کد خبر: ۱۰۳۶۸۰۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۹
نتیجه سلب اعتبار از نهادهای مدنی، اعتراض خیابانی

مردم از وضعیت موجود ناراضی هستند؛ علت این همه خشم در جامعه چیست؟

محمود صادقی با تاکید بر اینکه علت خشم مردم این است که احساس می‌کنند مسئولین یک راه را می‌روند و آنها راه دیگری، تصریح کرد: حتی کسانی که با نظام مخالف هستند، باید بتوانند تشکل مدنی داشته باشد تا خواسته‌های خود را بیان کرده و در چارچوب قانون فعالیت کنند، اما سلب اعتبار از احزاب و نهاد‌های مدنی باعث شده تا مردم کف خیابان را راه حل مشکلات خود بدانند.
مردم از وضعیت موجود ناراضی هستند؛ علت این همه خشم در جامعه چیست؟
آفتاب‌‌نیوز :

 ایران در دی ماه ۱۴۰۴ در حالی شاهد تلخ‌ترین وقایع چند دهه اخیرش بود که اعتراضات مردم در ابتدا رنگ و بوی اقتصادی داشت، اما همانطور که از مدت‌ها پیش بسیاری از تحلیل‌گران اجتماعی، فعالان سیاسی و مدنی در باب خطر انباشته شدن مطالبات بی‌پاسخ مانده شهروندان هشدار‌هایی داده بودند و شاید به دلیل چالش‌های متعدد داخلی و خارجی توجهی به آنها نشد، سرانجام این مطالبات به جا مانده از ناآرامی‌های پیشین در بستر اقتصادی سر باز کرد و بر اساس اطلاعیه‌ای که ۱۲ بهمن ماه از سوی دفتر ریاست‌جمهوری منتشر شد، ۳۱۱۷ تن کشته شدند.

اکنون پرسش‌های اساسی و محوری این است که شرایط رقم خورده تا چه اندازه ریشه در مطالبات اقتصادی دارد و تا چه اندازه سایر عوامل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در آن نقش دارند؟ برای برون رفت از آن چه باید کرد؟ راهکار‌های عملی کدامند؟ خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در راستای رسالت اطلاع‌رسانی خود از زمان آغاز اعتراضات دی ماه سلسله گفت‌و‌گو‌هایی را با فعالان سیاسی برجسته کشور، اندیشمندان، حقوق‌دانان و جامعه‌شناسان در راستای واکاوی ریشه اعتراضات برگزار کرده است.

آنچه در ادامه می‌آید مشروح گفتگوی تفصیلی خبرگزاری دولت(ایرنا) با محمود صادقی عضو جبهه اصلاحات، حقوقدان و مدرس دانشگاه است.

ریشه اعتراضات اخیر را ناشی از چه عواملی می‌دانید؟

محمود صادقی: فکر می‌کنم اعتراضات اخیر که با این شکل و شمایل، گستردگی و میزان جان‌باختگان، مجروحان و بازداشت‌ها و همچنین تخریب زیرساخت‌ها در سطح کشور، نقطه اوج اعتراضات مردمی در ایران پس از انقلاب است؛ نشانگر انباشت مطالبات پاسخ داده‌نشده و انتظارات متراکم طی سال‌های مختلف بوده که با محرک‌هایی برانگیخته شد.

شاید محرک اصلی آن شرایط معیشتی کنونی بود که غیرقابل انکار است؛ تأثیر تغییرات ناگهانی نرخ ارز و نوسانات آن، تصمیماتی که ناشی از حذف ارز ترجیحی در کالا‌های اساسی بود و تاثیرات آن در بازار، نگرانی‌هایی در اقشار مختلف جامعه به ویژه در اقشار فرودست ایجاد کرد. اگر الگوی مکانی اعتراضات را بررسی کنیم، نقطه ثقل آن بیشتر در مناطقی بود که مردم بیشترین آسیب‌های اقتصادی را تحمل می‌کنند، یعنی نقاط حاشیه‌ای و مناطقی که هر تغییری در نرخ‌ها بلافاصله در سفره مردم اثر می‌گذارد و موجب نگرانی آنها می‌شود.

