آفتابنیوز :
آفتاب: سعيد جليلی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان امروز در نخستین کنفرانس بین المللی خلع سلاح و عدم اشاعه در تهران ضمن ایراد سخنرانی، پیشنهادهایی را برای عملیاتی شدن آرمان خلع سلاح هستهای در جهان ارائه کرد.
متن كامل سخنرانی سعید جلیلی به شرح زیر است:
هیأتهای محترم و مهمانان گرامی
چهار ماه پیش توانستم از نزدیک شاهد آثار یکی از فجیعترین جنایات تاریخ بشریت در هیروشیما باشم. در دفتر یادبود قربانیان هیروشیما نوشتم مهمترین پیام هیروشیما، خلع سلاح آمریکاست و بر برگزاری این کنفرانس و ضرورت چنین هم اندیشی هایی تاکید کردم.
حضور شما را در جمهوری اسلامی ایران خوشامد گفته و امیدوارم هم اندیشی در این اجلاس که هدف والایی چون خلع سلاح را دنبال میکند، پاسخ مناسب به انتظارات جامعه بینالمللی را فراهم سازد.
چرا امروز به چنین اجلاسی نیازمندیم؟
با گذشت 65 سال از فاجعه هیروشیما، عاملان فاجعه مزبور نه تنها از انجام چنین فاجعهای ابراز پشیمانی نکرده و از مردم ژاپن و جامعه جهانی عذرخواهی نکردهاند، بلکه پس از 65 سال در انظار جامعه جهانی کماکان به خود اجازه میدهند گستاخانه ملتها را به استفاده از سلاح هستهای تهدید کنند.
فاجعه آفرینان هیروشیما و ناکازاکی نه تنها محاکمه و مجازات نشدند بلکه بعد از جنایات مزبور برخورداری از سلاح هستهای را مبنایی برای امتیازگیری در نظام بینالمللی قرار دادند.
پس از جنگ جهانی دوم متاسفانه مناسبات بینالملل نه بر مبنای عدالت و دموکراسی و حق برابر ملتها، بلکه بر مبنای قدرت برخورداری از سلاح هستهای شکل گرفت و دارندگان سلاحهای هستهای صرفا بر این مبنا توانستند برای خود در شورای امنیت امتیاز ویژه کسب کنند.
آیا چنین مبنایی میتواند موجب و موجد امنیت برای جهان باشد؟
جدا از اینکه هیچ انسان آزادهای در جهان نمیتواند به لحاظ نظری چنین مبنایی را قبول داشته باشد، تجربه 65 سال اخیر نیز نشان داد دارندگان سلاح های هستهای نه تنها امنیت را برای جهان به ارمغان نیاوردهاند بلکه خود منشاء تمام نا امنیهای این دوران بودهاند.
آقایان و خانمها؛
سپردن امر خلع سلاح به قدرتهای هستهای سرابی بیش نیست
جامعه امن جهانی نمیتواند بر مبنای تسلیحات هستهای شکل گیرد. ما عمیقا بر این باوریم که امنیت پایدار جهانی در بستر ایمان و عدالت شکل میگیرد و همین امر ایجاب می کند تا مناسبات بین ملت ها از مبنای غلط فعلی تغییر پیدا کند و بدین خاطر «خلع سلاح هسته ای» مهم ترین گام برای این تغییر و حرکت به سوی جهان امن است.
بدون شک چنین امر مهمی با تقاضا و خواهش از قدرت های هسته ای محقق نخواهد شد بلکه جامعه جهانی باید با همبستگی و استفاده از تمام ظرفیت های بین المللی عزم و مطالبه جدی خود را برای تحقق چنین هدف والایی به این قدرت ها دیکته و آنها را ملزم به آن کند.
تجربه 60 سال گذشته نشان داده است سپردن امر خلع سلاح به این قدرت ها امیدی واهی و سرابی بیش نیست.
خانمها و آقایان؛
صرف وجود سلاحهای هستهای تهدیدکننده امنیت جهانی است
خطر سلاح هستهای تنها در استفاده از این سلاحها نیست؛ شما شاهدید بسیاری از جنایات و فجایع دهه اخیر صرفا به پشتوانه سلاح هستهای بوده است.
اگرچه از سلاح هستهای استفاده نشده باشد. آیا ایالات متحده آمریکا بدون چنین پشتوانهای میتوانست خودسرانه و بدون هیچ مبنای قانونی حتی اجازه همین شورای امنیت، به بهانههای واهی به کشوری حمله و آن را اشغال کند؟
سوال من این است اگر فاجعه هیروشیما و ناکازاکی دهها هزار قربانی داشت، جنایات آمریکا به پشتوانه سلاحهای هستهای در همین دهه اخیر موجب کشته و مجروح شدن صدها هزار انسان بیگناه درعراق و افغانستان شده است.
آیا این میزان کشتار نمیتواند مصداقی از اقدام کشتار جمعی ایالات متحده آمریکا برای مدعیان حقوق بشر باشد ولو اینکه از سلاح هستهای استفاده نشده باشد؟
آیا ماهیت رفتار دولتی که بدون هیچ مبنای قانونی، کشتار میلیونی انسانها را برای خود مجاز می داند میتواند موجب اعتماد جامعه جهانی در جهت امنیت آینده جهان باشد؟
خانمها و آقایان
تحقق خلع سلاح هستهای مبارزهای جدی و همه جانبه از سوی جامعه جهانی را میطلبد. پیکان مطالبه خلع سلاح باید متوجه آمریکا و دارندگان سلاح های هسته ای باشد و در این مسیر بسیاری از اقدامات حقوقی و استفاده حداکثری از ظرفیتهای بینالمللی ضروری است.
آسیبشناسی تلاشهای گذشته برای خلع سلاح نشان میدهد برخی دارندگان سلاحهای هستهای تنها به سلاح هستهای مجهز نیستند، بلکه آنها توانستهاند با اتکا به سلاح فریب، دروغ و ریاکاری مانع خلع سلاح شوند ولذا قبل از خلع این قدرتها از سلاح فریب و دروغ نمیتوان خلع سلاح هستهای را محقق کرد.
حضار محترم
شناخت سیاستهای مزورانه برخی قدرتها و افشای آن برای جامعه جهانی شرط ضروری تحقق خلع سلاح هستهای است. اولین سیاست فریب این قدرتها قرار گرفتن در موضع مدعی است در حالی که آمریکا خود مجرم اصلی استفاده از سلاح هستهای و تولید و تکثیر این سلاحهاست و باید به جامعه جهانی در این باره پاسخگو باشد، آیا استفاده آمریکا از سلاح هستهای علیه مردم بیگناه را میتوان انکار کرد؟
آیا این که کشوری در قرن 21 و در همین ماه و در برابر انظار جامعه جهانی به صراحت تهدید به استفاده از سلاح کشتار جمعی هستهای میکند، قابل انکار است؟
آیا وجود هزاران کلاهک هستهای در اروپا و آمریکا قابل انکار است و امنیت شهروندان همان مناطق را تهدید نمیکند؟
آیا دست به ماشه گذاشتن از نوع کابویی آن توسط دولت ایالات متحده آمریکا آن هم در موضوع سلاح هستهای که دراظهارات اخیر رئیس دولت این کشور بیان شد، میتواند اعتماد جامعه جهانی را برای آیندهای امن جلب کند؟
حضار محترم؛
مهترین گام درجهت خلع سلاح هستهای آن است که اجازه نداد مجرمان هستهای و متهمان اصلی این عرصه در جایگاه مدعی قرار گیرند.
دومین سیاست فریبکارانه که مانع خلع سلاح حقیقی و انحراف افکار عمومی جهان از تهدیدات واقعی و مشغول سازی به تهدیدات فرعی و دروغین است؛ انحراف افکار عمومی از توجه به وجود هزاران کلاهک هستهای در اروپا و آمریکا، انحراف افکار عمومی از تداوم فعالیتهای تولید بیشتر سلاحهای هستهای و گرایش به نسل جدید این سلاحها، انحراف افکار عمومی از عدم خلع سلاح قدرتهای هستهای و عدم اجرای بند 6 معاهده ان .پی. تی، انحراف افکار عمومی از اشاعه سلاحهای هستهای به رژیم صهیونیستی توسط همین قدرتها، انحراف افکار عمومی از همکاریهای هستهای این قدرتها با کشورهایی که هنوز ان.پی.تی را امضا کردهاند، انحراف افکار عمومی از اینکه علیرغم توافقهای ادعایی برای کاهش کمی سلاحهای هستهای ، تلاش برای ارتقای کیفی این سلاحها همچنان ادامه دارد، انحراف افکار عمومی از اینکه هزاران تن مواد هستهای که برای ساختن دهها هزار بمب اتمی کافی است، کماکان دراختیار قدرتهایی است که داشتن سلاح هستهای را حق و امتیاز خود میدانند و دهها مثال مشابه دیگر از مصادیق سیاست فریب این قدرتها در جهت گم شدن موضوع اصلی و جایگزینی آن با موضوعات فرضی و دروغین است.
اگر چنین فریبکاری صورت نمیگرفت امروز باید درباره عدم تحقق خلع سلاح به جامعه جهانی پاسخ میدادند. چرا یک قطعنامه درباره تجهیز رژیم نامشروع صهیونیستی به دهها کلاهک هستهای صادر نشده و دهها چرای دیگر.
آقایان و خانمها؛
برمبنای همین سیاست فریب است که باید 10 سال تمام ظرفیتهای رسانهای بینالمللی خود را به کار گیرند تا فعالیت صلحآمیز هستهای یک عضو ان.پی.تی را در داشتن چرخه سوخت آن هم تحت نظارت آژانس به عنوان تهدید بزرگ معرفی کنند تا از رهگذر این غوغای مضحکانه و تلخ بتوانند تهدیدهای اصلی و واقعی را که از ناحیه رفتارهای غیرمسئولانه آنها متوجه جامعه بشری و حتی امنیت شهروندان آنهاست، بپوشانند.
لذا مهمترین پیش شرط خلع سلاح قدرتهای هستهای، خلع سلاح فریب و تزویر است.
آقایان و خانم ها؛
برمبنای آنچه امروز جامعه جهانی از رفتارهای فریبکارانه برخی از این قدرتها مشاهده میکند متاسفانه این باور تقویت میشود که قدرتهای مزبور نه تنها در مسیر خلع سلاح نیستند بلکه با سیاستهایی در راستای تضعیف سازوکارهای خلع سلاح و عدم اشاعه گام بر میدارند و بیشترین ضربه به ان.پی.تی و نادیده گرفتن آن از سوی این قدرتها صورت میگیرد.
متقابلاً راه خلع سلاح و عدم اشاعه تقویت ان.پی.تی و جلوگیری از اعمال نفوذ قدرتها بر آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
بر این مبنا پیشنهاد میشود:
1- یک جدول زمانبندی مشخص برای انهدام تمامی تسلیحات و سازوکار راستی آزمایی بینالمللی بر فعالیتهای هستهای کشورهای دارنده سلاح هستهای تدوین شود و مکانیسم راستی آزمایی نظیر آنچه برای اجرای تعهدات کشورهای غیرهستهای تحت ماده 3 معاهده ان.پی.تی مقرر شده است، ضروری است.
2- چه کسانی ماده یک و دو ان.پی.تی برای عدم اشاعه را نادیده گرفته و سلاحهای هستهای را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار دادهاند؟ پیشنهاد میشود برای روشن شدن این امر که چه کسانی تسلیحات هستهای را اشاعه میدهند، کمیتهای حقیقتیاب از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی موضوع را بررسی و نتیجه را به شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل در سال جاری گزارش کند.
3- امروز در کمال شگفتی شاهد مواضع نوظهوری هستیم که مدعی است تولید و توسعه تسلیحات هستهای در اختفاء کامل برای هر کس که بیرون از معاهده ان پی تیاست اقدامی مشروع است. فجیعتر آنکه این گونه برنامههای هستهای با همکاری و گشودن دری فناوری، مواد و تجهیزات عملا تقویت نیز میشوند.
آیا به قضاوت شما اتخاذ چنین سیاستهایی غیر از گام برداشتن در جهت تضعیف ان پی تی و تشویق به عدم عضویت در آن نیست؟ لذا پیشنهاد میشود در چارچوب اقدامات برای عدم اشاعه، کشورهای دارای سلاح هستهای از هرگونه همکاری هستهای با غیر اعضای معاهده منع شوند و تعهد کنند هیچ نوع مواد، تجهیزات، اطلاعات فناوری هستهای را به غیر اعضا معاهده منتقل نکنند.
4- در آستانه برگزاری این کنفرانس جامعه جهانی شاهد تلاش دیگری برای انحراف افکار عمومی از تهدیدهای واقعی با مفهومی به نام تروریسم هستهای است.
خانمها و آقایان؛
امروز در جهان بخصوص مردم منطقه ما به خوبی استفاده دوسویه آمریکا و انگلیس از تروریسم را درک میکنند. دو کشور آمریکا و انگلیس براساس شواهد و اسناد متقن که برخی از آنها ناظر به اعترافات مقامات رسمی این دو کشوراست، برخی گروههای تروریستی را ایجاد، تغذیه و مدیریت میکردند و سپس همین گروههای تروریستی دست ساخته خود را بهانهای برای اشغال و کشتار صدها هزار انسان بیگناه قرار دادند و به بهانه مبارزه با تروریسم 10 سالکشور افغانستان را اشغال کردند. امروز سوال مهم جامعه جهانی از آمریکا، انگلیس و نیروهای ناتو این است که پس از 10 سال اشغال و کشتار صدها هزار انسان بیگانه در افغانستان دستاورد شما در مبارزه ادعایی با تروریسم چه بوده است؟
بهعنوان مثال در حالی که آمریکا و انگلیس مدعی بودهاند یکی از منابع مالی عمده تروریسم در افغانستان کشت مواد مخدر است اکنون پس از 10 سال به شهادت گزارش سازمان ملل رشد مواد مخدر از 2 هزار تن در 10 سال قبل به 8 هزار تن رسیده است. ضمن اینکه هیچیک از سران گروههای تروریستی ادعایی نیز دستگیر نشده و بنا به آخرین گزارش ایالات متحده آمریکا حضور، گستره و عمق این گروهها نیز بیشتر شده است.
اینک سوال جامعه جهانی از آمریکا و همپیمانانش این است که آمریکا نخواسته است با تروریسم ادعایی، مقابله کند یا نتوانسته است؟ اگر نخواسته است که خود دلیل روشنی بر همراهی آمریکا با تروریسم است. همچنانکه پس از دستگیری یکی از تروریستهای شرور در ایران نامبرده با صراحت به همکاری دولت آمریکا با وی اعتراف کرد که هفته گذشته رئیس جمهوری محترم ایران در نامهای به دبیرکل سازمان ملل با ارائه اسناد خواستار پیگیری این موضوع شدند.
اما اگر آمریکا بر مبنای فرض دوم مدعی است که میخواسته اما نتوانسته است در این 10 سال با تروریسم مبارزه کند چگونه امروز میتواند مدعی مبارزه با تروریسم هستهای ادعایی باشد؟ در هر دو فرض یعنی چه آمریکا نخواسته و یا نتوانسته با تروریسم مبارزه کند و بر فرض اینکه جنجال جدید این کشور در طرح انحرافی موضوع خطر
تروریسم هستهای پذیرفته شود، جامعه جهانی چگونه میتواند در برابر این تهدید ادعایی به آمریکا و هم پیمانانش اعتماد کند؟
آیا تجربه 10 سال گذشته و کشته شدن صدها هزار انسان بیگناه کافی نیست که معلوم شود صلح، سعادت و عدالت با سازوکارهایی که آمریکا و هم پیمانانش مدعی آن هستند، محقق نخواهد شد!
آیا رفتار 10 سال آمریکا و انگلیس و ناتو در مبارزه با تروریسم ادعایی نمیتواند موجب یاس، ناامیدی و شک جامعه جهانی و حتی شهروندان این کشورها به رفتار آنها باشد؟ آیا تروریسم ادعایی آنها چگونه شکل گرفته است؟ چه تهدیداتی را به همراه دارد؟ و چه سازوکارهایی برای جهانی عاری از تروریسم باید اندیشیده شود؟
جمهوری اسلامی ایران به عنوان قربانی تروریسم با دعوت از تمام کشورهای جهان در شهریورماه کنفرانسی را در تهران برای مقابله واقعی با تروریسم برگزار خواهد کرد و با ارائه اسناد و شواهد متقن به ریشههای تروریسم و حمایت کنندگان آن خواهد پرداخت.
خانم ها و آقایان؛
امروز کسانی که در 60 سال گذشته سعی در انحصار قدرت داشته و از خلع سلاح جلوگیری کردهاند، بهدنبال آن هستند که این انحصار را به حوزه استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای نیز بکشانند و تحت عناوین فریبکارانهای چون امنیت هستهای به دنبال ایجاد محدودیتهای بیشتر برای کشورهای مستقل در دستیابیبه مواد، تجهیزات و فناوری هستهای، نهایتا حفظ انحصار خود در این عرصه میباشند.
ایجاد موانع و نادیده گرفتن حق مسلم کشورها برای تحقق مفاد ماده چهار ان پی تی در داشتن چرخه سوخت هستهای از جمله سیاستهای تضعیف ان پی تی است. دفاعی که امروز جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضو فعال ان پی تی در آژانس از حقوق خود میکند در حقیقت دفاع از حق تمام اعضا است.
وسعت و دامنه همکاری جمهوری اسلامی با آژانس بیسابقه است جمهوری اسلامی ایران مدالیته توافق شده با آژانس را کاملا اجرا و تمام مسائل باقیمانده را حل کرد. تاسیسات هستهای ایران تاکنون پذیرای بیش از 4 هزار و 500 نفر روز از بازرسیهای آژانس بوده است و آژانس بیش از 20 بار رسما در گزارشهای رسمی اعلام کرده است که انحرافی در فعالیتهای هستهای ایران وجود نداشته است.
ما صمیمانه از جامعه جهانی بخصوص120 کشور عضو عدم تعهد که بارها رسماً از حقوق هستهای ایران حمایت کردهاند، تشکر میکنیم و متقابلاً معتقدیم باید همگان امکان استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای را داشته باشند.
جمهوری اسلامی ایران خواهان جهانی مملو از عدالت، صلح و سعادت برای همه انسانها است. بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران بر همین مبنا ارائه شد و دو شعار اساسی این کنفرانس یعنی سلاح هستهای برای هیچ کس و انرژی صلحآمیز هستهای برای همه از محورهای اصلی این بسته است.
جمهوری اسلامی ایران بارها برای گفتگو حول نگرانیهای مشترک جامعه جهانی بر مبنای تعهدات دسته جمعی اعلام آمادگی کرده است و کسانی که رسما اعلام میکنند در کنار گفتگو از اهرم فشار نیز استفاده خواهند کرد در حقیقت رسما به جامعه جهانی اعلام میکنند به دلیل فقدان منطق و فرهنگ گفتگو بر فشار و زور متوسل میشوند که این امر صرفا گویای ضعف منطق آنهاست. آنها را به منطق احترام به حقوق ملتها و بازگشت به گفتگو و پاسخگویی به جامعه جهانی دعوت میکنیم.
به امید روزی بدون سلاح هستهای در جهان و به امید جهانی مملو از صلح، عدالت و سعادت.