کد خبر: ۵۲۲۰۷۲
تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۰۷:۵۶
هنر خوشنويسي همواره براي مسلمانان ارزش ويژه داشته است، چرا که در بنياد، آن را هنر تجسم کلام وحي مي دانسته اند. آنها نه تنها خط زيبا را در نسخه پردازي قرآن، بلکه در بيشتر هنرها به کار مي بردند.
آفتاب‌‌نیوز : ابوذر خداياري* - خوشنويسي را مي توان شاخص ترين هنر در پهنه سرزمين هاي اسلامي و به مثابه زبان هنري مشترک براي تمام مسلمانان دانست. هنر خوشنويسي همواره براي مسلمانان ارزش ويژه داشته است، چرا که در بنياد، آن را هنر تجسم کلام وحي مي دانسته اند. آنها نه تنها خط زيبا را در نسخه پردازي قرآن، بلکه در بيشتر هنرها به کار مي بردند. تکامل و تبديل خط به خوشنويسي بيش از هر کجا در ميان مسلمانان به چشم مي خورد. در قرآن کريم در آيه هاي «ن و القلم و مايسطرون» و «الذي علم باالقلم» به قلم و نگارش اشاره شده است. قبل از ظهور اسلام، خطوط گوناگوني مانند خط ميخي و پهلوي و اوستايي در ايران رواج داشته است. اما با پيدايي دين اسلام، نياکان ما الفبا و خطوط اسلامي را پذيرا شدند.

خط متداول آن زمان که نزديک دو قرن قبل از اسلام شکل گرفته بود، خط کوفي، نسخ قديم بود که از دو خط قبطي و سرياني اخذ شده بود. پس از ظهور اسلام تا دو قرن بعد نيز اين خطوط به همان سادگي آغازين به کار مي رفت. سپس بوسيله ايرانيان تحولي در اين راه صرت پذيرفت و کم کم هنر خوشنويسي چهره خود را نشان داد.

به طوري که در اوايل قرن چهارم به سال (310 هجري قمري) ابن مقله بيضاوي شيرازي (272-328 ه.ق) وزير المقتدر بالله با نگاهي هنرمندانه و زيبايي شناسانه با استفاده از خطوط و نبوغ ذاتي خود خطوطي به وجود آورد که به اقلام سته يا خطوط اصول معرفي شد که عبارتند از: محقق ريحان ثلث نسخ رقاع و توقيع. و وجه تمايز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات نسبت سطح و دور در هر کدام مي باشد و براي اين خطوط قواعدي وضع کرد. بيشتر تاريخ دانان از ابن مقله به عنوان اولين مبتکر خوشنويسي اسلامي نام مي برند و او را اولين کسي ذکر مي کنند که کتابت را به يک هنر ارتقا داد. ابن مقله خط محقق را از خط کوفي و نسخ قديمي بيرون کشيد و آن را قاعده مند کرد. سپس خط ريحان را ايجاد کرد. بعد از آن خط ثلث را از خط ريحان گرفته و قاعده مند ساخت.بعد از آنها به شکل دادن و منزه کردن خط نسخ پرداخت. ابن مقله قرآني به خط نسخ نوشت و خطوط محقق و ريحان و کوفي را در سر سوره ها قرار داد و هنگامي که خواست کتابت قرآن با ساير خطوط فرق داشته باشد خط توقيع را ابداع کرد.

دومين اقدام ايرانيان در سده دوازدهم هجري قمري تغيير در نگارش و کتابت خط نسخ بود که به دست ميرزا احمد نيريزي انجام شد به طوري که اين اقدام نسخ ايراني در شيوه جديد از نسخ عربي(شيوه ياقوتي) به سبب افزايش دور در آن متمايز گشت.

گام بعدي ايرانيان پديدآوردن خط تعليق بود(تعليق در لغت به معني در آويختن چيزي به چيزي است) اين خط اولين شيوه از خوشنويسي فارسي است که خاص ايرانيان پديد آمده است. اين شيوه از خوشنويسي در اواسط سده هفتم از ترکيب و توسعه دو خط توقيع و رقاع و تحت تاثير خطوط ايراني پيش از اسلام و با توجه به ذوق و روحيه ايراني بوجود آمده باشد.خط تعليق را مي توان نخستين خط کاملا ايراني دانست. خط تعليق خطي تودرتو و متصل به هم است و دواير زياد، حروف مدور و قابليت فراوان در ارائه ترکيب هاي متنوع را دارد. به همين سبب بيشتر در بين افرادي رواج داشت که از نظر سواد و ميزان آشنايي با خط در سطح بالايي بوده اند. اين خط ويژه کاتبان دربارها و ديوان هاي حکومتي بوده، به همين سبب به تدريج کاربرد خود را از دست داده است. اين خط حدود صد سال رواج کامل داشت و پس از آن رفته رفته با پيدايش خط نستعليق و سپس شکسته نستعليق از رواج آن کاسته شد. عده اي ابداع اين خط را به خواجه تاج سلماني اصفهاني نسبت مي دهند اما در واقع او اين خط را قانونمند کرد و بعدها به وسيله خواجه عبدالحي منشي استر آبادي براي آن قواعد و اصول بيشتري بوجود آمد. خط تعليق، زمينه ساز پيدايش دو خط ديگر ايراني، يعني نستعليق و شکسته نستعليق بود. رواج و رونق اين دو خط از کاربرد خط تعليق کاست تا جايي که تقريبا به بوته فراموشي سپرده شد.
    
 ميرعماد و خط نستعليق
پس از خط تعليق، خط نستعليق دومين خط خاص ايرانيان مي باشد که در اواخر سده هشتم و اوايل سده نهم هجري يعني در عهد تيموري پا به عرصه وجود گذاشت. ابداع خط نستعليق را به ميرعلي تبريزي(فوت 803 هجري قمري) نسبت داده اند. اين خط از ترکيب دو خط يعني نسخ و تعليق به وجود آمد که «نسختعليق» ناميده شد و بعدها به جهت کثرت استفاده به نام نستعليق شهرت يافت.

خط شناسان براين باورند که از آغاز پيدايش خط نستعليق به مدت يک قرن و نيم، ستاره درخشان آسمان خوشنويسي نستعليق، ميرعلي هروي بود، اما در نيمه دوم قرن 10 ق، هنرمندي ديگر نستعليق را به اوج تکامل و زيبايي رساند.

عماد الحسني قزويني(961-1024ق) معروف به ميرعماد خوشنويسي توانمند بود که آثار گذشتگان، حتي ميرعلي هروي را تحت الشعاع قدرت و صلابت قلم خود قرارداد. ميرعماد در قرن يازدهم و در دوره صفويه زندگي مي کرد و با ابتکار و خلاقيت خود و مهارت بالايي که در نستعليق بدست آورد داراي سبک و مکتبي شد که هنرمندان خوشنويس ساليان بسيار پس از او از شيوه وي پيروي کردند. اين پيروي تاکنون و نزديک به 400 سال است که همچنان ادامه دارد. پس از قتل ميرعماد به فرمان شاه عباس نيز بسياري از خوشنويسان از دربار صفوي به دربار گورکانيان هند يا عثماني رفتند و خط نستعليق را در آن سرزمين ها رواج دادند و از آنجا در بسياري از کشورهاي اسلامي راه پيدا کرد. سپس در قرن سيزدهم سبک و شيوه جديدي در نستعليق به وجود آمد. اين کار به وسيله هنرمندي به نام محمدرضا کلهر صورت گرفت. در زمان کلهر صنعت چاپ به روش چاپ سنگي به ايران آورده شد. ظريف بودن حروف مانعي براي چاپ سنگي نستعليق بود و همين امر سبب گرديد که کلهر با تغييراتي در سبک و روش ميرعماد شيوه تازه اي را براي نستعليق بوجود آورد که مناسب براي صنعت چاپ باشد. خط نستعليق نشانه اي بارز از طبع سليقه زيبايي شناختي ايرانيان است و بي شک زيباترين و ظريف ترين و در عين حال يکي از سخت ترين خط در ميان خطوط اسلامي است تا جايي که آن را به حق، عروس خطوط اسلامي لقب داده اند.