البته نباید تأثیر مداخلات نیرو‌های سیاسی داخلی و خارجی را نادیده گرفت، زیرا این مداخلات جرقه‌ای به اعتراضات زدند، اما به هر حال اعتراضات نتیجه انباشت نارضایتی‌های گذشته بود که به آن پاسخ داده نشده بود و خشم فروخورده جامعه به تدریج سر باز کرد.

چرا در طی چند دهه به مطالبات مردم پاسخ داده نشد و این مطالبات انباشته شده است؟

محمود صادقی: مردم احساس می‌کنند که در مجموعه مدیریت کشور نماینده‌ای ندارند، زیرا نهاد‌هایی که باید نمایندگی مردم را بر عهده داشته باشند عملاً از کار افتاده‌اند. این بی‌توجهی و عدم ارتباط باعث شده تا صدای مردم شنیده نشود. نارضایتی مردم در گذشته در قالب‌های مختلفی مانند کاهش میزان مشارکت در انتخابات خود را نشان داده بود.

حتی در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری با اینکه نظام انعطاف‌هایی نشان داد و کاندیدای متفاوتی تأیید شد، اما میزان مشارکت به سختی به نزدیک ۵۰ درصد رسید که این آمار نشان‌دهنده نارضایتی مردم است. در دوره اول انتخابات، مشارکت حدود ۴۰ درصد بود و به علت امیدواری‌هایی که ایجاد شد ۱۰ درصد نیز در دوم به آن اضافه شد، اما بلافاصله بعد از انتخابات با تصمیمات جدیدی از جمله چینش کابینه و اتفاقات بعدی مردم از نهاد‌های نمایندگی خود ناامید شدند و به خیابان‌ها آمدند چرا که احساس کردند تنها راه ابراز نارضایتی، اعتراض خیابانی است.

علاوه بر مواردی که به آن اشاره کردید به نظر شما در چه زمینه‌های دیگری باید بازنگری صورت بگیرد تا از این وضعیت عبور کنیم؟

محمود صادقی: حق اعتراض، تجمع و برگزاری تظاهرات باید به عنوان یک حق مدنی اساسی به رسمیت شناخته شود، صرف نظر از اینکه موضوع اعتراض چیست، این یک حق بنیادین است که علاوه بر اصل ۲۷ قانون اساسی در اصل ۲۱ متمم قانون مشروطه نیز به آن اشاره شده است. همچنین در اسناد بین‌المللی که ایران عضو آنها است مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق سیاسی و اجتماعی نیز این امر به عنوان یک حق بنیادین شناخته شده است. اما بعد از ۴۷ سال هنوز نتوانسته‌ایم برای آن یک سازوکار مناسب ایجاد کنیم هر چند در مجالس و دولت‌های متفاوت مباحث مربوط به آن مطرح بوده است؛ بنابراین باید برگزاری تجمعات را به عنوان یک هنجار و سازوکار قانونی به رسمیت بشناسیم. باید این امکان برای مردم فراهم شود تا اگر صدای آنها از طریق نهاد‌های نمایندگی‌کننده به گوش مسئولین نمی‌رسد، بتوانند مطالبات خود را از طریق برگزاری تجمعات و اجتماعات به گوش مسئولین برسانند. حتی در کشور‌های دموکراتیک که نهاد‌های نمایندگی‌کننده وجود دارند، این حق در کنار آن نهاد‌ها برای مردم به رسمیت شناخته شده و احزاب رسمی و ... می‌توانند از آن استفاده کنند.

