آفتابنیوز : 
وي با بيان پيشرفت هاي فعاليت كاري و اقتصادي خود و انگيزه تاسيس تلويزيون جهاني مهاجر نوشته است: انگيزه تلويزيون مهاجر به همراه آنچه كه توان در اروپا داشتم از قبيل اعتماد و اعتبار را به خدمت گرفتم و بعد از يك سال تحقيق، مشاوره و مكاتبه و همچنين صرف هزينه 4 ميليارد، نهايتا" در قوي ترين كشور اروپايي، كشور آلمان، به عنوان بيست و چهارمين تلويزيون دولتي آلمان مجوز فعاليت گرفتيم.
آریاپناهی اضافه کرده است: شبكهاي غير آلماني و فارسي كه در تاريخ آلمان براي اولين بار به عنوان يك تلويزيون خارجي مجوزش صادر شده بود. كاري بزرگ و عظيم كه براي خيليها باور كردني نبود. پايگاهي از مردم و نظام ايران در قلب اروپا، تلويزيوني كه تصميم گرفته بود، زيباييهاي ايران و نقاط قوت كشور عزيزمان را به جهانيان نشان دهد. تصميم داشت فرهنگ غني كشور را به دنيا نشان دهد. تصميم داشت نشان دهد كه تبليغ دشمنان ايران نسبت به اين كه كشوري هستيم كه به عنوان طالبان دوم بايد از آن ياد كرد ، كذب است. تلويزيوني كه ميتواند جاذبههاي گردشگري را افزايش دهد و به عنوان يك تلويزيون خصوصي و از نگاه بيطرف چهره واقعي كشور را از نظر امنيت، فرهنگ، اقتصاد، سرمايه گذاري، اشتغال مردان و زنان، آزادي و ... به تصوير كشد. تلويزيوني كه با توجه به اينكه مخاطب ايراني را خوب ميشناسد ميتواند آن قشر از مردم را كه با تلويزيونهاي داخل ارتباط برقرار نميكند جذب و از بينندههاي شبكههاي بيگانه بكاهد.
مدیر شبکه ماهواره ای مهاجر در ادامه نامه خود افزوده است: در ابتداي افتتاحيه در حدود 2 هزار سايت اينترنتي و روزنامه فعال اروپا اين موضوع را در اخبار خود منعكس نمودند. بعد از پيروزي در گرفتن مجوز فعاليت در آلمان، براي تامين برنامه و چگونگي ساختار برنامهها و تصميم به آن گرفتيم. 90 درصد از توليدات و تامين برنامهها را به دليل اين كه غير از اين نميشد، به ايران و ايراني خدمت نمود برآن شديم با درايت كامل و برخلاف آنكه اجازه نداشتيم در اروپا ترويج اسلام نماييم تامين و توليدات را در كشور ايران تهيه نماييم.
لذا به وزارت ارشاد مراجعه كرديم تا مجوز فعاليت در ايران را نيز دريافت نماييم. بعد از شش ماه متوالي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه با تمام سازمان ها و وزارتخانههاي ذيربط كه ميبايست در جريان فعاليت تلويزيون قرار ميگرفتند استعلام نمود و پس از گرفتن پاسخ مثبت از سوي وزارتخانهها، امور خارجه، وزارت اطلاعات، وزارت كشور، سازمان صدا و سيما و كارشناسان رسانهاي و كه بصورت مكتوب اعلام گرديده بود و هم اكنون نيز در پرونده وزارت ارشاد موجود ميباشد فعاليت شبكه مهاجر را براي تامين، توليد، تهيه خبر و گزارش آگهي، جذب آكهي، برنامههاي كودك، مسابقات؛ سرگرمي و ورزشي صادر نمود تا در اين حركت ملي راه را براي يك تلويزوين خصوصي فارسي كه قوانين كشور را رعايت ميكند باز نمايد كه قابل تقدير بود.
در ادامه نامه حسن آرپناهي آمده است: بيمهريهاي از همن ابتدا شروع شده بود چرا كه از همه دوستان و سازمان ها كه داراي محصولات فرهنگي بودند دعوت بعمل آمدتا شروع برنامهها از فرهنگ داخل كشور دور نگردد اما جواب دوستان منفي بود، به همه دلسوزان فرهنگي كشور خوش آمد گفتيم و از همه درخواست همكاري كرديم ولي متاسفانه هيچكس به ما كمك نكرد. جلساتي با مراكز مرتبط با صدا و سيما قبيل سروش، سيمافيلم، بنياد فارابي؛ حوزه هنري، كانون هنرمندان كانون تهيهكنندگان فيلم و سريال و ... برقرار نموديم تا با پرداخت هزينه محصولات آنها را خريده و براي پخش و لذت بردن ايرانيها اقدام نماييم و تا از ديدن فيلم فارسي كه از شبكههاي ديگر پخش ميگردد و فرهنگ طاغوت را ترويج ميكند دور گرديم، اما همگي در كمال ناباوري از همكاري با يك تلويزيون تازه تاسيس فارسي كه براي اولين بار در اروپا در ايران مجوز فعاليت داشت مقابله ميكردند. در عين حالي كه تلويزيون هاي لوس آنجلسي بدون پرداخت هيچ هزينهاي سريال ها و فيلمهاي صدا و سيما را پخش ميكردند وبه راحتي حق رايت محصولات دولتي ايران از تلويزيون معاند خود به نمايش ميگذارند.
مدير شبكه تلويزيوني مهاجر در اين نامه سپس با انتقاد از لغو مجوز شش ماهه فعاليت شبكه اش تصريح كرده است: زماني نكشيد كه وزارت ارشاد با توجه به اينكه پس از صدور مجوز سه ماهه مجوز شش ماه تلويزيون مهاجر را كه با رضايت كليه دستگاههاي ذيربط صادر شده بود تمديد ننمايند! برخلاف آنچه مقام معظم رهبري فرموده بودند قصد داشتند كه توسط كميسيون فرهنگي مجلس وزير ارشاد را استيضاح نمايند. معاون وزير را به مجلس كشيدند تا پاسخ دهد كه صدور مجوز چگونه بوده است با توجه به پاسخ معاون وزير در مطبوعات و رسانهها كه هيچگونه سابقهآي وجود ندارد كه وزارت ارشاد جهت صدور مجوز فعاليت يك شبكه خارجي با مجلس هماهنگ نمايد و در قانون اساسي هم اشارهاي نشده، لذا پرونده را جهت بررسي به مقام مسئول ارجاع دادند كه پس از بررسي تصميم بر آن شد كه شوراي عالي امنيت ملي تصميم نهايي را اعلام نمايد.
شوراي عالي جهت بررسي از كليه مركزي كه تصميم گيرنده هستند نظر خواهي نمود و در جلسهاي در شوراي انقلاب فرهنگي به تاريخ 5/11/83 اعلام نمودند كه صدور مجوز بعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بوده و اين شورا با توجه به اين كه نظرات مثبتي از تلويزيون مهاجر به دست آورده و قابل بررسي است هيچگونه نظري منفي ندارد پس با حذف طيف وسيعي از شايعات ادامه پرونده را دنبال نموديم.
آرپناهي در ادامه ادعا كرده است: اما نيروي انتظامي (معاونت اطلاعات اداره عمليات ويژه) بدترين برخوردها را با ما شروع كرد، برخوردي كه هيچگاه با افراد بيگانه نديده بوديم، برخوردي كه هيچگاه با يك مدير رسانه از نظر قوانين جايگاهي دارد و اجازه انجام آن را ندارند صورت گرفت. برخوردي كه اگر اعتقاداتم و وفاداري به انقلاب و ارزش هاي ايراني نبود، حتما براي ديدبان جهاني از ارزش بالايي برخوردار بود و اگر معاونت شبكه مهاجر و سفارش قاضي پرونده شهيد مقدسي اطاعت امر نميكرد و با مطبوعات ور وزنامههاي كثير الانتشار اين گونه برخوردها را و مسير پرونده به گفتوگو مينشست دچار هنجارهاي سياسي در آستانه انتخابات نميشديم.
شش روز مرا بازداشت كردند در شرايط بسيار بد در كنار افراد بيتعهد، افراد مجرمي كه حتي اجتماع آنها را نميپذيرد.و استفاده از الفاظ تحقيرآميز و تهديد به منظور ترك كشور ايران و تعطيلي شبكهاي آلماني كه از ايران پرتاب سيگنال ندارد.
وي سپس تاكيد نموده است: دليل خدشه وارد كردن و ممنوع الخروج نمودن اينجانب بمدت 2 ماه، بدون داشتن هيچگونه مدرك محكمه پسند چيست ، آيا شما گناه من را ميدانيد؟ آيا شما ميدانيد كه من به كدام گناه مجازات شدم؟ آيا اين است نحوه برخورد با يك مدير رسانهاي كه مجوز فعاليت داشته و جهت ادامه فعاليت داراي پرونده مثبتي است؟
وي سپس مدعي شده است: اداره اماكن ناجا هجوم خود را با استناد به بخشنامه برخورد با شبكههاي معاند، بيشتر نموده تا به آنجا كه اقدام به قطع تلفنهاي مردمي كرده تا از اين راه بتواند شاكياني را براي تشكيل پرونده بدست آورد و با تهديد و ترغيب بتواندبا پروندهسازي به قول خودش مرا نابود نمايد. برخوردي كه حتي با شبكههاي لسآنجلسي با داشتن آن همه برنامههاي مبتذل و تبليغات ضد ارزشي نميكند.
آرپناهي ادعا كرده است: تفكر مسئولان اماكن ناجا دلسوزانه و با دغدغه فرهنگي و سياسي نيست. ايشان به شكل غيرقابل باور با بنده خصومت دارند و در حضور خودم اعلام نمودند كه كاري ميكنيم كه تلويزيون مهاجر تعطيل شود. دشمني ايشان با بنده كه خدمتگزار نظام بوده و هستم از دشمني با معاندين هم بيشتر است و در حال حاضر كه از بنده اين نامه را خدمت شما ارسال مينمايم ايشان مشغول پروندهسازي براي بنده هستند. اين درحالي است كه برگهاي از معاونت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به تاريخ 25/3/83 موجود است كه نشان و گواهي ميدهد تلويزيون مهاجر برنامههاي تامين و توليدي برخلاف قوانين ايران نداشته و تبليغات پخش شده مغاير با ارزش هاي كشور ايران نيست و مرجعي كه اعلام نموده برعليه امنيت ملي اقدامي صورت گرفته بايد مستندات ارائه نمايد.
مدير شبكه مهاجر تاكيد كرده است: شايد جرم من اين است كه در زمان انتخابات برعكس تلويزيونهاي ديگر، مردم عزيز را ترغيب به شركت در انتخابات، داشتنآرامش و حضور گسترده دعوت نمودم. به جرم اين كه در زمان انتخابات به هر كانديد محترم 5 ساعت زمان داديم تا برنامههاي خود را به ملت ارائه دهند، كانديداهايي چون جناب آقاي كروبي، لاريجاني، احمدينژاد، رضايي و حضرتعالي(هاشمي) كه همين حركت باعث شد از سوي تلويزيونهاي لس آنجلسي مورد هجوم قرار گيريم و از سوي سازمان مجاهدين خلق نيز تهديد گرديم كه استوديو شما را در آلمان منهدم مينماييم.زير بار تهمتها خرد شدهايم بيرون از ايران ما را جيرهخوار جمهوري اسلامي مينامند، اين طرف هم ما را با اين برخوردها خرد ميكنند تا دشمن شاد گردد. آقا شما بگوئيد چه كنيم! مثل زمان جنگ تحميلي كه به ما ميگفتند امام راحل گفته حصر آبادان بايد شكسته شود، حالا نيز بگوييد چه كنيم؟ از اين كشور بروم و براي خود راحت و بيدغدغه مابقي عمر را با جسم مجروح زندگي كنم و راه بيتفاوتي را انتخاب نمايم؟ يا بمانم و اين همه بيمهري را تحمل كنم؟ شما بگوئيد چه كنم؟ آقا من در حضور شما اعلام ميكنم كه سن 13 سالگي خادم نظام بودم و هستم ولي چرا با من اينچنين رفتار ميشود؟ گناه من چيست؟
آرپناهي در پايان از رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و ديگر مسؤولين كشور براي حل مشكل خود و شبكه اش درخواست كمك كرده است.
گيرنده متهم ميکنند.
كلا بد نيست اما مي تواند بهتر هم باشد. مثلا ترانه هاپي كه پخش مي كند گهگاه شايد بد آموزي داشته باشد. به هر حال هدف شايد توجيه پذير باشد اما به عنوان يك مسلمان ديدن بعضي بد حجابي ها و زير نوشته هاي تبليغاتي در باره افزايش قدرت جنسي آقايان براي يك تلوزيون كه خود را خانوادگي و تا حدي مذهبي و فرهنگي مي نامد جالب نيست.
فرموش نكنيم اگر قبح يك سري از كارها بريزد خب بايد منتظر اعمال زشتر هم باشيم.
من اميد وارم اين كانال به كار خود ادامه دهد اما اگر به خواهد به اين صورت ادامه دهد اگر بسته شود بهتر است.