
ديلي تلگراف در ادامه ادعا كرد كه دانش موشك شهاب 3 از نسخه اصلاح شده موشكهاي «نودونگ» كره شمالي به دست آمده است كه از روي اسكادهاي قديمي شوروي سابق ساخته شده و ايران آن را در اواسط دهه ي 1990 به دست آورده است و براي حمل كلاهك طراحي شده است و مهندسان ايراني سالهاست بر روي آن كار كرده تا آن را با شهاب 3 هماهنگ سازند. از نظر آمريكا و اسراييل انتقال تسليحات به منطقه ي حساس خاورميانه باعث به هم خوردن توازن قوا به ضرر اسراييل مي شود و از آنجايي كه اسراييل سياست خارجي و اصولاً بقاي خود را مديون برتري چشمگير نظامي اين كشور است، لذا بر هم خوردن توازن موجود و دستيابي نظامي سياسي مخالف اسراييل به موشكهاي دوربرد و نيز فن آوري هسته اي يك تهديد امنيتي بسيار جدّي براي اسراييل خواهد بود. از اين رو يكي از اولويتهاي سياست دفاعي اسراييل طي چند سال گذشته جلوگيري از انتقال فن آوري نظامي كره شمالي به كشورهاي خاورميانه و در رأس آنها ايران و سوريه بوده است. اين در حالي است كه به اعتقاد كارشناسان بعد از دوران جنگ سرد بقاي نظام سياسي كره شمالي اصلي ترين دليل فروش تسليحات به كشورهاي خاورميانه بوده است و به خاطر فشارهاي آمريكا به روسيه و چين درمورد محدود كردن صدور تسليحات به ايران و برخي كشورهاي خاورميانه، كره شمالي درصدد استفاده از اين موقعيت برآمد و به پنجمين صادركننده اسلحه در جهان تبديل شد. اين كشور فقط در سال 1993 حدود 300 ميليون دلار از اين راه درآمد كسب كرد و از آن براي توسعه صنايع نظامي خود استفاده كرد. اما اينكه چرا رسانه ها و مقامات آمريكايي و اسراييلي همواره درصددند تا ايران را خطرناك تر از كره شمالي جلوه دهند جاي سؤال است. بسياري از كارشناسان و تحليل گران مسائل سياسي بر اين باورند كه مهم ترين دليل اين مسئله موقعيت ويژه ايران در منطقه ي خاورميانه است كه بيشتر از كره شمالي مي تواند منافع آمريكا را تهديد كند. به طوري كه آرميتاژ معاون سابق وزير امور خارجه آمريكا گفته بود: در مقايسه با كره شمالي، متقاعد كردن ايران از طريق مذاكره براي رها كردن برنامه سلاحهاي هسته اي امري بسيار دشوار است. وي در ادامه افزوده بود: فكر مي كنم ايران مهره اي سخت تر از كره شمالي باشد، آرزوي بازيگري و داشتن نقش در صحنه هاي بزرگ در فكر اكثر ايرانيان جاي دارد. بنابراين تصور مي كنم آنها در زمينه ي از بين بردن برنامه ي هسته اي خود مردماني سرسخت تر از كره شمالي باشند. در حالي كه آمريكاييها از سالها پيش در مذاكرات هسته اي با كره شمالي حضور دارند، ولي از حضور در مذاكرات هسته اي ايران و اروپا اجتناب مي كنند.
پرسش اصلي اين نوشتار آن است كه اگر كره شمالي هم در منطقه ي حساسي چون خاورميانه قرار داشت، آيا آمريكا باز هم اين گونه با اين كشور برخورد مي كرد؟ از طرف ديگر واضح است كه يكي از دلايل مداراي آمريكا با كره شمالي اين است كه اين كشور تهديدي براي اسراييل محسوب نمي شود و اين نشان دهنده ي ميزان نفوذ لابي يهودي در تصميمهاي دستگاه سياست گذاري خارجي در رابطه با فعاليتهاي هسته اي ايران است و همين امر از جمله دلايل بزرگ جلوه دادن خطر ايران براي كشورهاي منطقه و همچنين اغراق در تبعات دستيابي ايران به اين تسليحات ياد مي شود.