متاسفانه ما حق برگزاری تجمعات را به یک تابو تبدیل کرده‌ایم در حالیکه نباید آن را تهدید بدانیم بلکه یک فرصت است تا مردم جمع شوند و صدای اعتراض خود را به گوش مسئولین برسانند؛ این مسئله باید در حاکمیت دیده شود و تغییرات لازم صورت گیرد. در اصل ۲۷ قانون اساسی ایران این حق قانونی مردم مشخص شده و تصریح شده است که اعتراضات صرفا نباید «مسلحانه» و «مخالف مبانی اسلام» نباشد؛ این شروط در سایر نقاط جهان نیز پذیرفته شده است.

مجلس شورای اسلامی در حال تصویب قانونی برای تجمعات است؛ ارزیابی شما از این مسئله چیست؟

محمود صادقی: شورای نگهبان از سال ۶۰ موضعی نسبت به گذاشتن هرگونه قید برای اجتماعات دارد که به نظر درست می‌آید، زیرا برگزاری تجمعات نیاز به مجوز ندارد و این حق باید بدون محدودیت و قید قانونی اجرایی شود. حتی در زمان دولت آقای روحانی وقتی مصوبه‌ای از سوی دولت در این زمینه به تصویب رسید، دیوان عدالت اداری آن را به دلیل مغایرت با اصل ۲۷ ابطال کرد؛ بنابراین با توجه به قانون اساسی اگر شورای نگهبان همچنان به این موضع ملتزم باشد اصل ۲۷ اطلاق دارد، البته نمی‌دانم در نهایت موضع شورا چه خواهد بود. در حال حاضر که در مجلس طرحی برای قانون‌گذاری در مورد تجمعات مطرح شده است، باید دقت کنیم که هرگونه قید جدید مانند نیاز به «اخذ مجوز»، مغایر با اصل ۲۷ قانون اساسی است. شخصاً متن دقیق این طرح را پیدا نکردم و ظاهرا منتشر نشده است، اما با توجه به مذاکرات نمایندگان مجلس، برخی از آنها پیشنهاد‌هایی برای ایجاد قید‌های جدید داشتند. اگر چنین قید‌هایی اعمال شوند، ممکن است این طرح همان سرنوشت طرح قبلی را پیدا کند. اگر بنا است این اصل اجرا شود نباید معطل قانون شود و فقط باید ساز و کار‌های اجرای اصل ۲۷ بدون قید و بند فراهم شود.

مشکل اصلی ما در قانون نیست، مجموعه ما باید به اندازه‌ای ظرفیت داشته باشیم که صدای مردم را بشنویم و تحمل اعتراضات مسالمت‌آمیز را داشته باشیم. در بسیاری از کشور‌های دنیا این مسأله به راحتی با هماهنگی پلیس و حتی گرفتن هزینه‌هایی برای تأمین امنیت تظاهرکنندگان حل می‌شود؛ مثلاً در لندن پلیس برای حفظ امنیت تظاهرات از تظاهرکنندگان هزینه‌ای می‌گیرد.

زمانیکه نماینده مجلس بودم، پیشنهاد دادم تا یک مکان مشخص در میدانی مانند بهارستان برای تجمعات عمومی در نظر گرفته شود و مردم با اطلاع قبلی جمع شوند، شعار‌ها و مطالبات خود را بیان کنند و قطعنامه مطالبات خود را به مجلس تحویل دهند؛ بنابراین قانون تجمعات باید در همین حد باشد و اگر بخواهیم دوباره به آن قیودی بیفزایم و به شورای نگهبان برود و بازگردد این یعنی سرکار گذاشتن؛ اگر در نظام سیاسی جدیتی برای استیفای این حق وجود داشته باشد دیگر نیازی به این قیود نیست.

به نظر می‌رسد نقطه عزیمت حوادث اخیر تجمعات صنفی کسبه و بازاریان بود، اما برخی تحلیل‌ها حاکی از این است که این اعتراضات صرفا ریشه اقتصادی نداشت و عوامل دیگری نیز در آن دخیل بوده‌اند، ارزیابی خود را بفرمایید.

محمود صادقی: همانطور که قبلاً اشاره کردم، علت خشم این است که مردم احساس می‌کنند مسئولین یک راه را می‌روند و مردم راه دیگری و به عبارتی نیاز‌ها و مشکلات مردم در اولویت قرار ندارد و حاکمیت صرفا می‌خواهد مشکلات خود را حل کند. حذف ارز ترجیحی نیاز به زمان‌بندی مناسب و اطلاع رسانی دقیق درمورد اجرای طرح داشت تا مردم بتوانند به تدریج خود را با آن تطبیق دهند.

به نظر می‌رسد که از ابتدای دولت، زمانی که آقای همتی رئیس بانک مرکزی بودند، ایشان نیز روی تک‌نرخی کردن ارز پافشاری داشتند. تقریباً از یک سال و نیم پیش این برنامه وجود داشته و به تدریج مدون شده و در دی ماه به اجرا درآمد و همزمان با اعتراضات مردم شد.

محمود صادقی: این موضوع باید به طور جدی از سوی مسئولین اقتصادی پاسخ داده شود؛ قطعاً تک‌نرخی کردن ارز مانند سایر نقاط جهان در نهایت می‌تواند به نفع اقتصاد باشد. اما یک مسأله ریشه‌ای‌تر هم وجود دارد که از آن به دلاریزه کردن اقتصاد ایران تعبیر می‌شود؛ چرا اقتصاد ایران باید تا این حد با دلار پیوند داشته باشد. این مسئله ریشه‌هایی دارد که باید حل شوند نه اینکه فقط بدون توجه به ریشه‌ها و مشکلات ساختاری، بگوییم ارز تک‌نرخی شود. در سال ۱۳۹۷، بعد از خروج ترامپ از برجام، دولت وقت متوجه شد که نمی‌تواند به‌طور یک‌باره پشت مردم را خالی کند و ارز ترجیحی برای کالا‌های اساسی تدبیری برای پیشگیری از فشار نیامدن به توده‌های مردم بود. حالا که دولت ارز را تک نرخی کرده است باید میزان تحمل مردم و انتظارات تورمی را نیز در نظر بگیرد. من با آقای احمدی‌نژاد همسو نیستم، اما زمانی که وی خواست ارز را تک نرخی کند، ابتدا مقدمات لازم را فراهم کرد، صحبت‌هایی انجام داد و پیش از اجرای آن یارانه‌ای به حساب مردم واریز کرد تا اثر آن تصمیم را کاهش دهد. ولی متاسفانه دولت کنونی با اینکه آقای پزشکیان فرد عدالتخواهی است به آثار اجتماعی و روانی این تصمیم مهم و بزرگ اقتصادی توجه کافی نکرد. رهبری نیز در بیانات اخیر خود اعتراضات بازاریان را به حق دانستند، زیرا با این نوسانات پردامنه امکان فعالیت اقتصادی درست وجود ندارد. مردم این را می‌بینند و به همین دلیل احساس می‌کنند که هزینه‌های زندگی آنها هر روز بیشتر می‌شود و دولت توجهی به مشکلات ندارد و این وضعیت باعث شده تا نارضایتی‌ها افزایش یابد.

