آفتابنیوز : 
«هوارد فاینمن» نویسنده نیوزویک در
این مقاله با اشاره به دشواری های آمریکا در عراق و پیشنهادهای اخیر درباره مذاکره با ایران وسوریه برای پایان دادن به خشونت ها در این کشور مینویسد: اکنون تمام جهان جنگ و دیپلماسی چشم به ایران دوخته است تا شاید چشماندازی برای صلح و دستیابی به توافقی در مورد عراق ببیند.
نویسنده که آشکارا از وضعیت فعلی پیش روی آمریکا خشمگین است با لحنی کنایهآمیز میافزاید: البته ایرانی ها آماده مذاکره هستند ، فقط چند شرط کوچک دارند؛ غرب باید بپذیرد که کاری با برنامه هستهای ایران نداشته باشد و در عوض مقامات ایران بتوانند هر روز خبری جدید از موفقیتهای برنامه هستهای خود اعلام کنند.
همچنین غرب نباید به ادعاهای خود در مورد نقش ایران در لبنان و غزه ادامه دهد. مقایسه کردن احمدی نژاد با هیتلر هم باید پایان یابد چون اصلا برای یک گفتگوی محترمانه مناسب نیست.
در عوض احمدی نژاد هم ممکن است در مورد اقدامات احتمالی فکر کند که ممکن است به پایان یافتن خشونتهای فزاینده در عراق کمک کند و آمریکا و انگلیس را از گرداب «پروژه عراق» نجات دهد.
او در ادامه این پرسش را مطرح می کند که «چگونه به این وضعیت دچار شدیم؟» و مینویسد آمریکا که تصورمیکرد با رها شدن از شر صدام حسین جهان جای امنی برای زندگی خواهد شد از دیدن کل صفحه بازی غافل شد و چنان «شاه» خود را در محدوده حریف نشاند که اکنون خارج کردن آن چندان ساده نیست.
اگر به سرعت از عراق خارج شویم این کشور به افغانستان در زمان حکومت طالبان تبدیل می شود و اگر بمانیم ویتنام خواهد شد. در شطرنج این وضعیت را «آچمز» میگویند، وقتی که قادر به هیچ حرکتی نیستید.
او در ادامه به برخی گزینه های پیش روی آمریکا برای برخورد با ایران پرداخته و مینویسد جرج بوش حاضر به گفتگو با ایران نیست مگر اینکه آنها حاضر به رها کردن برنامههای هستهای مورد مناقشه با غرب باشند و طرف مقابل هم در صورتی حاضر خواهد بود در مورد روند هستهای شدن خود اعلام کفایت و توقف کند که بتواند ابراز پیروزی کند.
«فاینمن» سپس با اشاره به این که ایرانیها آمریکا را به همان جهتی که می خواستند پیش بردند، میافزاید: شاید نتیجه منطقی این باشد که تئوری را که اغلب ایرانیان مقیم آمریکا مطرح میکنند بپذیریم که ایران به دنبال تبدیل شدن به جامعهای مدرن و فعال در مناسبات اقتصادی با غرب است و با توجه به کاهش اخیر بهای نفت سران این کشور هم به آسیب پذیری اقتصادی خود پی برده اند و دستیابی به توافقی با آنها از طریق مذاکره ممکن است.
اما او در این تئوری ابراز تردید کرده و مینویسد: اگرچه برخی از سیاستمداران آمریکایی از جمله تونی بلر به دلیل هراس از سایر گزینهها به دنبال مذاکره با ایران هستند و به امید رها شدن از عراق به کمک ایران چشم دوخته اند ولی هدف واقعی ایران چیز دیگری است.
نویسنده در پایان مدعی شده است که هدف واقعی ایران نابودی اسراییل و رهبری جهان اسلام است به وسیله آنچه که جبهه اعراب اهل سنت در مصر، سوریه، لبنان و اردن موفق به انجام آن نشد: بازپس گیری بیت المقدس .
نویسنده نیوزویک که جهتگیری اسراییلی خود را آشکار کرده است سرانجام بار دیگر به استعاره شطرنج باز میگردد و نتیجه میگیرد نو محافظه کارانی که تصور میکردند با حمایت از دموکراتیزه شدن عراق به اسراییل کمک می کنند باید به یاد داشته باشند که باز گذاشتن اطراف «شاه» در شطرنج به ندرت منجر به موفقیت میشود.