آفتابنیوز : 
اين مسئله بخصوص در مورد منطقه درياي سياه نمود بيشتري دارد و اين در حالي است كه در عصر دوقطبي يعني در فاصله سال هاي 1947 تا 1991 ميلادي، اين منطقه تا حدي تحت كنترل آمريكا بود. تركيه كه به سواحل جنوبي درياي سياه مشرف است، تنها كشور حامي غرب در منطقه بود. روماني، بلغارستان، اوكراين و گرجستان همگي تحت كنترل و نفوذ مسكو قرار داشتند. تمايل قابل توجه گرجستان و اوكراين به غرب و نيز پذيرفته شدن روماني و بلغارستان در ناتو و اتحاديه اروپا، به روابط قدرت هاي منطقه اي شكل جديدي داد و تحول عظيمي ايجاد كرد كه عواقب جهاني زيادي هم داشت.
از ديدگاه ژئو پلتيكي، منطقه درياي سياه، منطقه اي كوچك و محدود است كه در گذشته، فشارهای مختلفي از شمال شرق ، جنوب و غرب در آن دخيل بوده اند . اين منطقه كه به «درياچه نمك» هم معروف شده بود، به محل مواجهه ارتدوكس هاي روسي، مسلمانان ترك و نيز اتباع غرب تبديل شده بود و بنابراين كنترل منطقه از ابعاد استراتژيك، نظامي و اقتصادي اهميت زيادي يافته بود.
ساختار ژئو پلتيكي فعلي منطقه، دو عنصر اصلي را در خود جا داده است. اولين عنصر، از بين رفتن نفوذ روسيه و در مقابل، افزايش نفوذ آمريكا است كه در عين حال، رقابت آمريكا با فرانسه و آلمان را هم شامل مي شود. عنصر دوم، ظهور محور غنی انرژي است كه منابع گاز و نفت آسياي مركزي و خزر را با منابع بالكان و اتحاديه اروپا پيوند مي زند.
پس از اضمحلال و سقوط اتحاد جماهير شوروي در سال هاي 1989 تا 1991 ميلادي، اوكراين و گرجستان تا حدودي تحت نفوذ روسيه باقي ماندند اما ظرفيت روسيه براي حفظ قدرتش در منطقه، به شدت كاهش يافت و موقعيت هاي زيادي از اختيار روسيه خارج شد.
بلغارستان و روماني هم مثل لهستان، مجارستان و جمهوري چك، پيش از پيوستن به اتحاديه اروپا، در ناتو پذيرفته شدند. صوفيه و بخارست در بهار سال 2004 ميلادي و پس از مذاكرات طولاني مدت، به ناتو پيوستند اما پذيرش آنها در اتحاديه اروپا تا سال 2007 ميلادي به تعويق افتاده است. با این وجود ،در سال هاي 2002 و 2003 ميلادي، تغيير قابل توجهي در روابط ميان كشورهاي غربي عضو ناتو و كشورهاي كمونيستي سابق به وجود آمد. نفوذ آمريكا بيشتر شد و به هنگام بحران حمله به عراق، دولت هاي روماني و بلغارستان به آمريكا اجازه دادند از پايگاه هاي نظامي منطقه استفاده كنند.
در فوريه سال 2003 ميلادي، ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه علنا از اين اقدام انتقاد كرد و تأكيد كرد چنين تصميماتي، ديپلماسي ضد جنگ فرانسه را خنثي مي كند و نفوذ فرانسه بر كشورهاي تازه وارد اتحاديه اروپا را هم كاهش مي دهد. اما نبايد فراموش كرد كه فرانسه همواره از تقاضاي بخارست و صوفيه براي عضويت در اتحاديه اروپا و ناتو حمايت كرده است و روابط تاريخي فرانسه و روماني هم هميشه قوي بوده است . پاريس حتي بخارست را به عنوان عضوي از كشورهاي فرانسوي زبان به رسميت مي شناسد اما تمايلات آمريكايي مقامات روماني، فرانسه را به شدت نااميد كرده است.
ژئوپلتيك جديد درياي سياه، رقابت جديدي را ميان قدرت هاي بزرگ به نمايش گذاشته است. حالا كه روسيه تا حدودي به عقب رانده شده است، آمريكا، فرانسه و آلمان، بازيگران اصلي و جديد براي كسب نفوذ در منطقه هستند و اكنون، منافع اقتصادي و امنيتي آنها در اين منطقه استراتژيك و غني كه بالكان را به قفقاز و اروپاي شرقي و مركزي را به تركيه متصل مي كند به خطر افتاده است.
در ماه هاي نوامبر و دسامبر سال 2003 ميلادي، بلغارستان و رماني در مركز توجه نظامي آمريكا و در متن جنگ سرد واقع شده بودند. در همان زمان، وابسته نظامي آمريكا در بلغارستان اعلام كرد كه واشنگتن به دنبال «پايگاه هاي انعطاف پذير و كوچك» در اروپا است و به همين جهت، هيئت هاي نمايندگي خود را به بخارست و صوفيه مي فرستد. پارلمان بلغارستان هم قطعنامه اي را به تصويب رساند كه براساس آن، آمريكا و ناتو اجازه استفاده و استقرار نيروهاي نظامي خود در خاك اين كشور را به دست مي آوردند. دولت روماني و دستگاه ديپلماتيك آن هم اعلام كردند كه واشنگتن مي تواند روي همكاري استراتژيك روماني و بلغارستان حساب كند.
اين اقدام به بلغارستان كمك كرد كه سريع تر به هدف خود براي پيوستن به ناتو برسد. در همان حال، آمريكا هم اجازه مي يافت كه نيروهاي خود را در اين كشور استقرار دهد و ساماندهي كند. با این ترتیب واشنگتن هم كه مي خواست حضور خود در آلمان را كاهش دهد و نيروهاي خود را به سمت شرق اروپا سوق دهد، به هدف خود رسيد.
تقاضاي روماني براي پيوستن به ناتو از اولين درخواست هايي بود كه از سوي اعضاي سابق معاهده ورشو مطرح شد.
از سوي ديگر، روماني در كنار معاهده ورشو سعي كرده است براي تأمين امنيت خود و رهايي از هژموني روسيه، به غرب پناه بياورد.
با اين وجود، مواضع بلغارستان و روماني در مقابل مسكو، كاملاً متفاوت است. صوفيه به دلايل تاريخي و فرهنگي، بيشتر به روسيه تمايل دارد. اما اين تفاوت، آنها را از همكاري براي پيوستن به ناتو و اتحاديه اروپا باز نداشته است و همين امر، نشانه واضحي از كاهش فعلي نفوذ روسيه است.
مقامات بلغارستان و روماني هم مثل ساير كشورهاي سوسياليست سابق، خواهان الحاق كامل به سيستم اقتصادي و مالي اروپا هستند. آنها معتقدند كه پيشرفت و توسعه، كاملاً به پذيرش ساختار سياسي و مالي غرب بستگي دارد و به همين جهت، پيوستن به اتحاديه اروپا هم هدفي ضروري براي رهبران اين دو كشور است.
با اين وجود، روساي جمهور سابق و فعلي بلغارستان و روماني نشان داده اند كه تمايل چنداني به حمايت از تلاش هاي فرانسه براي ايجاد سياست امنيتي و دفاعي خود مختار اروپا ندارند و در مقابل، خواهان اتحاد استراتژيك با آمريكا و بريتانيا هستند. اين درس بزرگي است كه آنها از بحران سال 2003 ميلادي و عدم مشاركت پاريس، برلين و بروكسل در حمله به عراق آموخته اند .
جهت گيري ژئوپلتيكي جديد بلغارستان و روماني هم مثل لهستان و كشورهاي حوزه بالتيك، حالتي دوگانه دارد: حالت اول، اتحاد اروپا در زمينه هاي سياسي و اقتصادي است و حالت دوم، موضع استراتژيكي است كه با سياست هاي آمريكا و ناتو مطابقت داشته باشد. اين سياست، قبلا شيراك را دلخور كرده بود اما به دلايل تاريخي و سياسي كاملاً قابل توجيه است. از لحاظ تاريخي، مهمترين دغدغه امنيتي تمام كشورهاي اروپايي، فرار از هژموني روسيه يا آلمان بوده است. بنابراين، آنها ابرقدرت هايي مانند بريتانيا يا آمريكا را به قدرت هاي ديگر اروپايي ترجيح مي دهند. از لحاظ سياسي هم، در 15 سال گذشته، آمريكا ظرفيت و توانايي بالاتري را نسبت به فرانسه و آلمان به نمايش گذاشته است كه اين هم از ديگر عوامل جذب شدن كشورهاي اروپايي كوچك به آمريكا است.
اگر شرايط ژئوپلتيكي روماني و بلغارستان را در سطح منطقه اي وسيع تري بررسي كنيم، به تهديدها و فرصت هاي پيش روي آنان پي خواهيم برد. همانطور كه گفته شد، منطقه درياي سياه را بايد در سايه محور انرژي و نيز ارتباط بالكان با آسياي مركزي مورد توجه قرار دهيم و به اين ترتيب، مشخص مي شود كه چرا آمريكا خواهان افزايش نقش گرجستان، اوكراين، ازبكستان و آذربايجان است و مي خواهد بلغارستان را هم به همين وادي بكشاند.
در واقع، آمريكا فعاليت زيادي در منطقه درياي سياه داشته است: در چند سال اخير، نمايندگان آمريكا سعي داشته اند لابي هاي آمريكا را در روماني، بلغارستان، گرجستان و اوكراين فعال كنند تا راه پذيرش آينده اين كشورها در ناتو را هموارتر كنند.
با اين تفاسير، ژئوپلتيك درياي سياه همچنان از زمان بحران سال هاي 1989 تا 1991 ميلادي با بي ثباتي مواجه است. در حال حاضر، تغيير واضحي در اين راستا قابل مشاهده است: عليرغم نفوذ سياسي روسيه در منطقه، مسكو ديگر نمي تواند با نفوذ آمريكا در عرصه اقتصادي و امنيتي مقابله كند و به نظر مي رسد پذيرش بلغارستان و روماني در ناتو و الحاق احتمالي اين دو كشور به اتحاديه اروپا هم عامل مهمي در تغيير تعادل قدرت هاي منطقه اي خواهد بود.
آينده سياسي اتحاديه اروپا و روابط آلمان و آمريكا هم متغيرهاي مهمي در اين روند هستند . اتحاد كشورهاي اروپايي و روابط نزديك آنها با آمريكا هم به افزايش نفوذ غرب دامن زده است . در مقابل، سياست خارجي مستقل آلمان كه بر پايه همكاري هاي استراتژيك با روسيه و چين بنا نهاده شده است و تكيه چنداني به اروپا يا ناتو ندارد، رقابتي را در درون كشورهاي غربي به وجود آورده است كه احتمالا در آينده، كشورهايي مانند بلغارستان و روماني را در معرض تصميماتي دشوار قرار خواهد داد.