مسئولان یک نظرسنجی واقعی انجام دهند و بر اساس آن ببینند، مردم چه می‌خواهند. در کنار مشکلات اقتصادی شاهد شکاف‌های سیاسی و اجتماعی نیز هستیم که در نهایت باعث می‌شود اعتراضات به جرقه‌هایی تبدیل شوند که به سرعت گسترده می‌شوند. امروز برخی از رسانه‌ها و صداوسیما تلاش می‌کنند که اعتراضات را فقط به عوامل خارجی نسبت دهند ولی حقیقت این است که مشکلات اصلی در داخل کشور و در درون جامعه وجود دارند. آنها خبر ندارند که در متن جامعه چه می‌گذرد، درست است که هر اعتراضی که صورت می‌گیرد، چند نفر سوءاستفاده گر هم وارد صفوف مردم می‌شوند، اما مسئولان یک نظرسنجی واقعی از کف جامعه انجام دهند و ببینند انتظارات مردم چیست و بر اساس آن انتظارات بگویند مردم چه می‌خواهند. مردم از وضع موجود ناراضی هستند البته نظرسنجی هم انجام شده است و براساس نظرسنجی ایسپا، ۹۲ درصد مردم از وضعیت موجود ناراضی هستند و حاکمیت باید این مسئله را درک کند. ما باید بپذیریم که «رضایت مردم» مهم‌ترین سرمایه جمهوری اسلامی است. در دوران جنگ، مردم با تحمل سختی‌ها و درک شرایط همراه نظام بودند، اما در شرایط کنونی نمی‌توان دائم از آنها این همراهی را انتظار داشت.

عوامل نارضایتی مردم به جز مسائل اقتصادی دقیقا چه مسائلی هستند؟

محمود صادقی: در ادبیات برخی مسئولین صحبت از «روز سیزدهم» جنگ می‌شود به معنا که دشمن در جنگ ۱۲ روزه به اهداف خود نرسید و این وقایع اخیر روز سیزدهم آن جنگ است. اما ما در این مدت چه کرده‌ایم؟ حالا در پاسخ به اینکه مطالبات مردم چیست باید گفت که این مطالبات بخش‌های مختلفی دارد؛ بخشی از آن مربوط به مسائل معیشتی و اقتصادی است که زندگی مردم به شدت تحت تاثیر آن است. بخشی دیگر به مطالبات فرهنگی برمی‌گردد، مثل سبک زندگی خاصی است که مسئولین می‌پسندند و می‌خواهند بر مردم تحمیل کند. بخشی از آن آزادی‌های سیاسی است که حق آزادی بیان، آزادی قلم و حق آزادی رای - یعنی نظام سیاسی باید منتخب مردم باشد - را در بر می‌گیرد. در این زمینه‌ها محدودیت‌هایی به صورت تدریجی ایجاد شده است و این محدودیت‌ها روز به روز متراکم‌تر و پیچیده‌تر شده و بر روی هم انباشته شده است. ممکن است اعتراضات به‌صورت آشکار و در قالب تظاهرات بروز پیدا کند، اما خیلی از زمینه‌ها و مسائل نارضایتی اصلاً آشکار نیستنداعتراضات گاهی ممکن است به‌صورت آشکار و در قالب تظاهرات بروز پیدا کند، اما بسیاری از زمینه‌ها و مسائل بروز نارضایتی اصلاً آشکار نیستند. برای مثال تعداد طلاق‌ها در کشور بروز همان مشکلات و نارضایتی‌ها هستند یا مسائلی مثل دزدی، قتل، مهاجرت و قاچاق، همه نمود‌های این وضعیت هستند. این تعداد نخبه که هر روز از کشور مهاجرت می‌کنند - در گذشته فقط نخبه‌های علمی از کشور مهاجرت می‌کردند، اما امروز نخبه‌های ورزشی، فعالان اقتصادی، کارآفرینان و افراد زیادی از اقشار مختلف جامعه در حال ترک کشور هستند - اصلا به خیابان هم نمی‌آیند که سر و صدا کنند بلکه نارضایتی خود را به شکل مهاجرت نشان می‌دهند.

هر بار که بحران یا اعتراضاتی پیش می‌آید، وعده‌هایی داده می‌شود، امید‌هایی برانگیخته می‌شود، اما به محض اینکه از بحران عبور می‌کنیم، همه چیز به حالت قبل برمی‌گردد. این روند باعث می‌شود که مطالبات مردم در لایه‌های مختلف جامعه متراکم شده و یک باره در جایی سر باز می‌کند.

 هنگامی که از آزادی اجتماعی یا سیاسی سخن گفته می‌شود، ممکن است عده‌ای بگویند این مسائل مطالبه کل جامعه نیست بلکه مطالبه عمومی مردم مشکل اقتصادی است و این موضوع را نیز به گردن دولت‌ها می‌اندازند. در حالیکه اتفاقا مطالبه بخشی از جامعه بویژه نسل Z مطالبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز هست که در کنار مطالبات اقتصادی باعث خشم آنها شده است، چرا به این مسائل توجه نمی‌شود؟

محمود صادقی: مهم‌ترین موضوعی که مردم در ذهن دارند و من در یکی از نطق‌هایم در مجلس به آن اشاره کرده بودم که بر تمام ابرچالش‌ها سایه انداخته، «چالش نظام حکمرانی» است. مردم احساس می‌کنند نظام ناقص است و سوء‌مدیریت در تمام حوزه‌ها وجود دارد. در این زمینه، اجزای حاکمیت هر کدام نقشی دارند و دولت نیز تابعی از این مجموعه است. علاوه بر این در بخش‌های زیادی از بودجه کشور دولت اختیاری ندارد و شفافیتی نیز در زمینه هزینه‌کرد درآمد‌ها وجود ندارد. وقتی دولتی تشکیل می‌شود باید منابع در اختیارش قرار گیرد تا بتوان آن را متناسب با اختیاری که دارد مؤاخذه نیز کرد.

یکی دیگر از مشکلات اصلی، تداخل وظایف و مسئولیت‌هاست، زیرا هیچ چیز سرجای خودش نیست. امام علی (ع) در تعریف عدل می‌گویند: «عدل یعنی قرار گرفتن هر چیزی سر جای خودش». مردم اختلال در نظام مدیریتی کشور را فهمیده‌اند و می‌دانند تصمیمات عقلانی در کشور گرفته نمی‌شود و تلقی عامه این است که مسئولین منافع خود را بر منافع مردم ترجیح می‌دهد. در واقع، مردم یکسانی بین منافع خود و مسئولین احساس نمی‌کنند و این باعث بروز یک دوگانگی است که منشاء بسیاری از اعتراضات شده است.

در بسیاری از کشور‌های دیگر، گروه‌های مرجع، نخبگان و احزاب نقش واسطه را بین مردم و حاکمیت ایفا می‌کنند و مطالبات مردم را به مسئولین منتقل می‌کنند. اما چرا در ایران، نقش این گروه‌ها نادیده گرفته شده است و این خلأ موجب شده تا مطالبات مردم به گوش حاکمیت نرسد.

محمود صادقی: یکی از کارکرد‌های نهاد‌های مدنی این است که نقش واسطه بین مردم و حاکمیت را دارند و مطالبات مردم را به مسئولان کشور انتقال می‌دهند و از سوی دیگر می‌توانند در انتقال خواسته‌های مجموعه مدیریت به مردم و متقاعد کردن آنها نیز موثر باشند؛ یعنی رابطه دو سویه بین مردم و حاکمیت برقرار می‌کنند. به این ترتیب مسئله ما فقط اصل ۲۷ قانون اساسی {حق برگزاری تجمعات} نیست بلکه مسئله اصلی ما اجرای اصل ۲۶ قانون اساسی {آزادی احزاب} است. ما در ایران یک الگوی کلیشه‌ای از احزاب داریم و چارچوب تیپ ایجاد کرده‌ایم که اساسنامه همه احزاب باید این موارد را داشته باشد، در حالی که باید به نحو کلی ابراز وفاداری به قانون اساسی قید شود.

به نظر من حتی کسانی که با نظام مخالف هستند، باید بتواند تشکل مدنی داشته باشد تا خواسته‌های خود را بیان کرده و در چارچوب قانون فعالیت کند. متاسفانه، در شرایط فعلی نه تنها امکان فعالیت احزاب مخالف و منتقد وجود ندارد بلکه احزاب معتقد به نظام نیز امکان فعالیت ندارند.

در دوران فعالیتم به‌عنوان دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه که یکی از احزاب قدیمی اصلاح‌طلب است بار‌ها و بار‌ها به اتفاق چند حزب دیگر در مناسبت‌های مختلف از جمله سال ۱۴۰۱ درخواست برگزاری اجتماع بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی کردیم، اما هیچ‌گاه حتی پاسخی هم به این درخواست‌ها داده نشد و اصلا چنین نامه‌ای را نادیده گرفتند! هنگامی که اعضای شورای مرکزی یک حزب از طریق انتخابات تعیین می‌شوند چند سال طول می‌کشد تا آن اعضا تایید شوند و انواع مداخلات صورت می‌گیرد و باعث سلب اعتبار از احزاب و نهاد‌های مدنی می‌شود و این نهاد‌ها کارکرد خود را از دست می‌دهند و مردم کف خیابان را راه‌حل می‌دانند.

مردم در طول ۴۷ سال گذشته با نوساناتی در آزادی مواجه بودند، در دهه اول انقلاب اکثریت مردم در جنگ تحمیلی هشت ساله همراه بودند البته در آن زمان نیز مخالفت‌ها و اعتراضاتی وجود داشت، اما در دهه پس جنگ مردم انتظاراتی داشتند که برآورده نشد. به عنوان مثال از دوره سازندگی - از اوایل دهه ۷۰ - اعتراضات مسالمت‌آمیز و غیر مسالمت‌آمیز عمدتاً به خاطر عدم تحقق انتظارات مردم شکل گرفت. از آن دوران گاهی فرصت‌هایی فراهم شد تا مردم بتوانند کسانی را که تا حد زیادی با خواسته آنها مطابقت دارند، انتخاب کنند. به عنوان مثال در خرداد ۱۳۷۶ رای ۲۰ میلیونی آقای خاتمی نشان داد که مردم چه می‌خواهند یا رای مردم به آقای روحانی یا مجالس ششم و دهم نیز این امر را نشان داد. اما مردم بعدا دیدند فرد منتخب برای عمل به وعده‌ها اختیار و آزادی کامل ندارد و دچار سرخوردگی شدند.

آنها دریافتند از طریق مسیر‌های عادی قادر به تحقق خواسته‌های خود نیستند و افق‌های پیش رویشان تیره و تار شد و به بن‌بست رسیدند، ممکن است بخشی از جامعه نیز دیدگاه متفاوتی داشته باشند که برای آن بخش نیز باید شرایط حضور در حاکمیت فراهم شود، چرا همه باید یک حرف را بزنند. اجازه بدهید مجلس چند فراکسیون داشته باشد و با یکدیگر گفت‌و‌گو کرده و مردم را نمایندگی کنند تا جامعه این گونه دچار فوران خشم نشود.

 رئیس‌جمهور پس از اعتراضات اخیر، دستور داد نهاد دانشگاه علل اعتراضات را بررسی کنند، ارزیابی شما از این مسئله چیست؟

محمود صادقی: مطالبات مردم مشخص است و اینکه گروهی را مامور کنیم و چند ماهی نیز به این کار بپردازند و در نهایت گزارشی تهیه کند، مشکل را حل نمی‌کند.

 آیا نهاد دانشگاه با انجام این ماموریت نمی‌تواند به عنوان حلقه واسط عمل کند و این مطالبات را به نحو دیگری فرمول‌بندی کند و در اختیار مسئولان بگذارد؟

محمود صادقی: دانشگاه مشکلات را دسته‌بندی می‌کند، اما بعدش چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا به آن راهکار‌ها عمل می‌شود؟

 به هر حال حرکتی رو به جلو است.

محمود صادقی: اینگونه اقدامات، فقط حرکات نمادین هستند، مگر در مشکلات گذشته مانند سیل و پلاسکو که دولت‌ها به دانشگاه ماموریت دادند، به نتایج تحقیقات آنها عمل شد؟

 شاید این بار جامعه به جایی رسیده باشد که مسئولین ناچار به عمل شوند.

محمود صادقی: نفس دستور رئیس‌جمهور و اینکه می‌گوید حرف‌ها باید شنیده و ریشه‌یابی شود یک امتیاز مثبت است و با سنوات گذشته که برخی می‌گفتند باید سرکوب شود، متمایز است. اما مسئله این است که خود آقای پزشکیان در تبلیغات انتخابات چه شعار‌هایی داد؟ باید به همان موارد عمل شود. ایشان در یکی از سخنرانی هایش گفت: «هیچ کشوری در قفس رشد نمی‌کند»؛ من به ۱۲ استان برای تبلیغ آقای پزشکیان رفتم و به مردم گفتم چنین دیدگاهی دارد. حالا باید پرسید که برای گشودن این قفس چه کار‌هایی انجام داده‌است؟

به یاد دارم که تعبیر «قفس» به‌طورکلی برای محدودیت‌های اینترنت به کار برده می‌شد نه برای کل مسائل.

محمود صادقی: در خصوص اینترنت هم ایشان وعده‌های زیادی داده‌اند.

اما باید به این نکته توجه کرد که تصمیم‌گیری در این حوزه فقط به ایشان محدود نمی‌شود؛ ایشان به سهم خود تلاش می‌کنند، اما مراجع دیگری هم در این زمینه تأثیر گذار هستند.

محمود صادقی: مسئله دقیقا همین است، آقای پزشکیان اگر می‌خواهد، بداند مشکل چیست باید بررسی کند چرا نتوانست وعده گشایش فضای مجازی را عملی کند. با چه سد‌هایی مواجه شد؟ مشکل همان موارد هستند و چیز پیچیده‌ای نیست.

از قوا و نهاد‌های دیگر نیز در شورای عالی فضای مجازی حضور دارند و در تصمیم گیری‌ها دخالت می‌کنند.

محمود صادقی: بنابراین نیازی نیست دانشگاه به ریشه یابی اعتراضات بپردازد. رئیس‌جمهور با خود دو دو تا چهار تا کند و ببیند چرا وعده‌ها و انتظارات طی یک سال و نیم گذشته عملی نشده‌اند. مشکلات معلوم هستند؛ این ساختار پیچیده، تو در تو و موازی است و عملاً اجازه نمی‌دهد کسی که مسئول است، اختیار لازم را داشته باشد در واقع اختیارات متناسب با مسئولیت وجود ندارد. گذشته از این، برخی مسائل تخصصی دیگر مثل رویکرد اقتصادی، فرهنگی یا سیاسی نیز مشکل‌زا هستند.

من در نطق اخیر مجمع عمومی انجمن اسلامی دانشگاه، این مشکلات را دسته‌بندی کردم و گفتم بخشی از آنها ساختاری، بخش دیگر رویکردی و بخشی هم عملکردی است. راه حل ساده و عملی این است که به دولت آقای پزشکیان اجازه دهید یک بار کابینه خودش را ترمیم کند و وزرای مورد نظرش را انتخاب کند. در حوزه اقتصاد و معیشت، اجرای درست اصل ۵۳ کافی است. در حوزه سیاست خارجی، دولت باید اختیار لازم برای تصمیم‌گیری اساسی را داشته باشد البته هماهنگی کلی با رهبری و سایر اعضا لازم است ولی تصمیم‌گیری اساسی در اختیار دولت باشد.

بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ذخیره
عضویت در خبرنامه
انتشار یافته: ۱
مهدی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۵۶ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۶
1
8
کی به مردم اهمیتی میده؟ مسئولین زحمتکش خوش باشن برای ما کافیه
نظر شما
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین