کد خبر: ۱۵۰۸۵۲
تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۹
آفتاب‌‌نیوز : آفتاب: من به عنوان سخنگوی طراحان سال از رییس جمهور، از آخرین جلسه علنی سال 90 مجلس چنین برداشت می کنم که قانون گریزی و بی توجهی به قانون که به شخص آقای احمدی نژاد نسبت داده می شد، در این روز اثبات شد ... در مورد بحث خانه نشینی 11 روزه آقای احمدی نژاد که در واکنش به حکم صریح مقام معظم رهبری اتفاق افتاده بود، دیدیم که رییس جمهور به صراحت از پاسخگویی فرار کرد و حاضر به پاسخگویی نشد و هنگامی که پاسخ صریحی داده نمی شود، می توان چنین تعبیر کرد که آقای احمدی نژاد به نوعی عملکرد خود را تایید کرده است. 

در آخرین جلسه علنی سال 90 مجلس شورای اسلامی، محمود احمدی نژاد در صحن مجلس حاضر شد و به سوالات نمایندگان پاسخ داد تا پس از گذشت 33 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، اصل 88 قانون اساسی که هرگز اجرا نشده و به تابو تبدیل شده بود، اجرایی شود اما در این جلسه و مدتها قبل تر از آن، اتفاقاتی رخ داده بود که جای تامل و بررسی دارد. در این رابطه با مصطفی رضا حسینی قطب آبادی نماینده شهر بابک و سخنگوی طراحان سوال از رییس جمهور گفت و گو کردیم او در این گفت وگو از فشارهای وارده به برخی نمایندگان برای جلوگیری از مطرح شدن سوال از رئیس جمهور سخن گفت و به انتقاد از ادبیات احمدی نژاد پرداخت. تبیین اهداف 7 نفر از نمایندگانی که در نامه ای خواهان مسکوت گذاشتن طرح سوال از رئیس جمهور بودند و بررسی پیامدها و دستاوردهای طرح سوال، از دیگر بخشهای اظهارات مصطفی رضاحسینی قطب آبادی بود. او اعتقاد دارد، باید طرح استیضاح رئیس جمهور پیگیری شود.

عده ای اعتقاد دارند ادبیات احمدی نژاد در روز پاسخگویی به سوالات باعث شکست طرح سوال از رییس جمهور شد. آیا این ادعا درست است؟

من اعتقادی ندارم که هدف ما از طرح سوال از رییس جمهور به دست نیامده است اما قبول دارم ادبیاتی که آقای احمدی نژاد در صحن علنی مجلس به کار برد، نه تنها نامناسب بود، بلکه درست هم نبود.


البته واقعیت این است که ما پیش بینی می کردیم این لحن در گفتار و کردار رییس جمهور اتفاق بیفتد. ما با روحیه آقای احمدی نژاد آشنایی داشتیم و این دفعه اول هم نبود که این ادبیات را به کار می برد.

ما در جاهای دیگر نیز چنین ادبیاتی را شاهد بودیم اما نکته مهم آن است که مجلس شورای اسلامی توانست در قالب طرح سوال از رییس جمهور به رسالت تاریخی خودش عمل کند. باید این را بپذیریم که مجلس هشتم باعث شد رییس جمهوری که از قانون تخلف و تخطی می کند، برای اولین بار به خانه ملت بیاید و به سوالات نمایندگان مردم پاسخ بدهد.


زمزمه هایی به گوش می رسید که رئیس جمهور مایل به حضور در مجلس نیست و برای جلوگیری از طرح سوال نیز اقدامات گسترده ای به وجود آمده است. آیا برای جلوگیری از طرح سوال در صحن علنی رایزنی هایی شد؟

نمی توان نام آنرا رای زنی گذاشت. حقیقت این است که فشارهای وحشتناکی در روزهای قبل از طرح سوال به نمایندگان واقعی مردم در خانه ملت- و نه وکیل الدوله های تحت نام نماینده مردم- وارد شد.


بارها ما را تحت فشار گذاشتند که امضاهایمان را پس بگیریم تا آقایان بتوانند این طرح را به قول خودشان هوا کنند. این فشارها از سوی وزرا، معاونان پارلمانی و حتی نمایندگان حامی دولت در مجلس صورت گرفت. خلاصه اینکه هر کسی که می توانست، نمایندگان امضا کننده سوال را تحت فشار می گذاشت و خیلی هم فشار آوردند.


