بهشتیپور: هیچ راه حلی جز مذاکره وجود ندارد
مشروح گفتگوی حسن بهشتی پور، کارشناس مسائل بین الملل را میخوانید؛
**************
* آقای بهشتی پور! بعد از دیدار رئیس جمهور آمریکا با نخست وزیر اسرائیل و تهدیداتی که علیه ایران مطرح شد، زمزمهها درباره شروع جنگ شدت پیدا کرده، ارزیابی شما چیست؟
من معتقدم در حال حاضر قرار نیست جنگی اتفاق بیفتد. بیشتر میخواهند سعی کنند از نارضایتی موجود در بین برخی اقشار مردم، به دلیل بالارفتن نرخ دلار، طلا و مشکلات دیگری که در اقتصاد مردم پیش آمده، بهرهبرداری کنند.
یک مسئله بهرهبرداری اسرائیل و آمریکا از نارضایی مردم است، اما بالاخره نارضایتی وجود دارد و باید به شکلی برطرف شود و مسئله دیگری است.
ترامپ هم در سوشال مدیای خودش مطلبی نوشت و اعلام کرد از مردم دربرابر مسئولین ایران پشتیبانی میکند و هشدار داد، که با پاسخ آقای لاریجانی روبهرو شد و تهدید با تهدید پاسخ دادهشد. بهنظر میرسد مردم ایران باید پاسخ آقای ترامپ را هوشمندانه بدهند. با وجود مخالفتها و نارضایتیهایی که بخشی از جامعه ایران دارد، باید متحد و یکپارچه دربرابر مداخله خارجی از هر نوعی بایستیم. به نظرم در درجه اول ایجاد وحدت و همبستگی ملی زمانی محقق میشود که دولت و حاکمیت به مردم رجوع کنند، به سوی مردم بروند و مشکلات مردم را حل و رسیدگی کند و دربرابر مداخله خارجی همدلی و وفاق ملی به وجود بیاید.
قدرتهای خارجی در طول تاریخ ایران همیشه به کشور ما طمع داشتند و تجربه کشورهای منطقه هم نشان میدهد که در درجه اول به فکر منافع خودشان هستند. شاهدیم که آمریکا به اوکراین و شخص زلنسکی فشار میآورد که هرطور است تجزیه کشور و دو استان اشغال شده را بپذیرد و به روسیه واگذار کند، این نشان میدهد قدرتها و دولتها براساس منافعشان باهم به توافق میرسند و ملتها را قربانی خود میکنند. در سوریه هم شاهد بودیم که با سقوط دولت اسد، اسرائیل شروع به حمله گسترده کرد.
مراکز مختلف را اشغال کرد و اشغال مناطقی از جولان را نسبت به قبل از دولت اسد گسترش داد و بخش عمدهای از ارتش سوریه را نابود کرد. در هرصورت تجربیات گستردهای از لحاظ تاریخی داریم که نشان میدهند قدرتها چگونه بر سرنوشت ملتها غلبه میکنند و با هم معامله میکنند؛ بنابراین منطقیترین و عاقلانهترین رفتار و پاسخ همه جانبه مردم ایران، اتحاد و همسبتگی با هم دربرابر ترامپ است. از طرف دیگر دولت و حاکمیت باید بداند برای ایجاد همبستگی و اتحاد، حل ریشهای و همه جانبه مشکلات لازم است. بنابراین، بعید میدانم جنگ شروع شود و در حال حاضر زمینهای برای جنگ وجود ندارد.
اسرائیل آمادگی جنگ را بهدلیل درگیریهای داخل ندارد و مشکلات اقتصادی به وجود آمده و هزینههای سرسامآور حاصل از درگیری همزمان در جنگ غزه، لبنان و سوریه مشکلات گستردهای برای بودجه اسرائیل بهوجود آورده است.
از طرف دیگر هم آمریکا با توجه به دکترینی که اعلام کرده، کشور خودش در اولویت است و دنبال ایجاد جنگ نیست (البته من نمیخواهم بگویم که حتماً چیزی که در سیاست اعلانی میگویند را عمل میکنند)، اما در هر صورت آمریکا هم در حال حاضر میداند که وارد شدن به جنگ گسترده با ایران عملاً مشکلات جدیدی را در سطح منطقه به وجود میآورد که در سالگرد حکومت آقای ترامپ فکر نمیکنم برایش خوشایند باشد. روز ۲۰ ژانویه یک سال از به قدرت رسیدن او میگذرد و بعید میدانم که دنبال ماجراجویی جدید باشد.
*در میانه این گمانه زنی ها، برخی چهرههای تندرو اظهاراتی مطرح میکنند مثل اینکه ایران حمله پیشدستانه انجام دهد، این قسم موضع گیریها خارج از موضع گیریهای رسمی دستگاه دیپلماسی میتواند هزینه ساز باشد؟
افرادی که چنین پیشنهاداتی میدهند، معمولاً نفعشان در دور زدن تحریم و ایجاد جنگ و درگیری است. به نظرم متاسفانه پشت حرفهایشان خردمندی وجود ندارد و بیشتر منافع گروهی و فردی افراد مدنظر است. چنین افرادی اگر خیلی همت کنند نهایتاً میتوانند با اتکا به مردم دفاعی همه جانبه در برابر فشارهای مختلف تحریمهای اقتصادی از خود نشان دهند و اتحاد و همبستگی ایجاد کنند نه اینکه به حمله پیشدستانه فکرکنند و بهانه کافی دست دشمنان ایران بدهند.
در آن صورت، متحدان فعلی خود را هم از دست میدهیم و کشورهای منطقه که در حال حاضر ظاهراً موضع بیطرف دارند را وارد درگیری میکنیم. به نظرم اصلاً چنین پیشنهاداتی غیرمنطقی است و اگر بخواهم ملاحظه کنم میتوانم بگویم براساس منافع شخصی و گروهی چنین حرفهایی زده میشود.
* اخیراً آقای عراقچی یادداشتی در گاردین نوشته و ضمن تاکید بر پاسخ محکم ایران، از مذاکره استقبال کرد و صریحاً به رییس جمهور آمریکا پیشنهاد داده که از طریق دیپلماسی چالشها حل و فصل شود. این پالسهای مذاکره را چطور ارزیابی میکنید؟
ایران مرتب میگوید من آمادگی مذاکره دارم، اما باید شرایط مذاکره آماده باشد. وقتی یکی از طرفین از قبل خواستههای خود را دیکته کند و بخواهد برخی خواستههایش را به طرف مقابل تحمیل کند اصلاً مذاکره شکل نخواهدگرفت. آنچه آقای عراقچی میگوید بر مبنای منافع متقابلاً سودمند است که هر دو طرف بتوانند به خواستههای منطقی خود برسند بدون تحمیل خطوط قرمز خودشان را به طرف دیگر؛ بنابراین به نظر میرسد فعلاً زمینه برای مذاکره وجود ندارد، ولی آمادگیاش اعلام میشود؛ زیرا اصولاً مذاکره چیز خوبی است و باید انجام شود و هیچ راهحلی جز مذاکره وجود ندارد، منتهی زمانش فراهم نیست؛ چون نه آمریکا رویکرد خود را تغییر داده و نه ایران.
* اخیراً بحث غنیسازی منطقهای که آقای ظریف قبلاً هم به آن اشاره کرده بودند، از سوی اشخاصی مثل آقای موسویان و سردار علایی دوباره مطرح شده، احتمال اجرایی شدن این ایده از نگاه شما چقدر است؟
اولاً باید تعریف شود که منظور از غنیسازی منطقهای چیست؟ قبلاً روسها پیشنهادی داشتند که بانک ذخیره سوختهای هستهای مثلاً در قزاقستان زیر نظر آژانس تشکیل شود، تا تضمینی باشد که هر زمان کشورها به سوخت نیاز داشتند کشور دیگری نتواند تحریم شان کند و همه بتوانند از بانک بهرهبرداری کنند. این پیشنهاد روسیه هیچ وقت مورد استقبال قرار نگرفت؛ زیرا هیچ ضمانتی وجود نداشت که بر فرض بانک تشکیل شود و باز هم قدرتهای زورگو آن را دچار مشکل نکنند. طرح غنیسازی منطقهای باید به شکل معنیدار تعریف شود و گفته شود چهارچوب هایش چیست.
اولاً مکان غنی سازی کجاست؟ غنیسازی برای چه کسانی و چه کشورهایی و با چه ترتیبهایی انجام میشود؟ زیر نظر آژانس است؟ زیر نظر شرکتهای مستقل از آژانس است و آژانس فقط نظارت و کنترل میکند؟ مکانش بسیار مهم است. افراد ادارهکننده مهم است. سوخت چگونه بین کشورهایی که تعاونی تشکیل میدهند تقسیم خواهد شد؟ آیا یک کنسرسیوم مثل کارتل نفتی که اوپک است خواهیم داشت؟ آیا کشورهایی که غنیسازی انجام میدهند جمع میشوند و مشارکت انجام میدهند؟ یا نه کشورهایی که جمع میشوند هیچکدام غنی سازی ندارند و از کشورهای دارای غنیسازی منابعشان را تامین خواهندکرد؟ خلاصه جزئیات موضوع خیلی مهم است. وقتی وارد جزئیات میشویم اختلافات شروع میشود وگرنه زدن حرفهای کلی گرهای را باز نمیکند.
* پس از نظر شما این ایده اصلاً محل اجرایی شدن ندارد؟
چرا میتواند داشته باشد، به شرط اینکه آقای موسویان و علایی توضیح دهند و دقیقاً سوالات بنده را پاسخ دهند. اول غنیسازی دقیقاً کجا انجام میشود؟ یکجا یا دو جا است؟ دوم، غنیسازی شرکتی یا مشارکتی از همه کشورهای عضو انجام میدهند یا نه کشورهایی که دارای غنیسازی هستند، انجام میدهند و در اختیار شرکتهای مصرف کننده اورانیوم غنی شده میگذارند؟ این ترتیبات دقیقا باید مشخص شود. بعد میتوانیم مشخص کنیم که قابل اجرا است یا نه؟ آیا راهگشا خواهد بود یا نه؟
* اخیراً بحثهایی درباره میانجی گری عراق مطرح شد. شرایط فعلی اساسا نیازی به میانجی دارد؟ کشورهایی مثل عراق ظرفیت میانجی گری دارند؟
آقای بقایی سخنگوی وزارت خارجه صراحتاً میگوید ما از عراق به دلیل حسن نظرش تشکر میکنیم، ولی زمانی میتوانیم مذاکره را شروع کنیم که طرف مقابل آمادگی گفتوگو داشته باشد نه دیکته کند. آمریکاییها دنبال دیکته کردن هستند. آقای بقایی همه چیز را گفته و من نمیتوانم بر آن مطلبی را اضافه کنم. آمریکا باید رویکردش را تغییر دهد. میتوان مذاکره مستقیم یا با واسطه که در مسقط انجام شد را به بغداد منتقل کرد، منتهی مشروط بر آنکه رویکردشان تغییر کند.