کد خبر: ۶۸۳۸۰۳
تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۵۲
ناامنی روزافزون در افغانستان در شرایطی که نیروهای نظامی آمریکایی ممکن است به زودی این کشور را ترک کنند، نگرانی هایی را به وجود آورده است.
آفتاب‌‌نیوز :

ترامپ اصرار دارد هر طور که شده، سریع تر داستان افغانستان را جمع کند و سربازان آمریکایی را از خاک این کشور بیرون ببرد. این عجله او در حالی که مذاکرات صلح در دوحه به نتیجه نرسیده است و تنها چند قطعه عکس از پمپئو با گروه طالبان منتشر شده. اوضاع امنیتی در افغانستان به ویژه کابل و مناطق جنوبی این کشور خطرناک است و دولت به دنبال آن است که هر طور شده امنیتی نسبی را به افغانستان برگرداند.

خروج نظامیان امریکایی از افغانستان چقدر جدی است تحلیل شما چیست؟

ببینید دو مساله در این مورد وجود دارد. یک اینکه امریکایی ها به طور کامل از افغانستان بیرون نمی روند، ولی نیروهای خود را کاهش می دهند و طی یک تغییر و تحولی یک یا دو تا پایگاه را در این کشور برای خود نگاه خواهند داشت. از جمله پایگان بگرام و پایگاه شیندن را که واقع در هرات است. این یک بحث است و بحث دوم اینکه امریکایی ها بعد از نوزده سال حضور در افغانستان در اواخر دوران اوباما به این نتیجه رسیدند که استراتژی جنگی شان در افغانستان دارای اشکالاتی بوده و شکست خورده و باید هر طور شده یک راه آبرومندانه ای برای خروج پیدا کنند. برای اینکه آنها تجربه اتحاد جماهیر شوروی سابق را هم داشتند که وقتی مجاهدین افغان توانستند سلاح های پیشرفته و به روز را دریافت کنند(به خصوص آن دسته از تسلیحاتی که می توانستند هواپیماها و جنگنده ها را بزنند) متوجه شدند که امکان تکرار تجربه روس ها برای آنها هم وجود دارد.

از این زاویه بود که به نوعی تصمیم گرفتند با طالبان کنار بیایند. این را هم فهمیده بودند که نه آمریکا می تواند طالبان را به صورت نظامی و به طور کامل شکست دهد و نه طالبان می تواند می تواند ایالات متحده را شکست دهد. به همین خاطر یک راه میانه را در اواخر دولت اوباما انتخاب کردند که ادامه آن را حالاهم می بینیم که توافق کرده اند نیروهای آمریکایی کاهش بیابند.

اما چرا ایالات متحده به طور کامل افغانستان را ترک نمی کند؟ این بدین خاطر است که افغانستان همسایه همسایه چین است و در آسیای مرکزی قرار دارد. یکی از اهداف آمریکایی ها محاصره چین بوده، پس جای مهمی مثل افغانستان را از دست نخواهند داد. هرچند که ممکن است در داخل آمریکا دشواری هایی در مورد این موضوع داشته باشند.

ایالات متحده نه حاضر است بیشتر از این هزینه جانی دهد، یعنی در جنگ شرکت کند که باعث کشته شدن سربازانشان شود و نه می خواهند هزینه مادی دهند. چون در طول این مدت چیزی حدود صدمیلیارد هزینه کرده اند. بنابراین دلیلی ندارد که آنها بخواهند بیش از این هزینه کنند.

تحلیل نهایی من این است که آمریکایی ها در افغانستان می مانند اما در تعداد بسیار محدود.

اینکه از چین و محاصره این کشور از طریق حضور محدود در افغانستان گفتید، ممکن است که ایالات متحده بر سر افغانستان با پکن دچار رقابت هایی شود؟

رقابت همین حالا هم وجود دارد. در سطح کلی تری هم وجود دارد. اگر تحولات در سه منطقه را در نظر بگیرید که یکی تحولات در منطقه آسیای مرکزی بوده و یکی جنوب آسیا و دیگری خاورمیانه، در همه این مناطق رقابت هایی بین روسیه و چین و آمریکا وجود دارد. این هم بحث اصلی اش این است که چین تبدیل به قدرت اصلی دنیا می شود و سی چهل سال دیگر این چین است که قدرت اصلی خواهد بود. یکی از اهداف آمریکا هم محاصره چین است. در خاورمیانه صهیونیست ها را به هند نزدیک کرده، از آن سمت هند را به ژاپن و استرالیا و کره جنوبی نزدیک می کند و در واقع، حرکت این است که به مهار چین بیانجامد. در منطقه خشکی، همسایه چین افغانستان و مغولستان است. یکی از دعواهای اصلی این کشورها مساله نفوذ در افغانستان و نفوذ در مغولستان است. در شرق هم میانمار است که چینی ها و آمریکایی ها در شرق با هم رقابت می کنند.

مرز مشترک افغانستان و چین چندان زیاد نیست اما باز هم اهمیت دارد.

در صورتی که طبق گفته های دولت آمریکا، نیروهای پنتاگون از افغانستان خارج شوند، تکلیف نیروهای پنتاگون چه خواهد شد؟

ناتو و آمریکایی ها با هم آمدند و بخشی از اعتراض ناتو هم همین است که می گفت ما با هم آمده ایم و با هم باید برویم. اگر شرایطی به وجود بیاید که آمریکایی ها واقعا از افغانستان خارج شوند(که البته من آن را باور ندارم)، ناتو هم به طور کامل خارج می شود. ناتو حتی ممکن است زودتر بخواهد که خارج شود. چون خیلی منافع خاصی هم در افغانستان ندارد و شرایطش با آمریکایی ها متفاوت است.

بعد از امدن بایدن تکلیف این نیروهایی که ترامپ اصرار دارد هر چه سریع تر خارج کند چه خواهد شد؟ ناتو چطور، با توجه به اینکه ناتو به هر حال بعد از آمدن بایدن احتمالا روابط بهتری هم با آمریکایی ها پیدا خواهد کرد؟

ترامپ در رابطه با ناتو سیاستی داشت که امنیت را می فروخت و هزینه نظامی را می خواست از آنها بگیرد. این سیاست اروپا را از آمریکا دور کرد. ولی واقعیت این است که بایدن سیاستش در این زمینه همراهی با اروپاست و نمی خواهد ناتو و آمریکا را از هم جدا کند. انتظار این است که در زمان او، آمریکا و ناتو و اروپا رابطه بهتری خواهند داشت. ناتو برای اروپائی ها خیلی اهمیت دارد. اما به نظر من در هر حال این نیروها به ویژه نیروهای آمریکایی از افغانستان در زمان بایدن به طور کامل تخلیه نمی شوند و اگر روابط بین امریکا و ناتو هم ترمیم شود، احتمالا ناتو هم به صورت محدود بماند.

یعنی به نظر شما در دوران بایدن سیاست فعلی برای خروج نظامیان دنبال نخواهد شد؟

من بعید می دانم. ممکن است بین دو حزب توافق شود که نیروها کاهش یابند اما روند آنطور که ترامپ می گوید بعید است که پیش برود. نیروهایی در حد دو تا سه هزار مساله ای برای آمریکایی ها نیست. آنها اگر دخالتی در جنگ نکنند و در پایگاه های خودشان باشند، فرق زیادی ندارد. مثلا آنها الان در کره جنوبی، ترکیه و.. پایگاه دارند، اما هیچ دخالتی این نظامیان در امور داخلی ندارند. عین همین حالت را می توانند داشته باشند. فقط زمانیکه طالبان احیانا حمله کنند به جاهای مهم و به زور تصرف کنند، آمریکایی ها دخالت می کنند. در هلمند ما این کار را دیدیم که انجام گرفت و دولت از ناتو و امریکایی ها خواست تا با هواپیماهایشان مواضع طالبان را بمباران کنند که همین اتفاق هم افتاد.

یکی از کارهای جنجالی که اخیرا از سوی دولت ترامپ انجام گرفته، دیداری است بین پمپئو با نمایندگان طالبان در دوحه. این دیدار در شبکه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. معنی این عکس در چنین زمانی چه بود؟

امریکایی ها و طالبان که با هم توافق کرده بودند، یک ماده اش این بود که یک ماه بعد، طالبان و دولت مرکزی وارد مذاکره شوند و آتش بس و صلح به وجود بیاید. متاسفانه این اتفاق نیفتاد و طالبان دروسط مذاکرات ابتدایی که قرار بود دستورالعمل مذاکرات اصلی را تعیین کنند، دو سنگ بزرگ را پیش پای مذاکرات انداخت.

یکی بحث فقه حنفی بود که گفتند باید قانون اساسی اصلاح شود و برگردد در حالیکه جمعیت شیعه در این کشور زیاد است و شیعه گنجانده شده و این گروه زیربار نخواهند رفت. مساله دیگر این بود که یک دفعه وسط مذاکرات اعلام کردند که ما این دولت را به رسمیت نمی شناسیم و این دولت باید برود تا دولت دیگری بیاید. طبیعی است که دولت افغانستان حاضر نمی شود زیر بار این موضوعات برود و در نتیجه مذاکرات به بن بست رسید. الان هم خلیل زاد و هم پمپئو تلاش می کنند تا زمینه را فراهم کنند برای از سرگیری مذاکرات اصلی صلح.

من فکر می کنم که بعید نیست طالبان و دولت افغانستان با این پا در میانی ها طی روزهای آینده گفتگوها را از سر بگیرند.

آیا احتمال دارد که طالبان با دولت بایدن بهتر کنار بیاید؟

من فکر می کنم سیاست امریکا روشن است و اینها توافق کرده اند که در افغانستان چه رفتاری را انجام دهند. امکان اینکه با طالبان به یک قراری برسند که این گروه به قدرت در افغانستان برگردند، منتفی نیست. اما طالبان تعدیل شده. طالبانی که بتواند بقیه قومیت ها را بپذیرد. برداشت من این است که روند صلح در افغانستان در آمریکا در دوران بایدن هم پیگیری خواهد شد. ولی اینکه به نتیجه برسد یا نه بحث دیگری است. پیگیری خواهد شد و سعی می کنند که یک دولت تکمیلی از طالبان و نیروهای شمالی و نیروهای لیبرال دموکراتی که حاکمیت دست آنهاست به وجود بیاید، طالبان سلاح هایش را زمین بگذارد و به عنوان یک حزب سیاسی در کنار بقیه حضور داشته باشد. این هدفی است که ایالات متحده دنبال می کند. حالا اینکه به نتیجه برسد یا نه مشخص نیست.

برای خود افغانستان بایدن می تواند موثرتر و بهتر باشد یا ادامه مذاکرات به شیوه ای که ترامپ انجام می دهد بهتر است؟ آیا طالبان این امید را دارد که بتواند در دوره بایدن به خواسته هایش برسد؟

اگر طالبان خواسته هایش را تعدیل نکند، صلح در افغانستان عملی نیست. در افغانستان سه نیرو هستند. طالبان، دموکرات ها و جهادی ها که عبدالله عبدالله آنها را نمایندگی می کند. هیچ کدام از این سه نیرو را نمی توان حذف کرد. الان گروه هایی مثل گروه ژنرال دوستم امادگی دارند که سلاح به دست بگیرند و علیه طالبان بجنگند. نیروی کمی هم نیستند و جنگیده و آب دیده هستند. اصلا نمی شود که تصور کرد چه راه ترامپ ادامه پیدا کند چه بایدن راه حل دیگری داشته باشد، طالبان دوباره به زور بتوانند دولت را در افغانستان قبضه کنند.

به نظرم اگر طالبان بخواهد همچین اشتباهی کند و به جای گفتگو وارد زورازمایی شود، احتمال تجزیه به میان می آید. یک کشور خراسان و یک کشور پشتونستان ایجاد خواهد شد که خطرش برای کل منطقه خواهد بود. به همین خاطر هیچکس در منطقه نمی پذیرد که طالبان بخواهد در طولانی مدت از زیر بار ایجاد صلح فرار کرده و به بهانه حمایت آمریکا یا هرچیز دیگری بخواهد تحرکات جدی نظامی داشته باشد.