از نستعليق نويسان معاصر مي توان به اساتيدي همچون استاد عباس اخوين استاد اميرخاني استاد سلحشور و استاد نظام العلما و ..... نام برد.
   
وقتي نستعليق شکسته مي شود
از جديدترين خطوط خوشنويسي اسلامي و زيباترين و سومين گونه از خوشنويسي ايراني است که در اوايل سده يازدهم هجري قمري ابداع شد. چون بيشتر شکل هاي آن از شکستن و رها کردن خط نستعليق گرفته شده و به نام شکسته نستعليق شهرت يافت، اين خط را مي توان ايراني ترين خط از ميان خطوط مختلف خوشنوسي اسلامي دانست.

خط شکسته نستعليق از طرفي حاوي جزئياتي از خط تعليق است که در تندنويسي به کار کتابت مي آيد. در واقع خط شکسته پلي است ميان رواني و تند نويسي تعليق و ظرافت و زيبايي نستعليق.

عده اي مرتضي قلي خان شاملو(متوفي 1100 ه ق) حاکم هرات و برخي ديگر محمد شفيع هروي معروف به «شفيعا» را ابداع کننده اين خط دانسته اند ولي مرحوم عبدالمحمدخان ايراني مولف کتاب «پيدايش خط و خطاطان» عقيده دارد که شکسته نستعليق در زمان اواخر دوره صفويه بوجود آمد و مرتضي قلي خان شاملو آن را از نستعليق روياند و سپس به دست تواناي محمد شفيع هروي (متوفي 1081 ه ق) به شکل شکوهمندي درآمد که به شيوه شفيعايي مشهور شد تا اين که در قرن دوازدهم به دست هنرمند با ذوقي چون درويش عبدالمجيد طالقاني (1150-1185ه ق) به کمال رسيد و اکنون نيز سبک و شيوه ايشان پيروان زيادي دارد.ايشان با اين که 35 سال بيشتر عمر نکرد ولي آثار ارزشمندي از خود به يادگار گذاشت. در قرن سيزدهم نيز يکي ديگر از بزرگان شکسته نستعليق به نام علي اکبر گلستانه(1274-1319 ه ق ) در آسمان شکسته نستعليق درخشيد و پيروان فراواني به جا گذاشت. از معاصرين اين خط مي توان به اساتيدي مانند استاد کابلي، استاد عطارچيان، استاد مشعشعي، استاد رسولي، استاد ملک زاده استاد حيدري و..... نام برد.
    
خوش‍نويسي و فناوري هاي رايانه اي
به نظر من فناوري هايي مثل نرم افزارهاي رايانه اي و اينترنت و فضاي مجازي باعث پيشرفت خوشنويسي شده که خوشنويسان بهتر و راحت تر مي توانند به خلق آثار و ترکيبات متعددي بپردازند. مخصوصا فضاي مجازي مثل تلگرام، اينستاگرام و... اين امکان را به علاقه مندان هنر خوشنويسي قرارداده از اين جهت که اساتيد از آثاري که مي نويسند فيلم يا عکس گرفته و در فضاي مجازي در اختيار عموم قرار مي دهند. بنده به عنوان مدرس دانشگاه، سرمشقي که براي دانشجويان مي نويسم از اين سرمشق ها فيلم مي گيرند و براي تمرين خودشان بارها اين فيلم را مي بينند و به تمرين مي پردازند. از ديگر طرفي نيز باعث پسرفت خوشنويسي شده که کاتباني که با دست آثار و يا کتابي را مي نوشتند در حال حاضر بيشتر از نرم افزارهاي رايانه اي انجام مي شود که در حقيقت به ضرر جامعه خوشنويسي شده است.
    


    * مدرس خوشنويسي و استاد دانشگاه


بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
مطالب مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین