خود پرداخته و تلاش نمودند تا جايگاه فرهنگي و تمدني خود را در عرصه روابط بينالملل نشان دهند. مهمترني برنامههاي پيش روي خود را همكاري و همگرايي با محيط پيراموني و جامعه جهاني قرار دادند و هر يك از كشورهاي به استقلال رسيده با توجه به مشابهتهاي فرهنگي و تاريخي با همسايگان خود بهترين روابط را برقرار كردند.
در بررسي و تجزيه و تحليل واژگان و ادبيات سياسي مرحله اخير از تحولات منطقه به نظر ميرسد وجه غالب واژگان هاي سياسي مفاهيمي چون امنيت، تهديد، ژئوپلتيك و استراتژي است. نگاهي بدبينانه به محيط پيراموني جايگزين نگاه آرمانگرايانه شده و تكيه افراطي بر منافع ملي كه توسط هياتهاي حاكمه تعريف ميشود جاي همگرايي و همكاريهاي منطقهاي را گرفته است در اين مرحله به جاي توجه به تاريخ، فرهنگ و ميراث تمدن مشترك به منافع ژئوپلتيكي و استراتژيكي به شيوهاي كه دولتها از خود تعريف ميكنند توجه ميشود.
آيا مسيري كه پيموده شده مسيري طبيعي است؟ و آن چه امروز شاهد هستيم نتيجه منطقي يك روند است يا آن كه اتفاقاتي بر خلاف روند طبيعي تحولات باعث شده تا نگاه بدبيانه به محيط و منطقه جايگزين نگاههاي آرمانگرايانه بشود؟
حضار گرامي
امروز مهمترين تهديدات منطقه تروريسم، تجارت مواد مخدر و دخالت قدرتهاي فرامنطقهاي به شمار ميرود و هيچ شك و ترديدي در اين واقعيت نيست كه تروريسم تهديدي بزرگ عليه جامعه بيشري و روابط بينالملل كنوني است ولي اين سوال نيز مطرح است كه چه اتفاقي افتاد كه جهان پس از جنگ سرد كه در مسير جهاني بدون دشمن كمونيستي در حركت بود ناگهان دشمني به نام تروريسم را جايگزين كمونيسم نمود؟ و اگر در دوران جنگ سرد نبود بيپايان عليه كمونيسم آرمان نهايي جهان آزاد تلقي ميشد چه اتفاقي افتاد كه آرمان نهايي جهان نبرد بيپايان عليه تروريسم اعلام گرديد.
آيا تروريسم ناگهان آفريده شد تا جهان را به چالش بكشد؟ و يا اين كه تروريسم خود ناشي از رفتارهاي غيرمنطقي و دوگانه مدعيان آزادي است؟
آيا ميتوان منكر اين واقعيت شد كه اگر بنيادهاي روابط بينالملل و رفتارهاي سياسي كشورها بر عدالت و انصاف استوار ميگشت امروز بسياري از موارد خشونت و ترور را شاهد نبوديم؟ چگونه ميتوان تروريستها را به تروريستهاي خوب و بد تقسيم كرد و تا زماني كه تروريستها در جهت منافع قدرتهاي بزگر باشند اجازه داد آنها به رفتارهاي خشونت آميز خود ادامه دهند؟ و چگونه ميشود در سرزميني اشغال شده صحبت از مبارزه با خشونت و ترور كرد؟
متاسفانه جهان امروز در مبارزه با تروريسم فقط با معلول مبارزه ميكند و به علتها توجه ندارد و شاخهها را ميشكند بدون اينكه ريشهها را بخشكاند و تا زماني كه رفتاري عدالت محور در روابط بينالمللي حاكم نشود و خشوند و ترور در هر جا و توسط هر كس با يك منطق واحد محكوم نشود تروريسم ريشه كن نخواهد شد هر چند هزاران تروريست كشته شود.
تهديد ديگر منطقه مواد مخدر و تجارت گسترده آن است كه علاوه بر اين كه بنيادهاي اجتماعي جوامع منطقه را تهديد ميكند، با توجه به اين كه مهمترين منبع درآمد تروريستها و باندهاي جنايتكار به شمار ميآيد امنيت ملي كشورها و امنيت منطقه را تهديد ميكند.
