کد خبر: ۶۱۱۶۹۷
تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۸
/سرمقاله-واشنگتن پست/
"منافع آمریکا در تنش‌های خلیج فارس در گرو کمک به یک طرف نیست، بلکه وابسته به ایجاد تعادل باثبات قدرت میان ایران و عربستان است. نفع حیاتی آمریکا در جلوگیری از دستیابی به تسلیحات هسته‌ای است و باراک اوباما هم به همین دلیل مذاکره بین‌المللی هسته‌ای را در اولویت خود قرار داد. دلیلی وجود ندارد که آمریکا جنگ فرقه‌ای عربستان علیه ایران را در یمن یا هرجای دیگر فعال کند."
آفتاب‌‌نیوز :

روزنامه واشنگتن‌پست در سرمقاله خود با اشاره به تنش‌های اخیر در منطقه به دنبال حمله به تاسیسات نفتی عربستان و زمزمه‌های درگیری نظامی، به بررسی این مساله پرداخته که در شرایط فعلی اتخاذ چه رویکری در راستای منافع آمریکا خواهد بود و آیا حضور نیروهای آمریکایی در یک درگیری نظامی در دفاع از عربستان کمکی به واشنگتن خواهد کرد یا خیر.

این روزنامه در سرمقاله خود نوشته است: دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا تاکنون حمله به تاسیسات نفتی عربستان را که دولتش و مقامات سعودی، ایران را مسئول آن می‌دانند، با تحریم و دیپلماسی پاسخ داده است اما نیروهای مضاعفی را به خلیج فارس اعزام کرده و اقدام نظامی را هم رد نکرده است.

این مساله اما پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند؛ آیا نفع حیاتی آمریکا در دفاع از عربستان یا تاسیسات نفتی آن است؟ آیا نیروها یا خلبانان آمریکایی باید جان خود را به خاطر حکومت محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان در خطر قرار دهند؟

سه دهه پیش، زمانی که عراق به کویت حمله کرد و میدان‌های نفتی عربستان را تهدید کرد، جورج بوش پدر، رییس جمهور وقت آمریکا فورا نتیجه گرفت که مداخله نظامی آمریکا لازم است. حالا اما بنا به دلایل گوناگونی از جمله رفتار بی‌محابا و بی‌منطق ترامپ، اقدام آمریکا در این خصوص بسیار نامشخص است.

از نفت شروع کنیم. اگرچه عربستان همچنان تولیدکننده ۱۰ درصد از نفت مورد نیاز جهان است، آمریکا اکنون بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان است و وابستگی‌اش به عربستان به طرز قابل توجهی کاهش یافته که تنها در دو سال گذشته این کاهش ۵۰ درصد بوده است. با اینکه بهای نفت به دنبال حمله به تاسیسات نفتی عربستان افزایش یافته، بازار جهانی دچار شوک نشده است. محافظت از نفت عربستان مشکل بزرگی برای حکومت آن است اما این مساله برای آمریکا همچون گذشته یک امر ضروری و استراتژیک نیست.

ذات تهدیدی که متوجه عربستان است نیز با سال ۱۹۹۰ بسیار متفاوت است. حمله صدام تهاجمی آشکار بود که با هدف تقویت تسلط بر نفت خاورمیانه انجام شد. حمله هفته گذشته تشدید یک درگیری بلند مدت میان میان دو کشور بر سر نفوذ منطقه‌ای بود.

منافع آمریکا در این رقابت در گرو کمک به یک طرف نیست، بلکه وابسته به ایجاد تعادل باثبات قدرت میان ایران و عربستان است. نفع حیاتی آمریکا در جلوگیری از دستیابی به تسلیحات هسته‌ای است و باراک اوباما، رییس جمهور پیشین آمریکا هم به همین دلیل مذاکره بین‌المللی هسته‌ای با ایران را در اولویت خود قرار داد. نفع آمریکا در جلوگیری از تهاجم ایران علیه اسرائیل است که یکی از دلایل اهمیت حفظ حضور آمریکا در سوریه است. با این حال دلیلی وجود ندارد که آمریکا جنگ فرقه‌ای عربستان علیه ایران را در یمن یا هرجای دیگر فعال کند.

ترامپ اما تمامی این منافع آمریکا را در خطر قرار داده است. او از توافق هسته‌ای ایران کنار کشید. حتی با وجود این که ایران این توافق را رعایت می‌کرد، ترامپ با این کار تهران را تحریک کرد که فعالیت‌های هسته‌ای خود را افزایش دهد. او از کمپین بمباران محمد بن سلمان در یمن حمایت کرد که جان هزاران غیرنظامی را گرفت و زمینه حمله به اهداف سعودی را فراهم کرد. او تلاش کرد نیروهای آمریکایی را از سوریه خارج کند و از ماه آوریل به دنبال توقف کامل صادرات نفت ایران است که گونه‌ای اقدام به جنگ محسوب می‌شود.

منافع آمریکا اکنون درگیری نظامی با ایران را توجیه نمی‌کند و با این که دونالد ترامپ احتمالا خواستار جنگ نیست، خطاهای مکررش او را به یک قدمی جنگ کشانده است. چشم‌انداز ایرانی‌ها پیشنهاد او برای مذاکره را رد می‌کند. کارشناسان مسائل ایران معتقدند تا زمانی که تحریم‌های ترامپ علیه این کشور برقرار باشند، تهران اقدامات خود را ادامه یا حتی افزایش خواهد داد. بهترین گزینه ترامپ یافتن راهی برای تنش‌زدایی است."

بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین
x