آفتابنیوز :
آفتاب: روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود تحت عنوان "تدبیر مقتدرانه" به بررسی عفو محكومان حوادث بعد از انتخابات پرداخت و نوشت: موافقت رهبر معظم انقلاب با عفو یكصد نفر از محكومان حوادث بعد از انتخابات ریاستجمهوری سال 88 با تفسیرهای گوناگونی مواجه شد كه پرداختن به آنها ضرورتی ندارد لكن از آنجا كه نباید از كنار این واقعه مهم، بیتفاوت گذشت لازم میدانیم ضمن اشاره به این گمانه زنیها نگاهی به آثار مثبت اقدامی كه صورت گرفته است داشته باشیم.
بازتاب سریع و گسترده این اقدام در رسانههای خارجی به ویژه اروپائی و آمریكائی، قبل از هر چیز نشانه اهمیت زیاد آن است. همین واقعیت، از حساسیت فوقالعاده غربیها نسبت به این موضوع حكایت دارد.
فارغ از اینكه آنها چه تفسیری روی این خبر گذاشته اند، اصل توجه سریع و شدید آنها به این موضوع باید برای ما قابل پیگیری و تحلیل باشد.
بر همین اساس، گمانهزنیهای منتشر شده از سوی بیگانگان را میتوان با تمایلات آنها هماهنگ دانست و به میزان اعتبار این گمانهزنیها پی برد.
غربیها عمدتاً برروی این نكته تمركز كردهاند كه مسئولان ایرانی از رویدادهای جهان عرب، كه آخرین آن سقوط قذافی است، احساس خطر كردهاند و نگران سرنوشت بشار اسد در سوریه هستند و این احتمال را بعید نمیدانند كه امواج این سونامی بعد از سوریه به ایران برسد.
از این گمانهزنی، آنها به این نتیجه میرسند كه اقداماتی از قبیل عفو محكومان بعد از حوادث انتخابات ریاستجمهوری 88 نوعی پیشدستی از نوع اصلاحات است تا خطری كه از ناحیه رویدادهای زنجیرهای جهان عرب در كمین ایران است از سر بگذرد.
گمانهزنی دیگر غربیها اینست كه اصرار سازمان ملل برای اعزام نمایندهای به ایران به منظور بررسی وضعیت حقوق بشر، مسئولان ایرانی را وادار به اقداماتی از قبیل عفو محكومان دادگاههای انقلاب كرده است تا بتوانند در گزارش حقوق بشری سازمان ملل تأثیر بگذارند. مشابه این گمانهزنی را عناصر داخلی مشتركاً با غربیها به زبان آورده و میگویند این قبیل اقدامات، نوعی تمهید مقدمات برای فراهم كردن زمینه برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی است كه قرار است در اسفند ماه سال جاری برگزار شود. آنها میگویند برای گرم شدن تنور انتخابات به چنین اقداماتی نیاز است و به همین دلیل، عفو محكومان حوادث بعد از انتخابات سال 88 را باید در این چارچوب ارزیابی كرد.
بیاساس بودن گمانهزنیهای غربیها را میتوان از تحلیلهای همیشگی آنها درباره ایران فهمید. دولتمردان، تحلیلگران و اصحاب رسانههای غربی از صبح پیروزی انقلاب اسلامی همواره رویدادهای مربوط به ایران را منطبق با تمایلات و منافع مورد نظر خود تحلیل میكردند و به همین دلیل هیچگاه پیشبینیهای آنها درست از آب در نیامده و در همه زمینهها اراده ملت ایران برخلاف خواستههای غربیها تحقق یافت.
علت كجفهمیها و تحلیلهای غلط غربیها اینست كه آنها ملت ایران را به درستی نمیشناسند و ارزیابی واقعبینانهای از انقلاب اسلامی ندارند. آنها اگر دچار این مشكل نبودند، برای حفظ تاج و تخت شاه و جلوگیری از پیروزی انقلاب اسلامی دچار ناكامی نمیشدند و همان زمان اراده خود را عملی میكردند تا كار به تأسیس نظام جمهوری اسلامی و قطع نفوذ بیگانگان در ایران نكشد و اینهمه گرفتاری و دردسرهای پیاپی برای آنها فراهم نشود.
در جنگ تحمیلی نیز غربیها با همین مشكل مواجه شدند و تحلیلهای غلط آنها كه بر سقوط نظام جمهوری اسلامی در اثر حمله نظامی رژیم بعث عراق به ایران و پیروزی صدام استوار بود، پوچ از آب درآمد و درست برخلاف تمایلات آنها نظام جمهوری اسلامی تقویت شد و صدام كه عامل آنها بود شكست خورد و به اولین دیكتاتور ساقط شده عرب تبدیل گردید.