متاسفانه به نظر ميرسد ميزان تبليغات انجام شده براي مبارزه با مواد مخدر بيش از اقدامات عملي در اين زمينه است.
جمهوري اسلامي ايران كه در سالهاي گذشته هزاران نفر از بهترين نيروهاي خود را در مبارزه با مواد مخدر از دست داده است اين انتظار را دارد كه جامعه جهاني به خصوص كشورهاي منطقه و كشورهاي اروپايي كه مسير نهايي تجارت مواد مخدر به سوي آنهاست به اهميت ويژه جايگاه جمهوري اسلامي ايران در مبارزه با مواد مخدر توجه كنند و با امكانات خود د راين مبارزه با جمهوري اسلامي ايران همراهي كنند.
دخالت نيروهاي خارجي كه در جستجوي منافع خاص خود هستند و تلاش ميكنند كليه ساز و كارهاي بينالمللي را در راستاي اهداف و منافع خود به خدمت گيرند، عملا موجب افزايش تنش و واگرايي كشورها در منطقه ميشود، در حالي كه تلاش براي همكاري و همگرايي منطقهاي را ميتوان مهم ترين راهكار موثر براي مديريت بحرانها، صلحآفريني و تحكيم روند صلح دانست.
حضار گرامي
جمهوري اسلامي ايران فضاي سياسي ناشي از فروپاشي شوروي و استقلال جمهوريهاي آسياي مركزي و قفقاز را در مرزهاي شمالي خود فرصت ارزشمندي براي منافع مشترك خود و منطقه دانسته و تلاش نموده است تا با برقراري و گسترش روابط همه جانبه با تمامي كشورهاي منطقه شرايط سياسي جديد منطقه را تثبيت و پايدار سازد و با مشاركت فعال خود در حل و فصل منازعات پيش امده نقش سازنده خود را ايفاء نمايد كه در اين راستا امروز از اقدامات ميانجيگرانه خود كه براي تحكيم صلح و ثبات در تاجيكستان و منازعه قرهباغ انجام داد خرسند است و اين اميد را دارد كه بحران قرهباغ نيز به يك راه حل قطعي كه متضمن حفظ منافع عام مردم منطقه و طرفهاي درگير باشد دست يابد و در اين خصوص نيز جمهوري اسلامي ايران همچنان آماده همكاري با كشورهاي منطقه و سازمانهاي بينالمللي است تا هر چه زودتر صلح و ثبات در منطقه قفقاز جنوبي نيز تحكيم يابد.
امروز امنيت ملي مقولهاي گسترده و پيوسته با امنيت منطقهاي و امنيت بينالمللي است و هيچ كشوري نميتواند بدون توجه به شرايط منطقهاي و بينالمللي صرفا در جستجوي امنيت خود باشد. موقعيت خاص ژئوپليتيكي ايران و قرار گرفتن آن در بين مناطق مختلف او را ملزم ميسازد تا تحولات مناطق مختلف پيرامون خود را با دقت دنبال كند و در هر جايي كه لازم باشد با ايفاي نقش مثبت خود در تحكيم صلح و ثبات و امنيت منطقه بكوشد.
نقش سازنده جمهوري اسلامي ايران در برقراري ثبات و امنيت در افغانستان و عراق در همين راستا است كه خوشبختانه نتايج بسيار مثبتي هم در پي داشته است. جمهوري اسلامي ايران ضمن حمايت از روند استقرار صلح و امنيت در افغانستان و عراق از حضور مردم اين دو كشور در پاي صندوقهاي راي براي تعيين سرنوشت و آينده خود رضايتمند است و اميد آن را دارد كه با حضور هر چه بيشتر مردم اين دو كشور در صحنههاي مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي كشور خود ساختارها و نهادهاي ملي را از قدرت و اقتدار لازم و كافي برخوردار شوند تا بهانهاي براي ادامه حضور نيروهاي خارجي وجود نداشته باشد.
