آفتابنیوز :
آفتاب- جواد حیدریان: اطراف شهر از پاره آجرها و سفالهای شسته و شکسته پر است که حکایت از طغیان مهیب رودخانهای در گذشتههای دور میکند.
سیلابی که تمدنی شکوهمند را ویران کرده و با خود برده است. بی هوا قصیده شکوهمند خاقانی شروانی شاعر سده ششم در غم شکستن تیسفون به ذهنم هجوم میبرد. زمزمه می کنم:
هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان...!
جیرفت شهری با اقلیم گرم و خشک در جنوب استان کرمان، مردمی سخت کوش و تاریخی کهنسال دارد. به گواه و به استناد آثار مکشوفه و ارزشمند باستانی، این شهر بارها از خاکستر خود برخواسته و چون
ققنوسی در آتش خشم طبیعت خاکستر شده است. جیرفت به این دلیل که به لحاظ جغرافیایی در مسیر سیلابهای مهیب هلیل رود و لرزشهای عمیق زمین قرار دارد، علاوه بر آنکه برکات بی نظیر
اقلیمی را در خود داشته و مردم قانعش را راضی کرده، چهارده بار در طول تاریخ به طور کامل تخریب و حیات مردمش را ممات کرده است. هر بار اما برای همیشه از یاد نرفته و دوباره از نو چون جوانه گندمی
روئیده است. وزش باد که شمال به جنوب ویرانههای له شده شهر تاریخی دقیانوس را در مینوردد، چشمهای ما را نیز به خاک شهر سرمه میکشد اما از لابلای عینک و کورسوی نیمه باز چشمها،
دیوارههای آجری با ظرافتی خاص از خاک بیرون ریختهاند و تراشههای باستان شناسی از کاوشی نه چندان جدید خبر میدهد. اطراف محوطه رونمایی شده با طنابی باریک و زرد رنگ مسدود است که در
برابر وزش شدید باد میلرزد هیچ خبری از حفاظت منطقه نیست .
شهر اما با تمام تواناییهای تاریخی و طبیعی از جاذبههای در خورش خالی است. هیچ توریستی در جیرفت قدم نمیزند. خیابانهای شهر
از دستفروشهای دورهگرد که از بندر بنجلهای چینی قاچاق کردهاند پر است. مادری میگوید برای فرزندانش شغلی نیست. جیرفت هوای داغناک دارد، علی رغم اینکه در فاصلهای نه چندان
دورتر از این شهر آخرین برآمدگیهای رشته کوه زاگرس خنکای کوهستان را به دشتها و تپهها و آبادیها بخشیده است. شهر جیرفت در ساعتهای پر تراکم هرگز ترافیکی به خود نمیبیند.
سینمایی در شهر دیده نمیشود ولی بساط DVD فیلمهای هالیود در پیاده روها پهن است. مردم مهربان این شهر بی هیاهو و سر بزیر آرام از کنار هم میگذرند. شاید به تاریخ کهنسال خود مینازند یا در
هراس غرش تاریخی سیلابی فصلی خیال ترک شهر میکنند. آگاهان دوباره زایی جیرفت بعد از این همه ویرانی را استعداد فوق العاده این خاک برای کشاورزی و تامین محصولات باغی و زراعی میدانند و
جیرفت را هند ایران مینامند. اما تاریخ این شهر شکوهمندتر از آن است که بتوان به سادگی از آن گذشت. با این همه که تمدن هفت هزار ساله این شهر تنه به تن تمدن بین النهرین میزند و ذهن
کاوشگران جهان را سالهاست به خود مشغول کرده است، شهر از هیچ نعمتی برای سود سرشار گردشگری برخوردار نیست. رانندهای با تاسف میگوید ببین پیشینه اجداد ما چگونه بوده و ما چطور برای
نان شب می دویم؟جیرفت یکی از مهمترین و مستعدترین مناطق کشاورزی ایران است. در دهه 40، حکومت پهلوی استعداد کشاورزی جیرفت را با اعلام رسمی راه اندازی مرکز تحقیقات کشاورزی و اداره
کشاورزی آن زمان، به رسمیت شناخت. با این همه شهر جیرفت و کهنوج در جنوب استان کرمان با تمام توانایی و دارایی همچنان محروم مانده است و مردم و کشاورزانش به دلایل متعدد طعم تلخ بیکاری و
فقر را مدام میچشند. جیرفت که زمانی انبار غله ایران لقب گرفته بود، امروز در بدترین وضعیت است و کشاورزان از ادامه تولید محصولات خود به رغم کیفیت بالا نا امیدند. کشاورزان می گویند واردات بیاندازه
میوه محصول باغهای مرکبات را بر دستهایشان میگذارد، زمانی که بازار از میوههای مصری و چینی و اسرائیلی پر است جایی برای محصولات داخلی و مزد دست کشاورزان جیرفتی نمیماند.هنگام
بازدید از مناطق ویلایی و سرسبز جیرفت در جادهای ترانزیتی از خودورهای جلویی سبقت میگیریم، نوشته های سبز رنگ در دهانه پلهای جاده توجه مان را جلب می کنداین شعارها در زمان انتخابات
22 خرداد 1388 در باره جنبش سبزنوشته شده است. با این همه شهر از لحاظ سیاسی ویژگی خاصی دارد. در این سفر با افراد مختلف نسبت به مسائل بعد از انتخابات صحبت کردهام، همه از تهران
خبر می خواهند. تهران چه میگذرد؟ ولی گاهگداری نوشتههای سبز رنگ بر دیواره های شهر خودنمایی میکند. کارمند یکی از ادارات جیرفت میگوید جانباز جنگ است و به عشق امام خمینی به جبهه
رفته است و در زمان انتخابات... میگوید چه انگیزهای برای حذف امام، یاران نزدیکاش و اندیشههای او وجود دارد. آیا چیزی هست که ما ندانیم؟ در برابر پرسشش تنها میتوانم سکوت کنم و سکوت میکنم.
ولی بیشتر مردم عقل به کار نمی بندند
کرمان امروز یک هزارم آن روزگار است ولی باز بهشتی است تا خاموش کند نوای شیطان را