کد خبر: ۲۵۹۹
تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۸۴ - ۰۸:۴۰
آفتاب‌‌نیوز : تقسيم بندي جريان هاي سياسي، در دوران قبل از دوم خرداد، غالبا متاثر از معيار هاي ماركسيستي انجام شده بود و گروه هاي سياسي موجود بر اساس مفاهيم "چپ" و "راست" تقسيم بندي مي شدند كه تعاريفي از قبيل "راست افراطي"، "راست سنتي"، "چپ نو انديش" و "چپ سنتي" بستر كلي اين تقسيم بندي به‌شمار مي رفت. ريشه كلي اين نامگذاري غالبا بر اساس نگرش هاي اقتصادي جريان هاي سياسي بود و موضع گيري اين جريان ها را بيشتر مي توان در مورد قانون كار، بحث سرمايه داري و مفاهيمي از اين دست جست و جو كرد. 

پس از دوم خرداد با موضع گيري مثبت آقاي خاتمي و جريان همراه وي نسبت به سرمايه داري و مقوله مردم سالاري، محور بحث ها تغيير يافته و با توجه به مفاهيم جديد ضروت تغيير ادبيات، بحث "اصلاحات" در نظام سياسي مطرح شد و مفهوم اصلاح طلبي شكل گرفت. اين موضع گيري هاي جديد، مخالفان اصلاح طلبي را به واكنش واداشت و كم كم مفهوم محافظه كاري (به مفهوم مخالفت با اصلاح طلبي) به عنوان مهم ترين ويژگي اين طيف سياسي، در مطبوعات و محافل جا افتاد. هر چند طيف راست تا آن زمان تقسيم بندي چپ و راست را هيچ گاه به رسميت نشناخت اما از آنجايي كه حفظ ادبيات خود و نظام را به عنوان يك اصل قبول داشت نسبت به مفهوم "محافظه كار" مخالفت آن چناني ابراز نكرد و خود را "اصولگرا" ناميد زيرا اين معنا مي توانست تبيين كننده و تعريف كننده ي مفهوم محافظه كاري باشد. 

به هر حال اين تعاريف تا امروز، هنوز موضوعيت دارد هر چند تكثر و اختلاف در ميان جريان هاي اصلاح طلب و محافظه كار كاملا قابل مشاهده است زيرا تكثر نامزدها در ميان هر دو جناح حاكي از همين اختلاف است و به نظر مي رسد با گذشت زماني نه چندان طولاني يك جريان نسبتا جديد با يك پارادايم جديد، عرصه سياسي و فكري كشور را تحت تاثير خود قرار دهد. اين جريان جديد مي تواند برآيندي از اصلاح طلبي و مصلحت گرايي باشد. 


محافظه كاران
محافظه كاران همان جريان راست گراي سابق هستند كه طي سالهاي پس از انقلاب و خصوصا پس از دوم خرداد سعي كردند با حفظ مناصب قدرت و با انگيزه ادامه ي آن، به تربيت نيروهاي جوان نيز بپردازند. درواقع علاوه بر جريان هاي راست سنتي و راست افراطي، جريان ديگري از دامن اين طيف برخاست. 
اين جريان، پس از دوم خرداد اختلافات خود را كه در مرحله آغازين بود كنار گذاشته و با عنوان دفاع از اصولگرايي و مخالفت با اصلاح طلبي به عنوان يك جريان محافظه كار با تداوم مخالفت با اصلاح طلبان و با حركت هاي فكري كه اين جريان در دوران استراحت سياسي انجام داده بود "محافظه كاران جديد" را وارد عرصه سياست كرد. 

هرچند قرار بود اين جريان اصولگراي جوان به كمك طيف راست بيايد اما ظاهراٌ با توجه به نشانه هاي موجود، اين جريان جوان (آبادگران) كه توانستند كرسي هاي شوراها و مجلس را تصرف كنند و اكنون نيز به شدت در پي حذف نامزدهاي جريان خالق خود هستند تا سنگر رياست جمهوري را نيز در اختيار بگيرند. البته نبايد از نظر دور داشت كه اين جريان جوان، تا حد زيادي متاثر از جرياني است كه از آن با عنوان "چپ جديد" نيز نام برده مي شده و به نظر مي رسد مانيفست فكري آنها با توجه به موضع گيري هاي سياسي و اقتصادي شان بيشتر به "سوسياليست هاي تخيلي" مي ماند و برخاسته از يك گفتمان فكري است كه در بسياري از موارد با گفتمان سنتي محافظه كاران مغايرت فراوان دارد و علت اختلافات عمده در ميان اين جناح برخاسته از اين گفتمان جديد است و جالب است كه توانسته اند تا حدود زيادي نيز اهداف خود را پيش ببرند تا حدي كه حتي توانسته اند برخي از نيروهاي خالق خود را به يك مرخصي سياسي بفرستند. 

بخش عقلايي محافظه كاران نيز اكنون به عنوان يك منتقد داخلي به ضرورت اصلاحات در نظام سياسي پي برده و به دنبال پيوستن به جرياني هستند كه بتواند مشكلات كشور را با حداقل هزينه حل كند.
به هر حال هم اكنون محافظه كاران را مي توان به سه جريان فكري تقسيم كرد:
1- محافظه كاران مصلحت گرا
2- نو محافظه كاران اصولگرا
3- محافظه كاران عملگرا 


طيف اصلاح طلب
اصلاح طلبان همان طيف چپ گراي سابق هستند كه برخي افراد آن در دوران استراحت سياسي خود در مركز مطالعات استراتژيك به كار فكري و تقويت مباني نظري يك حركت سياسي پرداختند و توانستند با كمك ديگر گروه هاي چپ، بر موج تحول خواهي كه در جامعه وجود داشت سوار شده و پست رياست جمهوري را از ْآن خود كنند. هم اكنون در آستانه انتخابات رياست جمهوري اين طيف ازسه جريان تشكيل شده‌اند، اول جريان هاي چپ سنتي مانند گروه هاي خط امام، مجمع روحانيون، مجمع بانوان و … دوم گروه هاي نوانديش مانند جبهه مشاركت و بخشي از مجاهدين انقلاب. و سوم گروه هاي عملگرا مانند كارگزاران و بخشي از مجاهدين انقلاب، خانه كارگر و … 

اصلاح طلبان كه توانستند با انسجام كامل و حمايت گسترده روشنفكران و بدنه اجتماعي نهادهاي شوراي شهر و مجلس ششم را نيز در اختيار بگيرند و آقاي خاتمي نيز توانست در انتخابات رياست جمهوري دوره هشتم با آراي بالايي انتخاب شود اما با انتخابات شوراهاي دوم و مجلس هفتم، دوران افولشان آغاز شد و اصلاح طلبان هنوز هم نتوانسته اند براي رياست جمهوري نهم به يك اجماع براي معرفي يك نامزد واحد دست يابد و نامزدهاي معرفي شده آنها نيز (طبق نظرسنجي ها) از اقبال بالايي برخوردار نيستند و خود آنها نيز اميد زيادي ندارند.

 البته جريان ها و شخصيت هاي عملگراي دوم خرداد به دنبال يك نامزد با ويژگي عملگرايي هستند كه اين مساله نيز يكي ديگر از شكاف هاي موجود در ديدگاه هاي اين جريان محسوب مي شود. 
به هر حال هم اكنون در جبهه اصلاح طلبان سه جريان فكري وجود دارد.
1 – اصلاح طلبان نو انديش
2 – اصلاح طلبان سنتي
3 – اصلاح طلبان عملگرا 


جريان ها و نامزدها
جريان هاي مختلف سياسي، هر يك نگاه خاص خود را به مقوله سياست و انتخابات رياست جمهوري دارند كه به بيان نگاه و نامزدهاي مورد توجه آنها مي پردازيم.

(1) محافظه كاران سنتي (مصلحت گرايان)
اين جريان كه مصداق آن را مي توان در حزب موتلفه، جامعه روحانيت مبارز، جامعه اسلامي مهندسين و شخصيت هاي همسو با آن جست و جو كرد، به دنبال ادامه ادبيات كلي نظام با شيوه هاي قبل از دوم خرداد و خواهان كمترين تحول در نظام اجرايي كشور هستند و خواهان رياست جمهوري شخصيتي، با ويژگي هاي آقاي ولايتي و حداكثر آقاي لاريجاني هستند و به نظر مي رسد نسبت به ساير نامزدهاي محافظه كاران موضع داشته باشند. 

اين جريان خواهان اصلاحات درون نظامي هستند و نگراني آنها از ريزش نيروهاي اجتماعي انقلاب است و سعي مي كنند كمتر وارد جزئيات شوند. البته اين نكته نيز نبايد فراموش شود كه ممكن است طيف سنتي محافظه كاران با قطعي شدن نامزدي هاشمي رفسنجاني و برآورده نشدن مطالبات آنها از آبادگران، به سوي هاشمي رفسنجاني گرايش يابند، همانطور كه نامزد اوليه آنها (ولايتي) گفته است در صورت آمدن هاشمي نامزد نخواهد شد.