مهمانان گرامي
يكي از مسائلي كه از ابتداي استقلال كشورهاي بازمانده از شوروي مطرح بود مساله توسعه و رشد اقتصادي است كه الگوهاي متفاوتي هم براي اين كشورها مطرح گرديده است اما يكي از الگوهاي توسعه كه همكاريهاي منطقهاي است به هر دليلي كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
جمهوري اسلامي ايران از ابتداي استقلال كشورهاي آسياي مركزي ضرورت احياء و تقويت سازمان همكاريهاي اقتصادي ( اكو) و پيشنهاد تشكيل سازمان همكاريهاي درياي خزر را مطرح ساخت و با جديت تمام همكاريهاي دو جانبه و چند جانبه خود را با اين كشورها دنبال نمود اما اگر بخواهيم صادقانه نتايج حاصل از تلاشهاي صورت گرفته را ارزيابي كنيم بايد اعتراف كنيم كه هنوز از ظرفيتهاي فراواني كه براي گسترش روابط دو جانبه و چند جانبه و گسترش سازمانهاي منطقهيي نظير اكو وجود دارد استفاده لازم صورت نگرفته است و كشورهاي منطقه به اولويت و ضرورت همكاريهاي منطقهاي كمتر توجه داشته و ظرفيت هاي فراوان موجود در منطقه مورد بهرهبرداري قرار نگرفته است.
سازمان همكاريهاي اقتصادي اكو تنها سازماني است كه مجموعه كشورهاي آسياي مركزي را به آسياي غربي، قفقاز و شبه قاره هند پيوند ميزند، ظرفيتهاي انساني و اقتصادي آن بسيار گسترده است و شبكه راههاي ارتباطي آن به شكل مناسبي تمام جهات جغرافيايي را پوشش ميدهد اما به نظرميرسد هنوز آن گونه كه بايد كشورهاي منطقه در گسترش همكاري با اين سازمان تلاش كنند توجه نكردهاند.
حضار گرامي
برخي كشورهاي ساحلي خزر به دنبال افزايش هزينههاي نظامي خود هستند و در تلاشند كه پاي قدرتهاي فرامنطقهاي را به خزر باز كنند. آنها دليل افزايش هزينههاي نظامي خود را ضرورت حفاظت از منابع و ذخاير ملي اعلام ميكنند، اما يك سوال اساسي وجود دارد آيا از طريق ديپلماسي چند جانبه و گسترش همكاري بينكشورهاي ساحلي خزر نميتوان مانع از صرف درآمدهاي ملي در اين خصوص گرديد و در يك توافق كلي خزر منطقه صلح و دوستي گردد؟ ما معتقديم كه بهترين شكل تامين و تداوم صلح و امنيت در خزر همكاريهاي دوستانه و درك منافع متقابل يكديگر در منطقه است و براي دولتهاي ساحلي توسعه اقتصادي پايدار را به ارمغان خواهد آورد.
جمهوري اسلامي ايران از بدو استقلال كشورهاي ساحلي خزر پيشنهاد تشكيل سازمان همكاريهاي درياي خزر را مطرح ساخت و در حال حاضر هم تشكيل چنين سازماني را درجهت منافع كشورهاي ساحلي و تمام منطقه ارزيابي ميكند.
مشكلات زيست محيطي درياي خزر خطر ديگري است كه در اين منطقه تمامي كشورهاي ساحلي و همسايگان را تهديد ميكند. خزر دريايي منحصر به فرد است و محيط زيست آن هيچ مشابهي در جهان ندارد اما به نظرميرسد كه تاكيد كشورهاي ساحلي به منافع كوتاه مدت اقتصادي خود حيات زيست آن را با خطر مواجه ساخته است و اگر طرحهاي اكتشاف و استخراج نفت بدون برنامه و آيندهنگري دنبال شود تهديدات زيست محيطي درياي خزر بسيار گستردهتر خواهد شد.
جمهوري اسلامي ايران تلاش گسترده كشورهاي ساحلي جهت نيل به يك توافق جامع و كامل در خصوص رژيم حقوقي درياي خزر را بهترين تضمين براي كاهش تهديدات در منطقه ميداند وكشورهاي ساحلي را به افزودن اين تلاشها براساس روحيه تفاهم و همكاري دعوت مينمايد.
خانم ها و آقايان
بار ديگر حضور شما را در اين همايش گرامي ميدارم و براي شما اقامت خوشي را در جمهوري اسلامي ايران آرزو د ارم و از معاونت آموزش و پژوهش و دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي كه زحمات مربوط به برگزاري اين همايش را برعهده داشتهاند تقدير و تشكر ميكنم.»