صحبت هایی که به تازگی خیلی مطرح شده این است که ایران و پاکستان قصد دارند در مذاکرات صلح نقش آفرینی کنند. تکلیف این مذاکرات با محوریت ایران چه می شود؟

یک واقعیتی اینجا وجود دارد که می تواند به ایران کمک کند. ابتکاری که آمریکایی ها برای صلح به خرج دادند، به بن بست رسیده است. طالبان و آمریکا توافق کردند ولی با دولت مرکزی نه. ایران می تواند یک ابتکار به خرج دهد. البته با کمک پاکستان و کمک دیگر کشورهای همسایه های افغانستان و بالاتر از آن کشورهایی که در این کشور نفوذ دارند. مثل هند، عربستان سعودی، امارات، قطر و ترکیه. این دو گروه یعنی هم مرزها مثل ترکمنستان و پاکستان و ایران و... در یک طرف و کشورهای صاحب نفوذ در طرف دیگر، ممکن است بتوانند ابتکاری به خرج دهند که طالبان و دولت مرکزی پای میز مذاکره بنشینند و یک توافقی ایجاد شود و بعد این توافق تبدیل به جریانی مانند"بن" اول شود که در سطح بین المللی همه گروه ها جمع شوند و سازمان ملل هم حضور یابد و صلح جدید و پایداری به وجود بیاید.

کشورهای منطقه مثل ایران و پاکستان که بیشترین مرزها را دارند هم می توانند تضمین کنند که هیچکس در امور داخلی افغانستان دخالت ندارد. به خصوص پاکستان باید این مقوله را بپذیرد و صلح در افغانستان را تضمین کنند. اگر وزارت خارجه ما اینکار را بکند، یک شانس وجود دارد برای ابتکار منطقه ای که جای ابتکار ایالات متحده را بگیرد.

ما در دوران اوباما دیدیم که ایران با آمریکا بر سر افغانستان همکاری هایی داشت و در کنفرانس بن هم شرکت کرد. آیا امکان دارد که با آمدن بایدن شرایط مشابهی برای همکاری ایجاد شود؟

به نظر من چون سیاست کلی ایران در افغانستان این است که صلح و ثبات در افغانستان به نفع ایران است، به صلح کمک می کند. وقتی افغانستان در ثبات باشد همسایگانش هم در صلح هستند. مسائل مختلفی هم وجود دارد. صلح می تواند به مسائلی چون آوارگان و ترانزیت مواد مخدر و ... هم سر و سامان بدهد. من فکر می کنم ایران همچنان که توانست در کنفرانس بن اول نقش آفرینی کند، الان هم می تواند کمک کند و فضا برای ایران باز است. موقعیت هم ایجاب می کند که ایران فعال تر باشد.

وضعیت امنیتی افغانستان بسیار نگران کننده است. چه در کابل و چه در مناطق دورتر. تحلیل شما از وضعیت امنیتی این کشور به ویژه پس از روی کار آمدن بایدن چیست؟

امنیت افغانستان و قدرت طالبان و گروه های مسلحی که علیه دولت جنگ می کنند، در دست پاکستان است. اگر بایدن بتواند پاکستان را وادار کند که دست از سر افغانستان بردارد، این کشور به صلح و ثبات می رسد. اما پاکستان اهداف استراتژیک دارد که تا به آنها دست پیدا نکند نمی گذارد که همسایه اش به صلح برسد. از جمله اینکه خط دیوراند تکلیفش باید روشن شود. این خط را پاکستان به عنوان مرز مشترک می شناسند ولی افغانستان خاضر به صحبت در مورد آن نیست و معنی اش این است که آنها معتقدند که سه منطقه در خاک پاکستان می تواند متعلق به افغانستان باشد.

به اضافه نفوذی که هند در افغانستان دارد، برای پاکستان غیر قابل قبول است. هندی ها الان در افغانستان در همه زمینه ها حضور دارند. سد سازی می کنند، نیروی هوایی راه می سازند و... برای پاکستان قبول این موضوع سخت است و ترجیح می دهد در کابل دولتی سرکار بیاید که هماهنگ با اسلام آباد عمل کند.

اگر بایدن بتواند پاکستان را مجبور کند، می شود امیدوار بود که طالبان شراکت در قدرت را بپذیرند و صلح کنند.

مساله ی دیگر این است که ایالات متحده الان می گوید قصد دارد نظامیان خود را از افغانستان و عراق بیرون بیاورد. این طور که پیداست به نظر تا حدی این اتفاق خواهد افتاد. این چه وضعیتی در منطقه ایجاد می کند؟

امریکایی ها دو اشتباه راهبردی کردند. یکی حمله به عراق بود . عراق بین دو هویت گیر کرده. یک هویت عربی و یک هویت شیعی که تکلیف این دو زمینه باید روشن شود. امریکایی ها هم باید به نحوی اشتباه خود را جبران کنند. عراق و افغانستان در وضعیتی گیر کرده اند که مشخص نیست که به کدام سمت می رود و نمی دانیم که با وجود درگیریهای داخلی در این کشورها چه چیزی انتظارشان را می کشد.

ما سال گذشته، مذاکرات ایران را با افغانستان بر سر مهاجران داشتیم. تهران و کابل بر سر این موضوع و آب با هم گفتگوهایی داشته اند. این موضوعات به کجا رسیده است؟

به جایی نرسیده. این قراردادی بر سر هیرمند است که در دهه پنجاه بسته شده که بر اساس آن قرار بوده که هیرمند به ایران آب بدهد . این اتفاق منظم نیفتاد و تنها در فصل باران مجبور شده اند سمت ایران را باز کنند که برای جلوگیری از خرابی، آب به سمت کشور ما بیاید. قرارداد امضا شده اما اتفاق خاصی نیفتاده. پنهانی افغان ها موضوعاتی را مطرح می کنند که ایران در ازای آب به این کشور نفت بدهد. در حالیکه طبق آن توافق از قدیم به گونه ای طراحی شده که تمام سیستان با این رودخانه آب یاری می شده. موضوع پناهندگان هم با توجه به وضعیتی که در افغانستان وجود دارد، طبیعتا لاینحل باقی مانده است تا بعد از مذاکرات صلح شاید بشود در مورد آن ها هم فکری کرد.

موضوع امنیت مرزها هم هست. با توجه به اینکه دولت آمریکا هم عوض می شود و این می تواند به تغییر سیاست های افغانستان بیانجامد، وضعیت امنیتی چطور خواهد شد و به طور کل در منطقه چه اتفاقی از نظر امنیتی می افتد؟

ببینید در این مرز منطقه دشت است. کوه یا دشت وجود ندارد. فقط هیرمند است که در فصل هایی از سال کاملا خشک می شود. حفظ مرزهای طولانی طبیعتا کار سختی است. مرز دو کشور نزیک به نهصد و خرده ای کیلومتر است که مانع طبیعی هم وجود ندارد و رفت و آمد غیرقانونی از آن عبور می کند. بحث دیگر قاچاق مواد است که نود و پنج درصد مواد مخدر دنیا الان در افغانستان تولید می شود. ایران یکی از مسیرهای ترانزیت است. آمار را نگاه کنید، ایران سه تا چهارهزار نفر در این مرز در درگیری با قاچاقچیان کشته داده است. از آن طرف افغانستان نه انگیزه و نه توان همکاری جدی مرزی را دارد و همه هزینه را ایران باید پرداخت کند.

بنابراین مرز مشکلات ساختاری دارد که دو طرف باید نیروی مشترک و همکاری مشترک داشته باشند که این کار سختی است و در شرایط فعلی ممکن نیست. اگر اتفاقاتی که در بالا گفتیم بیفتد ممکن است اتفاقات بهتری بیافتد.

گروه های تروریستی در افغانستان فعالند. تنها گروه مسلح در این کشور داعش نیست و داعش و گروه های مسلح دیگری هم وجود دارد. ایران هم در مرزهایش به هر حال به نوعی با مشکل تروریسم دست و پنجه نرم می کند.موضوع گروه های تروریستی چطور می شود. در دوران اوباما موضوع جیش العدل بود. اما حالا چطور می شود؟

وقتی یک مرزی آسیب پذیر است و گروه های مدعی مثل جیش العدل و جندالله و داعش والقاعده و... ترددشان از مرز طولانی کار سختی نیست. بنابراین نمی شود گفت که نیروهای این چنینی نمی توانند عبور کنند. راه حل این است که دو کشور در مورد مرز و امنیت آن به یک تفاهمی برسند. اما جنگ و ناامنی افغانستان چنین اجازه ای نمی دهد.

به نظر شما امکانی وجود ندارد که دو کشور و با کمک پاکستان بتوانند این وضعیت را کنترل کنند؟

پاکستانی ها نقش بیشتری را نسبت به افغانستان بازی می کنند. پاکستان اگر بخواهد می تواند با ایران همکاری امنیتی بیشتری کند و جدی تر وارد عمل شوند. اما به این هم بستگی دارد که روند مذاکرات صلح با طالبان چگونه پیش برود. تا زمانی که ثبات در این کشور ایجاد نشود، نمی شود انتظار داشت که کنترلی هم بر این وضعیت ایجاد شود.

بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین