کد خبر: ۳۵۴۹
تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۸۴ - ۱۳:۳۵
هنری کیسینجر:
آفتاب‌‌نیوز : نیروهای متحد در عراق از هم پاشيده شده اند. بعد از ایتالیا بلغارستان هم  اعلام کرد که سربازان خود را از عراق خارج خواهد کرد. این امر چه بازتابی در سیاست آمریکا خواهد داشت؟ 
در حال حاضر مشارکت اروپا در برقراری امنیت  عراق چندان اهمیتی ندارد. معضل بزرگ آمریکا هم اکنون بازسازی سیاسی این کشور است. دو سه سال آینده مشخص خواهد شد  که آیا عراق در مسیر ثبات گام بر می دارد یا در هرج و مرج. اگر نمونه عراق بدون کمک متفقین به یک موفقیت تبدیل شود، آنگاه اروپا باید خجالت بکشد. 

و اگر به شکست بیانجامد؟

آنگاه همه ما قربانی هستیم زیرا همان مشکل را با یک منطقه بی ثبات خواهیم داشت. 

آیا ایالات متحده در آینده از طرح اروپا مبنی بر تقدم دیپلماسی در موارد بحرانی استقبال خواهد کرد؟ 
آمریکا بر جهان حکومت نمی کند و نباید هم در این راه تلاش کند. اگر اروپا به کارگیری دیپلماسی را ترجیح می دهد، باید این کار را انجام دهد. عراق باید دارای ساختاری شود که این کشور را از به کارگیری قدرت نظامی بی نیاز سازد. تا آن زمان موضوع قدرت نظامی اجتناب ناپذیر است. 

در مورد ایران نیز اروپا تلاش می کند با دیپلماسی، تهران را به انجام وظایف خود در زمینه برنامه های اتمی وادار كند.
 
مورد ایران یک آزمون خوب است. این آزمون هم گسترش سلاح های کشتار جمعی و هم مناسبات اروپا و آمریکا را در بر می گیرد. ما از تلاش های اروپا حمایت می کنیم. ولی اگر دیپلماسی با بن بست روبرو شود، که من آن را محتمل می دانم، آنگاه چالش بعدی این خواهد بود که درباره یک تصمیم دیگر فکر کنیم. 

آیا اروپايي ها برای این موضوع آمادگی دارند؟ 
در حال حاضر نه. آن زمان ما با یک بحران تازه روبرو هستیم. اگر ما بپذیریم که ایران به یک قدرت هسته ای تبدیل شود، آن وقت مصر و ترکیه و دیگر کشورها نیز همین راه را در پیش خواهند گرفت. پیامد این رقابت جهانی هم احتمال دستیابی جنایتکاران به سلاح های هسته ای  خواهد بود. 

یکی دیگر از موارد اختلاف اروپا و آمریکا بر سر لغو تحریم تسلیحاتی اروپا علیه چین است.
من یکی از بزرگترین طرفداران روابط با چین هستم. ولی لغو تحریم تسلیحاتی راه خوبی برای بهبود روابط نیست. اروپامی گوید: «ما تحریم را لغو می کنیم، ولی اسلحه به چین صادر نمی کنیم!» خب، پس چرا خطر چنین دعوای مهمی را می پذیرند؟! تلاش برای لغو تحریم الزاما به تحریک آمریکا می انجامد. البته فکر می کنم که برخی در آمریکا واکنش مبالغه آمیز نشان می دهند. 

آیا نومحافظه کاران همچنان تعیین کننده سیاست خارجی آمریکا خواهند بود؟ 
اروپا باید درک کند که جرج بوش یک رییس جمهور نیرومند است که یک حزب با عقاید مختلف را رهبری می کند. در این حزب افرادی حضور دارند که در زمینه روابط بین المللی و مسائل اجتماعی کاملا لیبرال هستند. 

آیا آمریکا در سال 2008 آمادگی پذیرش یک رییس جمهور زن را دارد؟ 
هیلاری کلینتون قصد دارد  در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. او در هر صورت از شایستگی لازم برخوردار است. ولی چه کسی می داند چه پیش داوری هایی در مورد انتخاب یک رییس جمهور زن در یک انتخابات با رأی مخفی ممکن است آشکار شود. 

شما در پانزده سالگی مجبور شدید از آلمان فرار کنید. آیا گاهی احساس آلمانی بودن می کنید؟
 
آنچه من در آلمان پیش از جنگ تجربه کردم، چندان جالب نبود. با این همه من هنوز هم احساس ویژه ای نسبت به این کشور دارم. آلمان هرگز برای من غریبه نبوده است. من هنوز هم فوتبال شهر محل تولدم را تعقیب می کنم که البته سبب سرخوردگی می شود. من واقعا امیدوار بودم که تیم «گروتر فورت» در دور اول مسابقات کشوری پیروز شود! 

آیا لحظاتی وجود دارد که خود را  یک آمریکایی احساس نکنید؟
 
وقتی انسان به عنوان  یک پناهنده به آمریکا آمده باشد، در برابر این کشور و دموکراسی آن احساس سپاسگزاری می کند. در آمریکا این گرایش وجود دارد که باید ایدئولوژیک بود که من آن را نمی پسندم. از سوی دیگر، آرمان گرایی آمریکایی برای جهان مهم است. زمانی من به عنوان یک پروفسور جوان به هاری ترومن که دوران بازنشستگی را می گذراند تلفن کردم و پرسیدم: «شما در مورد چه چیزی به ویژه احساس غرور می کنید؟» ترومن پاسخ داد: «در اینکه ما دشمنان خود را کاملا شکست دادیم و سپس آنان را با حقوق مساوی به جامعه ملل بازگرداندیم.» من فکر می کنم این یک موضع کاملا آمریکایی است.
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین