آفتابنیوز : 
ابتدای حضورم درمنطقه سکونت آنها زیاد متوجه نبودم ولی بعد فهمیدم که مسیر محل عبور، اختصاصی و تحت حفاظت نیروهای انتظامی است و علاوه بر مجموعه متعلق به خانواده آیت الله خمینی، خانه شخصی رفسنجانی هم در آنجا قرار دارد. هنگامی که به آستانه محل اقامت حسن خمینی رسیدیم، از ما خواستند که کفش های خود را درآوریم و ما هم انجام دادیم. حسن خمینی همراه با یک روحانی دیگر و چند نفر همراه وارد شد و من در نزدیک ترین صندلی به وی جا گرفتم.
هنگامی که نزدیک شد، من کاملا جذب برقی که در چشمانش بود شدم. او احتمالا ده سالی از من کوچکتر بود اما با نگاه به صورت خندان او دریافتم که ذهن مرا خوانده است. به ما گفتند که هر چند او کمی انگلیسی می داند ولی ترجیح می دهد از مترجم استفاده کند.
حسن خمینی شنیده بود که من در مراسم نماز جمعه حضور داشته ام و از من پرسید که چه احساسی پیدا کردم. من هم به او گفتم که این دریای اعتقاد به اسلام که وجود دارد کاملا تاثیر گذار است و شعارهای مرگ بر امریکا و اسراییل در ایالات متحده کاملا معنای ظاهری آنها به ذهن می آورد. او با علاقه به حرف های من گوش می داد، در هنگام ترجمه سخنان من چشم از من بر نمی داشت.
هنگامی که او درباره پذیرش سایر ادیان صحبت می کرد، من کاملا تحت تاثیر قرار گرفتم. او گفت: هدف ادیان مختلف تکمیل یکدیگر بوده است به همین دلیل نباید آنها را تحمل کرد بلکه باید آنرا کاملا پذیرا بود. من حرف های او را باور داشتم.
او در مورد صحبت از تروریسم با من کمی احتیاط می کرد. او گفت معیار تروریسم چگونه است که ایران را تروریست می داند ولی اسراییل را نه؟ و من تصور کردم که می توان این سوال را درباره امریکا هم مطرح کرد. پس از پایان دیدار دوباره تحت حفاظت های ویژه از آنجا خارج شدیم.
در اواخر همان روز یکی از مهمانان هتل به من گفت که روز بعد می توانم درجلوی دانشگاه تهران حضور داشته باشم زیرا افرادی برای دفاع از حقوق زنان در آنجا تجمع خواهند کرد. به من گفتند که بروز خشونت هم امکان دارد. صبح روز بعد راهی کاخ مرمر شدیم تا در جلسه مجمع تشخیص مصلحت با هاشمی دیدار کنیم. من را هنگام گفتگوی حضوری با او در وضعیتی قرار دارند که گویی مدلی در پشت ویترین هستم و من از این موضوع خنده ام گرفت.
من از هاشمی در مورد مقاله نیویورک تایمز سوال کردم و او هم همان پاسخ هایی را داد که من پیشتر خوانده بودم یعنی اینکه تعداد کاندیداهای ایران بیشتر از امریکاست. من دوباره از او پرسیدم به نظر شما هسته اصلی دموکراسی چیست؟ او هم تکرار کرد: که تعداد کاندیداها، در ایران بیشتر بوده است. پس از آن هم کاخ مرمر را با کمتر از آنچه هنگام ورود به همراه داشتم، ترک کردم.