کد خبر: ۳۶۱۴
تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۸۴ - ۱۱:۲۵
آفتاب‌‌نیوز : اول: واقعيتهاي سياست مشخص ساخته است که اصلاحات در ايران بايد بطنی، کند و عميق صورت گيرد تا بتوان دموکراسي نهادينه شده اي را در سپهر فرهنگي _ اجتماعي، سياسي اش شاهد بود. تجربه برخي تندرويها در دوره پس از دوم خرداد و نيز تجربيات تاريخي در دوران پس از مشروطه نشان داده است که هرگاه بر اين اسب تيزرو لگام و مهاري متناسب و به موقع زده نشود و نتوان آن را در زماني مقتضی مهار کرد، شيرازه کارها از کف رفته و نتيجه اي معکوس تر حاصل شده است.ضمن آنکه بايد اين دغدغه را نيز محترم و معتبر دانست که روند حرکت به گونه اي کند نشود که مهار کار در دست مخالفان اصلاحات بيفتد و اندک دستاورد حاصل شده نيز بر باد رود. بر بنيان چنين پيش فرضي است که گروهي از نخبگان سياسي _ فرهنگي به اين جمع بندي رسيده اند که بايد دوران گذار به دولتي دموکراتيک و توسعه گرا و نيز نهادينه ساختن ساختارهاي دموکراتيک و سفت نمودن درخت نهادهاي مدني را با تأمل و پخته و پروده تر از گذشته طي کرد.
پرسشي که اين گروه از نخبگان با آن مواجهند، چگونگي طي کردن اين دوره است، به نحوي که دستاوردهاي دولت اصلاحات در حوزه هاي سياسي _ اجتماعي و فرهنگي ابتدا حفظ و سپس توسعه يافته و نهادينه شود. 

دوم: با نگاهي واقع بينانه به حوزه سياست و حکومت درايران مي توان دريافت که بخشي مهمی از منازعات و جدلهاي ميان گروهها و جناحهاي سياسي بيش از آنکه صبغه و صورتي واقعي داشته باشد، رنگي ونقشي جناحي بر خود گرفته است و اگر فردي اين پتانسيل و قابليت و اقتدار را داشته باشد که در سمت رياست جمهوري قرار گرفته و بخش مهمی از اين مجادلات را به کمک نيروهايي که انتخاب و در وزارتخانه هاي مهم قرار مي دهد، حل وفصل کند، مي توان اميدوار بود که پيش فرض اوليه (گذار به سوي دولت دموکراتيک و توسعه گرا) با کمترين هزينه صورت گيرد.
همين نگاه واقع بينانه مي گويد که اختلافات و باورداشتهاي فرهنگي جناحهاي مختلف اگرچه با يکديگر تفاوت دارد، اما وابستگي جناحي سبب شده و مي شود که گروهي حادثه اي خرد را درشت جلوه دهند و به سياق آن مثال معروف براي دستمالي، قيصريه اي را به آتش بکشند.
نمونه هاي اين برخوردها فراوانند؛ به نمونه هايي که افراد يا دولتمردان مورد پرسش؛ بيش از آنکه چوب حرکت خود را بخورند، تازيانه وابستگي جناحي و يا استقلال خود را ميل نموده اند. براي نمونه مي توان از تازه ترين واکنش سه نماينده مجلس نسبت به وضعيت نمايشگاه بين المللي سال گذشته ياد کرد. در بندي از پرسشهاي اين نمايندگان به کتابي اشاره شده بود که دادن مجوز به آن را رواج بي بند و باري و ابتذال دانسته بودند. يادمان نمي رود که در دوره وزارت جناب مير سليم بر وزارت ارشاد، کتابي منتشر شد از خانمي به نام پ_غ که در آن به وقيح ترين شکل از رابطه خود با دربار پهلوي گفته بود. آن کتاب که اوج رواج ابتذال و بي بند و باري بود، هيچ گاه مورد پرسش نمايندگان قرار نگرفت و يا اين سه بانوي نماينده که به انتشار برخي پوسترهاي نامناسب در نمايشگاه بين المللي کتاب اشاره کرده بودند، هيچ گاه صدا و سيما را به خاطر نمايش اين همه فيلمي که در آن به زعم اين نمايندگان، همان هنر پيشگان در آن بازي مي کنند، به پرسش نگرفته و البته نخواهند گرفت. اينکه آن همه دستاورد وزارت ارشاد و نمايشگاه بين المللي کتاب تماماً به يک سو نهاده مي شود و لکه اي خرد و خطايي کوچک چنين بزرگ جلوه داده مي شود، ناشي از همين نگاه جناحي است. سخن بر سر درستي و نادرستي اين حرکتها نيست، بلکه بحث بر سر ابتناء آن بر جناحي و غير منصفانه بودن آن است. يعني يک فرد يا گروه (نماينده يا نمايندگان) به اين دليل با موضوع برخورد و با ذره بين به دنبال نقاط ضعف اند و اين همه نقاط قوت را ناديده مي گيرند، چون آن فرد يا گروه مقابل، از دسته و گروه آنها نيست. 

تاريخ يک دهه گذشته، که منازعات جناحي صورت و صبغه ملموس تري به خود گرفت، مشحون از اين گونه برخوردها است. در نتيجه اين برخوردها دولتمردان و کارگزاران آن حوزه (در اين جا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) دچار ترس و ترديد و تزلزل شده و کارها بر بنيان برنامه اي استراتژيک و طولاني مدت پيش نخواهند رفت و روز مرگي جاي خود را به چشم انداز و آينده نگري خواهد داد و طبيعي است که مراد مردم و مسئولان بالاي نظام که افقي 20 ساله را ترسيم کرده اند تحقق نخواهد يافت و نتيجه آن مي شود که در ميان تمامي کشورهاي حاضر در خاورميانه و شمال آفريقا، تنها ايران و يمن باشند که تورمي دو رقمي را تجربه مي کنند.
 
سوم: نگاه واقع بينانه به اوضاع سياست در ايران مي گويد که تنها يک تن مي تواند، ضريب وفاق ميان جناح ها را بيش از ساير کانديداهاي رياست جمهوري بالاتر و بسي افزونتر از ديگران برقرار سازد و آن هم بدون تعارف هاشمي رفسنجاني است. اما پرسشي که نخبگان و اهل فرهنگ و هنر با آن روبرويند اين است که درست است که هاشمي اين ويژگي و مزيت نسبي را دارد که بتواند با نيروهايي از جناح هاي مختلف کار کند، اما اين هراس هم وجود دارد که برخي دستاوردهاي دولت اصلاحات
(به خصوص در حوزه فرهنگ و انديشه و هنر) در نتيجه چنين وفاقي له شود. پرسش اين گروه از نخبگان اين است که اگر بر فرض چهره اي از جناح راست به وزارت کشور منصوب شد که مورد توافق مجلس کنوني بود، اين شخص در برابر احضارهايي که مشابه آنچه که يک سال پيش که از سوي اداره اماکن نيروي انتظامي از هنرمندان و وبلاگ نويسان صورت گرفته چه واکنشي نشان خواهد داد و آيا از حقوق شهروندي آنان دفاع خواهد کرد. پاسخ به اين گونه پرسشهاي جزئي و دقيق مي تواند، بخشي از اين نخبگان را که به رغم شناخت از وضعيت کنوني و حساسيت به انتخابات آينده، در سکوت و انفعال به سر مي برند، به ميدان کشانيده و فضايي جدي تر را رقم بزند و در نهايت هراس آنها را از باز توليد برخي رفتارهايي که ابتناء آن بر ناديده گرفتن قانون و حقوق شهروندي است بزدايد.

بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین