آفتابنیوز : نوژن اعتضادالسلطنه- مارین لوپن به عنوان نماینده قدرتمندترین حزب راستگرای اروپایی و رهبر جبهه ملی فرانسه، در نظرسنجیها یکی از نامزدهای پیشتاز برای انتخابات ریاستجمهوری آن کشور در سال جاری میلادی است.
به گزارش آفتابنیوز؛ او دارای کرسی در پارلمان اروپایی است و دیدگاههای میانهروانهای در قبال ایران دارد. او یکی از نمایندگان کمیته تجارت خارجی اتحادیه اروپا درباره روابط ایران و اتحادیه اروپا پس از توافق هستهای بود. آن کمیته در اصلاحات پیشنهادی خود یک واژهای با عنوان «انزوای خودخواسته» (Self-Chosen isolation) که توسط ماریچه اسخاکه سیاستمدار لیبرال هلندی و از منتقدان نظام سیاسی ایران مطرح شده بود را رد کرد. در عوض بیانیه جایگزینی را پیشنهاد کرده بود که در آن قید شده بود توافق هستهای امکان همکاری بیشتر کشورهای اروپایی با ایران را فراهم آورده است و این موضوع به نفع همه است. در اصلاحیه پیشنهادی دیگر آن کمیته اشاره شده بود که اتحادیه اروپا در امور داخلی ایران دخالت نکند و حق حاکمیت ایران و انتخاب مستقل آن کشور را برسمیت بشناسد. در همین راستا لوپن در زمره سیاستمدارانی بود که مخالف استفاده از تحریمها به عنوان اهرمی اقتصادی برای اعمال فشار بر ایران در مورد موضوعاتی چون حقوق بشر بوده است. او هشدار داده بود که چنین رویکردی میتواند تحمیل ارزشهای غربی و استعمار فرهنگی قلمداد شود. در همین حال، در بند دیگری از اصلاحیه در اشاره به تحریمهای موجود علیه ایران لوپن خواستار آن شده بود که دولتهای عضو اتحادیه اروپا و کمیسیون اروپایی از شرکتهای اروپایی علیه قوانین برونمرزی ایالات متحده دفاع کنند تا فشار های واشنگتن مانع از همکاری اقتصادی اروپا با ایران نشود. هیچ کدام از اصلاحات مدنظر او اما تصویب نشدند. چرا که توافق نانوشتهای میان گروههای بزرگی از احزاب راست میانه دموکرات مسیحی و چپ میانه سوسیال دموکرات حاصل شده بود. در نتیجه، آنان به اصلاحات مطرح شده از سوی لوپن و دیگر نمایندگان گروه «ملت ها و ازادی اروپا» (ENF) متشکل از نمایندگان احزاب راست افراطی اروپا که لوپن خود در صدر آن از بنیانگذاران اصلی اش بوده است پذیرفته نشد.

«اودو وویت» رهبر حزب دموکراتیک المان که نئونازیهای آن کشور محسوب میشوند نیز در هیئت اروپایی برای رابطه با ایران صاحب کرسی است.
دلایل متعددی ممکن است توضیح دهند که چرا راست های اروپایی علاقه اشکاری به ایران دارند. نخستین موضوع آن است که راست افراطی در اروپایی خود را مخالف اصلی آن چه «نخبگان لیبرال معتقد به جهان شدن» میداند معرفی میکند. از این نظر میتواند با نظام سیاسی ایران که خود را از منتقدان اصلی جهانی شدن معرفی کرده است و از آن با عنوان «جهانیسازی» یاد میکند دارای اشتراکنظر در اینباره است. آنان همچنین در انتقاد از آنچه تحمیل ارزش هایی چون حقوق بشر از سوی دولت های غربی بر ایران خوانده اند مخالف هستند. رویکرد آنان در این زمینه نه تنها تطابق زیادی با رویکرد ایران دارد بلکه با موضع ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه نیز همان که بر ارزشهای سنتی و لزوم حراست از آنها تاکید دارد نیز دارای قرابت است. در نتیجه هر سه قطب (ایران، روسیه و راستهای افراطی اروپا) در موضع ضد امریکایی و ضدیت با لیبرال دموکراسی با یکدیگر اشتراک نظر دارند.
