آفتابنیوز : 
كولايي كه در سيزدهمين همايش بينالمللي آسياي مركزي و قفقاز در مركز مطالعات وزارت امور خارجه سخن می گفت به ريشههاي دروني انقلابهاي رنگي در جمهوري هاي شوروي سابق به عوامل بروز اين انقلابها پرداخت و با اشاره به تاريخچه انقلابهاي رنگي در كشورهاي بازمانده از شوروي مرسوم به CIS، خاطرنشان كرد: اين انقلاب ها از گرجستان شروع شد و تا اوكراين ادامه پيدا كرد و سرانجام به قرقيزستان رسيد و به نظر ميرسد كه به واسطه وجود فشارهاي سياسي مردم براي بهره مندي در مزاياي شهروندي، در ديگر جمهوريهاي منطقه نيز اتفاق افتد.
اين استاد دانشگاه تهران با اشاره به اين كه تاكيد وي در مقالهاش بيشتر در مورد عوامل دروني انقلابهاي رنگي بوده تا اين كه به معادلات بينالمللي بپردازد، يادآورشد: بر اين باورم كه ريشه تحولات را بايد در تاريخ و تحولات قبل و بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و يا حتي در تاريخ شكل گيري نظامهاي كمونيستي جستجو كرد.
وي گفت:بعد از نابودي نظام اقتدار گراي روسيه تزاري،تحول در ساختار اجتماعي با انديشههاي كمونيستي و ايجاد آزادي براي ملتها و حق تعيين سرنوشت ما به ازاء خود را پيدا نكرد. لنين با برپايي نظام كمونيستي شوروي نظام اقتدار گرايي ايجاد كرد كه نه تنها در عرصههاي عمومي بلكه در عرصههاي خصوصي زندگي مردم نيز دخالت ميكرد.
كولايي با اشاره به تداوم شرايط اين چنين در بعد از فروپاشي شوروي اظهار داشت: ميراث تاريخي استبداد و تمركز قدرت همچنان در سالهاي بعد از 1991 نيز ادامه پيدا كرد. اگر چه فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اين تصور را در همه مردم ايجاد كرد كه گسترش دموكراسي به سرعت در كشورهاي بازمانده از شوروي صورت خواهد گرفت،اما تناقض قرار دادن دو مفهوم آزادي و امنيت در برابر هم و اين كه آزادي موجب ناامني خواهد شد، دولتهاي تازه استقلال يافته را به فضاي استبدادي قبل از فروپاشي بازگرداند.
كولايي با اشاره به جنگ داخلي تاجيكستان و حوادث بعد از آن ابراز داشت: جنگ داخلي اين كشور و قوانين اساسي كه به دنبال اين حوادث تصويب ميشد، صحنههايي از دموكراسي را به نمايش ميگذاشت اما اتفاقي كه در واقعيت افتاد اين بود كه بين پارلمان و دستگاه اجرايي كشور تقابل ايجاد ميشود در نهايت با قدرت يافتن روساي جمهوري اين كشورها مسئله بينتيجه پايان مييافت.در واقع از سوي مردم يك تقاضا ناشي از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي براي ايجاد دموكراسي ايجاد ميشود اما فقدان فرهنگ مقدم دموكراسي باعث بيپاسخ ماندن اين تقاضا ميشد كه در نهايت مردم با دست زدن به انقلاب هاي رنگي به نوعي سعي در اجابت اين خواسته كردند.
اين كارشناس مسائل سياسي با اشاره به اين كه كشورهاي منطقه قفقاز به بهانه تامين امنيت در آينده دموكراسي خواص را تحت كنترل قرار دادند گفت: ميراث شوروي در سياست و اقتصاد، باعث رشد راديكاليسم و گرايشهاي تند سياسي ميشد كه اين مسئله نيز باعث بروز ناامنيهاي گوناگون شد.
كولايي در پايان خاطر نشان كرد: فشار سياسي كه براي مشاركت در قدرت و بهرهمندي از منابع گوناگون سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كه متضرر ميشد با فروپاشي براي منطقه فراهم خواهد شد، امروز شرايط را در اين كشورها فراهم كرده كه تقاضاي مشاركت همه جانبه از سوي مردم در حال گسترش است،اما تا زماني كه نهادهاي تامين كننده اين نيازها همراه با روند دموكراسي سازي در اين كشورها شكل نگيرد، بايد منتظر بروز انقلابهاي اين چنيني باشيم.