آفتابنیوز : عباسعلی حسین خانزاده، در گفت وگو با ایسنا، درخصوص فرایند تشخیص اوتیسم، اظهار کرد: ارزیابی اختلالهای طیف اوتیسم به یک آزمونگر با تجربه ای نیاز دارد که نسبت به این اختلالها شناخت کاملی داشته باشد.
وی گفت: ارزیاب باید علاوه بر ملاک های تشخیص رسمی، به دیگر حیطه های شناختی و زبانی نیز توجه کند. نکته مهم این است که جمع آوری داده ها باید در حیطههای مختلف و در شرایط و محیط های متعدد باشد. به منظور تضمین یک ارزیابی جامع و مفید، باید همواره یک رویکرد بین رشته ای را مورد توجه قرار داد.
وی با بیان اینکه در فرایند ارزیابی باید روانشناس مدرسه، متخصص گفتار و زبان، کاردرمانگر، معلمان و والدین مشارکت داشته باشند، افزود: به طور کلی ارزیابی باید حیطه های مهمی مانند قابلیت اجتماعی، برقراری ارتباط (کلامی، غیرکلامی)، تنوع رفتاری و تأثیرات محیطی را شامل شود. مشاهده (رسمی و غیررسمی) یک ابزار کلیدی برای ارزیابی اختلال های طیف اوتیسم است. مشاهده رفتار به آشکار شدن ناهمسویی ها بین نظرات والدین، مربیان و متخصصان کمک میکند. هر دو شیوه مشاهده مستقیم کودک (در کلاس درس، استراحت، صرف غذا) و مشاهده غیررسمی (توسط والدین و معلم)، روشهای قابل پذیرش جمع آوری اطلاعات هستند.
خانزاده با اشاره به اینکه یک تکنیک جذاب مورد استفاده در ارزیابی جامع اختلال های طیف اوتیسم، مشاهده ساختاریافته در زمین بازی است، گفت: در فرایند تشخیص اختلال های طیف اوتیسم، همبودی آن با کم توانی ذهنی، نارسایی زبانی، شرایط پزشکی یا ژنتیکی مرتبط با اختلال عصب تحولی، روانی یا رفتاری مشخص شود. شدت اختلال نیز باید براساس سطح یا حمایت های مورد نیاز در هر دو بعد ارتباط اجتماعی و رفتارهای محدود و تکراری تعیین شود. شدت مشکلات در ارتباط اجتماعی و رفتارهای محدود و تکراری باید به صورت مجزا مشخص شود.
لزوم برآورد مهارت های کلامی و غیرکلامیمتخصص روانشناسی کودکان با نیازهای ویژه درک نیمرخ ذهنی کودک یا بزرگسال مبتلا به طیف اوتیسم برای تفسیر نشانه های تشخیصی را مهم دانست و تصریح کرد: برآورد مجزای مهارتهای کلامی و غیرکلامی کودک مبتلا نیز ضروری است، مانند استفاده از تستهای غیرکلامی بدون زمان جهت سنجش توانمندیهای بالقوه افراد با محدودیت زبانی.
وی افزود: در ارتباط با همبودی اختلال طیف اوتیسم با نارسایی زبانی، سطح کنونی کنش وری کلامی فرد باید سنجش و توصیف شود، همچنین مهارتهای زبانی دریافتی و بیانی فرد باید به طور مجزا مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد و بالاخره درباره همبودی اختلال طیف اوتیسم با شرایط پزشکی، ژنتیکی یا سایر عوامل محیطی، باید اختلال ژنتیکی، اختلال پزشکی مانند صرع یا عوامل دیگر مانند نشانگان الکلی جنین و کم وزنی هنگام تولد مورد توجه قرار گیرد. همچنین شرایط عصب تحولی، روانی یا رفتاری نیز باید مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
خانزاده با بیان اینکه نشانههای اصلی اختلال طیف اوتیسم، آسیب پایدار در ارتباط اجتماعی متقابل و تعامل اجتماعی و الگوی رفتار، علائق یا فعالیتهای محدود و تکراری است، بیان کرد: این نشانهها از دوره اولیه کودکی ظاهر میشوند و کنش وری روزانه فرد را محدود کرده یا آسیب میزنند. مرحلهای آسیب در کنش وری فرد آشکار میشود که براساس ویژگی های فرد و محیط او متفاوت است. نشانههای تشخیصی اصلی در دوره تحول آشکار میشوند، اما مداخله، جبران و حمایتهای دریافتی ممکن است مشکلات فرد را حداقل در برخی موقعیتها مخفی نگه دارد. تظاهرات اختلال همچنین تا حد زیادی بسته به شدت شرایط اوتستیک، سطح تحولی و سن تقویمی متفاوت است.
دانشیار دانشگاه گیلان با اشاره به اینکه در صورت مشکوک بودن به رفتار کودک، اطرافیانش باید چه اقداماتی انجام دهند، گفت: بهتر است در درجه اول کودک را به یک روانشناس کودک ارجاع دهند. نکته مهم این است که هر روانشناسی با هر گرایش تخصصی نمیتواند اختلالات فراگیر تحولی را به خوبی تشخیص و تجویزات مناسبی داشته باشد، بنابراین در چنین مواردی حتما باید کودک توسط روانشناس کودک به دقت مورد مشاهده و ارزیابی قرار گیرد. روانپزشک اطفال نیز میتواند در تشخیص کودک موفق عمل کند، ولی والدین باید بدانند که هیچ دارویی برای درمان اوتیسم وجود ندارد و داروها فقط نشانههای جانبی کودک را کاهش میدهند.
وی درخصوص چگونگی درمان اوتیسم، عنوان کرد: هرگونه اقدامی که منجر به بهبود و یا حتی جلوگیری از وخیمتر شدن وضعیت کودک شود، به نوعی درمان به حساب میآید. براساس این تعریف کودک اوتیسم بعد از ارزیابی همه جانبه تمامی کنش های تحولی باید مجموعهای از خدمات آموزشی و توانبخشی را دریافت کند. معمولا والدین به دلایل ناآگاهی و همچنین نگرش های منفی نسبت به روانشناسی کودک، در درجه اول به روانپزشک مراجعه میکنند و بدون دریافت اطلاعات و آموزشهای لازم فقط دارو درمانی را دنبال میکنند و روز به روز وضعیت تحولی کودک وخیم تر میشود. در برخی موارد ممکن است دارودرمانی به وضعیت رفتاری کودک کمک کند، ولی باید توجه داشت که کودک اوتیسم باید هرچه زودتر آموزش ها و توانبخشیهای لازم را در ابعاد رفتاردرمانی، گروهدرمانی، کاردرمانی، گفتاردرمانی، آموزش و مشاوره با والدین، آموزش مهارتهای اجتماعی و غیره دریافت کند. بنابراین مداخله باید در سطوح مختلف کودک، والدین، همسالان، مراکز آموزشی و ... صورت گیرد و ارزیابی و آموزش تیمی ضرورت دارد.
خانزاده درخصوص راهکارهای آموزشی و توانبخشی اوتیسم گفت: شش دسته از مهارتهای ارتباط کارکردی، خودبه خودی، مهارتهای اجتماعی متناسب با سن، مهارتهای بازی کردن به خصوص بازی با همسالان، مهارتهای شناختی(تفکر) که برای زندگی روزمره مفید بوده و بکار میروند، رفتارهای مناسب جهت جایگزین شدن با رفتارهای مشکل ساز و مهارتهای تحصیلی کارکردی که برای نیازهای کودک مناسب باشند را در آموزش این افراد باید در اولویت قرار داد.
آموزش زودهنگام، مداوم کودکان اوتیستیکدانشیار دانشگاه گیلان با تاکید بر اینکه به طور کلی آموزش کودکان اوتیستیک باید زودهنگام، مداوم و توأم با پیگیری پیاپی باشد، ادامه داد: مؤثرترین برنامه مداخلهای زمانی است که کودک در مرحله نوزادی یا نوپایی است و آموزش های ارائه شده به صورت مستمر در مکانهای متفاوت (خانه، مدرسه) انجام میگیرد. در این برنامه ها مشارکت والدین ضروری است، زیرا آنها وقت بیشتری را با کودکان خود سپری میکنند. آموزش و مداخلههای مربوط به دانش آموزان اوتیستیک، زمانی مفید خواهد بود که مستمر، زودهنگام، جدی با سازماندهی بالا و همراه با مشارکت والدین باشد. مداخله جدی و زودهنگام درباره بسیاری از کودکان دستاوردهای مهمی به دنبال دارد. هدف این آموزشها کمک به کودک برای غلبه بر بزرگترین مشکل خود، یعنی ناتوانی در برقراری ارتباط است.
وی گفت: اگرچه که برنامه ریزی آموزشی برای دانش آموزان با اختلال های طیف اوتیسم باید دامنهای از ابعاد را پوشش دهد، با این حال بیشتر مؤلفان بر روی برخی از دستورالعملهای کلی توافق دارند. به بیان کلی بسیاری از افراد اعتقاد دارند که مهمترین حوزهای که باید در آموزش رعایت شود، آموزش مهارتهای ارتباطی برای افراد اوتیسم و مهارتهای اجتماعی برای افراد مبتلا به نشانگان آسپرگر است. همچنین بیشتر متخصصان اعتقاد دارند که برنامه ریزی آموزشی برای دانش آموزان با اختلالات طیف اوتیسم باید شامل آموزش مستقیم مهارت ها، مدیریت رفتار با استفاده از سنجش کارکردی رفتار و حمایت رفتاری مثبت، و آموزش در محیط های طبیعی باشد.
خانزاده درخصوص آموزش مستقیم مهارت ها، اظهار کرد: آموزش مؤثر دانشآموزان با اختلال های طیف اوتیسم به طور معمول به رویکرد بسیار سازمان یافته و مستقیم نیاز دارد که از اصول اساسی روانشناسی رفتاری جهت تحلیل تکلیف و چگونگی تدریس استفاده می کند. آموزش مستقیم به معنای استفاده از درس های ساختارمند و هدایت شده توسط معلم، آموزش در گروه های کوچک یا یک به یک، ارائه درس ها در گام های کوچک، پرسشگری مکرر معلم، فرصت های گسترده جهت تمرین و ارائه پسخوراند مکرر، تقویت و تصحیح گری است، معلمان می توانند از آموزش مستقیم برای آموزش مهارت های ارتباطی، تعامل اجتماعی، و زندگی روزمره استفاده کنند.
وی درخصوص مدیریت رفتار، متذکر شد: دانش آموزان با اختلال های طیف اوتیسم به خصوص افراد با سطوح شدید اوتیسم، برخی اوقات رفتارهای نامناسب زیادی مانند تندخویی، کتک زدن، یا جیغ شدن را نشان می دهند. متخصصان بر این باورند که چنین رفتارهایی را می توان با استفاده از ترکیبی از سنجش رفتار کارکردی و حمایت رفتاری مثبت کاهش داده یا حذف کرد. سنجش رفتار کارکردی شامل تعیین پیامدها، پیشایندها و موقعیت رویدادهایی که باعث حفظ یا نگهداری چنین رفتارهایی می شود، است. پیامدها به آنچه که بعد از رفتار بروز میکنند و پیشایندها به عوامل بروز رفتار و موقعیت رویدادها به عوامل بافتی اشاره دارد که در آن رفتار رخ میدهد.
متخصص روانشناسی کودکان با نیازهای ویژه درخصوص آموزش در موقعیتهای طبیعی، گفت: آموزش دانش آموزان با اختلال های طیف اوتیسم باید در موقعیت های طبیعی و در تعاملات طبیعی صورت گیرد. محققان به طور مستمر سعی میکنند از تعاملات طبیعی که طی آن کودکان به طور نرمال زبان و دیگر مهارت های اجتماعی را یاد میگیرند، استفاده بیشتری کنند.