(2) نومحافظه كاران (اصولگرايان جديد)
اين جريان كه مصداق عيني آن آبادگران هستند، داراي يك گفتمان آرماني اصولگرا هستند كه نگاه آنها در حوزه سياست خارجي خشن، در حوزه اقتصاد، آمرانه و در حوزه فرهنگ و اجتماع، ارتدكس مبتني بر اصولگرايي است.
اين جريان خواهان تحولات وسيع در جامعه بوده، اما جهت آن كاملا ايدئولوژيك است و درواقع آنها و به دنبال انديشه هايي از جنس خمرهاي سرخ در كامبوج هستند. اين جريان خواهان رياست جمهوري، افرادي چون احمد توكلي و احمدي نژاد هستند اما در شرايط خاص، حاضر به كاركردن با دكتر لاريجاني نيز هستند، درواقع لاريجاني وجه مشترك ميان محافظه كاران سنتي و آبادگران قلمداد مي شود. 

(3) محافظه كاران عملگرا
اين جريان به جز حزب عدالت و توسعه تشكل خاص ديگري آن را نمايندگي نمي كند (هر چند بخشي از جامعه روحانيت مبارز و بخش هايي از جامعه اسلامي مهندسين و … را مي توان در اين قالب قرار داد) اما شخصيت هاي بسياري را با ويژگي عملگرايي، شامل مي شود. آنها معتقدند در جامعه بايد اصلاحاتي صورت گيرد كه از طريق آن بتوان به مشروعيت جمهوري اسلامي و بقاي آن كمك كرد. اين جريان با بخش عملگرايان اصلاح طللب نزديكي بسيار دارد زيرا هر دو جريان معتقدند كه با شيوه عملگرايي و با حضور يك شخصيت عملگراي مقتدر، مي توان با چالش هايي كه در جمهوري اسلامي وجود دارد مواجهه اي پيروزمندانه داشت. البته شايد اين طيف از محافظه كاران را نتوان "محافظه كار" ناميد. زيرا نزديكي فكري آنها با اصلاح طلبان عملگرا، آنها را بيشتر در اين حوزه قرار مي دهد و قاعدتا بايد اين افراد را جرياني بريده از محافظه كاران تلقي كرد. نامزدهاي مورد نظر اين جريان فكري كه جريان پرقدرتي نيز هستند، هاشمي رفسنجاني است. آنها معتقدند وي داراي تمام ويژگي هاي يك رئيس جمهور عملگراي پرقدرت براي حل چالش هاي داخلي و خارجي به شمار مي رود. گفتني است با توجه به عدم حضور برخي از اين افراد در شوراي هماهنگي، اين جريان نسبت به نامزدهاي معرفي شده اين شورا نيز موافقتي ندارند.


اصلاح طلبان نو انديش
اين جريان بيشتر جبهه مشاركت و بخشي از سازمان مجاهدين انقلاب را شامل مي شود و هر چند در دوران اصلاحات، گفتمان آنها گفتمان غالب جريان اصلاحات بود امااكنون حرف جديدي به جز ادامه راه خاتمي ندارند. درواقع اصلاحات سياسي مهمترين خواست اين جريان به شمار مي رود. 

نامزد اين جريان "دكتر معين" است. كه بسياري بر اين باورند كه نمي تواند از فيلتر شوراي نگهبان عبور كند، خصوصا اين كه وي رضا خاتمي را به عنوان معاون اول خود معرفي كرده است. البته از سوي اين جريان نقل شده است كه در صورت رد صلاحيت دكتر معين، جبهه مشاركت از مهدي كروبي حمايت خواهد كرد. اما به نظر مي رسد اين جريان با تكيه بر نظرسنجي هاي انجام شده از هيچ نامزدي حمايت نكرده و در عين حال هيچ نامزدي را نيز تخريب نكند، هرچند برخي شخصيت‌هاي جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب بر اين باورند كه بايد از هاشمي رفسنجاني حمايت كنند اما به دليل موضع گيري هاي آنها در زمان انتخابات مجلس ششم نمي توانند اين مساله را علني كنند. 


اصلاح طلبان سنتي
اين جريان مجمع روحانيون مبارز، مجمع بانوان و برخي گروه هاي خط امامي را شامل مي شود. هرچند اين جريان تا كنون نسبت به آقاي خاتمي نقدهاي فراواني داشته اند اما به جز ادامه برنامه هاي آقاي خاتمي حرف و برنامه جديدي را بيان نكرده اند.
اين جريان مهدي كروبي را به عنوان نامزد خود معرفي كرده است. هرچند آقاي كروبي عملكرد نسبتا مطلوبي در مجلس ششم داشته اما به هر دليل در نظرسنجي ها آمار بالايي نداشته است. البته اين جريان بر اين باور است كه نظرسنجي ها نمي تواند معيار درستي براي مقبوليت نامزدها در ميان مردم باشد، هرچند اين اميد براي آنها وجود دارد كه با رد صلاحيت دكتر معين، كروبي بتواند به تنها نامزد جريان اصلاح طلب تبديل شود. كروبي پيشاپيش براي رقابت با هاشمي رفسنجاني اعلام آمادگي كرده است. 