زیاد هم بی نتیجه نبود زیرا بازهم عده ای از نمایندگان امضایشان را پس گرفتند....

دیدید که 11 نفر از نمایندگانی که طرح سوال از رییس جمهور را امضا کرده بودند، در روزهای نزدیک به طرح سوال در صحن علنی، امضایشان را پس گرفتند. اما چون زمان پس گرفتن امضا به سر آمده بود، دیگر نتیجه ای نداشت.


مطمئن باشید که اگر پس گرفتن امضا اثر بخش بود، دولت این پس گرفتن امضا را در بوق و کرنا می کرد تا بتواند بهره تبلیغاتی لازم را از آن ببرد.

ما حتی شاهد این بودیم که شخص وزیر با نمایندگان وارد مذاکرده شده بود تا آنان را قانع کند که به هر قیمتی امضایشان را پس بگیرند و در این میان، وعده هایی نیز داده شده بود. خلاصه اینکه تلاش دولتمردان این بود که به هر قیمتی شده، طرح سوال از رییس جمهور در صحن علنی مجلس اتفاق نیفتد. از سوی دیگر این را می دانستیم که آمدن رییس جمهور، تنشهایی را نیز به همراه دارد. البته عده ای از نمایندگان بی طرف نیز مانع طرح سوال می شدند، زیرا نمی خواستند رییس قوه مجریه در خانه ملت این چنین ادبیاتی را به کار ببرد و خیلی دنبال جمع و جور کردن قضیه بودند.


با وجودی که می دانستید چنین ادبیاتی از سوی رئیس دولت به کار برده می‏شود، دلیل اصرار طراحان سوال از رییس جمهور چه بود؟

نظر طراحان سوال از رییس جمهور این بود که نباید به دلیل به کار بردن ادبیات ناپسند، نمایندگان مجلس شورای اسلامی بخواهند از وظیفه قانونی خودشان عقب نشینی کنند. نظر ما این بود که چرا نماینده مردم از وظیفه اش عقب نشینی کند؟
ما معتقد بودیم که افکار عمومی باید بدانند که واقعا در پس پرده سوال از رییس جمهور چه خبر است. رییس دولت در مورد بودجه مترو از قانون تخطی کرده و قانون را زیر پا گذاشته است و باید در مورد آن پاسخ می داد اما توجیهاتی که آقای احمدی نژاد مطرح کرد، جواب سوالات ما نبود، بلکه همه آن اظهارات، توجیهاتی غیر علمی و غیر منطقی بود.

در حالی که سوال مجلس، دلیل قانون گریزی دولت بود، شاهد بودیم که آقای احمدی نژاد به جای دفاع از عملکرد غلط دولت، اتهامات جدیدی به شهرداری وارد کرد و رییس قوه مجریه به جای آنکه بیان کند چرا بودجه مصوب مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام را به مترو نداده است، پاسخ می دهد که «بروید ببینید پولها را چه کار کرده اند»؟! حرف مجلس این است که چرا دولت، بودجه مترو را نداده است؟ دیگر چه کار دارید شهرداری پولهایش را چه کار می کند؟ آنقدر دستگاه های گوناگون نظارتی وجود دارد که بودجه شهرداری و نحوه هزینه کرد آنرا بررسی کند.

از طرف دیگر در مورد بحث خانه نشینی 11 روزه آقای احمدی نژاد که در واکنش به حکم صریح مقام معظم رهبری اتفاق افتاده بود، دیدیم که رییس جمهور به صراحت از پاسخگویی فرار کرد و حاضر به پاسخگویی نشد و هنگامی که پاسخ صریحی داده نمی شود، می توان چنین تعبیر کرد که آقای احمدی نژاد به نوعی عملکرد خود را تایید کرده است.

من به عنوان سخنگوی طراحان سال از رییس جمهور، از آخرین جلسه علنی سال 90 مجلس چنین برداشت می کنم که قانون گریزی و بی توجهی به قانون که به شخص آقای احمدی نژاد نسبت داده می شد، در این روز اثبات شد و مردم به عینه ادعای قانون گریزی را لمس کردند . مردم درک کردند که هر کجا آقای احمدی نژاد در مقام پاسخگویی، پاسخ قانع کننده نداشته باشد. از آن نوع ادبیاتی استفاده می کند که در روز پاسخگویی به طرح سوال از رییس جمهور بیان کرد.


منظور شما از ادبیات نامناسب چیست؟


منظور من آن چیزی است که همگان شاهد بودید. ادبیاتی که آقای احمدی نژاد به کار برد حامی، توهین به مجلس، توهین به نمایندگان، توهین به دانشگاهیان، توهین به منوچهر متکی وزیر امور خارجه قبلی و توهین به برخی شخصیتهای برجسته نظام اسلامی بود. من در مورد مسایلی که آقای احمدی نژاد نسبت به متکی بیان کرد، ناراحت شدم و آرزو می کردم که ایکاش وزیر سابق کشورمان در مجلس حاضر بود و پاسخ این اظهارات را می داد. اکنون نیز امیدوارم که منوچهر متکی با پاسخگویی منطقی و مستدل، از آبروی خود دفاع کند.


آیا زمان 15 دقیقه برای نمایندگان طراح سوال و یک ساعت برای پاسخگویی رییس جمهور جای نقد ندارد؟ آیا بهتر نبود در مدت زمانی که طرح سوال در هیات رییسه بالا و پایین می شد، طرحی برای اصلاح آن می آوردید؟

البته این انتقاد درست است. ما طراحان سوال نیز برای اصلاح آیین نامه اقدام کردیم، اما دوستان هیات رییسه چنین تحلیل کردند که اگر این کار را بکنید، چنین شائبه ای ایجاد می شود که طرح سوال برای تسویه حسابهای سیاسی است. به همین دلیل مانع شدند.


با توجه به اتفاقاتی که در صحن علنی شاهد بودیم و ادبیاتی که رییس جمهور به کار برد، آیا هنوز معتقد هستید که نباید آیین نامه را اصلاح می کردید؟

با تاسف از نوع رفتار و گفتار آقای احمدی نژاد در صحن علنی مجلس، اکنون باور داریم که باید آیین نامه را قبل از طرح سوال در صحن علنی اصلاح می کردیم و ایکاش این کار را کرده بودیم و آیین نامه را نیز اصلاح می کردیم تا بتوانیم پس از پاسخهای رییس جمهور، ما نیز حرفهایمان را بزنیم. نه آنکه وی هر آنچه دلش می خواهد بر زبان بیاورد و سپس صحن علنی را ترک کند. اگرچه پس از آن در قالب تذکر و اخطار پاسخهای لازم داده شد اما بهتر بود که این واکنشها در حضور احمدی نژاد مطرح می شد.


اینکه 10 سوال را یک جا مطرح کرده بودید، اشکال نداشت؟

چرا گمان می کنید که 10 سوال پرسیده شد؟ در حقیقت سوال ما یک گزینه بیشتر نداشت و آن قانون گریزی رییس جمهور و صیانت از مجلس بود. بنا بر این، سوال ما یکی بود اما مصادیق قانون گریزی را در 10 بند آورده بودیم.

البته اینها نمونه ‏های برجسته بود و اگر می‏خواستیم قانون گریزی‏های دیگر را نیز ذکر کنیم، بسیار بیشتر از اینها را می توانستیم بشماریم. حرف نمایندگان این بود که رییس‏جمهور قانون را قبول ندارد و آن چیزی را اجرا می‏کند که خودش دوست دارد و برای اثبات این ادعا مصادیق آوردیم. اجرای قانون هدفمندی یارانه‏ ها با شیب تند، یکی از موارد اجرای سلیقه‏ ای قانون بود که پاسخی به آن داده نشد و آقای احمدی‏ نژاد از آن فرار کرد و فقط در مورد بحثهای فرهنگی و اجتماعی که جنبه تئوری دارد و با اعداد و ارقام قابل اندازه گیری نیست، بحث کرد. در مورد آنها نیز آقای احمدی‏ نژاد افکار خودش را مطرح کرد و هر آنچه گفت به دور از سیاستهای کلان نظام بود. بنابراین هیچکدام از اظهارات ایشان پاسخ به سوالات نمایندگان نبود و مجلس و مردم قانع نشدند.


شما به صراحت اعلام می کنید که از پاسخها قانع نشدید و رییس جمهور هم به مجلس آمد و حرفهایش را زد و رفت؛ نتیجه چه می شود؟

من فکر می‏کنم که اگر بخواهیم عدالت بر قرار شود، کشور از این فضاهای سلیقه ای آزاد شود و حقوق از دست رفته خیلی ها بازگردانده شود، باید در ابتدای سال جدید بحث استیضاح یا عدم کفایت رییس جمهور را مطرح کنیم. به عقیده من این بهترین گزینه برای کشور و بهترین واکنش به اظهارات آقای احمدی نژاد در آخرین جلسه مجلس در سال 90 است.

اما با توجه به بحثهای بودجه که به اندازه کافی با تاخیر دولت روبه رو شده و اگر بخواهیم آنرا با این قبیل موارد آمیخته کنیم، دیرتر نیز بررسی خواهد شد، من فکر می‏کنم راه دوم این است که طرح عدم کفایت رییس جمهور در مجلس نهم پیگیری شود، به شرط آنکه نمایندگان جدید آن دل و جرات لازم را داشته باشند. اگر نمایندگان دور نهم دل و جرات لازم را برای عدم کفایت رییس جمهور داشتند که بهترین حالت به وجود آمده است و اگر هم نشد، باید صبر کنیم تا عمر دولت دهم به سر آید و آقای احمدی نژاد دیگر نتواند رییس جمهور باشد تا از این طریق به قانون گریزی ها پایان داده شود.


فکر می کنید بازتاب جهانی حضور آقای احمدی نژاد در مجلس و رفتارها و گفتارهای او چه باشد؟

من فکر می کنم آن ادبیاتی که آقای احمدی‏نژاد در روز پاسخ به طرح سوال از ریییس جمهور به کار بود، برای جهانیان چیز جدیدی نبود. اذهان عمومی در داخل کشورمان بارها شاهد چنین ادبیاتی بوده اند. جهانیان نیز این ادبیات احمدی نژادی را بارها دیده و شنیده ‏اند.
گمان می‏کنم جملات نامناسب تر از اینها نیز به کار برده شده است. جمله « آن ممه را لولو برد» یا « آب را آنجایی بریزید که می‏سوزد» و موارد بسیاری را می توان نام برد که از سوی احمدی‏نژاد نه در محافل خصوصی، بلکه در سخنرانی های عمومی مطرح شده و فیلم آن هم موجود است.


اما نباید این را فراموش کنیم که به هر جهت ایران، دوستان و دشمنان بسیاری در خارج از کشوردارد که هر کدام منتظر چنین رفتارهایی هستند. البته مطمئن باشید که دشمنان ما از این ادبیات و رفتارهای رییس قوه مجریه کشورمان بهره برداری لازم را خواهند کرد و به آن آب و تاب نیز می‏دهند. باید به خاطر داشته باشیم که پس از پایان جلسه علنی، رسانه‏ها بین نمایندگان آمدند و نظرات آنان را در مورد رفتار رییس قوه مجریه جویا شدند.

رسانه های خارجی نیز در راهروهای مجلس حضور داشتند. از سوی دیگر پخش زنده جلسه علنی را نیز از رادیو و تلویزیون شاهد بوده‏ایم. بنا بر این اخبار بر روی خروجی خبرگزاریها و سایتها منعکس خواهد شد. اما یک بازتاب منفی برای کشورمان خواهد داشت و آن، این است که رسانه های بیگانه چنین تحلیل خواهند کرد که رییس جمهور نظام اسلامی ایران، مجلس و قانون را قبول ندارد و بین ارکان نظام اسلامی جدایی افتاده است و از این قبیل تحلیلهای نامناسب خواهند کرد. اما دوستان این را مطرح می کنند که دموکراسی در ایران به جایی رسیده که مجلس شورای اسلامی توانسته است یک رییس جمهور را به دلیل قانون گریزی برای پاسخگویی به صحن علنی بکشاند و این یک اقدام خوب است.

این تحلیل می تواند کشور جمهوری اسلامی ایران را در رتبه های جهانی بالا ببرد. دیگر برای اذهان جهانی جای هیچ شک و شبهه ای باقی نخواهد ماند که قوای سه گانه مقننه، مجریه و قضاییه مستقل هستند و در حالی که همه این قوا زیر نظر ولایت فقیه و مقام معظم رهبری و تحت فرمان ایشان قرار دارند اما این فرمانبری مانع نمی شود که هر کدام، کار خودشان را به صورت مستقل انجام ندهند و این قوا تعارفی با یکدیگر ندارند.


این نکته‏ ای است که باعث می شود بسیاری از تحلیل گران در ادامه تحلیلهای مغرضانه شان ناتوان شوند. در داخل کشور نیز تاثیرات مثبتی بر جای خواهد گذاشت. نکته مهمتر این است که آن دسته مردمی که نسبت به قانون گریزی های دولت نگران بودند و دایم به نمایندگان اعتراض می کردند که چرا جلوی این قانون گریزی ها را نمی گیرید با چشم خودشان دیدند که طرح سوال از رییس جمهور در رابطه با قانون گریزیهای دولت مطرح شد اما رییس قوه مجریه پاسخی برای آن نداشت و جلسه را به شوخی برگزار کرد.


نکته دیگر آن است که از این پس مجلس به راحتی می تواند رییس جمهور را به مجلس فرا بخواند و مانع تخلفات گسترده قوه مجریه شود. شاید به باور بسیاری از آقایان، جلسه علنی طرح سوال از رییس جمهور یک نمایش توهین آمیز بود، اما این نوید را برای آیندگان دارد که مجلس نظارت بیشتری بر دولت خواهد داشت.


قرار قانونی این است که پس از ابلاغ طرح سوال به رییس جمهور، در مدت یک ماه احمدی نژاد به صحن علنی باید و پاسخگو باشد. در حالی که شاهد بودیم بازهم رییس دولت نهم و دهم نسبت به قانون بی توجهی کرد و به جای یکشنبه، در چهارشنبه که آخرین جلسه مجلس در سال 90 بود به صحن علنی آمد. در حالی که آخرین جلسه و تعطیلات پس از آن، امکان واکنش مجلس را به سخنان احمدی نژاد می گیرد مجلس در این رابطه چه می کند؟

به درستی نمی‏دانم در این مورد چه بگویم؟ آیا این تخلف را باید از زرنگی رئیس جمهور بدانیم یا به حساب قانون گریزی بگذاریم. همگان می دانند که فرصت یک ماهه رییس جمهور در 18 اسفند به پایان می‏رسید و روز یکشنبه باید در مجلس حاضر می‏شد. اما دیدیم که بازهم بی‏توجهی به قانون از سوی رییس قوه مجریه اتفاق افتاد تمامی این موارد ثابت می‏کند که آقای احمدی‏ نژاد می‏خواهد همه چیز باب میل او باشد و این زیبنده رییس جمهور نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.


اگر چه معتقد هستید تمام این 10 سوال بیانگر یک تخلف کلان یعنی قانون گریزی است، اما سوال اینجاست که آیا انتظار داشتید رییس جمهور به تمامی سوالات به صورت ریز پاسخ بدهد؟

همه آن چیزهایی که آقای احمدی نژاد در صحن علنی مطرح کرد، همان مواردی بود که معاونان و نمایندگان وی در کمیسیونها پاسخ داده بودند و چیز جدیدی ارایه نشد. اما تفاوت اینجا بود که نمایندگان رییس جمهور به نقل از وی پاسخ می‏دادند و ادبیات توهین آمیز را نیز به کار نمی‏بردند، ولی شخص آقای احمدی‏نژاد خودش گوینده همان پاسخها بود با این تفاوت که متاسفانه با ادبیات خاص خودش آنها را مطرح کرد. البته باز هم تاکید داریم که ما می‏دانستیم آقای احمدی نژاد از ادبیات خودش استفاده خواهد کرد و آن چیزی که اتفاق افتاد، برای ما تازگی نداشت.


حتی در مقابل مقاومت برخی دوستان که می‏گفتند «اجازه ندهیم آقای احمدی نژاد به مجلس بیاید، زیرا اگر بیاید، آن چیزهایی را می‏گوید که شاهد بودیم و شنیدیم و این برای کشور و مردم خوب نیست»، طراحان سوال از رییس جمهور تاکید داشتند که اجازه بدهیم بیاید و بگوید هر آنچه را که تهدید به مطرح کردن آنها می‏کند. مردم گمان می‏کردند که چون آقای احمدی نژاد همواره می‏گوید «حرفهای ناگفته بسیاری دارم»، اگر به صحن علنی بیاید، اسناد بسیاری از تخلفات را افشا خواهد کرد. اما مردم دیدند که نه تنها افشاگری در کار نبود، بلکه با ادبیات خودش از زیر بار پاسخگویی فرار کرد.


اگرچه شخص آقای احمدی نژاد اعلام کرده اسناد بسیاری در اختیار دارد و باید آنها را نزد خودش نگه دارد، اما طراحان سوال از رییس ‏جمهور بر خلاف نظر احمدی‏نژاد اعتقاد داشتند که باید این اسناد افشا شود و فرد متخلف به مراجع قضایی معرفی شود. اما وقتی احمدی‏ نژاد به مجلس آمد و با همان ادبیات خاص خودش، باب توهین و شوخی را باز کرد، برای مردم نیز آشکار شد که وی چیزی در چنته ندارد و همه آن چیزهایی که به عنوان ابزار تهدید از آنها یاد می‏کند، چیزی جز شعار و تهدید توخالی نیست.


عملکرد نمایندگان حامی دولت در مجلس چه بود و آن 7 نفری که نامه نوشته و خواهان مسکوت گذاشتن طرح سوال از رییس‏ جمهور شدند، چه هدفی داشتند؟

قبل از هر چیز باید بدانیم که نمایندگان حامی دولت بارها از احمدی نژاد دفاع کرده اند و کاری نداشته اند که این دفاع به حق بوده یا عملکرد دولت اشتباه بوده است.

حامیان دولت، رویه یکسانی داشتند که بدون توجه به عملکرد دولت، حمایت خود را می کردند و از این پس نیز خواهند کرد.


اما در مورد این 7 نفری که خواهان پس گرفتن امضا و منتفی شدن طرح سوال بودند، دیدیم که نام افرادی همچون احمد توکلی نیز در بین آنان دیده می شد. این فرد همواره از سیاستهای اقتصادی دولت انتقاد کرده بود و هنوز هم این رویه را دنبال می کند. اگر بخواهیم این 7 نفری که بیانیه را امضا کرده‏اند تقسیم بندی کنیم، باید آنها را به 3 دسته تقسیم کنیم. برخی مانند احمد توکلی که خواستار حضورنیافتن احمدی نژاد بودند، معتقد بودند که رییس جمهور می‏آید و با این ادبیات توهین آمیز با نمایندگان صحبت می‏کند و نباید اجازه داد فضای کشور آلوده به چنین ادبیاتی شود.


نگاه دسته دوم این بود که انتخابات دور دوم قرار است در تهران برگزار شود و دولت هم به هر حال توانایی‏هایی را دارد. شاید این یک معامله سیاسی باشد که برخی از آن 7 نفر خواسته باشند از توان دولت برای پیروزی در دور دوم انتخابات استفاده کنند.


دسته سوم نیز که ریشه ای، اعتقادی به طرح سوال نداشتند و مایل بودند که در هر مرحله منتفی شود. آنها معتقد بودند که هر آنچه رییس جمهور گفته و عمل کرده، درست بوده و این مجلس است که کارشکنی کرده و می‏کند. بنا براین چون در بین این 7 نفر تفکرات متناقضی وجود دارد، نمی توان همه را با یک دید بررسی کرد. البته بعد که با آنها صحبت کردیم، از این بیانیه رضایت نداشتند.


عمر زیادی برای مجلس هشتم باقی نمانده است. آیا گمان می کنید مجلس نهم بازهم احمدی نژاد را به صحن علنی بکشاند و کار به استیضاح و عدم کفایت سیاسی برسد؟

بی پرده بگویم؛ من در چهره افراد انتخاب شده برای مجلس نهم، چنین تمایلی را نمی بینم و برای این ادعای خود دلیل محکمی دارم. من معتقدم عمده نمایندگانی که این شهامت را داشتند تا قانون را پاس بدارند و از قانون صیانت کنند، در مجلس نهم نیستند.


البته عمده افرادی که می خواهند وارد مجلس نهم شوند را نمی شناسیم. طبیعی است که برخی از آنان سابقه نمایندگی مجلس را دارند و بسیاری ازآنان نیز سابقه نمایندگی مجلس را ندارند. از سوی دیگر طبیعی است که نمایندگان در سال اول حضور در قوه مقننه، وارد این قبیل مسایل نخواهند شد و تا جایگاه خودشان را پیدا کنند و بتوانند به خواسته‏ های حوزه انتخابیه شان پاسخ بدهند، آنقدر گذشته که دوره ریاست جمهوری آقای احمدی ‏نژاد به پایان برسد و به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم برسیم.آنگاه نیز نمایندگان درگیر انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم و دوره چهارم شوراهای اسلامی شهر و روستا خواهند شد.


شایعاتی بر سر زبانهاست که 90 نفر از وابستگان جریان انحرافی توانسته اند به مجلس نهم راه یابند. گمان می‏ کنید آنها بتوانند مجلس را مطیع دولت کنند؟

من که گمان نمی کنم تعداد وابستگان جریان انحرافی راه یافته به مجلس نهم، به 9 نفر نیز برسد. اگر هم چنین شایعاتی مطرح باشد، از سوی جریان انحرافی مطرح می‏شود تا اذهان عمومی را منحرف کنند. بعید است که جریان انحرافی تا این اندازه توانسته باشند افراد وابسته به خود را وارد مجلس کند. اما اگر نمایندگان حامی دولت و تازه واردهای جریان انحرافی را کنار هم بگذاریم، شاید به 40 نفر برسند که گمان نمی‏کنم زیاد تاثیر گذار باشند.


تکلیف حامیان دولت مجلس هشتم چگونه است؟

بخش قابل توجهی از نمایندگان حامی دولت، یا رد صلاحیت شده اند یا به دور دوم رفته اند. اکنون در تهران به غیر از آقا تهرانی و حداد عادل، نماینده حامی دولت راه یافته به مجلس نداریم. سایرین نیز به دور دوم رفته اند. بنا بر این تصورم این است که در دور دوم نیز مردم به حامیان دولت رای نمی‏دهند.


فکر می کنید سنگ بنایی که در مجلس هشتم با طرح سوال از رییس جمهور گذاشته شد، تا چه اندازه برای آینده نظام جمهوری اسلامی ایران مهم باشد؟

این را به دور از احساسات می‏گویم. این که من جزو طراحان سوال بودم را نیز نادیده می‏گیرم و کاری هم به پاسخها و ادبیات آقای احمدی‏ نژاد ندارم که مثبت بود یا منفی بود.


اما اصل قضیه این است که طرح سوال از رییس جمهور برای پایه‏ه ای نظام بسیار مفید بود. این یک اصل قانون اساسی کشور است که مدتها بود نادیده گرفته می شد و به دست فراموشی سپرده شده بود. از سوی دیگر این طرح سوال به عنوان یک تذکر می‏تواند برای روسای جمهور آینده یک درس عبرت باشد. البته برای سایر کسانی که گاه قانون را نادیده می‏گیرند نیز می‏تواند یک درس عبرت باشد. بنابراین آنچه مهم است، پایه‏ گذاری سوال از رییس جمهور خوب بود و نتیجه خیر آن برای مجلس خواهد بود.

به گزارش اعتدال،نمایندگان دوره‏ های بعدی مجلس نیز واهمه‏ ای از طرح سوال از رییس جمهور نخواهند داشت و یک باور عمومی در کشور ایجاد شد که رییس دولت یک قدرت مطلق نیست بلکه باید در برابر نمایندگان مردم در خانه ملت پاسخگو باشد. اما شرط لازم آن است که نمایندگان مردم شهامت داشته باشند و بخواهند وظیفه نمایندگی خود را به درستی و به دور از وکیل الدوله بودن انجام دهند.


منبع: مردم سالاری


بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین