آفتابنیوز :
دويچه وله: سيد محمد خاتمي رييس جمهوري ايران به اتريش و فرانسه سفر كرده و در مصاحبهاى با روزنامه فرانسوىزبان ”لو فيگارو“ هر گونه رابطه و گفتگويى با امريكا را رد كرده است. همزمان آقاى خاتمى از روابط حساس با اروپا سخن گفته است. نظر شما چيست؟ منظور از ”حساس“ در اينجا چه مىتواند باشد؟ آيا منظور اين است كه اين روابط به نقطه عطفى رسيده، يا بحرانى است؟ چه سمت و سويى شما مىبينيد؟ روابط بهتر مىشود يا بدتر؟ پيتر فيليپ: به نظر من روابط با اروپا همچنان محور مهم سياست خارجى دولت ايران است. خاتمى و ديگر سران دولت ايران در مجموع علاقمندندكه روابط با اروپا را گسترش دهند، البته نه به هر قيمتى. بهايى كه ايران حاضر به پرداخت آن است نسبتا روشن است. مدام هم آن را ذكر مىكنند، مىگويند كه اروپا در رابطه با مسئله تحقيقات اتمى و گسترش برنامههاى اتمى بايد با ايران به تفاهم برسد و اجازه ندارد در رابطه با اين مسئله نقش بازوى كمكى آمريكا را بازى كند. و براى همين هم به طور روشن تفاوت مىگذارند. با آمريكا نمىخواهند صحبت كنند. به نظر مقامات دولت ايران آمريكا موضعى بسيار پرخاشجو در برابر ايران دارد. با اين همه آنها حاضرند كه آمريكا در هماهنگى با اروپا كار كند و آمريكا به گونهاى غيرمستقيم به عنوان شريكى خاموش در گفتگوها حضور داشته باشد.
دويچه وله: اما از تهران اظهار نظرهاى ديگرى هم به گوش مىرسد. از تهران اظهار نظر سياستمدارانى را مىشنويم كه مىگويند به نفع اروپاست كه روابط ميان اروپا و آمريكا تنشآميز باشد. و از آنجا كه ايران رابطه خوب با اروپا را اصل پايهاى سياست خارجى خود قرار داده است رابطه با آمريكا پرتنش مانده است. بايد تلاش كرد بدون ميانجيگرى اروپا به طور مستقيم با آمريكا ارتباط برقرار كرد. به نظر شما اين داورى در باره نقش اروپا درست است؟ پيتر فيليپ: يقينا از اروپا به عنوان عصايى كه با آن آمريكا را بزنند، استفاده مىكنند. نه تنها در محافل اپوزيسيون، بلكه حتى در صفوف سران محافظهكار در تهران تلاش مىكنند روابط با آمريكا را مخفيانه دوباره بهبود بخشند، چون مىدانند كه به علائق واقعى، علائق اقتصادى ايران، به همان اندازه علائق سياسى ايران، در واشنگتن بيشتر توجه مىشود تا در بروكسل. مطمئنا اينجا و آنجا مىكوشند روابط با اروپا را بهتر كنند، و به آمريكايي ها نشان دهند كه ببينيد اگر باز هم با ايران با دشمنى رفتار كنيد چه چيزى را از دست مىدهيد. اما ايران علائق اقتصادى مهمى هم در اروپا دارد. اين طور نيست كه در تهران بگويند يا اروپا يا آمريكا. بلكه احتمالا در درجه نخست هم اروپا و هم آمريكا را مىخواهند. و البته در روابط معمولى، آمريكا شريك مهمترى است.
دويچه وله: به نظر شما چه شرطهايى بايد برآورده شوند تا روابط ميان دو كشور امريكا و ايران عادى بشود؟ در اين ميان اروپا چه نقشى مىتواند ايفا كند؟
پيتر فيليپ: اروپا مىتواند گهگاه ميانجيگيرى كند، اما فعلا زود است در اين باره نظر بدهيم. اروپا سعى مىكند راه سومى را نشان بدهد، راهى كه ميان موضع ايران و موضع آمريكا باشد. شايد در طولانىمدت بشود پلى ميان اين دو كشور زد. اما نمىدانم كه براى اين كار اروپا لازم است يا نه. همان طور كه گفتم هم در تهران و هم در واشنگتن علاقه وجود دارد براى اينكه رابطه دوباره برقرار شود. اما راه درست را پيدا نمىكنند. اينكه چه شرطهايى بايست برآورده بشوند، طبيعتا بستگى به ديدگاه سياسى دو طرف دارد. در واشنگتن مىگويند كه تهران بايد اول براى مثال دست از آزمايشهاى اتمىاش بردارد، به حقوق بشر احترام بگذارد، اين كار و ان كار را بكند. اين چيزى است كه از كشورهاي ديگر جهان نمىخواهند، اما از ايران مىخواهند. و در ايران دائما مىگويند كه پيش از اينكه اصلا به طور جدى در باره از سرگيرى روابط ديپلماتيك فكر كنيم، بايد آمريكا دست از دخالت در امور داخلـى ايران بردارد و بايد دست بردارد از اينكه ايران را شرور بخواند و سدى در برابرش باشد، مثلا در نهادهاى گوناگون بينالمللى، چون سازمان تجارت جهانى. آمريكا بايد ايران را راحت بگذارد، بايد سعى كند با ايران مثل ديگر كشورهاى جهان رفتار كند و تا كنون اين طور نبوده است.
دويچه وله: نقش اسراييل در اين ميان چيست؟ پيتر فيليپ: اسراييل در چشم ايران پاسگاه نگهبانى آمريكا در منطقه است. مقامات رهبرى دولت در ايران با اسراييل مشكل دارند، اسراييل را به عنوان دولت و حكومت در مجموع نمىپذيرند. با اين همه اين مقامات حاضرند و به طور رسمى اعلام مىكنند كه مانع اسراييل در رابطه سياست صلح با فلسطين نشوند. اما اين مسئله دشوارى است. نمىتوان از يك طرف دولتى را قبول نداشت و از طرف ديگر گفت كه ما از تلاشهاى اين دولت براى صلح پشتيبانى مىكنيم. در مورد آمريكا ايم موضوع باز هم پيچيدهتر از اين است. امريكا از ايران انتظار دارد كه به عنوان پيششرط عادى شدن روابط همه آن چيزهايى را كه امنيت اسراييل را به خطر مياندازد – و در اين رابطه دست كم در اسراييل ليست طولانىاى از انتقادهايى كه به ايران مىشود وجود دارد، براى نمونه حمايت از حزبالله در لبنان و حمايت از گروههاى تندروى فلسطينى در نوار غزه را كنار بگذارد. اگر ايران اين كار را بكند، احتمالا واشنگتن رفتار ديگرى با ايران خواهد كرد. براى هيمن موضوع اسراييل يقينا نقطه نظر مهمى است، اما نبايد اين موضوع را موضوع مركزى دانست. موضوع كانونى محدود كردن قدرتطلبي هاى امريكا و ايران در خاورميانه است.