اصلاح طلبان عملگرا
اين جريان بيشتر شامل كارگزاران، خانه كارگر، بخشي از سازمان مجاهدين انقلاب، بخشي از حزب همبستگي و … است. آنها تحليل مي كنند كه اصلاحات بايد ادامه يابد و كشور به سمت يك آرامش سياسي، نشاط اجتماعي و امنيت اقتصادي برود. اين جريان به شيوه هاي اجرايي كردن اصلاحات و مواجهه با ساخت قدرت نسبت به ساير اصلاح طلبان نقد دارند و فكر مي كنند كه در اين دوره بايد با توجه به واقعيت هاي سياسي داخلي و خارجي با يك پارادايم عملگرايي براي اداره كشور اقدام كرد و آنها اين ويژگي ها را تنها در هاشمي رفسنجاني مي بينند و معتقدند كه هاشمي رفسنجاني، هم در ساخت قدرت حضور دارد و هم اين كه نگاهي نوگرا و مثبت نسبت به اصلاحات، اقتصاد و مسايل اجتماعي و فرهنگي دارد و معتقدند در شرايط حساس كنوني شخصيتي مي تواند در حل مشكلات داخلي و خارجي اقدام كند كه علاوه بر حضور در ساخت قدرت، آراي خوبي را نيز در انتخابات داشته باشد. 


دفتر تحكيم وحدت
جريان هاي دانشجويي را نيز در دو سطح محافظه كار و اصلاح طلب مي توان تقسيم بندي كرد. اما از آْنجايي كه جريان هاي دانشجويي محافظه كار از گستردگي و تاثيرگذاري لازم برخوردار نيستند، تنها به بررسي كوتاهي از جريان هاي دانشجويي درون دفتر تحكيم وحدت مي پردازيم: 

دفتر تحكيم وحدت پس از انشعاب سال گذشته به دو طيف "شيراز" و "علامه" تقسيم شد كه طيف علامه نيز خود اكنون به دو جريان فكري تقسيم شده است.
البته بايد توجه داشت جنبش دانشجويي در شرايط كنوني دوران افول و چند دستگي خود را مي گذراند و به زبان ديگر همان شرايطي كه در جريان اصلاح طلب وجود دارد در تحكيم نيز قابل مشاهده است. با يك تفاوت كه جريان تحكيم داراي يك طيف انقلابي با نگرش خارج از نظام است.اما در ميان اصلاح طلبان اين فضا، نمود بسيار اندكي دارد. 

دفتر تحكيم وحدت علامه داراي يك طيف اصلاح طلب خارج از حاكميت و يك طيف اصلاح طلب درون حاكميت است. كه طيف اول نزديكي زيادي با جريان ملي – مذهبي و نهضت آزادي دارد و بيشتر به دنبال تغييرات اساسي همانند بحث دمكراسي خواهي و رفراندوم هستند و تبعا اگر قرار باشد از نامزدي حمايت كنند، نامزد آنها شخصيتي چون دكتر يزدي خواهد بود. اما هنوز چنين اعلامي از سوي آنها صورت نگرفته است. 

طيف دوم اصلاح طلبان با نگرش دوم خردادي هستند و بيشتر در قالب فكري جبهه مشاركت قرار مي گيرند كه قاعدتا بايد از دكتر معين حمايت كنند. اما چنين اتفاقي هنوز نيفتاده است. هرچند كه در دانشگاه اصفهان با دكتر معين برخوردي برعكس آن كه نشان دهنده اين معنا باشد صورت گرفت. 

طيف سوم يعني دانشجويان دفتر تحكيم شيراز كه اصلاح طلبان عملگرا هستند و تا كنون رفتار كاملا درون نظامي داشته اند، اما هنوز از هيچ نامزد خاصي حمايت نكرده اند
جمعبندي
به هر حال آنچه از مواجهه جريان هاي سياسي با مقوله انتخابات نهم برمي آيد، اين كه در ميان كليه جريان هاي سياسي كلان كشور، اختلافات بسيار اساسي وجود دارد. اما در عين همين اختلافات يك وجه مشترك فكري درباره شيوه مواجهه با انتخاب نامزد مورد نظر وجود دارد و آن ضرورت گرايش به عملگرايي است  در واقع نگاه عملگرايانه، هم در جناح اصلاح طلب و هم در جناح محافظه كار و هم در دفتر تحكيم وحدت وجود دارد. 

جهت رویت نمودار مربوطه، پایین صفحه روی فایل مرتبط   کلیک کنید.
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین