آفتابنیوز :
آفتاب: فاطمه راکعی رئیس انجمن شاعران ایران گفت: در زمانهای که دیگر قبح زراندوزی و نادیده گرفتن زیردستان از بین رفته است، صدا و سیما به جای ترویج فرهنگ تعادل، که اساس فرهنگ اسلامی است، به سوژههای تجملاتی میپردازد و در فرهنگ عمومی جامعه شکافهای طبقاتی ایجاد میکند.
فاطمه راکعی درباره جایگاه طبقه کارگری در فرهنگ دینی ما ایرانیان افزود: در فرهنگ و مباحث دینی ما، جایگاه ارزشمند و والایی برای کار و کارگران وجود دارد زیرا این قشر از جامعه جزو اقشار زیرساختاری و بنیادی هر جامعهای هستند که زمینه توسعه و پیشرفت کشورها را فراهم میآورند. در روایات و احادیث اسلامی به کررات درمورد ارج و قرب طبقه کارگری سخن به میان آمده. به عنوان مثال حضرت علی(ع) در باب برخورد و توجه به این قشر فراوان اشاره کرده است و حتی خود ایشان به کارگر بودن خود افتخار میکردند.
وی، ضمن ارزیابی موقعیت و جایگاه طبقه کارگری پس از انقلاب اسلامی گفت: متاسفانه نگاهها به قشر کارگر، پس از انقلاب به صورت جدی و اهم چه در حوزه خدمات اجتماعی و رفاهی و چه در حوزه نگاه فرهنگی، مطرح نشد.
راکعی، طبقه کارگری را اکثریت غالب جامعه ایران میداند و معتقد است: بخش روستایی و کارگری، بنیان و زیرساخت هر جامعه را تشکیل میدهند و این ویژگیها لزوم وجود توجهی خاص و مبسوط بر این طبقه را اثبات میکنند.
وی، درمورد فرهنگ و هنر کارگری اظهار داشت: این ویژگیها در حوزه فرهنگ و هنر نمودی دوچندان دارد و نیاز به برنامهریزیهای کلان در این مقوله کاملا محسوس است، اما باید بگویم تا امروز هیچ برنامه ساختارگرا و مشخصی در عرصه فرهنگ کارگری وجود نداشته و اغلب برنامهها مقطعی و زودگذر بودهاند.
راکعی ادامه داد: در حوزههای سینما و تلویزیون به جز معدود اشخاصی چون داریوش مهرجویی و از جوانترها، هنرمند و کاهانی؛ اثر خاصی را به یاد نمیآورم که به مسائل طبقه کارگری پرداخت مناسبی داشته باشند. در حوزه ادبیات نیز وضع به همین منوال است و کمتر نویسنده و شاعری را میشناسم که سوژههای اصلیشان را در طبقه کارگری دنبال کرده باشد.
نماینده مجلس ششم، درمورد تئاتر نیز اظهار داشت: شاید در حوزه تئاتر بیشتر با سوژههای کارگری و قشر زحمکتش جامعه مواجه بوده باشیم اما به دلیل اینکه هنوز فرهنگ تئاتر و تماشای آن در ایران باب نشده است و در هر اجرا؛ مخاطبان محدودی به تماشای آثار مینشینند، نمیتوان از تئاتر انتظار داشت که تمام دغدغهها و ذهنیتهای کارگری را بازتاب دهد.
ازنظر وی، داستان زندگیهای طبقه کارگری میتواند سوژههای ناب و جالبی را برای ادبیات داستانی که خود منبع آثار نمایشی هستند، فراهم آورد اما خلاء نبود چنین نگاههای جستجوگری در این حوزه همواره وجود داشته است.
راکعی ضمن بیان این مطلب که صدا و سیما به عنوان رسانهای ملی و فراگیر وظایف خود را درست انجام نداده گفت: وظیفه اصلی رسانه ملی پرداخت به تمام اقشار جامعه است. اما به راستی مسئولان این سازمان در طول این سالها، چقدر به فرهنگسازی و ارتقاء نگاهها به جامعه کارگری پرداخته است؟
وی، با انتقاد از فیلمها و سریالهایی که مربوط به قشر خاص و محدودی از جامعه هستند، افزود: کسی؛ از کارگرانی که در جنوب و شمال ایران پهناور زندگی میکنند، خبری میگیرد؟ این درحالی است که صدا و سیما سوژههایی را دنبال میکند که حتی در تهران نیز مربوط به قشر خاصی هستند و همه تهرانیها را شامل نمیشوند.
رئیس انجمن شاعران ایران، اضافه کرد: حتما مسئولان در مقام دفاع میگویند آثاری در این حوزهها نیز ساخته شده، اما به اعتقاد من؛ تعداد این آثار و اثرگذاری آن بسیار پائین بوده است و جوابگوی نیاز 70 میلیون ایرانی نیست. به عنوان مثال در فیلم آوازگنجشکها، شخصیتهای فیلم از طبقه کارگر هستند. البته در همین حد نیز جای تشکر و تقدیر دارد اما هدف و جریان اصلی این فیلم، طبقه کارگری نیست.
وی در حوزه شعر نیز تاکید کرد: هرچند قیصر امینپور جزو معدود شاعرانی بود که به قشر محروم و دردمند جامعه در آثارش نگاه ویژهای داشت، اما نمیتوان شعر او را شعری با دغدغه و نگرش کارگری تلقی کرد.
این شاعر معتقد است: چنین رویکردی که منجر به دوری فضاهای فرهنگی و هنری از جریانهای کارگری شده است، مضرات فراوانی درپی داشته که روز به روز اثرات مخربتری خواهند داشت.
راکعی در این مورد اضافه کرد: یکی از اصلیترین انگیزههای شکلگیری انقلاب اسلامی ازمیان برداشتن فاصلههای طبقاتی بین سطوح مختلف زندگیها و رسیدن به عدالت اجتماعی بوده اما متاسفانه با رواج یافتن فرهنگهای غلط و تجملگرایانه، شکافهای طبقاتی روز به روز بزرگتر شدند.
وی، درباره نقش سوء جریانهای تجملگرایانه در حوزه آثار فرهنگی و هنری گفت: در زمانهای که دیگر قبح زراندوزی و نادیده گرفتن زیردستان ازبین رفته است، صدا و سیما به جای ترویج و فرهنگ تعادل که اساس فرهنگ اسلامی است، تنها برای افزودن جنبههای سرگرمی و متنوع به سوژههای اشرافی میپردازد که قطعا این مسأله برای قشر کارگر خوشایند نیست.
رئیس انجمن شاعران ایران، ادامه داد: عدم انعکاس حقایق روزمره جاری در زندگی اقشار کارگر که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند و ندیده گرفتن کار توام با عرق جبین کارگران، تنها برای امرار معاش، حتی اگر فرض کنیم مخاطبان این قشر انسانهای بزرگ و باظرفیتی باشند؛ ایجاد سرخوردگی و عقدههای عمیقی میکند.
از نگاه راکعی، برخلاف سیاستمداران که با ادعاهای مردمی بودن میآیند و میروند، جریان فرهنگی یک جریان اثرگذار و ماندگار است و ترویج یک فرهنگ غلط و نارسا؛ اثراتی به مراتب مخربتر از عملکرد منفی یک سیاستمدار به همراه خواهد داشت.
وی، درمورد آسیبشناسی و سیاستگذاریهای فرهنگی گفت: من زمانی که عضو مجلس ششم و در کمیسیون فرهنگی بودم همواره اعتقاد داشتم که بودجه فرهنگی کشور بسیار اندک است و نمیتواند جوابگوی رشد و پیشرفت قابل قبول سطح فرهنگ و دانش جامعه باشد. از طرفی مدیران و تولیدکنندگان آثار فرهنگی نیز با بودجههای ناچیز به ساخت آثاری سطحی که حکم رفع تکلیف داشتند، پرداختهاند. اما به اعتقاد من، این آثار حتی در حد بودجه ناچیز موجود نیز نبودهاست و حتی صرف سوژههای روزمره طبقات مردمی و کارگری نشدهاند.
ازنظر راکعی، در سمتهای مدیریتی؛ خلاء افراد دلسوز و اهل هنر و اندیشه به وضوح حس میشود و اگر هم شخص حائز این ویژگیها بر سر کار باشد، آنقدر درگیر مسائل اجرایی و وظایف محوله شده که نمیتواند رسالت اصلی خود را ایفا کند.
رئیس انجمن شاعران ایران، درمورد شورای انقلاب فرهنگی نیز گفت: طی این سالها فعالیتهای این شورا بیشتر معطوف به مراکز آموزشی و دانشگاهها بوده و کمتر به برنامهریزی کلان فرهنگی پرداخته است. شاید اهمیت حوزه فرهنگ و هنر چندان به چشم مسئولان مربوطه نیامده و واجبات و ضروریات موجود در این حوزه را نشناختهاند.
این شاعر، درباره برخوردهای اشتباهی که بعضا با تولیدکنندگانی که به جریانهای کارگری و مردمی میپردازند، افزود: اگر یک فیلمساز، اثری بسازد که منعکسکننده حقایق و مشکلات موجود در جامعه است؛ نباید آن را به حکم حرکتهای سیاسی یا سیاهنمایی جامعه محکوم کرد. این کار به نظر من، پاک کردن صورت مسأله است. متاسفانه بارها دیدهایم که برخی از سیاستمداران چون ظرفیت نقدپذیری نداشتهاند، در مواجهه با این حرکتها صورت مسأله پاک کردهاند.
راکعی اضافه کرد: در طی این 30 سال، کشورهایی که بسیار پائینتر از ایران بودهاند همچون مالزی و اندونزی امروزه به جایگاه بالایی دست یافتهاند. اما چرا کشور ما باوجود اذهان و تفکرات آگاه و بااستعداد و منابع غنی طبیعی، هنوز درگیر عدم مدیریت با دغدغه و تجربه است و نتوانسته به یک تعادل ساده اجتماعی برسد؟
نماینده مجلس ششم، در این مورد افزود: معتقدم نباید معطل این باشیم که یک سازمان یا نهاد دولتی از تولید آثار اجتماعی و مردمی که برتافته از وقایع اجتماعی است، حمایتکند. به عنوان مثال در فیلم «زیر پوست شهر» هیچ نهادی رخشان بیاعتماد را حمایت مالی نکرد اما این فیلم ساخته شد، مخاطبان خود را یافت و به فروش قابل قبولی نیز رسید.
راکعی، معتقد است: اگر هنرمندان به ساخت اینگونه آثار مبادرت بورزند، دولتمردان ملزم میشوند که وظایف فرهنگی واجتماعی خود را به نحو احسن انجام دهند. از نگاه وی، هنرمندان با ساخت آثار واقعگرایانه میتوانند جامعه را بیدار کنند و جامعهای که بیدار باشد، حقوقش را از مسئولان مطالبه خواهد کرد.
این شاعر، ضمن بیان این مطالب اشاره کرد: من در وهله اول خودم را نقد میکنم که طی این سالها به جز چند شعر معدود که درمورد کودکان محروم سرودهام، چندان به مسائل جاری در جوامع کارگری و مشکلات آنان نپرداختهام.
نماینده کمیسیون فرهنگی مجلس ششم، به فعالان در حوزه فرهنگ و هنر هشدار داد که به قشر زحمتکش و کارگر جامعه توجه ویژهای داشته باشند و در آثارشان به مشکلات عموم جامعه که همانا کارگران هستند؛ بیش از پیش بپردازند.
راکعی همچنین به لزوم فعالیتهای فرهنگی در بین کارگران اشاره کرد و گفت: نهادها و تشکلات کارگری حتما میبایست به مسائل فرهنگی وهنری توجه داشته باشند و بخشی از فعالیتهای خود را به پرورش استعدادهای موجود در این قشر معطوف کنند چراکه اگر هنرمندانی از درون این قشر و با شناخت از مسائل موجود در طبقه کارگری ظهور کنند، قطعا تاثیرگذارتر خواهند بود.