اگر لیبرالهای اروپایی مدعی نقض حقوق بشر در ایران هستند در مقابل راستهای افراطی این موضوع را رد میکنند. آنان همچنین معتقدند که در برخورد با مجرمان باید قاطعانه برخورد کرد و همانگونه که در ایران مجازات اعدام در جریان است باور دارند که این نوع مجازات باید در اروپا نیز احیا شود.
علت دیگر حمایت راست افراطی از ایران را می توان تلاش آنان برای اعمال فشار بر نخبگان قاره اروپا دانست که روابط نزدیکی با شیخ نشین خلیج فارس به خصوص عربستان سعودی و قطر دارند. از دید راستهای افراطی حمایت دولت های اروپایی از دولت هایی چون عربستان سعودی تنها سبب میشود تا وهابیها با قدرت بیشتری از گروه های سلفی تکفیری حمایت کنند و افراط گرایی در اروپا تشدید شود. آنان دولتهای اروپایی را مقصر بروز حملات تروریستی در پاریس و بروکسل میدانند و معتقدند که روابط حسنه آنان با دولت های عربی منطقه خلیج فارس مانعی در برابر مقابله با گروهها و سازمانهای تروریستیای است که مورد حمایت وهابیها قرار دارند.در نتیجه، به نظر میرسد که آنان علیرغم اشتراک نظر در شعارهای اسلامهراسانه با ترامپ و کابینه او، درباره ایران علاقهای به اتخاذ موضع محکم و با هزینه برهم خوردن برجام ندارند.
نکته دیگری که باید درباره جریان جبهه ملی فرانسه و رویکرد آن نسبت به مسائل خاورمیانه به آن اشاره کرد حمایت تمام قد راست افراطی فرانسه از شخص بشار اسد رییسجمهوری سوریه و از متحدان ایران است. این در حالیست که ترامپ علیرغم آنکه به طور ضمنی اشاره کرده که اسد را متحدی طبیعی در مبارزه علیه داعش میداند با این حال، از ایجاد مناطق پرواز ممنوع و منطقه «امن» در سوریه سخن گفته است و مدعی شده که این مناطق برای اسکان دادن پناهجویان و آوارگان هستند طرحی که از سوی انکارا با استقبال زیادی مواجه شده است و مقامهای دیپلماتیک ترکیه گفته بودند این طرح را مدتها پیش ارائه کردند و تنها منتظر اجرایی شدن آن توسط ترامپ هستند طرحی که به احتمال زیاد با مخالفت ایران و اسد مواجه خواهد شد.
در مقابل اما مارین لوپن رهبر جبهه ملی فرانسه و دیگر مقام های آن جریان در مصاحبههای خود به طور پیاپی از اسد حمایت کرده است. ماریون مارشال لوپن نماینده عضو جبهه ملی در پارلمان فرانسه و خواهرزاده مارین لوپن رهبر آن حزب در دسامبر سال ۲۰۱۶ میلادی گفته بود که غرب راهی جز انتخاب میان اسد یا اسلامگرایان در سوریه ندارد. او در این باره در گفت و گو با شبکه خبری روسی راشا تودی از سیاست خارجی دولت فرانسه در کمکرسانی و تامین تسلیحات برای اپوزیسیون اسلامگرا مخالف قذافی در لیبی و اسلامگرایان در افغانستان نیز انتقاد کرد و گفت که دولت فرانسه و اروپاییها در حال تکرار سناریویی مشابه برای سوریه هستند و به اپوزیسیون اسلامگرا کمکرسانی میکنند. او می گفته بود این در حالیست که اولاند رییس جمهوری فرانسه از مبارزه با اسلام گرایان در مالی حمایت کرده است و این معیار دوگانه دولت فرانسه را در مبارزه با تروریسم نشان میدهد. او در بخشی از این مصاحبه گفت: «درباره منافع ملی فرانسه صحبت میکنم باید بدانیم که اسلامگرایان تهدیدی واقعی برای امنیت ما هستند در حالی که بشار اسد تهدیدی علیه ما نیست. زمان آن است که عملگرا و منطقی باشیم».
او در همین مصاحبه از موضع حمایت دولت فرانسه از قطریها و سعودیها انتقاد کرد و گفت که متاسفانه کشورش از دولتهای سنی در منطقه حمایت میکند. پیش از او مارین لوپن رهبر آن حزب در سال ۲۰۱۵ میلادی در گفتوگو با روزنامه سوئیسی «لتمپس» (Le Tempes) گفته بود که در حال حاضر اسد تنها فردی است که میتواند سوریه را اداره کند و آن را از بینظمی و آشوب و هرج و مرج مصون بدارد. او گفته بود که مبارزه علیه اسد به معنای آن است که غرب با دست خود داعش را تقویت کرده باشد.
موضع جبهه ملی فرانسه در قبال اسرائیل قدری پیچیده است. این حزب به طور سنتی از سوی مخالفان راست و چپ میانه و یهودیان فرانسه به عنوان جریانی یهودستیز شناخته شده است. ژان ماری لوپن بنیانگذار آن حزب و پدر مارین لوپن از سوی مخالفانش به نئونازی بودن متهم شده است. موضع او در قبال تمام اقلیتها به خصوص یهودیان در دوران عهدهداری سمت رهبری جبهه ملی فرانسه بسیار تند بود. برای مثال، در سال ۱۹۸۷ میلادی خواستار جدا کردن و ایزولازیراسیون کامل افراد مبتلا به ویروس اچ ای وی از جامعه شد. او همچنین، نیکلا سارکوزی را یک بیگانه و خارجی و غیرفرانسوی به دلیل مهاجر بودن والدینش خواند. مواضع او به قدری تند بود که دختر و بسیاری از اعضای بدنه جبهه ملی فرانسه از او دور و جدا شدند. اکنون نیز قدرت احرایی در دست مارین لوپن اسات.
برخی از تحلیلگران معتقدند که او برخلاف پدرش دیگر هدف اصلی حمله را اقلیت یهودی نمیداند بلکه تمرکز اصلیاش بر روی شعارهای اسلامهراسانه به خصوص نسخه وهابی و سلفی از اسلام است. او در این راستا تلاش کرده تا حزب را از تصویر ضدیهودی ساخته شده حول آن توسط پدرش دور کند. از جمله اقداماتی که در این راستا انجام داده میتوان به محکومیت هولوکاست از سوی او و بزرگترین تراژدی قرن بیستم خواندن این رویداد اشاره کرد. این در حالیست که پدر او یعنی ژان ماری لوپن رهبر سابق حزب هولوکاست را جزء کوچکی از تاریخ جنگ جهانی دوم خوانده بود. مارین لوپن اما در رویکردی متفاوت یکی از اعضای حزب که به نازیها ادای احترام کرده بود را اخراج کرد. او همچنین تلاش کرده تا حمایت طبقه کارگر فرانسه را به سوی خود جلب کند که در میان این طبقه روحیات یهودستیزانه به مدت طولانی در آن کشور وجود داشته است. حملات او و استفاده از اصطلاحاتی چون «سرمایه مالی بینالمللی» و «صندوق بینالمللی پول به عنوان عامل سرمایه بینالمللی» یادآور همان کلیشههای راست افراطی قدیمی درباره ارتباط سرمایه بینالمللی با یهودیت است که نقطه اوج آن را میتوان در کتاب نبرد من هیتلر دید.
منتقدان جبهه ملی فرانسه میگویند که اکنون به دلیل آن که گروه خارجی «بیگانه» قلمداد شده مهم و با جمعیت بیشتر در فرانسه را مسلمانان تشکیل میدهند جبهه ملی فرانسه آنان را هدف اصلی خود قرار داده است و این در حالیست که در صورت به قدرت رسیدن جبهه ملی فرانسه آن جریان مخالف هرگونه اقلیت بیگانه قلمدادشدهای خواهد بود و به جو بیگانههراسی دامن میزند و این میتواند کار را برای یهودیان فرانسه دشوارتر سازد.
قدرتگیری مارین لوپن علیرغم آن که مانند گذشته و برخلاف پدرش شعارهای یهودستیزانه سر نمیدهد هنوز هم مایه نگرانی برای یهودیان فرانسه است به خصوص آن که او اعلام کرده بود در صورت پیروزی در انتخابات قانونی را اجرا میکند که طبق آن یهودیان فرانسه نبایستی دو تابعیتی باشند و باید میان شهروندی اسرائیل و فرانسه یکی را انتخاب کنند. او گفته بود که مخالف دو تابعیتی بودن شهروندان فرانسوی است و افزوده بود که اسرائیل کشوری عضو اتحادیه اروپا نیست.
اگرچه او سعی دارد خود را متفاوت از پدرش نشان دهد اما رهبران جامعه یهودی فرانسه همچنان او و جبهه ملی فرانسه را یهودستیز قلمداد میکنند به خصوص آن که مارین لوپن علاه بر لزوم لغو قانون دوتابعیتی بودن گفته بود یهودیان فرانسه برای مبارزه آن کشور علیه مسلمانان افراطی باید از پوشیدن کلاه کیپا خودداری کنند و به اصل لائیستیه پایبند باشند و نمادهای مذهبی را در ملاء عام به نمایش نگذارند.
درباره اسرائیل نیز مارین لوپن در سال ۲۰۱۵ میلادی به صراحت گفته بود که حزبش از طرح دولت و لزوم تشکیل دولت فلسطینی حمایت میکند. او گفته بود که با این حال، گفته بود که امیدی به صلح اسرائیل و فلسطین ندارد او در گفتو گو با پایگاه اسرائیلی آی ۲۴ گفته بود که حق حاکمیت و تضمین امنیت اسرائیل را برسمیت میشناسد. با این حال، او مخالف شرکسازیهای یهودینشین است. این موضوع و لزوم تشکیل دولت فسلطنیی از جمله موضوعاتی هستند که در تضاد با خواستههای نتانیاهو و دولت دستراستی او قرار دارند. او همچنین، معتقد است که برنامه هستهای ایران ماهیت تدافعی دارد و مخالف هرگونه حمله به تاسیسات هستهای ایران است و آن را نقض آشکار قوانین بینالمللی خوانده است.
در زمینه حمایت از موضع پوتین جبهه ملی فرانسه به طور علنیتر در مقایسه با ترامپ این موضوع را بیان کرده است. این حزب سیاسی همواره خواستار لغو تحریمهای اتحادیه اروپا ضدروسیه بوده است و در مخالفت با ناتو و داشتن موضع ضدامریکایی با ولادیمیر پوتین اشتراکنظر دارد و از سوی دیگر مخالف نهاد اتحادیه اروپاست و معتقد است که این اتحادیه حاکمیت ملی کشورهای اروپایی را نقض کرده و هر کشوری باید بنا بر مصالح ملی خود تصمیمگیری کند. از این نظر قدرتگیری احزاب راست افراطی در کشورهای اروپایی موجب تضعیف اتحادیه اروپا میشود امری که پوتین رییسجمهوری روسیه کشوری که اکنون یکی از شرکای مهم ایران در مجامع بینالمللی محسوب میشود از آن استقبال میکند و در نتیجه خواستار قدرتگیری احزاب دست راستی افراطی چون جبهه ملی است چرا که آنان مسیر تضعیف اتحادیه اروپا را هموار میکنند. جبهه ملی فرانسه حامی پروژههای مشترک اقتصادی میان فرانسه و روسیه است و باور دارد که مردم اروپا قربانی همدستی زمامداران اروپایی با امریکاییها و موضع ضدروسی آنان شدهاند. در این راستا ماریون لوپن گفته بود:«روسیه بخشی از جهان اروپا و فرهنگ اروپایی است. ما هرگز نمیتوانیم فراموش کنیم که روسها در جنگهای جهانی متحدان ما بودهاند».
در نتیجه، به نظر میرسد برخلاف موضع مشترک اسلامهراسانه ترامپ و مارین لوپن، جبهه ملی فرانسه در موارد متعددی از جمله برنامه هستهای ایران، لزوم همکاری با تهران و اسد علیه اپوزیسیون اسلامگرای سوریه، موضوع شهرکسازیهای اسرائیلینشین و تشکیل دولت فلسطینی با یکدیگر اختلافنظرهای جدی دارند.