آفتابنیوز :
آفتاب: رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: «در شرایطی که در منطقه قدرتمندتر شدهایم و به پیروزیهای زیادی دست پیدا کردهایم، لحن تند و سخنان درشت باعث خواهد شد که کشورهای منطقه احساس خطر کنند و علیه ما متحد شوند. اظهارات و سیاستهای تند و تهاجمی در این شرایط میتواند باعث این برداشت غلط در کشورهای منطقه شود که تهدیدی علیه آنها هستیم، مخصوصاً آن که دشمنان جمهوری اسلامی از هر فرصتی برای دامن زدن به ایرانهراسی استفاده میکنند».
به گزارش گروه سیاسی آفتاب، حجتالاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی طی سخنانی در اجلاس مجمع عمومی سیامین سالگرد جامعه اسلامی دانشگاهیان که روز گذشته در دانشگاه شهید بهشتی تهران برگزار شد، با طرح این پرسش که «چرا سیاست خارجی ما باید توسعهگرا باشد»؟، گفت: «استراتژی ملی جمهوری اسلامی بر اساس سند چشمانداز بیست ساله، استراتژی توسعه است. چشمانداز بیست ساله یک سند ارزشمند است که با امضا و ابلاغ رهبری معظم انقلاب به چارچوب اصلی مدیریت کشور تبدیل شده و تاکید میکند که ایران در سال 1404 باید کشوری توسعهیافته و از نظر علمی، اقتصادی و فناوری دارای جایگاه اول در منطقه باشد».
وی افزود: «البته شاید در نگاه اول تصور شود که اهداف این سند بلندپروازانه است، مخصوصاً آن که طی چند سال اخیر از رشد مطلوب برخوردار نبوده و متاسفانه از اهداف چشمانداز دور شدهایم. با این حال من مطمئنم که با توجه به جایگاه ایران، منابع سرشار کشور، اندیشمندان و منابع انسانی بینظیر و در سایه تلاش و مدیریت صحیح میتوانیم به این هدف دست پیدا کنیم. بنابراین اگر استراتژی و هدف ما «توسعه» است و قصد داریم در میان کشورهای منطقه اول باشیم، دولت ما و سیاست خارجی ما نیز لاجرم بایستی «توسعهگرا» باشند».
روحانی تاکید کرد: «هدف سیاست خارجی در یک کلام این است که منافع کشور را در صحنه بینالمللی دنبال کند، یعنی یا امنیت ملی را به خوبی تامین کرده یا این که کشور را به سمت توسعه و رفاه هدایت نماید. با این وصف بایستی هرگونه تلاش و تحرک، هر سفر، هرگونه حضور در مجامع بینالمللی، هرگونه نامهنگاری، هر مذاکره و هرگونه سخنرانی خارجی در این راستا تنظیم شود و این هدف را مد نظر قرار دهد».
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به این که «شناخت صحیح، اولین گام در مسیر یک سیاست خارجی موفق است» گفت: «مسئولان سیاست خارجی و تمام آنهایی که میخواهند در صحنه بینالمللی اقداماتی به نفع کشور انجام دهند باید شرایط کشور، منطقه و اوضاع جهانی را دقیقاً بشناسند. شناخت بازیگران بینالمللی و کنشگران عرصه جهانی یک ضرورت اولیه برای هرگونه برنامهریزی در حوزه سیاست خارجی است و مسئولان باید ارزیابی دقیق و واقعگرایانهای از معادلات بینالمللی، جایگاه ایران، مقدورات و محذورات و نهایتاً منافع کشور و خطرات احتمالی داشته باشند».
دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی با یادآوری تحولات بزرگی که طی سالهای اخیر در منطقه و سطح جهان رخ داده، گفت: «زمانی نه چندان دور اگر فردی در ابرقدرتی آمریکا تردید میکرد مورد تمسخر دیگران قرار میگرفت اما اکنون به وضوح میبینیم که نقش ایالات متحده آمریکا در حال تغییر و کاهش است. در اواخر قرن گذشته 26 درصد از کل تولید جهانی متعلق به آمریکا بود اما این رقم اکنون به حدود 20درصد رسیده است. زمانی تصور میشد که آمریکا نه تنها امنیت خود که امنیت هر کشوری را که اراده کند، تامین خواهد کرد اما در 11 سپتامبر دیدیم که آمریکا علیرغم آن همه دستگاههای عریض و طویل نظامی، امنیتی و پلیسی قادر به تامین امنیت خود هم نبود. زمانی تصور میشد که آمریکا اگر بخواهد به هر کشوری حمله خواهد کرد و پیروز خواهد شد اما تجربیات سالهای اخیر نشان داد که آمریکا حتی در کشورهایی نظیر عراق و افغانستان نیز نمیتواند به پیروزی مورد نظر دست پیدا کند».
وی ادامه داد: «آمریکاییها در بدو لشگرکشی به افغانستان اعلام کردند که هدف آنها پیدا کردن زنده یا مرده بنلادن است. تعهد کردند که در افغانستان امنیت را تامین خواهند کرد و جایی برای طالبان نخواهد بود. وعده دادند که درافغاستان یک دموکراسی واقعی را ایجاد میکنند و اعلام کردند که تولید مواد مخدر در این کشور را ریشهکن خواهند کرد. بهرغم تمام این وعدهها اکنون میبینیم که هیچ یک از اهداف اعلامشده آمریکا در افغانستان محقق نشده است».
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: «شش سال پیش [سال 2003 یا 1382] آمریکاییها در همین روزها جشن پیروزی خود را در عراق برگزار کردند و وعده دادند که یک دموکراسی نمونه را در عراق مستقر خواهند کرد. مقامات دولت بوش که آن روزها در اوج نخوت و غرور به سر میبردند و آماده یک دیوانگی دیگر بودند، میگفتند چنان دموکراسیای را در عراق ایجاد خواهیم کرد که جمهوری اسلامی تحت فشار قرار بگیرد. اما دیری نپایید که همانها هم به شکست مفتضحانه خود در عراق اعتراف کردند».
روحانی با یادآوری شکست ایالات متحده در اجرای طرح «خاورمیانه بزرگ» به عنوان یکی دیگر از نشانههای افول قدرت آمریکا تصریح کرد: «آمریکاییها و صهیونیستها نه تنها در جنگ 33 روزه لبنان و جنگ 22 روزه غزه نیز به اهداف اعلامشده خود دست پیدا نکردند که متحمل یک شکست تاریخی و بیسابقه شدند. پس از آن هم دیدیم که اقتصاد آمریکا به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان در سال 2008 دچار چه بحران سختی شد که هنوز هم ادامه دارد. بنابراین، در سپتامبر 2001 هیمنه امنیتی آمریکا شکسته شد، در جریان حمله به افغانستان و عراق و جنگهای لبنان و غزه هیمنه نظامی آمریکا شکسته شد و در سال 2008 نیز قدرت اقتصادی آمریکا مورد تردید قرار گرفت».
وی افزود: «البته ابعاد شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه لبنان و جنگ 22 روزه غزه به مراتب بزرگتر از یک شکست نظامی است. رژیم صهیونیستی در این دو جنگ متحمل شکستی شد که نه برای آمریکا، نه برای منطقه و نه برای خود اسرائیل هیچگاه قابل تصور نبود. حزبالله لبنان با حداقل امکانات نظامی و تنها با استفاده از سلاح سبک و مقداری موشک زمین به زمین با برد محدود توانست فراتر از پیروزی نظامی به یک پیروزی مهم سیاسی ـ فرهنگی دست پیدا کند. تمام کشورها و مردم منطقه از جمله مردم اسرائیل اکنون میدانند که سید حسن نصرالله این فخر شیعیان جهان اگر حرفی بزند یا وعدهای بدهد به آن عمل میکند».
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با تاکید بر افزایش اقتدار جمهوری اسلامی در منطقه طی سالهای اخیر گفت: «جایگاه ایران در منطقه به دلیل ضربات متعدد به دشمنان منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی و تحولات مهم جهانی طی سالهای اخیر بیتردید قدرتمندتر شده است».
این عضو جامعه روحانیت مبارز یادآور شد: «دشمنان ایران نظیر آمریکا، صدام، رژیم اسرائیل و حتی طالبان به عنوان یک دشمن بالقوه طی سالهای اخیر یا نابوده شده یا ضربات بزرگی را متحمل شدهاند. شیعیان و دوستان جمهوری اسلامی ایران در عراق به قدرت رسیدهاند و پیروزی حماس و حزبالله لبنان بر رژیم صهیونیستی نیز فصل تازهای را در منطقه رقم زده است. مجموع این حوادث و رویدادها باعث شده که جایگاه ایران در منطقه و عرصه بینالمللی تقویت شود، هر چند که دشمنان ما نیز بیکار ننشستهاند و با استفاده از ابزارهای خود و احیاناً برخی اشتباهات میکوشند صورت مساله را تغییر دهند».
روحانی ادامه داد: «در شرایطی که جایگاه جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی تقویت شده و کشور طی چهار سال از رهگذر فروش نفت به درآمد بیسابقه و افسانهای 305 میلیارد دلاری دست پیدا کرده، و در شرایطی که در داخل کشور نیز ناامنی وجود نداشت؛ باید میتوانستیم با استفاده از یک سیاست خارجی هوشمندانه از فرصتهای موجود در عرصه جهانی استفاده کنیم که متاسفانه چنین نشد. یک سیاست خارجی موفق باید بتواند تهدیدات را به فرصت تبدیل کند. در این شرایط اگر از فرصتها استفاده نشد و یا احیاناً بالعکس فرصت سوزی شد، در واقع دچار یک خسارت تاریخی و غیرقابل جبران شدهایم».
وی تصریح کرد: «هنگامی که پیروز میدان هستیم و قدرتمندتر شدهایم باید لحن ما در موضعگیریهای بینالمللی نرمتر باشد. اگر در این شرایط با لحن تند، سخنان درشت و تکراری مطرح شد همه چیز برعکس میشود. طرف پیروز نیازی به لحن تند ندارد. در شرایطی که در منطقه قدرتمندتر شدهایم و به پیروزیهای زیادی دست پیدا کردهایم، لحن تند ما باعث خواهد شد که کشورهای منطقه احساس خطر کنند و علیه ما متحد شوند. اظهارات و سیاستهای تند و تهاجمی و سخنان درشت در این شرایط میتواند باعث این برداشت غلط در کشورهای منطقه شود که ما تهدیدی علیه آنها هستیم، مخصوصاً آن که دشمنان جمهوری اسلامی از هر فرصتی برای دامن زدن به ایرانهراسی استفاده میکنند».
روحانی با تاکید بر این که نباید بگذاریم دشمنان جمهوری اسلامی نقاط قوت ما را به ضعف و یا حتی به تهدید تبدیل کنند، گفت: «متاسفانه در شرایطی که فرصتهای استثنایی در اختیار داشتیم، به دلیل بیبرنامگی و عدم استفاده از کارشناسان، روابط ما با منطقه دچار تنش شد و با بهرهبرداریهای دشمنان باعث گشت که بیانیههای مختلف علیه ایران صادر شود و حتی برخی کشورها رابطه خود را با ما قطع نمایند».
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از اظهارات خود با یادآوری رابطه مستقیم میان قدرت ملی با سیاست خارجی هر کشور گفت: «سیاست خارجی زمانی اثرگذار است که قدرت ملی در داخل کشور افزایش پیدا کند. در جهان امروز دیگر قدرت ملی یک کشور با میزان قدرت نظامی آن سنجیده نمیشود بلکه آثار قدرت نرم در مواردی حتی از قدرت سخت نیز بیشتر است».
روحانی با تاکید بر این که شیوه حکومتداری یکی از قدرتهای نرم هر کشور است، گفت: «ایران دارای یک مردمسالاری قدرتمند است و برگزاری 30 انتخابات طی سی سال گذشته نشان میدهد بهرغم آن که دشمنان ما میخواهند تصویر دیگری از جمهوری اسلامی ارایه کنند، مردمسالاری بخشی جدانشدنی از نظام است».
وی افزود: «مشارکت عمومی توأم با نظارت عمومی یکی از شاخصهای مهم قدرت نرم است. بنابراین، انتخابات ریاست جمهوری یک فرصت استثنایی برای همه ماست تا قدرت ملی خودمان را افزایش دهیم. مهمترین اصل در انتخابات جاری، حضور پرشور و نشاط مردم در پای صندوقهای رای است و این مساله که به چه کسی رای میدهیم یا کدام کاندیدا رای میآورد در مرتبه بعدی قرار دارد».
عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان با اشاره به شرایط خاص کشور در ابعاد داخلی و خارجی و ضرورت مشارکت گسترده مردم در پای صندوقها تاکید کرد: «اگر خواستار یک تحول مطلوب در ابعاد داخلی و خارجی هستیم باید بدانیم که این تحول با مشارکت 50 درصدی مردم به دست نمیآید. کشور در این شرایط نیازمند برگزاری یک انتخابات تاریخی و حماسهای شبیه حماسه سال 76 است تا صحنه را به نفع منافع مردم تغییر دهد».