«رائول کاسترو چهارشنبه گذشته آشکارا از تمایل کشورش برای مذاکره مستقیم با ایالات متحده پرده برداشت و گفت: «ما از این فرصت (انتشار گزارش بیکر همیلتون) استفاده میکنیم تا بگوئیم حاضریم تمام مشکلات دیرپای فیمابین ایالات متحده و کشورمان را پای میز مذاکره حلوفصل کنیم».
اما واکنش دستگاه سیاست خارجی آمریکا به این پیشنهاد بسیار سرد و دلسردکننده بود. تنها مقام آمریکایی که حاضر شد در باره این موضوع صحبت کند شان مککورمک سخنگوی وزارت خارجه بود که گفت آمریکا نمیتواند با یک «دیکتاتور آماده به خدمت» مذاکره کند.
غیر از کوباییها هیچکس در جهان از این موضع دولتآمریکا تعجب نکرد. امتناع از گفتگوی مستقیم با تمام کشورهایی که با آمریکا «مشکل» دارند سالهاست که به شاخصه و اصل جداییناپذیر سیاست خارجی دولت بوش تبدیل شدهاست. این شاید نابخردانهترین شیوه برای دولتی است که میخواهد همچنان نقش رهبر را در جهان امروز بر عهده داشته باشد.
تنها چندروز پس از آب سردی که آدمهای بوش در وزارت خارجه به رهبر کشور همسایه پاشیدند وی در کنار متحد همیشگیاش ایستاد و مهمترین توصیه بیکر-همیلتون را کاملا زیرپا گذاشت. رئیسجمهور آمریکا پیششرطهایی برای مذاکره با ایران و سوریه مطرح کرد که مطمئن بود تهران و دمشق آن را نمیپذیرند.
اما به عقیده بسیاری بوش برای اینکه آینده سیاسی حزب جمهوریخواه را بر باد ندهد مجبوراست در آینده نزدیک از دنیایی که بازها برایش ساختهاند بیرون بیاید. ماکسین واتر رهبر نماینده جمهوریخواه کالیفرنیا و رهبر فراکسیون «خروج از عراق» در کنگره آمریکا میگوید:«این دنیایی نیست که بقیه منتظر باشند تا ما بگوئیم چهکاری انجام بدهند یا ندهند. رهبران ایران و سوریه و کوبا واقعا از آمریکا نمیترسند. روابط با کشورها تابع دیپلماسی است نه ایدهآلها و هیچکس نمیتواند ثابت کند که این سیاستخارجی ایدئولوژیک و ایستا آمریکا را در مقابل تهدیدهایی که امروز و در آینده با آن مواجهیم مصونتر میسازد». به عقیده خانم واتر رفتاری که کرهشمالی،ایران و سوریه در قبال بقیه جهان در پیش گرفتهاند بهخوبی میتوان درباره درستی یا نادرستی این سیاست قضاوت کرد.
دنیس جت مدیر گروه مطالعات بینالملل دانشگاه فلوریدا نیز درباره رفتار دیپلماتیک بوش میگوید: «رئیسجمهور در دام کلماتی افتاده که در گذشته به کار برده است. وقتی شما حکومت یک کشور را شیطانی توصیف میکنید دیگر نمیتوانید راجع به احتمال سازندهبودن مذاکرات با آن صحبت کنید». به عقیده جت نپذیرفتن پیششرطهای بوش از سوی تهران،دمشق و پیونگیانگ کاملا قابل پذیرش است: «مثل ایناست که به آنها گفته باشیم که اگر تسلیم شوید آنوقت می توانیم درباره جزئیات بیانیه تسلیم با یکدیگر گفتوگو کنیم».
اینک به نظر میرسد که سیاست چماق و فقط چماق آشکارا بهبنبست رسیده است. هنوز دو سال از دوره زمامداری بوش باقی مانده و او میتواند با برقراری یک گفتگوی هدفمند با رهبران دولتهای مخالف آمریکا نه تنها به خاطر منافع آمریکا که بهخاطر منافع مردم آن کشورها یک گام مثبت بردارد، مشروط بر اینکه تشخیص دهد که گفتگو نشانه ضعف نیست،نشانه قدرت است».