کد خبر: ۴۸۲۶۶
تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۸۵ - ۱۷:۴۱
دکتر سید حسن موسوی چلک،مدرس دانشگاه

کار از هشدار گذشته است

آفتاب‌‌نیوز : دکتر سید حسن موسوی چلک،مدرس دانشگاه ،معتقد است باید هر پدیده و آسیب اجتماعی را از دو منظر کلان و خرد مورد بررسی قرار داد.در نگاه کلان باید چرخ جامعه بچرخد و جامعه هم بدون نهادهای اجتماعی معنا ندارد ؛ نهادهای اجتماعی بر هم تاثیر می گذارند و از هم تاثیر می پذیرند و برای این که جامعه سالمی داشته باشیم باید این نهادها که شامل خانواده ،نهادهای آموزشی،اقتصاد ،حکومت(که بعضی از آن به عنوان سیاست و یا دولت هم نام می برند ) می شود ،سالم باشند .

وی می افزاید :پس هیچ گاه نمی توان تک بعدی با آسیب های اجتماعی از قبیل اعتیاد و ...برخورد کرد و امکان ندارد بتوان با نگرش و برخورد تک بعدی ،با یک آسیب و یا پدیده اجتماعی برخورد کرد .اما چند اتفاق و موضوع باعث ایجاد و افزایش آسیب های اجتماعی در کشور شده است که می توان آن را از چند رویکرد مورد بررسی قرار داد . 

موسوی توضیح می دهد :سیاست های اجتماعی نه در گذشته و در حال در حوزه آسیب های اجتماعی مشخص نیست . در این زمینه متولی مشخصی در کشور وجود ندارد و نمی دانیم چه کسی باید پاسخگوی مسائل اجتماعی کشور باشد .

وی می گوید:اما نکته بعدی رویکرد سیاسی و امنیتی در برخورد با آسیب های اجتماعی در کشور است .آسیب های اجتماعی واقعیت تلخی است که نمی توان منکر وجود آن شد و باید این موضوع را در نظر داشت که مسائل اجتماعی با رویکرد سیاسی و امنیتی قابل کنترل نیست .

هر چند این رویکرد در دوره خاتمی تا حدودی بهتر شده بود اما همواره این رویکرد مانع برخورد درست و منطقی می شود . هم اکنون هرگاه در مورد آسیب های اجتماعی بحثی مطرح می شود بلافاصله مسئولان بحث ساماندهی را پیش می کشند و همین موضوع بیانگر این نگاه است که آنان ادعای حذف آسیب های اجتماعی را دارند در حالی که تحت هیچ شرایطی نمی توان ادعا کرد آسیب های اجتماعی قابل حذف شدن هستند بلکه باید به فکر کنترل و سپس کاهش این مسائل بود .

دکتر موسوی ،در تشریح این موضوع از منظر رویکردهای فردی می افزاید:در منظر رویکردهای فردی باید به این نکته اذعان داشت که فرزندان ما هنوز یاد نگرفته اند چطور در این جامعه زندگی کنند و باید چه مهارتهایی برای گذران زندگی سالم داشته باشند. براستی چقدر فرزندان ما برای ورود به جامعه آگاهی و اطلاعات کسب کرده اند و اینجاست که بحث نقش آموزش و پرورش مطرح می شود .

این مدرس دانشگاه می افزاید :در این نهاد اجتماعی که وظیفه پرورش و نه فقط آموزش کودکان را برعهده دارد هیچ صحبتی از پرورش و تربیت دانش آموزان نمی شود در حالی که باید مهارتهای زندگی اجتماعی در همین مدارس به کودکان مان آموزش داده شود و حتی اگر به مریبان و معلمان و اولیای دانش آموزان از طریق آموزش و پرورش مهارتهای زندگی آموزش داده شود در حقیقت به اکثریت جامعه چگونه زندگی کردن آموزش داده می شود و مسلما آمار آسیب های اجتماعی تا حد قابل قبولی کاهش می یابد .

وی می گوید :در بند "د" ماده 97قانون برنامه چهارم توسعه بر "پیشگیری اولیه از بروز آسیب های اجتماعی از طریق اصلاح برنامه های درسی دوره آموزش عمومی و پیش بینی آموزش های اجتماعی و ارتقای مهارتهای زندگی "تاکید شده است اما تاکنون اقدامات اساسی در این زمینه صورت نگرفته و اقدامات اندکی هم که توسط آموزش و پرورش در این مورد انجام گرفته به تناسب نیاز و حجم کاری که باید در این زمینه صورت بگیرد ،به حرکتی لنگان لنگان و کورسو شبیه است .

وی تاکید می کند:از سوی دیگر در آموزش و پرورش ما ،بحث مشاوره و مددکاری بسیار بسیار کمرنگ است .در حالی که با وجود 17میلیون دانش آموز و 5/1میلیون معلم و با احتساب والدین این دانش آموزان حضور رشته هایی همچون مشاوره ،مددکاری ،روانکاوی و ...می تواند بیشترین نقش را در افزایش مهارتهای زندگی فرزندان ما داشته باشد تا آنان یاد بگیرند که چگونه تصمیم درست بگیرند ،خشم خود را مهار کنند ،جامعه خود را بشناسند و بتوانند تصمیم درست و منطقی بگیرند.اما نه تنها جایگاه این رشته ها در نظام آموزش و پرورش ما تثبیت نشده است بلکه در مدارسی هم که مشاور حضور دارند،بدترین مکان مدرسه به مشاوراختصاص داده می شود در صورتی که حضور مشاور و مددکار قوی در مدارس می تواند جلوی بروز بسیاری از آسیب های اجتماعی را بگیرد .

موسوی می افزاید:باید به این نکته هم توجه کرد که تعدد دستگاهها و ناهماهنگی بین آنها مشکل دیگری برای آموزش مهارتهای زندگی است بطوریکه گاهی یک دانش آموزاز طریق چندین دستگاه مختلف ،این آموزشها را فرا می گیرد در حالی که اکثریت دانش آموزان از این آموزشها محروم هستند.

پس اگر جلوی موازی کاری و کم کاری های موجود گرفته شود با همین منابع محدود که همواره مسئولان آموزش و پرورش از آن گلایه دارند ،می توان اقدامات مفیدی برای آموزش این مهارتها به کلیه دانش آموزان انجام داد .

وی در ادامه می افزاید:در جامعه ما شادابی و نشاط گم شده است و هر روز بر آمار مبتلایان به اختلالات روانی افزوده می شود .خانواده ها هم دیگر کارکرد سابق خود را ندارند .خانواده ها تمایل دارند فرزندان امروزی دارای آگاهی زیاد را با الگوهای سنتی تربیت کنند. در حالی که خانواده در اجتماعی کردن فرزندان نقش زیادی داشت امروز ناهماهنگی بین الگوهای تربیتی خانواده ،مدرسه و رسانه ها باعث شده کودکان ما در مجموعه ای از الگوها قرار بگیرند در حالی که نمی دانند کدام الگو درست است ؟ امروزهم شاهد هستیم که کمتر از خانواده سالم در ایران صحبت می شود .ب

رای توضیح بد نیست بدانیم طبق آمار سال 81 نسبت پرونده هایی که در این سال در مقایسه با سال 76مختومه اعلام شده اند ،527درصد رشد مثبت داشته اند .پس از این خانواده های بی ثبات،چگونه انتظار تربیت فرزندان سالم را داریم .

این مدرس دانشگاه در پایان توصیه می کند :وقتی دانش آموزی دچار اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی شد باید زمینه بازگشت وی به خانواده و مدرسه فراهم باشد .با کتمان آمار مربوط به آسیب های اجتماعی و طرد دانش آموز آسیب دیده ،آسیب های اجتماعی درمان نمی شوند .آموزش و پرورش می تواند مهم ترین بحث در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی باشد اما باید رویکردهایش را در این بخش تغییر دهد و با همکاری با سازمانهای غیردولتی و سایر نهادهای آموزشی و فرهنگی و استفاده از حضور مشاوران و مددکاران گام اساسی در جهت کاهش آسیب های اجتماعی در بین دانش آموزان و در نهایت جامعه بردارد .

نگاهی هم به آمار
بر اساس تحقیقی که توسط اداره ارتباطات و آموزش بهداشت درسال 83بر روی دانش آموزان مدارس راهنمایی تهران انجام شده ،مشخص شد : 2/30 دانش آموزان پسر و7/11درصد دانش آموزان دختر سیگار کشیدن را تجربه کرده اند. همچنین 8/3 درصد پسران حداقل روزی یک سیگار کشیده اند و 6/10 درصد دختران روزی یک با بیشتر از یک سیگار کشیده اند. متوسط شروع کشیدن سیگار در پسران 3/13 و دختران 15 سال بوده است.
بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
پرطرفدار ترین عناوین