آفتابنیوز :
1-سطح تشکیلاتی: در این سطح، حامیان دولت با بستهنگری و خود بزرگبینی خود را از حمایت سایر تشکلها حتی در اردوگاه اصولگرایان محروم نمود. به طوری که پس از طرد اکثر قریب به اتفاق سرمایههای انسانی نظام که در 16 سال گذشته در خدمت نظام و مردم بودهاند و همچنین عدم بهرهمندی از تجربیات اجرایی مدیران گذاشته و شایستگان سایر جریانهای سیاسی کشور، به بهانه خارج بودن از دایره اصولگرایی، این دایره با بستهنگری آن چنان محدود گردید که شخصیتهای محترم و خوش سابقهای همچون دکتر عباس شیبانی و مهندس مهدی چمران نیز از منظر این طیف شایستگی خود را برای ادامه کار در شورای شهر تهران از دست دادند.
با توجه به اینکه این قبیل شخصیتها در انتخابات ریاست جمهوری مورد اتکای این طیف سیاسی بودند بنابراین میتوان نتیجهگیری کرد که طیف مذکور با خود بزرگبینی برای پیروزی در انتخابات 24 آذرماه خود را بینیاز از حمایت سایر تشکلهای اصولگرا احساس میکرد لذا با این محاسبه که «مستغنی از همکاری تشکلهای دیگر و ائتلاف آنهاست» با لیستی از افراد، که اغلب آنها از چهرههای شناختهشده نبودند به امید پیروزی قاطع وارد عرصه انتخابات گردید.
قطعا برای تحلیلگران سیاسی پیشی گرفتن کاندیداهای معرفی شده در سایر ائتلافها نسبت به کاندیداهای شاخص لیست رایحه خوشخدمت و عقبتر بودن یکی از منسوبین رئیس دولت از نامزدهای دیگر حتی از لیست اصولگرایان و اصلاحطلبان کاملا پرمعنی خواهد بود، در این مورد باید در نظر داشت که در دورههای قبل اگر منسوبین رئیس جمهور در لیستی قرار میگرفتند عموما در میان کاندیداهای مورد پذیرش مردم و پیروز همراه نفرات اول یا دوم بودند که به طور نمونه میتوان به دوم شدن فرزند رئیسجمهور وقت در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای اسلامی از تهران اشاره نمود و این در حالی بود که در آن زمان آقای هاشمی رفسنجانی دوره دوم ریاست جمهوری خود را سپری میکرد. بنابر این به جز تکدر و عدم همکاری سایر تشکلهای سیاسی حتی جریانهای حامی دولت از طیف مورد حمایت دولت در انتخابات 24 آذرماه که به سبب خودپسندی و غرور سیاسی این طیف شکل گرفته است باید به دلایل دیگری هم توجه کرد.
2-سطح مردمی: هر چند با توجه به گذشت یکسال و چندماهی از عمر دولت، و با عنایت به وعدههای متعددی که از سوی دولت برای بهبود اوضاع داده شده است، هنوز برای مایوس شدن مردم از مدیران قوه مجریه خیلی زود است ولی متاسفانه نظرسنجیهای به عمل آمده از مردم نسبت به عملکرد دولت نشانگر عدم رضایت آنها از موفقیت دولت در این مدت است. که بطور نمونه میتوان به نتایج یک نظرسنجی که توسط یک مرکز معتبر در مهرماه سال جاری انجام شده است اشاره کرد.
براساس این نظرسنجی که از یک جامعه آماری مناسب از 22 منطقه تهران انجام شده است، در بعد عملکرد اقتصادی دولت در پاسخ به سوالی پیرامون «موفقیت دولت در طرح مهار قیمتها»، 83درصد اعلام کردند که برخلاف نظر دولت کالاها و خدمت گرانتر شده و 4/72 درصد عملکرد دولت در این مورد را ناموفق و کاملا ناموفق ارزیابی کردهاند. حتی در خصوص اقدام دولت در ماه مبارک رمضان برای تثبیت قیمتها، 7/68 درصد از مردم اعلام کردهاندکه برخلاف اهداف طرح دولت، قیمت کالاها افزایش یافته است. در مورد نتیجه عملکرد دولت نسبت به تسهیلات بانکی نیز تعداد کسانی که معتقد بودند شرایط مشکلتر شده دو برابر کسانی بود که اظهار میکردند شرایط آسانتر شده است.
هر چند این نمونهها همه واقعیتهای جامعه نیست ولی به عنوان مشتی از خروار باید روی آن حساب کرد، به خصوص در شرایطی که این طیف سیاسی همه همت خود را در انتقاد به عملکرد دولتهای پیشین متمرکز کرده است. از این دیدگاه، شکست پروژه «خبرگان بدون هاشمی و روحانی» و آرای گسترده آیتالله هاشمی رفسنجانی در پی آن همه تخریب و انتقادهای غیر منصفانه که عمدتا به انگیزههای سیاسی در انتخاباتهای پیشین صورت گرفته بود برای اهل بصیرت بسیار معنیدار خواهد بود.
در برابر بررسی علل عدم کامیابی طیف مورد حمایت دولت در انتخابات 24 آذر باید به دلایل و انگیزههای بیش از 600 هزار شهروندی که در این انتخابات اسم هاشمی رفسنجانی را بدون ذکر نام دیگر شخصیتهای مورد احترام، در برگهای تعرفه نوشتند بیش از پیش تعمق کرد که این هنوز از نتایج سحر است...