آفتابنیوز : آفتاب- سرویس اقتصادی: خبر درآمد 700میلیارد دلاری دولت و به نقد کشیدن مدیریت درآمدهای نفتی دولت احمدی نژاد، یکی از مواردی بود که زمانی ترکان را مرد اول رسانههای منتقد ایران کرد. وی اکنون از مشاوران مهم و از جمله مدیران پخته همراه دکتر روحانی رییس جمهور منتخب است که به احتمال زیاد نقشی جدی در سیاستگذاری دولت آتی خواهد داشت. عبارت"به جای خودِ" او در فیلم انتخاباتی روحانی نشان از عزم جدی دولت جدید و شخص وی دارد؛ همچنانکه نقش ترکان در مدیریت صنعت نفت و انرژی در دولت آتی نقشی بدون انکار خواهد بود. مصاحبه نشریه "توسعه صنعت نفت" با ایشان در دو موضوع کلی یکی اولویتهای صنعت نفت و نقش ایشان در دولت تدبیر و امید و دیگری پیرامون برنامههای توسعه در دولتهای مختلف انجام شده است که در ادامه میآید.
******
آقای مهندس ترکان؛ حضرتعالی از جمله مدیران صنعت نفت هستید که هم در حوزههای اجرایی و عملیاتی سابقه داشتهای د و هم در حوزه های برنامهریزی های کلان صنعت نفت. بفرمایید با توجه به شرایط کنونی، مهمترین اولویت صنعت نفت چیست؟
چالش عمده کنونی نفت با توجه به شرایط حال حاضر، فروش نفت است و بالتبع مهمترین اولویت نفت برای وزیر آتی همین مسئله است. باید ساختار مناسب برای این شرایط ایجاد و مقررات لازم برای مقابله با تحریمها ایجاد شود تا مقدار فروش نفتی که کشور دارد به خوبی و درستی مدیریت شود.
بسیاری امیدوارند که با رویکرد دولت تدبیر و امید و شخص دکتر روحانی، شرایط تحریم به گونهای دیگر پیش رود و تحریمها برداشته شود. به فرض بازگشت شرایط کشور به حالت عادی (پیش از تحریم) که مشکلی برسر راه فروش نفت نباشد اولویتهای صنعت نفت چیست؟
تولید گاز و اتمام فازهای پارس جنوبی.
درباره قانون نفت و مسائل حاکمیتی در صنعت نفت و گاز دو سال پیش کتابچهای را در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع منتشر ساختید. مسائل حاکمیتی را در این حوزه، نظیر تدوین استراتژی و رگولاتوری تا چه اندازه مهم میدانید؟
بله، ساماندهی کردن اساسنامه نفت نیز یکی دیگر از حوزههای مهم است؛ چراکه اساس نامه شرکت ملی نفت و اساسنامه شرکتهای تابعه سالهاست که روی زمین مانده که باید اصلاح شوند. لازم است ساختار وزارت نفت و شرکتهای تابعه با رعایت قانون اجرای سیاستهای کلی اصل 44 بار دیگر بازنگری جدی شده و متناسب با آن اساسنامه سایر شرکتها بار دیگر تدوین شوند.
شما در رسانهها به عنوان یکی از چند ژنرال همراه دکتر روحانی نام گرفتهای د. آیا میتوان دولت آتی را دولت ژنرالها نامید؟
بنده در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مشاور دکتر روحانی بودهام اکنون هم به عنوان مشاور ایشان در مرکز تحقیقات هستم. اشتباه نشود! مشاور رئیس جمهور نیستم! مشاور رییس مرکز تحقیقات استراتژیکام و در باره آینده اظهار نظر نمیکنم.
حضرتعالی چه نقشی برای خود در دولت آتی متصور هستید؟
بنده فکر میکنم همین نقش مشورتی که تاکنون داشتهام چنانچه آقای دکتر روحانی بپذیرند، برای بنده افتخار است که مشاور و در کنار ایشان باشم.
به عنوان یک مدل اجرایی دولت، این تصور وجود دارد که در دولت آتی شورای راهبری و سیاستگذاری برای وزاتخانههای مهم و کلیدی از مدیران بزرگ و به اصطلاح شورای بزرگان تشکیل میشود و نقش مدیریت وزرات به دست مدیران نزدیک به این طیف و جوانتر سپرده میشود تا سیاستهای کلان وزراتخانه که توسط شورای بزرگان تعیین شده است توسط وزیری جوانتر اجرایی شود. تا چه اندازه این ایده را درست میپندارید؟
به نظرم این پرسش را باید از آقای دکتر روحانی پرسید. فقط حرفهای که آقای دکتر روحانی مطرح فرمودند سند و معتبر است، مابقی اظهار نظرها و فرمایشات، تنها حدس و گمان است.
حال به موضوع اصلی گفت و گو که بررسی میزان توفیق دولتها در اجرای برنامههای توسعه است میپردازیم. لطفا بفرمایید در اجرای برنامههای توسعه در بخش نفت وگاز از زمان برنامه اول تا اکنون (پنجم) کدام برنامه عملکرد بهتر و مطلوبتری داشته و علت و دلایل این موفقیت در چیست؟
ارزیابی بنده این است که دوره ای که جناب آقای دکتر زنگنه در وزارت نفت بودند به لحاظ عملکردی دوره موفقی بوده است. به دلایلی که میتوان در چند عنوان خلاصه کرد.
اول در حوزه بازرگانی و تجارت نفت است که در ابتدای دوره آقای خاتمی به دلیل ارتباطات خوبی که بین اعضای اوپک خصوصا ایران و عربستان بوجود امد بازار نفت خوب شد و روابط اعضای اوپک باعث شد که اوپک دوره موفقی را در این دوره پشت سربگذارد.
بحث دیگر طرحهای توسعه و افزایش ظرفیت تولید نفت بود که در این دوره طرحهای افزایش ظرفیت تولید نفت خصوصا در بخش دریایی با موفقیت چشمگیری همراه بود. اجرای طرح توسعه میادین درود، بلال، سروش و نوروز، همچنین توسعه میدان سیری همه در آن دوران انجام شد. در خشکی توسعه میدان دارخوین، پروژه موفقی بود که بخشی از توسعه را انی ایتالیا، بخشی را توتال فرانسه و بخشی را شل با ریپسول به انجام رساندند.
در میدان گازی هم در این دوره بود که توسعه میدان پارس جنوبی اوج گرفت گرچه قبل از آنهم مطرح بود اما در این دوره بود که مطالعه جامع انجام شد و تاسیس منطقه ویژه اقتصادی پارس و احداث فرودگاه، بندر، شهرکهای مسکونی، پالایشگاهها و اجرای طرحهای توسعه میدان گازی پارس جنوبی درخشش آن دوره بود. همچنین عامل موفقیت دیگر، فراهم نمودن بسترها و زیرساختهای حضور شرکتهای بزرگ بین المللی در بخش نفت و گاز بود.
علت تکرار نشدن آن دوران موفق چه بود؟
علاوه بر مسائلی که به عنوان دلیل ذکر کردم و در واقع تغییر در آن دلایل، باعث تغییر در شرایط شد؛ آن زمان روابط بین الملل در بهترین وضع خودش بود که با این روابط خوب شرکتهای تراز اول دنیا، کار میکردند و تامین مالی پروژهها هم به شکل بیع متقابل و هم فاینانس انجام میگرفت که هم پول از خارج میآوردند و هم بهترین شرکتهای خارج در اینجا کار میکردند. زمانیکه از شرکتهای بزرگ و تراز اول دنیا استفاده شود، در کنار آن خود ما نیز در با برنامه ریزی صحیح میتوانیم شرایط ارتقا و رشد و یادگیریمان را نیز فراهم کنیم.
هم اکنون برنامه پنجم در حال انجام است. در این برنامه شیوههای تامین مالی نظیر اوراق مشارکت و یا پیشنهاد استفاده از شیوههای جدید قراردادی نظیر مشارکت در تولید و یا تاکید بر استفاده از پیمانکاران ایرانی تدوین شده است. نظر شما در این رابطه و بندهای قابل بحث در این برنامه چیست؟ و اینکه امکان بازگشت به همان شرایط آهنگ رشد و توسعه مثل گذشته با این شرایط وجود دارد؟
در واقع ابتدا باید گفت که در حال حاضر کشور و برنامه پنجم در حال جلورفتن است و کشور ما نیز به لحاظ فناوری در حال رشد و توسعه است. نمایشگاه نفت و گاز که هرسال برگزار میشود و بنده نیز توفیق بازدید داشتم نشان میدهد که توانمندیهای داخل ارتقا یافته و ما در بسیاری از حوزهها هم اکنون توانمند و دارای قابلیتهای جدید شده ایم.
اما یکی از مواردی که میتواند برنامه پنجم را موفق کند این است که بودجههای سالانه در قالب برنامههای پنجم باشد که گاهی اوقات اینگونه نیست. و این موجب خسارت میشود و دیگر آنکه شرایط بین المللی بسیار تغییر کرده و تحریم، بر بسیاری از حوزهها از جمله صنعت نفت تاثیرگذاشته است.
درباره مشارکت در تولید باید بگویم که بنده موافق آن نیستم و آنرا امتیاز فروشی و بازگشت به عقب میدانم. و معتقدم باید یک گام پیشرفته تر از بیع متقابل حرکت کنیم و نه به عقب بازگردیم.
دوران تاریخی نفت را اگر نگاهی بیاندازیم دوران اول که دوران امتیازی بوده است و همه نفت به خارجیها تحویل میشد. این قراردادهای امتیازی در دوران مظفرالدین شاه آغاز و در دوران رضاشاه تا ملی شدن صنعت نفت ادامه داشت. ملی شدن صنعت نفت گام بزرگ ملت ایران بود که این امتیازدهی را از بین برد. البته بعد از سقوط دولت دکتر مصدق باز شرایط به شکل بد تغییر کرد و پس از روی کار امدن دولت کودتا، بازگشت کنسرسیوم به ایران اتفاق افتاد و همان اهداف استعماری امتیازدهی مجددا آغاز شد.
لذا بعد از دولت مرحوم دکتر مصدق، مجددا قراردادهای استعماری در قالب کنسرسیوم به جریان افتاد و متأسفانه این وضع تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش شد تا در قالب اهداف و آرمانهای انقلاب و استقلال ایران، مدیریت نفت را اصلاح ساختار و رویه کنند و لذا منجر به انواع مختلف قراردادهای خدماتی شد که به قراردادهای سرویس مشهور است.
آخرین نسل قراردادهای سرویس، قراردادهای بیع متقابل بود. که در دوران آقای زنگنه آغاز شد و در واقع به همان زمان هم پاسخگوی نیازهای قراردادی بود که در واقع برای 16 سال پیش است.
برگشت به قراردادهای مشارکت در تولید، بازگشت به عقب است . ضمن آنکه آن قراردادها، قراردادهای مطلوب صنعت نفت نیستند. اگر جایی مجبور شویم که از این نوع قرارداد استفاده کنیم نظیر دریای خزر، به خاطر اجبار است وگرنه امروز مدلهای پیشرفته تری را باید برای قراردادهای نفتی استفاده کنیم.
به عنوان نمونه، میتوان به قراردادهای ی که اکنون کشور عراق برای توسعه میادین خود بسته است که شرکت پیمانکار به ازای سرمایه گذاری، ساخت، بهره برداری و برداشتی که انجام میدهد، به ازای استحصال هر بشکه 4/2 دلار میگیرد و در یک دوره زمانی معین این اتفاق شکل میگیرد. تاکید میکنم که قراردادهای امتیازی، با شعارهای اصلی انقلاب و ایران سازگار نیست.
دورنمای برنامه پنجم را چگونه متصور هستید؟
ابتدا درباره برنامه پنجم باید بگویم و آن اینکه، برنامه پنجم که مجلس تصویب کرده است، واقع بینانه، اجرایی و شدنی است که مهمترین بندهای این برنامه عبارت است از: افزایش یک میلیون بشکه به ظرفیت تولید نفت خام و افزایش 250 میلیون متر مکعب گاز به ظرفیت تولید گاز طبیعی اول برنامه (1389) و وارد شدن به پروژههای ذخیره سازی گاز طبیعی، افزایش ظریب بازیافت، احداث انبار نفت برای ذخیره سازی نفت خام. اینها احکام خوبی است و همینها را اگر ملاک قرار دهیم انشالله میتواند محقق شود و در این شرایط تحریم، موقعیتهای بسیار خوبی را خلق خواهد کرد.
اما آنچه به عنوان بستههای اجرایی وزارت نفت در تاریخ 26/12/91 به عنوان مصوبه دولت و هیئت وزیران در روزنامه رسمی منتشر شده هم دروغ است و هم نشدنی و هیچ پایه و اساسی ندارد، و موجب انحراف از برنامه پنجم است. شعارهای ی داده شده که اصلا امکان تحققش نیست. بنده تمام حیثت خود را گرو میگذارم و میگویم آن حرفها و بستههای اجرایی قابل انجام نیست و ثابت میکنم.
باید در شرایط تحریم به تحقق برنامه پنجم و بهتر اجرایی شدن آن بیندیشیم و نه اینکه حرفهای ی آرمانی نشدنی بزنیم و بشود که در پایان برنامه، از تحقق نیافتن اهدافمان رنج ببریم.