آفتابنیوز :
آفتاب: روزنامه دنیای اقتصاد در سرمقاله امروز چهارم شهریور 88 آورده است:
چهار سال پیش در چنین روزهایی بود که محمود احمدی نژاد همراه با وزرای پیشنهادی خود در مجلس حاضر شد تا وزرایش از مجلس رای اعتماد بگیرند.
تا آن زمان سابقه نداشت که چهار وزیر پیشنهادی یک رئیس دولت در جمهوری اسلامی، در همان بدو امر با رای عدم اعتماد نمایندگان مواجه شود و بازهم سابقه نداشت که رئیس دولتی برای تعیین وزیر یک وزارتخانه، مجبور شود چهار نفر را به عنوان وزیر پیشنهادی آن وزارتخانه به مجلس معرفی کند تا سرانجام یک نفر از آنها رای بیاورد.
البتهاین مشکل، صرفا مربوط به دوره قبلی نیست و از شواهد امراین گونه بر میآید که دراین دوره نیز تعدادی از وزرای پیشنهادی، همچون دوره گذشته موفق به جلب رای اعتماد نمایندگان نخواهند شد.
اما چرا وزرای پیشنهادی احمدی نژاد در کسب رای اعتماد نمایندگان بر خلا ف روسای جمهوری قبلی موفق نیستند؟ برای پاسخ بهاین پرسش میتوان دلا یل متعددی را مطرح کرد که اغلب از دیدگاه فعالا ن و صاحبنظران سیاسی و نیز در رسانهها انعکاس یافته است; عواملی همچون تقدم رفاقت و دوستی بر تخصص در انتخاب وزرا، متناسب نبودن مناصب پیشنهادی با تخصص وزرای پیشنهادی یا تمایل به انتخاب وزرایی حرف گوش کن- با توصیف هماهنگی- که با پاسخ «وزرای ژنرال میخواهیم، نه سرباز» از سوی مجلس مواجه شده است. همهاین عوامل میتواند در رای عدم اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی موثر باشد.
در این میان البته نگرشهای سیاسی نمایندگان نیز تاثیر بسزایی در رای اعتماد یا رای عدم اعتماد به وزرای پیشنهادی دارد؛ به طوری که تناسب و هماهنگی بین مجلس و دولت، میتواند شانس وزرای پیشنهادی را برای جلب رای اعتماد نمایندگان مجلس افزایش دهد. اما نکتهای دراین میان گاه مغفول واقع شده و آناینکه چرا برخی از وزرای پیشنهادی احمدی نژاد برای دولت نهم در جلب رای اعتماد نمایندگان مجلسی که با دولت همسو بودند ناکام ماندند و پیش بینی میشود همین اصطکاک بین دولت اصولگرا و مجلس اصولگرا در مورد وزرای پیشنهادی دولت دهم نیز تکرار شود، اما فی المثل در زمان معرفی وزرای پیشنهادی دولت اول سید محمد خاتمی به مجلسی که در تقابل با دولت اصلاح طلب بود و ریاست آن را رقیب خاتمیدر انتخابات ریاست جمهوری هفتم بر عهده داشت، هیچ یک از وزرای پیشنهادی با رای عدم اعتماد مجلس مواجه نشدند؟ البته برای پاسخ بهاین پرسش باید تمام جوانب را در نظر گرفت اما نکتهای که توجه بهآن ضروری به نظر میرسد، درک فضای سیاسی - اجتماعی حاکم بر کشور پس از دوم خرداد 1376 است.
رای 20 میلیونی بی سابقه مردم به سید محمد خاتمی، آنقدر کوبنده و بدون حرف و حدیث بود که حتی مخالفان سنتی متمایلان به تغییر را تحت تاثیر قرار داده و در شوک بهت انگیزی فرو برده بود; به طوری که آنها حاضر نشدند بهای مخالفت با رای مردم به رئیس جمهور منتخب را به جان بخرند واینگونه شد که در مجلسی با اکثریت محافظه کاران، همه وزرای یک رئیس جمهور اصلاح طلب، حتی عبد الله نوری و عطاالله مهاجرانی که از هفتهها پیش از جلسه رای اعتماد، محافظه کاران سنتی مجلس برایشان خط و نشان میکشیدند، رای اعتماد گرفتند.
امروز، 12 سال پس از آن روزها، محمود احمدی نژاد بنا بر آمارهای رسمی، 24میلیون رای کسب کرده و طبیعتا این پشتوانه مردمیمیتواند یاریگر او در جلسه رای اعتماد برای اقناع نمایندگانی که اتفاقا اغلب از هم جناحیهای رئیس دولت هستند باشد، امااین پشتوانه مردمیبا آن پشتوانه مردمی12 سال قبل چه تفاوتی دارد که آن روز، تمامیوزرای رئیس جمهوری اصلا ح طلب که 20 میلیون رای آورده بود، در مجلسی با اکثریت محافظه کار، رای اعتماد میگیرند، اما امروز وزرای رئیس دولتی اصولگرا که 24 میلیون رای آورده در مجلسی با اکثریت اصول گرا، همچون چهار سال پیش در معرض رای عدم اعتماد مجلس قرار گرفتهاند؟