به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب- گروه سیاسی: با پایان یافتن دوره 8 ساله خاتمی و روی کار آمدن محمود احمدینژاد، وقتی سید کاظم وزیری هامانه به عنوان وزیر نفت برگزیده شد، محمدرضا نعمتزاده، به رغم میل باطنیاش، و با اصرار شخص وزیر از پتروشیمی به شرکت پالایش و پخش فراوردههای نفتی رفت تا وضعیت بحرانی بنزین و پالایشگاهها را سروسامان بدهد.
محمدرضا نعمتزاده؛ از کیارستمی تا پاستور! [+]
محمدرضا نعمت زاده کیست؟ [+]تیرماه سال 86 در ایران، سرآغاز حرکتی بزرگ در بخش انرژی کشور بود که با جنجالی کوتاهمدت شروع شد. از آن زمان بود که طرح سهمیهبندی سوخت با ارائه کارتهای هوشمند سرانجام با اصرار مجلس وارد فاز اجرایی خود شد.
هر چند محمدرضا نعمتزاده به عنوان یک مدیر از ابتدای انقلاب در عرصههای مختلف فعالیت کرده است، اما مسوولیت او در کسوت مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی شاید به دلیل اهمیت فوقالعاده موضوع سهمیهبندی بنزین، از تمام فعالیتهای او نمود بیشتری پیدا کرد، چرا که این موضوع از مهمترین مسائل مرتبط با زندگی روزمره مردم بود و باید تدابیر اجرایی آن به شکل مطلوبی تدارک دیده میشد.
نعمتزاده تا 23 مهرماه 87، به عنوان معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی، به فعالیت ادامه داد اما به ناگهان، غلامحسین نوذری که پس از وزیری هامانه دومین وزیر نفت دولت نهم لقب گرفته بود، از نعمتزاده خواست که در اجرا نباشد! احتمال تغییر نعمتزاده البته از مدتها پیشتر مطرح بود، اما خبر غیر رسمی این تغییر که پیش از این در محافل سرانجام با حکم وزیر نفت در 23 مهرماه 87 قطعی شد و مسئولیت نعمتزاده از معاونت به «مشاور ارشد وزیر نفت» در این وزارتخانه پر اهمیت تقلیل یافت.
پدر پتروشیمی ایران، چند ماهی هم با عنوان مشاور ارشد وزیر نفت، در طبقه پانزدهم این وزارتخانه، روزگار گذراند، تا در یک حرکت ناگهانی دیگر، روابط عمومی وزارت نفت روز هفتم اردیبهشتماه سال 88 با انتشار یک اطلاعیه کوتاه اعلام کند که «ماموریت مهندس محمدرضا نعمت زاده در وزارت نفت از صبح امروز (دوشنبه 7 اردیبهشت) پایان یافته و وی به نهاد ریاست جمهوری باز میگردد»!
[+] اما چه چیز باعث شد که نعمتزاده اینچنین مورد بیمهری قرار گیرد؟ برای پاسخ دادن به این پرسش باید به عقب بازگردیم.
محمدرضا نعمتزاده، یک مدیر اجرایی است. مسائل سیاسی را در کارهایش دخالت نمیدهد. برای او کار کردن با فلان وزیر یا رئیس جمهور فرقی نمیکند و هدف برای او، رفع نیاز و اعتلای کشور است. به همین دلیل وقتی وزرا و روسای جمهور عوض شدند او به کار خود ادامه داد. شاید همین باعث شده که کمتر کسی بداند که او از اعضای شورای مرکزی حزب «اعتدال و توسعه» هم هست.
با این حال، در دولتی که خود را وامدار احزاب نمیداند و دید خوبی به فعالیتهای تشکلیافته و قانونمند سیاسی ندارد، عضویت در شورای مرکزی یک حزب نمیتواند امتیاز مثبتی برای یک مدیر سطح بالای دولت محسوب شود؛ آن هم حزبی که در قریب 4 سال گذشته، بارها انتقادات خود را نسبت به سیاستها و روشهای اجرایی دولت نهم و شخص رئیس آن صراحتاً اعلام کرده است.
علاوه بر این نعمتزاده، هرچه که باشد، مدیری است که سابقه 8 سال وزارت را دولت آیتالله هاشمی رفسنجانی دارد و بارها علاقهمندی خود را به مشی مدیریتی هاشمی اعلام کرده است. او همچنین روابط نزدیکی با حجتالاسلام والمسلمین، دکتر حسن روحانی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک دارد.
گفته میشود که پس از سخنرانی صریح انتقادی روحانی در مراسم افطار حزب اعتدال و توسعه در 19 شهریور 87، که نعمتزاده هم در آن جلسه حضور داشت،
[+] فردای آن روز نعمتزاده به دفتر وزیر احضار شده و اولین هشدارها به او داده شده است. البته بین آن سخنرانی و برکناری نعمتزاده از معاونت وزارت نفت تنها 34 روز فاصله افتاد.
[+] مشابه این اتفاق، در هفته اخیر دوباره تکرار شد. نعمتزاده، پنجشنبه گذشته، به همراه دیگر اعضای شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، به قصد آنچه که پیشتر رایزنی انتخاباتی اعلام شده بود
[+] به دیدار آیتالله هاشمی رفسنجانی رفت و علاوه بر دیدار عمومی، به اتفاق دبیرکل و چند تن دیگر از اعضای بلندپایه شورای مرکزی حزب، خصوصی هم با هاشمی به گفتگو نشست.
[+] [+]
این بار برکناری نعمتزاده از پست تشریفاتی وزارت مشاور ارشد وزیر نفت کمتر از یک هفته به طول انجامید و تنها 4 روز پس از دیدار با هاشمی، اعلام شد که مأموریت نعمتزاده در وزارت نفت خاتمه یافته است.
البته این شتابزدگی علت دیگری هم داشت و آن مصاحبه صریح و انتقادی بود که روز یکشنبه از نعمتزاده در روزنامه اعتماد منتشر شد. نعمتزاده در آن مصاحبه با تشریح زوایای پنهان برکناری خود از معاونت وزارت نفت،صراحتاً به شیوه مدیریت محمود احمدینژاد انتقاد کرده و آن را 180 درجه متفاوت با شیوه مدیریت شهید رجایی دانسته و حتی تلویحاً از نامزدی مهندس میر حسین موسوی حمایت کرده بود.
نعمتزاده در مصاحبه با روزنامه اعتماد تلویحاً تأیید کرد که حکم برکناری او از سمت معاونت وزارت نفت هرچند به امضای نوذری رسیده بود، اما دستور مقام بالاتری بود که نوذری را وادرا به این امضا کرد: «اینکه دلیل برکناری چه بوده، در این باره کندوکاو نکردم، منتها برای من مهم نیست که چه کسی دستور برکناری را صادر کرد». او همچنین گفت: «شرایط کنونی وضعیت کشور به گونهای است که تغییر مدیران، عادی شده که اصلاً خوب نیست. متاسفانه این نارسایی و بیماری تغییر مدیران گریبان صنعت نفت را هم گرفته است».
او در بخش دیگری از این مصاحبه گفت: «باید مراجع بالا تصمیم بگیرند که آیا اداره کشور به این صورت جایز است یا خیر. من چهار دوره در دولتهای شهید رجایی، آیت الله هاشمی رفسنجانی و در مقطع شورای انقلاب وزیر بودم. در این چهار دوره به جز یک مورد، کسی برای انتخاب معاون از من نخواست با آنها مشورت یا از آنها تاییدیه بگیرم و در واقع آزادی عمل کامل وجود داشت. ولی ظاهراً در دولت فعلی روش به گونهای دیگر است. حالا نظر آقای رئیس جمهور این است».
عضو ارشد شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، همچنین گفته بود: «به نظر من نباید شرایط نظام را با این تغییر و تحولات برهم زد. به عنوان یک مدیر معتقدم ثبات مدیریتی یکی از اصول حکومتداری است و نباید به این صورت باشد که هر روز شاهد برکناری یک مدیر باشیم. چندی پیش مدیر بانک ملی و مدیرعامل ایران خودرو برکنار شدند. وقتی آقای منطقی برکنار شد، شنیده شد از مراجع بالاتر دستور برکناری او صادر شده، در حالی که طبق اساسنامه قانونی، مجمع عمومی سازمان گسترش و نوسازی صنایع باید در این زمینه تصمیم بگیرد و حتی وزیر صنایع نباید دخالت کند. بنابراین برکناری مدیران به این شکل نادرست است و اگر ادامه پیدا کند ممکن است خدای ناکرده حالت دیکتاتوری پیدا کند. باز هم به عنوان یک مدیر تغییر و تحولات را مردود میدانم ... حقیقتاً من به عنوان برادر رئیس جمهور به ایشان توصیه میکنم در این گونه موارد مشورت و نظرخواهی کنند که هم به نفع خودشان و هم به نفع کشور است. آنچه در این دولت قابل نقد است اینکه حفظ کرامت انسانها و احترام به مردم و آزادی بیان و مطبوعات تضعیف و خدشه دار شده است. به نظر من نیاز به یک تغییر اساسی است چون اگر این تغییر صورت نگیرد، ادامه این راه میتواند نظام را تضعیف کند».
نعمتزاده، شهید رجایی و احمدینژاد را از بعد مملکتداری 180 درجه با هم متفاوت خوانده و افزوده بود: «آقای رجایی واقعاً روحیه لطیف و ظریفی داشت ... یک روحیه تواضع داشت. هیچ گاه در دولت صدایشان بلند نشد یا عصبانی نشدند. در حالی که زمان جنگ بود و شرایط سختی با کاهش درآمدها به وجود آمد اما او آرام، مردمدار و متواضع بود ولی آقای احمدی نژاد، من تا حدی که حضوری با ایشان آشنا شدم یا در رسانه ظاهر میشود قطعاً متواضع است که هیچ تردیدی نیست ولی در حکومتداری به نظر من به رای خودش تکیه میکند. در حالی که شهید رجایی بدون مشورت و گرد هم آوری مخالفان و موافقان جمع بندی نمیکرد اما در دولت احمدی نژاد این حالت خیلی کم است و قابل مقایسه نیست. در حال حاضر دخالت های زیادی در سلسله مراتب حکومتی و مدیریتی است، در حالی که شهید رجایی این گونه نبود».
او همچنین با حمایت تلویحی از نامزدی مهندس میرحسین موسوی گفته بود: «من معتقدم اگر همه مردم از آقای میرحسین موسوی حمایت کنند آن تغییراتی را که مدنظر همه جوانها و افراد باتجربه است ایشان میتوانند به وجود بیاورند. آقای میرحسین موسوی متدین و متواضع است و اعتقاد به مشورت و نظرخواهی که در حال حاضر کم است، دارند. متاسفانه در حال حاضر شورای منتخب آقای رئیس جمهور تصمیمی میگیرد حال به هر دلیلی آقای احمدی نژاد یک دستور دیگر میدهد و همه چیز عوض میشود. این گونه رفتار تاکنون در هیچ دولتی نبوده است».
نعمتزاده در بخش پایانی مصاحبهاش با اعتماد ادعای وجود مافیای نفت را رد کرد و گفت: «من وجود مافیا در نفت را قبول ندارم و قطعاً خلاف است. خود رئیس جمهور هم به این موضوع رسید اطلاعاتی که در مورد مافیای نفت به ایشان دادند درست نبود. درست است که در این صنعت به عنوان بزرگ ترین دستگاه اقتصادی کشور که پروژه های بزرگ را اجرا میکند، پول جابه جا میشود ولی این به معنای مافیا نیست. مافیا یک چیز به اصلاح مخفی مالی است. ... البته ممکن است در مجموعهای که این مقدار قرارداد فروش نفت و اجرای پروژه وجود دارد، تخلف شود که در جاهای دیگر قطعاً بیشتر از این است اما این موضوع به مافیا ربطی ندارد. ... معتقدم اگر تخلفی در صنعت نفت صورت گرفته باید با متخلف برخورد کنند ولی هیچ چیز عمومی وجود ندارد جز اینکه یک فرهنگ خاص در صنعت نفت حاکم است».