در تحریمها، كودتاها، فشارهای سیاسی، تهاجم فرهنگی و بمبارانهای تبلیغاتی نیز غربیها بر همین نگاه غلط و انحرافی تكیه داشتند و به همین دلیل نتوانستند كاری از پیش ببرند و در همه زمینهها شكست خوردند.
این واقعیتها نشان میدهند غربیها علیرغم برخورداری از امكانات فراوان و تجربیات چند قرنه استعمارگری، هنوز در ارزیابیهایشان از جامعه ایرانی دچار مشكلات اساسی هستند. این ضعف شدید، در وقایع ماههای اخیر جهان عرب و سقوط پیاپی دیكتاتورها در تونس و مصر و یمن و لیبی نیز خود را نشان داده است. تردیدی نیست كه غربیها بهیچوجه تمایلی به سقوط دیكتاتورهای عرب كه مهرههای آنها در منطقه بودند نداشتند و تلاش زیادی نیز برای حفظ آنها كردند ولی نتوانستند كاری از پیش ببرند.
در شرایط كنونی، ضعف تحلیلها و ارزیابیهای غربیها درباره ایران به دلیل اینكه 32 سال است نفوذ آنها در این كشور قطع شده و مردم ایران در پرتو انقلاب اسلامی به رشد چشمگیری در زمینه سیاسی رسیده اند، بسیار بیشتر است.
این ضعف شدید را به روشنی میتوان در گمانهزنیهای غربیها درباره عفو محكومان حوادث بعد از انتخابات ریاستجمهوری سال 88 مشاهده كرد. غفلت از این واقعیت كه ایران، آغازگر قیامهای مردمی علیه دیكتاتوری است و 32 سال قبل با انقلاب اسلامی توانست بر استعمار خارجی و استبداد داخلی چیره شود و راه حاكم شدن مردم بر سرنوشت خود را به ملتها نشان دهد، تحلیلگران غربی را به چنین گمانهزنیهای بیاساس رسانده است.
آنها از این واقعیت نیز غفلت دارند كه اگر قرار بود مسئولان جمهوری اسلامی برای جلب نظر سازمان ملل و مدعیان حقوق بشر عمل كنند در طول 32 سال گذشته برای چنین كاری فرصت زیادی داشتند اما هرگز چنین نكردند و همواره تشخیص خود را میزان و معیار اقدامات خود قرار دادند. این نكات نشان میدهند گمانهزنیهای غربیها چقدر از واقعیت فاصله دارد.
پیشنهاد دستگاه قضائی برای عفو محكومان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و موافقت رهبر معظم انقلاب با این پیشنهاد، یک اقدام طبیعی است كه به دلیل فراهم شدن شرایط زمانی صورت گرفت. فاصله گرفتن از حوادث، برقراری آرامش در كشور، فروكش كردن التهابات و نزدیک شدن فكرها و ذهنها به همدیگر، زمینه را برای انجام چنین اقدامی فراهم ساخته است.
با توجه به این واقعیتها، این اقدام نشانه اقتدار نظام و برخورداری كشور از ثبات است، درست برعكس آنچه غربیها در گمانه زنیهای خود آوردهاند.
استقبال افكار عمومی، خانوادههای زندانیان آزاد شده، فعالان سیاسی و حتی جناح اصلاحطلب از عفو و آزادی گروهی از زندانیان حوادث بعد از انتخابات 88 نیز نشان داد این اقدام، منطبق بر مصالح عمومی و حركتی به موقع و مفید است.
البته عناصر افراطی در داخل كشور با این قبیل اقدامات موافق نیستند و بدون آنكه مصالح كشور را درک كنند بر طبل خشونت و سختگیری میكوبند.
بیاعتنائی به این نظریه افراطی و قاطعیت در انجام این اقدام صحیح، موجب تحكیم پایههای وفاق ملی و در نهایت تقویت نظام و مأیوس شدن دشمنان ملت ایران میشود.
ادامه یافتن این تدبیر مقتدرانه، علیرغم تحلیلهای مغرضانه بیگانگان و مخالفت افراطیون، قطعاً به اقتدار هرچه بیشتر نظام جمهوری اسلامی خواهد انجامید، چیزی كه خواسته همه دوستداران انقلاب اسلامی است.