آفتابنیوز :
آفتاب: امنیت به دو بخش امنیت بیرونی و درونی تقسیم میشود.
رخدادهایی مانند «جنگ، سوانح، قتل و جنایت» که تهدیدکننده امنیت اجتماعی یا امنیت بیرونی جامعه هستند تاثیر زیادی بر امنیت درونی یا امنیت روانی افراد جامعه نیز میگذارند. به عبارت روشنتر با به خطر افتادن امنیت بیرونی در یک جامعه، شهروندان «احساس امنیت درونی» نیز نخواهند داشت.
1- نیروی انتظامی فارس سهشنبه گذشته (25فروردین) برای مقابله با یک باند تبهکار که به گفته «علی مویدی»، فرمانده انتظامی استان فارس، دارای سابقه «آدم ربایی، قتل، ترانزیت مواد مخدر، اخاذی و ایجاد ناامنی» بودهاند؛ وارد یک درگیری خونین شد. در این درگیری مسلحانه که در کوههای استهبان و فسا رخ داد چهار عضو باند تبهکار «قوهستانی» کشته شدند.
در این درگیری دو مقام پلیس فارس نیز به شهادت رسیدند. فرمانده نیروی انتظامی فارس میگوید که در این ماجرا، «محمد حسامی» که به گروگان گرفته شده بود قبل از دخالت پلیس، توسط گروگانگیران کشته شده است.
2- آنچه که سبب شد پلیس فارس به سرکوب باند تبهکار «قوهستانی» بپردازد، موضوع گروگانگیری وکیل پایه یک دادگستری با نام «محمد حسامی» بوده است. این باند با به گروگان گرفتن این وکیل برای آزادیاش 900 میلیون تومان طلب کرده بودند. البته بستگان این گروگان میگویند که خانواده آقای محمد حسامی حاضر بودهاند 40 میلیون تومان برای آزادی او پرداخت کنند. گویی گروگان گیران نیز با این رقم موافقت کرده بودند.
3- اشتباه نکنید، هدف از پاراگراف بالا این نیست که باید به گروگانگیران پولی پرداخت میشد؛ چرا که در آن صورت برقراری امنیت بیرونی کاری دشوار و حتی ناممکن خواهد بود. ولی آنچه که موضوع را برجسته کرده قضیه به قتل رسیدن گروگان است که هفته گذشته و در مصاحبه مطبوعاتی فرمانده انتظامی استان فارس به جزییات آن و امکان پیشگیری از آن اشاره نشد.
4- اکنون پرسشهایی مطرح است که شاید بهتر باشد مقامات مسئول، برای روشن شدن اذهان و ایجاد امنیت درونی در بین شهروندان به آنها پاسخ دهند.
1. در عملیات پلیس فارس چه از مرحله برنامهریزی و اقدامات اطلاعاتی و چه در مرحله اجرای آن، سرکوب باند تبهکار هدف اولیه بوده یا نجات جان گروگان؟
2. اگر نجات جان گروگان مورد توجه بوده، چرا و چگونه آقای محمدحسامی جان به در نبرده است؟
3. شهروندان از خود سوال میکنند که اگر به فرض محال حادثه گروگان گیری دیگری رخ داد آیا این احساس امنیت درونی را خواهند داشت که میتوانند به پلیس اعتماد کنند تا گروگان را نجات دهد؟
4. آیا برای نجات جان گروگان هیچ راهی وجود نداشته است؟ آیا اگر پول پرداخت شده و گروگان تحویل داده میشد و سپس پلیس باند تبهکار را سرکوب میکرد؛ در اصل موضوع که همان برقراری امنیت بیرونی و دستگیری اعضای باند بود، تفاوتی ایجاد میشد؟
میشود چرا که مسئله امنیت جان شهروندان در میان است نه چیز دیگری به هر حال همچین مواردی از این دست به تخصص و
درایت بیشتری از سوی پلیس نیاز است تا غریق نجات خود عامل
غریق نباشد